هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
خوبه که مادرم هر چند دقیقه یه بار بیدار میشه صداش میاد خیالم راحت میشه
-
خب چند تا صلوات بفرستیم که جنا دور شن
-
فردای اون روز تو کوچه دعوا بود که چرا صاحبخونه باید به مجردی که نمیشناسه خونه اجاره بده
طرف مال تبریز بود -
خب چند تا صلوات بفرستیم که جنا دور شن
-
توی مدرسه همیشه سر کلاس دینی بحث جن میشد بعد ماشالا همه شروع می کردیم به خاطره گویی
-
توی مدرسه همیشه سر کلاس دینی بحث جن میشد بعد ماشالا همه شروع می کردیم به خاطره گویی
یعنی کل زمان خواب بودیم فقط اون زمان که بحث جن میشد چنان هوشیار میشدیم..
-
این موقع شب به سرم میزنه برم مای سنجش و تخمین رتبه
پس کی تموم میشه -
این موقع شب به سرم میزنه برم مای سنجش و تخمین رتبه
پس کی تموم میشهپرستو بابایی
تموم نمیشه(: -
توی مدرسه همیشه سر کلاس دینی بحث جن میشد بعد ماشالا همه شروع می کردیم به خاطره گویی
پرستو بابایی به ما میگفتن ادامه ندین هیچ وقت بحث ها درست پیش نرفت
-
خب چرا وقتی حریف زبون من نمیشین باهام کل میندازین که تهش ضایع شین؟
-
گناه دارین. با خودتون نکنین اینکارا رو.
ای بابا -
Sachli نه ببین تو گریه کن و برام دعا کن
من وقت ندارم فعلا آئین نامه بخونم یه 6 ساعت دیگه امتحانه
️
حالمم تعریف نداره
خبرم هیچ تو در سفری بیشتر خبر دارینقطه در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
Sachli نه ببین تو گریه کن و برام دعا کن
من وقت ندارم فعلا آئین نامه بخونم یه 6 ساعت دیگه امتحانه
️
حالمم تعریف نداره
خبرم هیچ تو در سفری بیشتر خبر داریحقیقتا گریه نکردم ولی خیلی برات دعا کردم ایشالا قبولی
جسمی یا روحی؟
خبر که دیشب تو راه رسیدیم به مراسم نریمانی تو موکب امام رضا بعد رفتیم تو موکب مهمون امام رضا غذاشو خوردیم
دیگه تا همین چندی پیش داشتیم پیاده میومدیم و جالبه که بدونی الانم جا ندارم بخوابم:) -
گناه دارین. با خودتون نکنین اینکارا رو.
ای بابا -
همین الان دو تا گربه شروع کردن به دعوا
بله خدا به خیر کنهپرستو بابایی و منی که ساختمون بغلی مون نیمه کارست و یه سگی ۶ تا توله زاییده و هر شب صدای پارسشون میاد
ساعت خوابمو کلا عوض کردن -
بحث جن بوده دیشب؟؟؟ عع چطور نبودم🫤
چن سال پیش یه خانه بغل دست خانه خالم بود. یروز یهو مامورا ریختن تو کوچه. به پسرخالهام گفتن بیا عه در برو بالا برو او ور دره باز کو که بیایم تو اینم رفت بالا عه در. پسر خالهام خیلی تخصه الانم، عه مه بزرگتره چن سال. گفت با مامورا یواشی عه پشت سرشان رفتم تو. گفت دیدم مرده، سر زنشه بریده سرش هس دسش و وسط پذیراییه
گفت تمام خانه خون بود. شوهر زنه ره بردن و دی گذشت تا بعد چن وقت یه خانواده آمدن خانه ره خریدن. بعدش بعد دو هفته خانه ره تخلیه کردن. باز گذشتتت تا چن وقت دیه یه خانواده تهرانی که آمدن خانه و خریدن و کلیم پول خرجش کردن و خیلی لوکسش کردن. بعد اونام بعد یه هفته تخلیه کردن. میگن روح زنه تو خانهاس و هرکه میره تو خانه نمیزاره زندگی و کنه انقدددد اذیتشان مکنه تا تخلیه کنن. الانم بعد چن سال هنوز خالیه خانهه