شاه کلید پاسخ به سؤالات ترجمه در يک نگاه:
برای اینکه شما در پاسخ سؤالات ترجمه و تعريب به علت کمبود وقت زودتر به جواب برسید يا دست كم به جواب نزديكتر شويد امروز تست هاى ترجمه و تعريب آزمون سراسرى زبان ١٣٩٩ را با قانون 《 جُمَضَف 》 برايتان تحليل و بررسى مى كنم و ثوابش را به روح مرحومه مادرم كه دار فانى را در عنفوان جوانى وداع كردند ، تقديم مى كنم .
قانون 《 جُمَضَف 》:
١_ ج : جمع و مفرد :
السماوات : الف ) آسمان □ ب) آسمان ها ■
٢_ م : معرفه و نكره :
نساءٌ : الف ) زنان □ ب) زنانى ■
٣_ ض : ضمير :
كلامه :الف ) سخش ، سخن او ، سخن خود ، سخن خويش ، سخن آن ■ ب) سخن □
٤_ ف : فعل :
كانَ تُخْرِ جُ: ( ماضى استمراى / سوم شخص مفرد مذكّر / باب إفعال 《 يعنى توجه به تفاوت معانى باب ها )
كانَ تُخْرِجُ :
الف )بيرون مى رود □ ب) بيرون مى رفت □
ج) در مى آورَند □ د ) در مى آورْد ■
١_ أَنْزَلَ مِن السّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِه مِن الثَّمراتِ رزْقاً لَكُم :
١) آب را از آسمان نازل كرد و از ميوه ها روزى براى شما قرار داد ! □
٢) از آسمان آب را نازل كرد و از ثمره ها روزى براى شما بيرون آمد ! □
٣) آبى از آسمان فروفرستاد و بوسيله آن ثمره هاى رزق را براى شما خارج ساخت ! □
٤) از آسمان آبى فروفرستاد پس بوسیله آن از میوه ها رزقی را برای شما خارج ساخت ! ■
نَزَلَ ، یَنْزِلُ : پایین آمد ، نازل شد
أَنْزَلَ ، يُنْزِلُ :نازل كرد ، فرو فرستاد
ماءً ، رزقاً : آب ، رزق □ آبی ، رزقی ■
در ترجمه اسم هاى نكره در زبان فارسى از ( ى ، يک ، یک ...ی ) استفاده می شود .
الثّمرات : ثمره های □ ثمره ها ، میوه ها ■
مِن الثمرات : ثمره ها □ از ثمره ها ■
به ترجمه حروف جرّ 《 حروف اضافه 》 دقت کنید .
۲_ لا تَعِشْ في الماضي و ما وقع فيه حتّى لا يُضيِّعَ مستقبلك !
١) در گذشته و آنچه در آن رخ داده است زندگی مکن تا آینده ات تباه نشود ! ■
۲) در گذشته ها و چیزهایی که در آنها رخ داده بود زندگی مکن تا آینده تو ضایع نگردد ! □
۳) برای اینکه آینده خود را تباه نسازی ، در گذشته و آنچه در آن روی داد ، زندگی مکن ! □
۴) برای تباه نساختن آینده خویش ، در گذشته و چیزی که در آن واقع می شود ، زندگی منمای !□
لاتعش : زندگی مکن( لای نهی مضارع ) / وقع : رخ داد ، رخ داده است( ماضی ساده مثبت یا ماضی نقلی مثبت ) / حتّی لا یُضیّع : تا ... تباه نشود ( حتّی ناصبه + لا نفی مضارع + فعل مضارع = معادل مضارع التزامی منفی فارسی )
الماضی : گذشته ■ گذشته ها □
۳_ هُناكَ لا انسانَ بدون خطأ ، و لكنّه يفشل عندما يعدّ نفسه عالما يعرف كلّ شيء! :
١) هيچ انسانی نیست که خطا نکند ، ولی هنگامی که خود را دانای همه چیز بشمار آورد ، شکست خواهد خورد !□
۲) انسان بدون اشتباه ، هیچگاه وجود ندارد ، اما او می بازد هرگاه خود را دانایی فرض کند که هر چیزی را می دانسته است !□
۳) هیچ انسانی بدون خطا وجود ندارد ، ولی زمانی که خودش را عالمی بشمار آورد که همه چیز را می داند ، شکست می خورد !■
۴) انسان هیچگاه بون اشتباه نیست اما زمانی می بازد که نفس خود را عالمی به حساب آورد که بر هر چیزی آگاه است !□
نکته ۱ :
اسم لای نفی جنس به شکل نکره ترجمه می شود . ( لا انسانَ : هیچ انسانی ■ انسان هیچگاه □)
هناك لا انسانَ... :
هيچ انسانی وجود ندارد■ هیچ انسانی نیست □
نکته ۲_ یفشل :
شکست خواهد خورد□ شکست می خورَد ، می بازد ■
نکته ۳: یعرف :
می داند ■ می دانسته است ، آگاه است □
نکته ۴ : اگر بعداز کلمه ( کلّ) اسم مفرد بدون 《ال》 باشد به صورت ( هر ) و اگر بعد از ( کلّ ) اسم جمع دارای 《 ال 》 باشد به صورت ( همه ) ترجمه می شود .
کلّ شيء :هر چیزی ■ همه چیز □
۴_ کان ذلكَ العالمُ يُمضي أوقاته بالمطالعة و الدّراسة و لا يبتعد عن النّشاط لحظةً على رغم الظّروف القاسيّة ! :
١) تمام وقت آن عالم در مطالعه و پژوهش می گذشت ، و با وجود شرایط سخت یک لحظه از فعالیّت دور نمی شد ! □
۲) آن دانشمند اوقات خود را به مطالعه و تحقیق می گذرانْد و با وجود شرايط سخت ، لحظه اى از فعاليت دور نمى شد !■
٣) وقت آن دانشمند به مطالعه و تحقيق مى گذشت ، در حالیکه علی رغم شرایط سخت لحظه ای از کار دور نمی شود !□
۴) آن عالم اوقاتش را در مطالعه و پژوهش می گذرانْد ، در حاليكه على رغم شرايط سختش حتّى یک لحظه از کار دور نمی شود !□
نکته ۱: كان + فعل مضارع = ماضى استمرارى
کان ...یُمضي ...لا يبتعد :
مى گذشت ...دور نمی شود □ می گذرانْد ...دور نمى شد ■
نكته ٢ :
أوقاته : اوقات خود ■ وقت آن □
نكته ٣:
الظروف القاسية :
شرايط سختش □ شرايط سخت ■