☘عربیات☘
-
این پست پاک شده!
فاطمه خلیلی من یک تست از مفعول مطلق داشتم.
-
Amin Rm چرا پاک کردید؟😅🤣🤣
فاطمه خلیلی فکر کردم برای دهم و یازدهم هستش.
-
فاطمه خلیلی فکر کردم برای دهم و یازدهم هستش.
Amin Rm مفعول مطلق برا دوازدهمه نه؟
عب نداشت که😅🌸 -
🔹صَدَقَ👈راست گفت
🔸صدَّقَ👈باور کرد
🔹صادقَ👈رو راست بود، به دوستی گرفت
🔸تَصَدِّقَ👈 صدقه داد
🔹قَبِلَ👈 پذیرفت
🔸أقبَلَ علی👈 روی آورد
🔹قبّلَ👈 بوسید
🔸قابَلَ👈رو به رو شد
🔹تقبَّلَ👈 بر عهده گرفت
🔸استَقبَلَ👈 پیشواز رفت، استقبال کرد
🔹دَفَعَ👈 راند
🔸دافَعَ👈 دفاع کرد
🔹إندَفَعَ👈روانه شد
🔸قَتَلَ👈کشت
🔹قاتَلَ👈جنگید با..
🔸سَلَمَ👈سالم ماند
🔹أسلَمَ👈اسلام آورد
🔸سلَّمَک👈سلامتی دهد به تو( در مقام دعا)
🔹سَلَّمَ عَلَ👈 سلام کرد بر
🔸استَلَمَ👈 دریافت کرد
🔹إستسلَمَ👈تسلیم شد
🔸حاوَلَ👈 کوشید، سعی کرد
🔹حَوّلَ👈دگرگون کرد
🔸تَحَوّلَ👈 دگرگون شد، متحول شد
🔹أحالَ إلی👈واگذار کرد به، ارجاع داد به
🔸شَجَّعَ👈 تشویق کرد
🔹رأیَ👈 دید
🔸أرَی👈نشان داد
🔹أتَی و جاءَ👈 آمد
🔸آتَی👈 داد، عطا کرد
🔹أتَی بـ و جاءَ بـ 👈آورد
🔸غَفَرَ👈آمرزید، بخشید
🔹استَغفَرَ👈 طلب آمرزش کرد، آمرزش خواست
🔸صَبَرَ👈 صبر کرد
🔹صابرَ👈پایداری کرد(انسانی)
🔸زادَ 👈افزود
🔹إزدادَ👈 زیاد شد
🔸زَوّدَ👈 مجهز ساخت
🔹حمل👈 حمل کرد، برد
🔸حمّلَ علَی👈تحمیل کرد بر
🔹تَحَمّلَ👈تحمّل کرد
🔸عَلمَ👈دانست
🔹أعلَمَ👈یاد داد، فهماند
🔸علّمَ👈 یاد داد
🔹تَعَلَّمَ👈یاد گرفت، علم آموخت
🔸إستعلَمَ👈 جویا شد
🔹کَبُرَ👈بزرگ شد
🔸کبَّرَ👈بزرگ داشت
🔹تکَبَّرَ👈 خودخواهی
🔸إسْتَكْبَرَ👈سركشی کرد
-
Amin Rm مفعول مطلق برا دوازدهمه نه؟
عب نداشت که😅🌸فاطمه خلیلی بله.
-
🔹صَدَقَ👈راست گفت
🔸صدَّقَ👈باور کرد
🔹صادقَ👈رو راست بود، به دوستی گرفت
🔸تَصَدِّقَ👈 صدقه داد
🔹قَبِلَ👈 پذیرفت
🔸أقبَلَ علی👈 روی آورد
🔹قبّلَ👈 بوسید
🔸قابَلَ👈رو به رو شد
🔹تقبَّلَ👈 بر عهده گرفت
🔸استَقبَلَ👈 پیشواز رفت، استقبال کرد
🔹دَفَعَ👈 راند
🔸دافَعَ👈 دفاع کرد
🔹إندَفَعَ👈روانه شد
🔸قَتَلَ👈کشت
🔹قاتَلَ👈جنگید با..
🔸سَلَمَ👈سالم ماند
🔹أسلَمَ👈اسلام آورد
🔸سلَّمَک👈سلامتی دهد به تو( در مقام دعا)
🔹سَلَّمَ عَلَ👈 سلام کرد بر
🔸استَلَمَ👈 دریافت کرد
🔹إستسلَمَ👈تسلیم شد
🔸حاوَلَ👈 کوشید، سعی کرد
🔹حَوّلَ👈دگرگون کرد
🔸تَحَوّلَ👈 دگرگون شد، متحول شد
🔹أحالَ إلی👈واگذار کرد به، ارجاع داد به
🔸شَجَّعَ👈 تشویق کرد
🔹رأیَ👈 دید
🔸أرَی👈نشان داد
🔹أتَی و جاءَ👈 آمد
🔸آتَی👈 داد، عطا کرد
🔹أتَی بـ و جاءَ بـ 👈آورد
🔸غَفَرَ👈آمرزید، بخشید
🔹استَغفَرَ👈 طلب آمرزش کرد، آمرزش خواست
🔸صَبَرَ👈 صبر کرد
🔹صابرَ👈پایداری کرد(انسانی)
🔸زادَ 👈افزود
🔹إزدادَ👈 زیاد شد
🔸زَوّدَ👈 مجهز ساخت
🔹حمل👈 حمل کرد، برد
🔸حمّلَ علَی👈تحمیل کرد بر
🔹تَحَمّلَ👈تحمّل کرد
🔸عَلمَ👈دانست
🔹أعلَمَ👈یاد داد، فهماند
🔸علّمَ👈 یاد داد
🔹تَعَلَّمَ👈یاد گرفت، علم آموخت
🔸إستعلَمَ👈 جویا شد
🔹کَبُرَ👈بزرگ شد
🔸کبَّرَ👈بزرگ داشت
🔹تکَبَّرَ👈 خودخواهی
🔸إسْتَكْبَرَ👈سركشی کرد
Mahdeh ممنونن😃🌸🌸🌹🌹
-
یکتست چالشی از مبحث مفعول مطلق

-
🔹خَلْق👈آفرینش
🔸خُلُق👈 خوی و منش
🔹تَخَلّقَ👈 آراسته شد
🔸قامَ👈 برخاست.
🔹قام بـ👈 پرداخت
🔸قام علی👈 استوار بود،
🔹قامَ علی الصفا👈 ایستاد
🔸أقامَ👈 برپاداشت
🔹عادَ👈 برگشت
🔸تعوَّدَ👈عادت کرد
🔹وقعَ علی👈 افتاد
🔸أوقَعَ👈انداخت، سرنگون ساخت
🔹وَصَلَ👈 رسید
🔸أوصَلَ👈 رساند
🔹واصَلَ👈 ادامه داد
🔸ألقی👈 انداخت
🔹لقیَ👈 برخورد کرد
🔸تلقَی👈 می بینی
🔹تلقّـَی👈 دریافت کرد
🔸علِمَ👈دانست
🔹علًَّمَ👈 ياد داد
🔸تعلَّمَ👈 ياد گرفت
🔹جلس👈 نشست
🔸أجلس👈 نشاند
🔹جالسه👈 با او نشست
🔸تجالس👈همنشينى كرد
🔹عرف👈 شناخت
🔸تعرّف👈شنا شد
🔹تعارف👈يكديگر را باز شناختن
🔸كتب 👈نوشت
🔹كاتب👈 يكطرفه نامه نگارى كرد
🔸تكاتب👈 دوطرفه نامه نگارى كردند
🔹رجع👈برگشت
🔸راجع👈دوره کرد
🔹استرجع👈پس گرفت
🔸خرج👈بیرون رفت
🔹اخرج👈بیرون آورد
🔸استخرج👈 بیرون آورد، استخراج کرد
🔹تخرّج👈دانش آموخته شد، فارغ التحصیل شد
🔸فَهِمَ👈فهميد
🔹فهّمَ👈فهماند
🔸تفاهم👈درك متقابل داشتن
🔹استفهم👈طلب درك وفهم نمود
🔸نجى👈نجات يافت
🔹نجّى👈نجات داد
🔸استنجى👈 نجات خواست
🔹ناجى وتناجى👈راز ونياز كرد
-
فاطمه خلیلی بله.
این پست پاک شده! -
❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛
💢 سَلِمَ - یَسلَمُ (ثلاثی مجرد)؛
سالم ماند - سالم می ماند♻️ سَلَّمَ - یُسَلِّمُ (باب تفعیل)؛
سلام کرد، تحویل داد - سلام می کند، تحویل می دهد💢 أسلَمَ - یُسلِمُ (باب إفعال)؛
اسلام آورد - اسلام می آورد♻️ اِستَلَم - یَستَلِمُ (باب اِفتعال)؛
دریافت کرد - دریافت می کند💢 اِستَسلَمَ - یَستَسلِمُ (باب اِستفعال)؛
تسلیم شد - تسلیم می شود -
❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛
💢 قَبِلَ - یَقبَلُ (ثلاثی مجرد)؛
پذیرفت - می پذیرد♻️ قَبَّلَ - یُقَبِّلُ (باب تفعیل)؛
بوسید - می بوسد💢 قابَلَ - یُقابِلُ (باب مُفاعَلَة)؛
روبه رو شد - رو به رو می شود♻️ اِستَقبَلَ - یَستَقبِلُ (باب استِفعال)؛
استقبال کرد - استقبال می کند♻️ أقبَلَ - یُقبِلُ (باب إفعال)؛
روی آورد - روی می آورد♻️ تَقَبَّلَ - یَتَقَبَّلُ (باب تفعُّل)؛
به عهده گرفت، پذیرفت - به عهده می گیرد، می پذیرد -
❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛
💢 عَمِلَ - یَعمَلُ (ثلاثی مجرد)؛
کار کرد - کار می کند♻️ عامَلَ - یُعامِلُ (باب مُفاعَلَة)؛
رفتار کرد - رفتار می کند💢 تَعامَلَ - یَتَعامَلُ (باب تفاعُل)؛
داد و ستد کرد - داد و ستد می کند♻️ اِستَعمَلَ- یَستَعمِلُ (باب استِفعال)؛
به کار گرفت - به کار می گیرد❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛💢 صَدَقَ - یَصدُقُ (ثلاثی مجرد)؛
راست گفت - راست می گوید♻️ صَدَّقَ - یُصَدِّقُ (باب تفعیل)؛
باور (تأييد) کرد - باور (تأیيد) می کند💢 صادَقَ - یُصادِقُ (باب مُفاعَلَة)؛
دوستی کرد - دوستی می کند♻️ تَصَدَّقَ - یَتَصَدَّقُ (باب تَفعُّل)؛
صدقه داد - صدقه می دهد -
Mahdeh ممنونن😃🌸🌸🌹🌹
فاطمه خلیلی ❤❤
-
شاه کلید پاسخ به سؤالات ترجمه در يک نگاه:
برای اینکه شما در پاسخ سؤالات ترجمه و تعريب به علت کمبود وقت زودتر به جواب برسید يا دست كم به جواب نزديكتر شويد امروز تست هاى ترجمه و تعريب آزمون سراسرى زبان ١٣٩٩ را با قانون 《 جُمَضَف 》 برايتان تحليل و بررسى مى كنم و ثوابش را به روح مرحومه مادرم كه دار فانى را در عنفوان جوانى وداع كردند ، تقديم مى كنم .
قانون 《 جُمَضَف 》:١_ ج : جمع و مفرد :
السماوات : الف ) آسمان □ ب) آسمان ها ■٢_ م : معرفه و نكره :
نساءٌ : الف ) زنان □ ب) زنانى ■٣_ ض : ضمير :
كلامه :الف ) سخش ، سخن او ، سخن خود ، سخن خويش ، سخن آن ■ ب) سخن □٤_ ف : فعل :
كانَ تُخْرِ جُ: ( ماضى استمراى / سوم شخص مفرد مذكّر / باب إفعال 《 يعنى توجه به تفاوت معانى باب ها )
كانَ تُخْرِجُ :
الف )بيرون مى رود □ ب) بيرون مى رفت □
ج) در مى آورَند □ د ) در مى آورْد ■١_ أَنْزَلَ مِن السّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِه مِن الثَّمراتِ رزْقاً لَكُم :
١) آب را از آسمان نازل كرد و از ميوه ها روزى براى شما قرار داد ! □
٢) از آسمان آب را نازل كرد و از ثمره ها روزى براى شما بيرون آمد ! □
٣) آبى از آسمان فروفرستاد و بوسيله آن ثمره هاى رزق را براى شما خارج ساخت ! □
٤) از آسمان آبى فروفرستاد پس بوسیله آن از میوه ها رزقی را برای شما خارج ساخت ! ■
نَزَلَ ، یَنْزِلُ : پایین آمد ، نازل شد
أَنْزَلَ ، يُنْزِلُ :نازل كرد ، فرو فرستادماءً ، رزقاً : آب ، رزق □ آبی ، رزقی ■
در ترجمه اسم هاى نكره در زبان فارسى از ( ى ، يک ، یک ...ی ) استفاده می شود .
الثّمرات : ثمره های □ ثمره ها ، میوه ها ■مِن الثمرات : ثمره ها □ از ثمره ها ■
به ترجمه حروف جرّ 《 حروف اضافه 》 دقت کنید .۲_ لا تَعِشْ في الماضي و ما وقع فيه حتّى لا يُضيِّعَ مستقبلك !
١) در گذشته و آنچه در آن رخ داده است زندگی مکن تا آینده ات تباه نشود ! ■
۲) در گذشته ها و چیزهایی که در آنها رخ داده بود زندگی مکن تا آینده تو ضایع نگردد ! □
۳) برای اینکه آینده خود را تباه نسازی ، در گذشته و آنچه در آن روی داد ، زندگی مکن ! □
۴) برای تباه نساختن آینده خویش ، در گذشته و چیزی که در آن واقع می شود ، زندگی منمای !□لاتعش : زندگی مکن( لای نهی مضارع ) / وقع : رخ داد ، رخ داده است( ماضی ساده مثبت یا ماضی نقلی مثبت ) / حتّی لا یُضیّع : تا ... تباه نشود ( حتّی ناصبه + لا نفی مضارع + فعل مضارع = معادل مضارع التزامی منفی فارسی )
الماضی : گذشته ■ گذشته ها □
۳_ هُناكَ لا انسانَ بدون خطأ ، و لكنّه يفشل عندما يعدّ نفسه عالما يعرف كلّ شيء! :
١) هيچ انسانی نیست که خطا نکند ، ولی هنگامی که خود را دانای همه چیز بشمار آورد ، شکست خواهد خورد !□
۲) انسان بدون اشتباه ، هیچگاه وجود ندارد ، اما او می بازد هرگاه خود را دانایی فرض کند که هر چیزی را می دانسته است !□
۳) هیچ انسانی بدون خطا وجود ندارد ، ولی زمانی که خودش را عالمی بشمار آورد که همه چیز را می داند ، شکست می خورد !■
۴) انسان هیچگاه بون اشتباه نیست اما زمانی می بازد که نفس خود را عالمی به حساب آورد که بر هر چیزی آگاه است !□
نکته ۱ :
اسم لای نفی جنس به شکل نکره ترجمه می شود . ( لا انسانَ : هیچ انسانی ■ انسان هیچگاه □)
هناك لا انسانَ... :
هيچ انسانی وجود ندارد■ هیچ انسانی نیست □
نکته ۲_ یفشل :
شکست خواهد خورد□ شکست می خورَد ، می بازد ■
نکته ۳: یعرف :
می داند ■ می دانسته است ، آگاه است □
نکته ۴ : اگر بعداز کلمه ( کلّ) اسم مفرد بدون 《ال》 باشد به صورت ( هر ) و اگر بعد از ( کلّ ) اسم جمع دارای 《 ال 》 باشد به صورت ( همه ) ترجمه می شود .
کلّ شيء :هر چیزی ■ همه چیز □
۴_ کان ذلكَ العالمُ يُمضي أوقاته بالمطالعة و الدّراسة و لا يبتعد عن النّشاط لحظةً على رغم الظّروف القاسيّة ! :١) تمام وقت آن عالم در مطالعه و پژوهش می گذشت ، و با وجود شرایط سخت یک لحظه از فعالیّت دور نمی شد ! □
۲) آن دانشمند اوقات خود را به مطالعه و تحقیق می گذرانْد و با وجود شرايط سخت ، لحظه اى از فعاليت دور نمى شد !■
٣) وقت آن دانشمند به مطالعه و تحقيق مى گذشت ، در حالیکه علی رغم شرایط سخت لحظه ای از کار دور نمی شود !□
۴) آن عالم اوقاتش را در مطالعه و پژوهش می گذرانْد ، در حاليكه على رغم شرايط سختش حتّى یک لحظه از کار دور نمی شود !□
نکته ۱: كان + فعل مضارع = ماضى استمرارىکان ...یُمضي ...لا يبتعد :
مى گذشت ...دور نمی شود □ می گذرانْد ...دور نمى شد ■
نكته ٢ :
أوقاته : اوقات خود ■ وقت آن □نكته ٣:
الظروف القاسية :
شرايط سختش □ شرايط سخت ■ -
🔵کلمات مشابه عربی دهم_مشترک 🔵
🔺آخَر 👈دیگر 🔺آخِر👈پایان
🔺إلّا 👈بجز _مانده 🔺ألا👈هان _آگاه باش 🔺ألّا 👈أن +لا🔹أُمّ👈مادر 🔹أَمْ👈یا
🔸إنّ 👈حقیقتا _قطعا 🔹أنَّ 👈که 🔹إنْ👈اگر 🔹أنْ👈که
إنّما 👈فقط🔅أداء👈به جا آوردن 🔅أداة👈ابزار
🔸أسَرَ 👈اسیرکرد 🔸أسرَی👈شبانه حرکت داد
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🍄بَنَی 👈ساخت 🍄بُنَيَّ👈پسرکم
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🍄تَمْرَیْنِ👈دونوع خرما 🍄تَمْرِین 👈تمرین
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🍓جَدّ👈پدربزرگ 🍓جَدَّ👈کوشید
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~~•~•
🍏حَبّ👈دانه 🍏حُبّ 👈دوست داشتن 💖
🍏حَوَّلَ👈تبدیل کرد 🍏حَوْل👈اطراف~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
🍎خِزانة👈انبار _گنجینه
🍎خُمْس 👈یک پنجم 🍎خَمْس 👈پنج
🍎خَیْر 👈بهتر _بهترین _خوبی
🍎خَیَّرَ👈اختیارداد~•~•~•~~°~°~°~°~°~°~°~°~°~°
🍒ذَهَب👈طلا 🍒ذَهَبَ👈رفت
🍒ذَکَر👈مرد _نر 🍒ذَکَرَ👈یاد کرد
🍒ذَنَب 👈دُم 🍒ذَنْب👈گناه
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
☘رَبّ👈پروردگار ☘رُبّ👈چه بسا
☘رَجاء👈امید ☘رَجاءً👈لطفا~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🍇سائل 👈مایع _ پرسشگر
🍇سِنّ👈دندان 🍇سَنَة👈سال
🍇سَبَّتَْ👈دشنام داد 🍇سَبْت👈شنبه
🍇سارَ 👈حرکت کرد 🍇صارَ👈شد
🍇سُوء👈بدی 🍇سَواء👈یکسان~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🍋عاشِر👈دهم 🍋عاشِرْ👈همنشینی کن
🍋عام 👈سال 🍋عامّ👈عمومی🍋عَبْر👈ازراهِ 🍋عِبَر👈عبرتها🍋عَبَرَ👈عبورکرد
🍋عَشاء👈شام 🍋عِشاء👈غروب
🍋عَین 👈چشم _چشمه 🍋عَیّنَ👈مشخص کرد
🍋عَلَم 👈پرچم 🍋عَلِمَ👈دانست
~•~•~•~•~•~•~~•~•~•~•~•~•~•~•
🍑غَدَاً👈فردا 🍑غَداء👈ناهار
🍑غداة👈آغاز روز~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🍐فَرَغَ👈خالی شد 🍐فَرَّقَ👈جدایی انداخت
🍐فِلْم👈فیلم 🍐فَلِمَ👈پس برای چه؟~•~~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
🍊قَبِلَ👈پذیرفت 🍊قَبَّلَ👈بوسید🍊قُلْ👈بگو 🍊قَلَّ👈کم شد
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🍉کانَ👈بود 🍉کَأَنَّ👈گویی _انگار
🍉کَمْ👈چند_چقدر 🍉کُمْ👈تان-شما~•~•~•~•~•~•~○~○~•~○~•~•~•~
🐞مِن 👈از 🐞مَن 👈چه کسی _چه کسانی_هرکس
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~
🐠نَظَر👈نگاه 🐠نَضِر👈تروتازه
🐠نَعَم 👈بله 🐠نِعَم 👈نعمتها
🐠نَحْنُ👈ما 🐠نُحْنَ👈شیون کردند _باصدای بلندگریستند
~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
🙏شکرا لمرورکم الکریم 🙏
🌷🌷🌷🌷🌷❤️
-
✅ خلاصه ۸ باب ثلاثی مزید :
🔘 ۱- فقط: باب "اِستفعال"، ۳ حرف زائد دارد.
🔘۲- فقط: امر باب "إِفعال" با " أَ " شروع میشود.
🔘۳- فقط: مصدر باب "تفعیل"، با ماضی، مضارع و امرش، تفاوت بسیار دارد.
🔘۴- فقط: مصدر باب "مُفاعَلَة" به تاء گرد ختم میشود.
🔘۵- فقط : در باب "تفعّل"، ماضی، مضارع، امر و مصدر، همگی تشدید دارند.
🔘۶- فقط: در ۲ باب "تفعُّل و تفاعُل" همه حرکات ماضی، مضارع، امر و مصدر در بالای حروف کلمه قرار دارد.
🔘۷- فقط: در ۲ باب "تفعُّل و تفاعُل"، حرکت عین الفعل ماضی و امر، با هم یکی است.( در ۶ باب دیگر، حرکت عین الفعل ماضی " َ " ، حرکت عین الفعل امر " ِ " است)
🔘۸- فقط: در ۳ باب "تفعُّل، تفاعُل،اِفتعال" یکی از حروف زائد "ت" است.
🔘۹- فقط: در ۲ باب "تفعُّل و تفعیل"، حرف زائد به صورت تشدید " ّ " به کار میرود.
🔘۱۰- فقط: در ۳ باب "إِفعال، تفعیل و مُفاعَلة"، فعل مضارع با " ُ " شروع می شود.
🔘۱۱- فقط: در ۳ باب "اِفعال، تفعیل و مُفاعَلَة"، یک حرف زائد وجود دارد.
🔘۱۲- فقط: در ابتدایِ امر ۴ باب "تفاعُل، تفعُّل، تفعیل و مُفاعَلَة" نیازی به " ا " نیست.
🔘۱۳- فقط: در ابتدایِ امر ۴ باب "اِستفعال، اِفتعال، اِنفعال الف كسره دار " اِ " به کار میرود و باب 《 إِفعال 》 ( إِ ) همزه دار به كار مى رود.
🔘۱۴- فقط: ۴ باب "اِفتعال، اِنفعال، تفعُّل و تفاعُل"، ۲حرف زائد دارد.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔘۱۵- غالبا باب "اِستفعال" متعدی است، و در آن، معنای طلب و درخواست وجود دارد.( اما فعلهایی مانند: اِستَکبَرَ: لازم است)🔘۱۶- غالبا در باب "تفاعُل"، مشارکت دو طرفه وجود دارد به معنای: به یکدیگر، با یکدیگر، همدیگر.(درفعلهایی مانند: تَعالَیَ، مشارکت وجود ندارد)
🔘۱۷- غالبا در باب "مُفاعَلَة"، مشارکت یک طرفه وجود دارد و از کلمه "با" در ترجمه استفاده میشود.(در فعلهایی مانند: سافَرَ، طالَعَ، ترجمه "با" وجود ندارد)
🔘۱۸- غالبا باب "إِفعال و تفعیل"، متعدی است.(اما فعل هایی مانند: أَفلَحَ و أَسلَمَ لازم هستند. أَخلَص نیز به دو صورت لازم و متعدی به کار می رود)
🔘۱۹- باب "اِنفعال"، لازم است.
🔘۲۰- باب "اِفتعال و تفعّل"، گاهی لازم و گاهی متعدی است. مانند: اِنتَشَرَ، اِنتَخَبَ، تَنَبَّهَ، تَعَلَّمَ
🔘۲۱- در مضارع باب "تفاعُل و تفعُّل"، هرگاه دو حرف " ت " کنار هم قرار گیرند جائز است که یکی از آنها حذف گردد. مانند: لاتَفَرَّقُوا.(لا تَتَفَرَّقُوا بوده است)
-
✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️✏️افعال ثلاثی مجرد ومزید ازیک ریشه #عربی_دهم_مشترک_و_انسانی
▫️بَدَأَ ⇦شروع کرد ، شروع شد
▪️اِبْتَدَأَ ⇦شروع شد▫️بَعُدَ⇦دورشد
▪️اِبْتَعَدَ ⇦دورشد▫️جَرَی ⇦جاری شد
▪️أجْرَی⇦جاری کرد▫️حَسُنَ⇦خوب بود
▪️أَحْسَنَ ⇦خوبی کرد▫️أَخْلَصَ⇦مخلص شد
▪️تَخَلَّصَ⇦رهایی یافت▫️کَسَرَ⇦ شکست
▪️اِنْکَسَرَ⇦شکسته شد▫️حَفِظَ⇦حفظ کرد
▪️اِحْتَفَظَ⇦نگاه داشت
▫️حافَظ عَلَی ⇦نگهداری کرداز▫️ظَهَرَ⇦ظاهرشد
▪️أَظْهَرَ⇦ظاهرکرد
▫️تَظاهَرَبِ⇦ تظاهرکرد▫️فَتَحَ⇦بازکرد
▪️اِنْفَتَحَ⇦بازشد▫️جاءَ⇦آمد
▪️جاءَبِ⇦آورد▫️خَرَجَ ⇦بیرون رفت
▪️أَخْرَجَ⇦در آورد
▫️اِسْتَخْرَجَ⇦ بیرون آورد
▪️تَخَرَّجَ⇦ دانش آموخته شد▫️دارَ ⇦چرخید
▪️أدارَ⇦چرخاند ، اداره کرد▫️دَخَلَ⇦داخل شد
▪️أَدْخَلَ ⇦داخل کرد▫️شَرَی ⇦خرید ، فروخت
▪️اِشْتَرَی ⇦خرید ، فروخت▫️رَجَعَ ⇦برگشت
▪️اِسْتَرَجَعَ⇦پس گرفت
▫️راجَعَ⇦رجوع کرد ، تکرارکرد▫️سَلِمَ⇦سالم ماند
▪️سَلَّمَ⇦سلام کرد ، تحویل داد
▫️اِسْتَلَمَ⇦دریافت کرد
▪️أَسْلَمَ⇦مسلمان شد ،به اسلام گروید
▫️اِسْتَسْلَمَ⇦تسلیم شد~°~°~°~°~°~°~°~°~°~°~°~°~
▫️عَذَرَ⇦عذر راپذیرفت
▪️اِعْتَذَرَ ⇦معذرت خواست ،پوزش خواست▫️قَرُبَ من ⇦نزدیک شد
▪️اِقْتَرَبَ⇦نزدیک شد▫️کَسَبَ⇦به دست آورد
▪️اِکْتَسَبَ ⇦ به دست آورد▫️نَصَرَ⇦کمک کرد ، یاری کرد ،پیروزگردانید
▪️اِنْتَصَرَ⇦پیروزشد▫️نَزَلَ⇦پایین آمد ،پیاده شد
▪️أَنْزَلَ⇦نازل کرد ، پیاده کرد
▫️نَزَّلَ⇦فرودآورد ، پیاده کرد▫️نَظَرَ⇦نگاه کرد
▪️اِنْتَظَرَ⇦منتظرشد▫️نَفَعَ⇦سودرساند
▪️اِنْتَفَعَ بِ⇦از ...سودبرد▫️وَجَدَ⇦پیداکرد
▪️أَوْجَدَ⇦پدیدآورد
▫️یُوْجَدُ⇦وجود دارد #مجهول▫️وَصَلَ⇦رسید
▪️أَوْصَلَ⇦رسانید
▫️واصَلَ⇦ادامه داد
▪️اِتَّصَلَ بِ⇦تماس گرفت▫️بَعَثَ⇦فرستاد
▪️اِنْبَعَثَ⇦فرستاده شد▫️جَمَعَ⇦جمع کرد
▪️تَجَمَّعَ⇦جمع شد
▫️اِجْتَمَعَ ⇦جمع شد▫️عاشَ⇦زندگی کرد
▪️تَعایَشَ⇦همزیستی داشت▫️قامَ⇦برخاست
▪️أقامَ⇦برپاداشت
▫️قامَ بِ⇦اقدام کرد▫️أعْجَبَ⇦خوشنودکرد
▪️أعْجَبَ بِنَفْسِه ⇦خودپسندشد ،خودشیفته گردید
▫️تَعَجَّبَ⇦تعجّب کرد▫️عَرَفَ ⇦شناخت ، دانست
▪️تَعَرَّفَ عَلَی ⇦شناختنِ
▫️اِعْتَرَفَ⇦اعتراف کرد
▪️تَعارَفَ ⇦یکدیگر را شناختن
▫️عَرَّفَ عَلَی⇦معرفی کرد~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•
📝📝📝📝📝📝📝📝📝📝📝
🔸عَلِمَ⇦دانست
🔹عَلَّمَ ⇦یادداد
🔸تَعَلَّمَ⇦یاد گرفت🔸جَلَسَ⇦نشست
🔹جالَسَ⇦هم نشینی کرد🔸حَمَلَ⇦حمل کرد ،بُرد
🔹حَمَّلَ⇦مجبورکرد ، واداشت
🔸تَحَمَّلَ⇦تحمّل کرد
🔹اِحْتَمَلَ⇦احتمال داد🔸رَحِمَ⇦رحم کرد
🔹تَراحَمَ⇦به همدیگر مهربانی کردن🔸حَبَّ⇦دوست داشت
🔹أَحَبَّ⇦دوست داشت🔸حَدَثَ⇦اتفاق افتاد
🔹أَحْدَثَ⇦به وجود آورد
🔸حَدَّثَ⇦گفت ، سخن گفت
🔹تَحَدَّثَ⇦صحبت کرد ، سخن گرفت🔸سَمَحَ لِ⇦اجازه داد
🔹سامَحَ⇦بخشید🔸ساوَی⇦برابرشد
🔹اِسْتَوَی ⇦برابرشد
🔸سَواء⇦یکسان #اسم🔸دَرَسَ⇦درس خواند
🔹دَرَّسَ⇦درس داد🔸أشْرَکَ⇦شریک کرد ،شرک ورزید
🔹اِشْتَرَکَ⇦شرکت کرد ،شریک شد🔸سَمِعَ⇦شنید
🔹اِسْتَمَعَ ⇦گوش داد🔸عَمِلَ⇦انجام داد، کارکرد
🔹تَعامَلَ⇦دادوستدکرد🔸صَدَقَ⇦راست گفت
🔹صَدَّقَ⇦باورکرد🔸أصْلَحَ⇦اصلاح کرد
🔹صَلَّحَ⇦تعمیرکرد🔸قَبِلَ⇦پذیرفت
🔹قَبَّلَ⇦بوسید
🔸أَقْبَلَ⇦روی آورد
🔹اِسْتَقْبَلَ⇦به پیشوازرفت
🔸قابَلَ⇦روبه روشد
🔹تَقابَلَ⇦با یکدیگرروبه روشدن🔸حاوَلَ⇦کوشید
🔹تَحَوَّلَ⇦تغییریافت
🔸حَوَّلَ⇦تغییر داد ،دگرگون کرد➿➿➿➿➿➿➿➿➿➿➿➿
🔸غَفَرَ⇦آمرزید
🔹اِسْتَغْفَرَ⇦آمرزش خواست🔸فَرِحَ⇦خوشحال شد😊
🔹فَرَّحَ⇦شادکرد ☺️🔶کَتَبَ⇦نوشت
🔹کاتَبَ⇦نامه نگاری کرد🔺قَسَمَ⇦قسمت کرد
🔻قَسَّمَ⇦تقسیم کرد
🔺أَقْسَمَ بِ⇦قسم خورد🔺قَطَعَ ⇦برید
🔻اِنْقَطَعَ⇦بریده شد
🔺تَقَطَّعَ⇦جداشد، قطع شد🔺مَلَکَ⇦مالک شد ، فرمانروایی کرد
🔻اِمْتَلَکَ⇦داشت ،دارای چیزی شد🔺اِفْتَرَقَ⇦پراکنده شد
🔻فرَّقَ⇦پراکنده ساخت
🔺تَفَرَّقَ⇦پراکنده شد🔺تَحَرّکَ⇦حرکت کرد
🔻حَرَّکَ⇦حرکت داد، تحریک کرد🔺أجابَ عَن ⇦پاسخ دادبه
🔻اِسْتَجابَ⇦برآورد ، اجابت کرد🔺خَدَمَ⇦خدمت کرد
🔻اِسْتَخْدَمَ⇦به کارگرفت
#افعال_مجرد_ومزید_هم_ریشه -
🟢🟡🟣 مجموعه نکات مبحث ترجمه🔵🔴🟤
نکته1 : مهم ترین نکته هنگام ترجمه جملات ، توجّه به ویژگی های فعل از قبیل زمان و صیغه فعل ، لازم و متعدی ، معلوم یا مجهول بودن بویژه معانی باب های ثُلاثی مزید می باشد .
نکته2 : در ترجمه ، به مفرد یا مثنی یا جمع بودن کلمات ، همچنین به اسم های اشاره به نزدیک یا اشاره به دور همچنین به ضمیر و مرجع آن توجّه شود .
نکته3 : اسم های اشاره مانند ( هولاء ، اولئک ، هذانِ . . . . ) اگر قبل از اسم ( ال ) دار بیایند ، به صورت مفرد ، یعنی به صورت ( این ) یا ( آن ) ترجمه می شوند .
مانند : هولاء الرِّجال : این مردان هاتانِ الشَّجرَتانِ : این دو درخت
نکته4 : صیغه های غائب عربی برابر با سوم شخص فارسی و صیغه های مخاطب برابر با دوم شخص فارسی و صیغه های متکلم عربی برابر با صیغه های اول شخص فارسی می باشند .
نکته5 : ( کان + ماضی ) معادل « ماضی بعید » و ( کان + مضارع ) معادل « ماضی استمراری » می باشند . مانند :
ماضی بعید = کانَ جَلسَ : نشسته بود
کانوا قَد ذَهبوا : رفته بودند ( گاهی قَد نیز میان آن می آید )
ماضی استمراری = کانَت تَکتُبُ : می نوشت
کانوا تَجلِسونَ : می نشستید کُنتُ أکتُبُ : می نوشتم
نکته6 : ( قد + مضارع ) معنی تقلیل ( به ندرت ، گاهی ) می دهد و ( قد + مضارع ) معنی شک و ظنّ ( شاید ، ممکن است ) امّا ( قد + ماضی ) به معنی ماضی نقلی است . مانند :
قَد یَتُوبُ الکافِرُ :
به ندرت کافر توبه می کند/ شاید کافر توبه کند.قَد أرسَلتُم : فرستاده اید / قَد کَتبتُ : نوشته ام
نکته7 : هرگاه ادوات شرط ( إذا ، مَن ، ما : اسم شرط )( إنْ : حرف شرط) بر سر فعل ماضی بیایند ، آن فـعل اغلب معنی مضارع می دهد . مانند :
مَن حَفَرَ بِئراً لاخیهِ وَقعَ فیها : هرکس برای برادرش چاهی بکَند در آن می اُفتد .
نکته8 : هرگاه ( لَم ) همراه مضارع باشد به صورت « ماضی ساده منفی ، ماضى نقلى منفى» و اگر ( لمّا ) با مضارع مجزوم بیاید « ماضی نقلی منفی » ترجمه می شود . مانند :
لَم یَکتُب : ننوشت ، ننوشته است / لَم تَقتُلوا : نجنگیدید
لمّا یَجلِسْ : هنوز ننشسته است / لمّا نکتُب : هنوز ننوشته ایم
نکته9 : اگر بعد از ( لمّا ) فعل ماضی بیاید معنی « هنگامی که ، زمانى كه» می دهد . مانند :
لمّا ذَهبتُ : هنگامی که رفتم / لما جلَسوا : زمانیکه نشستند
تذکر : ( لِمَ مُخفَّف لِماذا ) اسم استفهام است و نباید با ( لَمْ ) اشتباه شود .
مانند : لِمَ تَعبُدُ ما لا یَسمعُ و لا یُغنِی عَنکَ شَیئاً
نکته10 : حروف ( سـ ) و ( سوف ) هرگاه بر سر فعل مضارع بیایند ، معنی آن را به مستقبل ( آینده ) تبدیل می کنند . مانند :
سَیَعلَمُ : خواهد دانست سوفَ یَجلِسونَ : خواهند نشست
نکته11 : هرگاه دو یا چند فعل مضارع یا ماضی بعد از ( کان ) بیاید ، ( کان ) معمولاً فقط یک بار برای همه آنها به کار می رود ( چهارتایی های غیر مستقل ) . مانند :
علیٌ کانَ یَکتُبُ و یَضحَکُ و یَتَکلَّمُ معَ اصدقائه :
علی می نوشت و می خندید و با دوستانش صحبت می کرد
نکته12 : فعل ( داشت ) در فارسی را اغلب در عربی به دو حالت می توان آورد
کان + لـِ : کانَ لِعلیٍ کتابٌ مفیدٌ
کان + عند . . : کانَ عِندَکَ کتابٌ مفیدٌ
نکته13 : در ترجمه اسم های نکره از « ی » در آخِر یا « یک » یا ( یک ...ی ) استفاده کنید . مانند :
قراَ طالبٌ رسالۀً فی الصَّفِ : یک دانش آموز نامه ای را در کلاس خواند
نکته14 : تعدادی از فعل ها در عربی دارای دو مفعول می باشند .مانند :
(جَعَلَ« قرار داد » ، اَعطی« بخشید ، داد » ، وَهَبَ « بخشید » ، عَلَّمَ « یاد داد » ، اَذاقَ « چشاند » ، ألبَسَ : « پوشاند » ، سَمَّی « نامید » ، حَسِبَ « گمان برد » )
هنگام ترجمه چنین افعالی دقّت کنیم ، یکی از دو مفعول با علامت « را » و دیگری را بدون علامت و همراه با حرف اضافه یعنی به صورت متمم آورده شود .
مانند :
أعطَیناکَ الکوثرَ : به تو کوثر را عطا کردیم
ألبسَ المومِنُ الفقیرَ لباساً : مومن به فقیر لباسی را پوشاند
نکته15 : ( مفعول به ) عربی گاهی در فارسی به جای « را » با حروف اضافه به کار می رود . مانند :
جاءَ أباهُم : نزد پدرشان آمدند دَخَلتُ المَدرَسۀَ : به مدرسه داخل شدم
نکته16 : در ترجمه عباراتی که با « اِنّما » آغاز شده باشد ، از کلماتی مثل « فقط ، بی شک ، تنها . . . » استفاده کنید . مانند :
إنَّما الهُکُم إلهٌ واحدٌ : فقط خدای شما ، یک خداست
-
ساعت شناسی : مَعْرَفَةُ االسّاعَة🕒🕝⏰
برای نشان دادن ساعتِ یک از عدد اصلی
و بقیه ساعتها از عدد ترتیبی استفاده
می کنیم :السّاعَةُ الْواحِدَةُ / السّاعَةُ الثّانیَةُ
السّاعَةُ الثّالِثَةُ / السّاعَةُ الرّابٍعَةُ
السّاعَةُ الْخامِسَةُ / السّاعَةُ السّادِسَةُ
السّاعَةُ السّابِعَةُ / السّاعَةُ الثّامِنَةُ
السّاعَةُ التّاسِعَة / السّاعَةُ الْعاشِرَةُ
السّاعَةُ الحادیَةُ عَشرة
السّاعَةُ الثانیةُ عشرة
برای نشان دادن دقایق باقیمانده ، از « إلّا »
استفاده می شود :السّاعَةُ السادسةُ إلّا خَمْسَ دقائِق
ساعت پنج دقیقه به شش = ساعت شش پنج کم
[ ساعت پنج و پنجاه و پنج دقیقه ]السّاعَةُ التاسِعَةُ إلّا رُبْعاً =
الساعة التاسعة إلّا خمس عشرة دقیقة
ساعت یک ربع به نه = ساعت نُه ربع کم
[ ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه ]السّاعَةُ التاسِعَةُ إلّا ثُلْثاً =
الساعة التاسعة إلّا عشرین دقیقة
ساعت بیست دقیقه به نه = ساعت نه بیست کم
[ ساعت هشت و چهل دقیقه ]برای نشان دادن دقایقی که بعد از ساعت
است از « وَ » استفاده می کنیم :الساعة العاشرة و عشر دقائق
ساعت ده و ده دقیقهالساعة العاشرة و الربع =
الساعة التاسعة وَ خمس عشرة دقیقة
ساعت ده و ربعالساعة العاشرة و الثّلث =
الساعة العاشرة وَ عِشرونَ دقیقة
ساعت ده و بیست دقیقهالساعة العاشرة و النصف =
الساعة التاسعةوَ ثلاثین دقیقة دقیقة
ساعت ده و نیم♦️قواعد عدد و معدود♣️
بررسی قواعد اعداد اصلی :
برای توضیح قواعد اعداد اصلی ، آنها را
به هشت بخش تقسیم می کنیم زیرا هر کدام از این پنج بخش قواعد ویژهٔ خود را دارند:الف. عدد « ۱ » ب. عدد « ۲ »
ج. اعدادِ « ۳ تا ۱۰ » د. عدد « ۱۱ »
هـ . عدد « ۱۲ » و. اعداد « ۱۳ تا ۱۹ »
ز. اعداد « ۲۰ تا ۹۰ » ح. اعداد « ۲۱ تا ۹۹»اعدادِ « ۱ » تا « ۱۰ » مُفرَد نام دارند.
اعدادِ « ۱۱ » تا « ۱۹ » مُرَکَّب نام دارند.
اعدادِ « ۲۰ » تا « ۹۰ » عُقُود نام دارند.
اعدادِ « ۲۱ » تا « ۹۹ » مَعْطوف نام دارند.
و اما توضیح و شرح اعداد اصلی 👇👇
عدد « ۱ » ⬅️ واحِد / واحِدَة
عدد یکِ اصلی ، پس از معدودِ خود به کار
می رود و برای معدود خود صفت به حساب می آید ( یه نوع رابطهٔ موصوف و
صفتی درست میشه که هماهنگی کامل بین
عددِ یک و معدود هست ، یعنی از نظر جنس « مذکر و مؤنث » و اعراب « رفع و نصب و جرّ » و معرفه و نکره از معدود
تبعیت « پیروی » می کند.برای معدودِ مذکر از « واحِد » استفاده
می شود:رَجَعَ التِّلمیذُ الْواحِدُ
رَجَعَ تلمیذٌ واحِدٌ
شاهَدَ الْمُدیرُ التِّلمیذَ الْواحِدَ
شاهَدَ الْمُدیرُ تِلْمیذاً واحِداً
سَلَّمَ الْمُدیرُ عَلَی التِّلْمیذِ الْواحِدِ
سَلَّمَ الْمُدیرُ عَلیٰ تِلمیذٍ واحِدٍ
و برای معدودِ مؤنث از « واحِدَة » استفاده می شود:
رَجَعَتِ التِّلمیذَةُ الْواحِدَةُ
رَجَعَتْ تلمیذَةٌ واحِدَةٌ
شاهَدَتِ الْمُدیرَةُ التِّلمیذَةَ الْواحِدَةَ
شاهَدَتِ الْمُدیرَةُ تِلْمیذَةً واحِدَةً
سَلَّمَتِ الْمُدیرَةُ عَلَی التِّلْمیذَةِ الْواحِدَةِ
سَلَّمَتِ الْمُدیرَةُ عَلیٰ تِلْمیذَةٍ واحِدَةٍ
نکتهٔ۱: عددِ « ۱ » برای تَأکید بکار میرود
بنابراین می توان آنرا حذف کرد:رَجَعَ طالِبٌ واحِدٌ = رَجَعَ طالِبٌ
نکتهٔ۲: عددِ « ۱ » هرگزپیش ازمعدود قرار
نمی گیرد:رَجَعَ واحِدٌ مُعَلِّمٌ ⬅️✖️ نادرست
نکتهٔ۳: عددِ « ۱ » اگربرای شمارش و همراه با معدود باشد همیشه صفت است:
قَرَأْتُ دَرْساً واحِداً
صفتنکتهٔ۴: عددِ « ۱ » اگر بدون معدودباشد ، هرنقشی می تواند در جمله داشته باشد:
خَرَجَ واحِدٌ / اللهُ واحِدٌ
فاعل خبرعددِ « ۲ » ⏬
إثْنانِ / إثْنَیْنِ / إثْنَتانِ / إثْنَتَیْنِ
رَجَعَ التِّلمیذانِ الْإثْنانِ
رَجَعَ تلمیذانِ إثْنانِ
شاهَدَ الْمُدیرُ التِّلمیذَیْنِ الْإثْنَیْنِ
شاهَدَ الْمُدیرُ تِلْمیذَیْنِ إثْنَیْنِ
سَلَّمَ الْمُدیرُ عَلَی التِّلْمیذَیْنِ الْإثْنَیْنِ
سَلَّمَ الْمُدیرُ عَلیٰ تِلمیذَیْنِ إثْنَیْنِ
رَجَعَتِ التِّلمیذَتانِ الْإثْنَتانِ
رَجَعَتْ تلمیذَتانِ إثْنتانِ
شاهَدَتِ الْمُدیرَةُ التِّلمیذَتَیْنِ الْإثْنَتَیْنِ
شاهَدَتِ الْمُدیرَةُ تِلْمیذَتَیْنِ إثْنَتَیْنِ
سَلَّمَتِ الْمُدیرَةُ عَلَی التِّلْمیذَتَیْنِ الْإثْنَتَیْنِ
سَلَّمَتِ الْمُدیرَةُ عَلیٰ تِلْمیذَتَیْنِ إثْنَتَیْنِ
نکتهٔ۱: عددِ « ۲ » برای تَأکید بکار میرود
بنابراین می توان آنرا حذف کرد:رَجَعَ طالِبانِ إثْنانِ = رَجَعَ طالِبانِ
نکتهٔ۲: عددِ « ۲ » هرگزپیش ازمعدود قرار
نمی گیرد:رَجَعَ إثْنانِ مُعَلِّمانِ ⬅️✖️ نادرست
@arabisahl
-
🔰 فعلهای دو مفعولی
#کنکوریها
┄┄❅❅┄┄ﻣﻬﻤﺘرین ﻓﻌﻞﻫﺎﯼ ﺩﻭ ﻣﻔﻌﻮﻟﯽ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ :
ﻋَﻠَّﻢَ ، ﺃﻋﻠَﻢَ: ﻳﺎﺩ ﺩﺍﺩ
ﺃَﺫﺍﻕَ ، ﺫَﻭَّﻕَ: ﭼﺸﺎﻧﺪ
ﺃَﻟﺒَﺲَ ، ﻛَﺴَﻰ : ﭘﻮﺷﺎﻧﺪ
ﻭَﻋَﺪَ : ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩ
ﺃَﻋﻄﯽ، ﺁﺗَﻰ : ﻋﻄﺎ ﮐﺮﺩ
ﻭَﻫَﺐَ ، ﻣَﻨَﺢَ : ﺑﺨﺸﻴﺪ
ﺣَﺴِﺐَ : ﭘﻨﺪﺍﺷﺖ
ﻇﻦَّ : ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩ
ﺃَﻟْﻬَﻢَ : ﺍﻟْﻬﺎﻡ ﮐﺮﺩ
ﺃﻫﺪَﯼ : ﻫﺪﻳﻪ ﺩﺍﺩ
ﺑَﻠَّﻎَ : ﺭﺳﺎﻧﯿﺪ
ﺟَﻌَﻞَ : ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩ
ﺭﺃﯼ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﯾﺎﻓﺘﻦ ﺑﺎﺷﺪ
ﻭﺟﺪَ : ﯾﺎﻓﺖ
ﻭَﻗَﯽ ﻭ ﺟَـﻨَّﺐَ : ﻧﮕﻪ ﺩاشت و ﺩﻭﺭﮐﺮﺩ
ﺟﺰﯼ : ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺩﺍﺩ
ﺇﺗّﺨﺬَ : ﮔﺮﻓﺖ، ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﺮﺩ
ﺃﺳﺄﻝَ : ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩ
ﮐﻠّﻒَ : ﻣﮑﻠّﻒ ﮐﺮﺩ
ﻧﺰﯾﺪ : ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩﯾﻢ
و...






