هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
Gharibe Gomnam ارهههه بابا اصلا
این طوری نبودندعالی بودن اونا رو که اصلا بادانشگاه مقایسه نمی شد کرد
چقدر ادم بودنباهاشون هنوز در ارتباط هم
ببین هم دیگه رو می خواستیم صدا کنیم با لقب استاد صدا می کردیم و می کنیم
دیگه بخون تا اخرش
چه قدر خوب بودن
بچه ها درس خون با ادب با شخصیت عالی اصلا
حالا یک سری شوخی ها معمولم بود ولی توهین و به کار برد الفاظ نامناسب و زشت نهببین اینجا
چطور بگم با فحش همو صدا می کنند
البته این برای تو خوابگاه است
همین ادما پشت گوشی یا تو دانشگاه با فرد مهمی بخواند حرف بزنند چنان تغییر رویه می دند با خودت می گی این اونه!؟
البته کسی که عادت کرده باشه دیگه یک جاهایی از دستش در میره و اون روی خودشو نشون میدهjahad_121
عجب بچه های با ادبی
من با اینکه مدرسه نمونه بودم با اینکه سطح علمی بچه های کلاس بالا بود
با وجود همهی اینا وضعیت خیییلی درب داغونی بود
یعنی وضعیت اینجوری بود که هرچی میخواستی بگی باید تو ذهنت دو دوتا چهارتا میکردی که نکنه من اینو بگم چهارتا منحرف درس خون ذهنشون بره یه سمت دیگه
دیگه اصلا نمیتونم بازش کنم میخواستم دوتا مثال بزنم دیدم اصلا جاش تو فضای عمومی نیست
البته خب هیچکس هیچوقت جرعت نداشت منو اونطوری صدا کنهولی تنها مورد با ادب گونه ای که میتونم بگم اینه که همو لاشی صدا میکردن
بقیه اش دیگه مناسب اذهان عمومی نیست
-
Aqua در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
کلی ام اون وسط اصطلاح میگه که آدم نمیفهمه
استاد مام میگفت وقتی دوتا دکتر با هم حرف میزنن نمیفهمی چی میگن
Blue28
اصلا اینا به کنار اگه دو سه تا فیلم یا سریال ژانر پزشکی دیده باشی قشنگ حس طرفو میفهمی.
مثلا بیمار رو دارن میبرن به سمت اتاق عمل یه دکتره میگه حتما مشکلش اینه بعد اون یکی میگه من احتمال اونو میدم این وسط تنها چیزی که میفهمم ام ار ای و سی تیه -
ولی امیدوارم وقتی دانشجو شدم بتونم خودم غذا درست کنم نه به خاطر اینکه نمیتونم غذای دست یکی دیگه رو بخورم واسه اینکه تو اشپزی مهارت پیدا کنم
-
ولی امیدوارم وقتی دانشجو شدم بتونم خودم غذا درست کنم نه به خاطر اینکه نمیتونم غذای دست یکی دیگه رو بخورم واسه اینکه تو اشپزی مهارت پیدا کنم
Gharibe Gomnam
خیلی وفت نمیشه -
ولی من از اوناییم که خودم غذا درست میکنم دیگه بهم نمیچسبه بخورمش
مثلا پنکیک شکلاتی درست کرده بودم همه خوششون اومد به من مزه نمیداد
تهشم میدونم باید غذایی که درست کردمو تو خوابگاه خیرات کنم -
Gharibe Gomnam
خیلی وفت نمیشهjahad_121
عه جدی؟ چرا؟
میگم ساعت ۹ همه باید بخوابن؟
نمیشه شب ادم درست کنه که فردا بخورن؟ ( البته اگه چیزی تا فردا بمونه)
-
jahad_121
عجب بچه های با ادبی
من با اینکه مدرسه نمونه بودم با اینکه سطح علمی بچه های کلاس بالا بود
با وجود همهی اینا وضعیت خیییلی درب داغونی بود
یعنی وضعیت اینجوری بود که هرچی میخواستی بگی باید تو ذهنت دو دوتا چهارتا میکردی که نکنه من اینو بگم چهارتا منحرف درس خون ذهنشون بره یه سمت دیگه
دیگه اصلا نمیتونم بازش کنم میخواستم دوتا مثال بزنم دیدم اصلا جاش تو فضای عمومی نیست
البته خب هیچکس هیچوقت جرعت نداشت منو اونطوری صدا کنهولی تنها مورد با ادب گونه ای که میتونم بگم اینه که همو لاشی صدا میکردن
بقیه اش دیگه مناسب اذهان عمومی نیست
Gharibe Gomnam در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
یعنی وضعیت اینجوری بود که هرچی میخواستی بگی باید تو ذهنت دو دوتا چهارتا میکردی که نکنه من اینو بگم چهارتا منحرف درس خون ذهنشون بره یه سمت دیگه
وای الانِ من
به خدا خیلی وقتا تهشم نمیفهمم الان این جمله کجاش بد بود
یا یه وقتایی که میگن این حرفُ نزن زشته
فک میکنم که چرا؟...
میفهممو میگم اکی
بعد میگن منظورشو فهمیدی؟
من: آره
️
اون:چی بود؟
من: بد بوددیگه......
بعد اون میگه فلان دیگه؟
من:نههه من یه چی دیگه فهمیدمم
پن:یعنی اکثرا، آخرشم اون منظورِ مرحله آخر رو متوجه نمیشم -
منو خواهرم اتاقمون یکیه اون لباساشو یا وسایلشو مرتب نمیکنه من از این بالا پرت میکنم پایین
این روش تو خوابگاه جواب میده؟ -
ولی من از اوناییم که خودم غذا درست میکنم دیگه بهم نمیچسبه بخورمش
مثلا پنکیک شکلاتی درست کرده بودم همه خوششون اومد به من مزه نمیداد
تهشم میدونم باید غذایی که درست کردمو تو خوابگاه خیرات کنم -
خب دو تا کلاس و بیخیال شدم و سوار سرویس شدم بیام خونه
حالا استاد منو صبح دیده از اون طرفم میشناستم
حالا با خودش میگه این پیچونده رفته اخه ارائه داشتم
ولی خب میدونه تنبل نیستم
منم از تنبلی نیمدم حالم خوش نبود وگرنه ارائه ام اماده بود -
وای برسم فقط بگیرم بخوابم
-
jahad_121
عجب بچه های با ادبی
من با اینکه مدرسه نمونه بودم با اینکه سطح علمی بچه های کلاس بالا بود
با وجود همهی اینا وضعیت خیییلی درب داغونی بود
یعنی وضعیت اینجوری بود که هرچی میخواستی بگی باید تو ذهنت دو دوتا چهارتا میکردی که نکنه من اینو بگم چهارتا منحرف درس خون ذهنشون بره یه سمت دیگه
دیگه اصلا نمیتونم بازش کنم میخواستم دوتا مثال بزنم دیدم اصلا جاش تو فضای عمومی نیست
البته خب هیچکس هیچوقت جرعت نداشت منو اونطوری صدا کنهولی تنها مورد با ادب گونه ای که میتونم بگم اینه که همو لاشی صدا میکردن
بقیه اش دیگه مناسب اذهان عمومی نیست
وایییی
واییی این کلمه لا. ش
ی
من اصلا اینو بلد نبودم
انقدر اینو می شنوم که حد نداره به قول خودت این یکی از کمترینشههعیییی
نه خداروشکر ما از نمونه ها خوب بودیم
تو اخلاق هم نمونه بودیم
الان چند تا مون اینجا یک جا ایمیکی پزشکی کرمان بچه ها انسانی هم یکی روانشناسی ه تو دانشگاه خودمه یکی هم حسابداری
-
اگه جرعت داشتم راحت حرف بزنم
تو کلاس اون استادمون حرفایِ سمیای به ذهنم میرسه و میتونستم دلِ ملت رو شاد کنم
ولی خب چون درلحظه به ذهنم میرسن و استاد روشن شه دیگه خاموش نمیشه و فرصت نمیده من فکر کنم و میره ادامهی اسکل کردنِ ملت
من تا بخوام تحلیل کنم که الان این حرف خوبه یا بد
بحث عوض شده
استاد جوری روشن میشه که تو باید در لحظه هرچی به دهنت رسید رو بگی وگرنه دیگه نمیشه -
Gharibe Gomnam در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
یعنی وضعیت اینجوری بود که هرچی میخواستی بگی باید تو ذهنت دو دوتا چهارتا میکردی که نکنه من اینو بگم چهارتا منحرف درس خون ذهنشون بره یه سمت دیگه
وای الانِ من
به خدا خیلی وقتا تهشم نمیفهمم الان این جمله کجاش بد بود
یا یه وقتایی که میگن این حرفُ نزن زشته
فک میکنم که چرا؟...
میفهممو میگم اکی
بعد میگن منظورشو فهمیدی؟
من: آره
️
اون:چی بود؟
من: بد بوددیگه......
بعد اون میگه فلان دیگه؟
من:نههه من یه چی دیگه فهمیدمم
پن:یعنی اکثرا، آخرشم اون منظورِ مرحله آخر رو متوجه نمیشمزهرا بنده خدا 2
ولش کن
الان مثلا معنی اونم ندونی چی ازت کم میشه؟
اینجور ادما خیلی رو اعصابمن از اونجایی که خودم تو همچین محیطی بزرگ شدم دیگه وقتی یه حرف عادی رو یه نفر میزنه و ده نفر میخندن چون ذهنشون رفته یه جا دیگه ؛ میفهمم ذهن طرف تا کجا رفته
ولی چیزی که اعصابمو خورد میکنه اینه که ایکاش بعضیا شعور و درکشون یه ذره بالاتر از این مسائل پیش افتاده بود
بعد من یه بار یکی از بچه ها تو کلاس بهمون گفت الان نفهمید چیشد؟ منم بی حوصله گفتم نه
اونم بهم گفت تو خیلی مثبتی
منم اون روز بی حوصله بودم گفتم خب که چی؟ چی ازم کم شد؟
کلا حوصله سر برن واسم -
منو خواهرم اتاقمون یکیه اون لباساشو یا وسایلشو مرتب نمیکنه من از این بالا پرت میکنم پایین
این روش تو خوابگاه جواب میده؟Gharibe Gomnam
تو خوابگاه خیلی چیزا بستگی به هم اتاقیات داره
اگر ادم باشن با حرف باهشون صحبت کنی رعایت می کنند
اگر نباشند اصلا هیچ راهی نداره -
️Dua Lipa
-
jahad_121
عه جدی؟ چرا؟
میگم ساعت ۹ همه باید بخوابن؟
نمیشه شب ادم درست کنه که فردا بخورن؟ ( البته اگه چیزی تا فردا بمونه)
Gharibe Gomnam نه باباا شب اینجا
انگاذ صبح. اشپز خونه هم کلان بازه مشکلی ندارهاگر شب درست کنید اره وقت هست
ولی شب دیگه ادم از دانشگاه بر میگرده انقدر خسته است و. کار و درس های فردا هست که کم. وقت داریم
روز هاا هم که اط صبح تا شب درگیر کلاس ها و..
بستگی به خودتون داره که وقت ازاد پیدا کنید -
ولی من از اوناییم که خودم غذا درست میکنم دیگه بهم نمیچسبه بخورمش
مثلا پنکیک شکلاتی درست کرده بودم همه خوششون اومد به من مزه نمیداد
تهشم میدونم باید غذایی که درست کردمو تو خوابگاه خیرات کنمGharibe Gomnam منم پنکیک شکلاتی میخوام
-
وایییی
واییی این کلمه لا. ش
ی
من اصلا اینو بلد نبودم
انقدر اینو می شنوم که حد نداره به قول خودت این یکی از کمترینشههعیییی
نه خداروشکر ما از نمونه ها خوب بودیم
تو اخلاق هم نمونه بودیم
الان چند تا مون اینجا یک جا ایمیکی پزشکی کرمان بچه ها انسانی هم یکی روانشناسی ه تو دانشگاه خودمه یکی هم حسابداری
jahad_121
ببین باز خوبه تو نمونه چندتا دوستی داشتی که اینجوری باشن
من یکی از همکلاسی هام که تغییر رشته ای از ریاضی به تجربی بود تهشم دوباره رفت ریاضی داد از شدت زیاد سیگار کشیدن تن صداش کلا عوض شده بود
امسالم نوشیروانی قبول شد
نه اینکه بخوام تاسف بخورم
من واقعا ناراحت میشم وقتی میبینم یه نفر با این حجم از پتانسیل تو اوج نوجوونی اینجوری زندگی میکنه این حجم از افسردگی و...
اینجوری هم نبود که من کلا با این بچه ها حرف نزنم خودمو بگیرم ؛ باهم مافیا بازی میکردیم حتی
اما تهش واقعا ناراحت بودم بخاطر خودشون
بخاطر این حجم از نا امیدی بی انگیزگی بی انرژی بودن بی حوصله بودن اصلا صبح باید میرفتی تو کلاس میفهمیدی چی میگم انگار یه مشت معتاد که بهشون مواد نرسیده دورهم جمعن -
ناهار یکشنبه مورد پسندمون نبود قرار شد یکی از دوستام غذا درست کنه بیاره
️