☘عربیات☘
-
انواع لا
%(#ff5900)[لای نافیه]%(#ff0000)[--->]این لا قبل از فعل *مضاع *قرار میگیرد و به هنگام اضافه شدن هیچ تغییری در ساختارِ عربیِ فعل ایجاد نمیکند ولی در ترجمه فعل حالتِ منفی میگیرد
%(#00ff00)[مثال)]
یَکتُبُ (مینویسد) %(#ff0000)[-------》] [%(#0289ff)[لا] یَکتُبُ (نمینویسد)
یَجعَلُ (قرار می دهد) %(#ff0000)[----------》] %(#028888)[لا] یَجعَلُ (قرار نمی دهد)
تَذهَبنَ(می روید)%(#ff0000)[------》]%(#028888)[لا] تَذهَبنَ(نمی روید)🙌🏻%(#ff5900)[لای ناهیه]%(#ff0000)[--->]این لا هم مثل لای قبلی پیش از فعل مضارع قرار میگیرد با این تفاوت که این لا در ساختارِ عربیِ فعل تغییراتی بوجود میاره(فعلو مجزوم میکنه) و در ترجمه هم حالتِ نهی دارد (یعنی دستور میده که فلان کارو نکن😑)
%(#00ff00)[حالا تغییری که رو فعل ایجاد میکنه رو بگیم شاید کسی یادش رفته باشه]%(#ff0000)[--->]
ضمه(اُ) رو از آخر فعل حذف میکنه و بجاش ساکن میاد و همچنین اگر فعلمون جمع یا مثنی و یا مفردِ مونثِ دوم شخص بود که آخر فعل (ن) باشه اون نون رو حذف کرده....البته بگم که بر رویِ فعلِ دوم شخصِ جمعِ مونث تغییری ایجاد نمیکنه(%(#ff0900)[زورش به دخترا نمیرسه]😜)
%(#00ff00)[مثال])تَذهَبانِ (میروید)%(#ff0000)[--->]%(#028888)[لا]تَذهَبا (نروید)
(خب این ضمه نداره در انتهاش که حذف شه پس فقط ن آخرشو حذف میکنیم میشه تذهبا بعد یه لا میذاریم پشتش تا نهی بشه)
تَعبُدُ(عبادت میکنی)%(#ff0000)[----->] %(#028888)[لا] تَعبُد(عبادت نکن)
تَذهَبنَ(می روید)%(#ff0000)[----->]%(#028888)[لا] تَذهَبنَ(نرو)🙌🏻
یه چیزی شبیه نبود؟
فعلِ نفی و نهیِ مضارعِ دوم شخص جمع یه جور نوشته میشه و ما برا تشخیصش باید به بقیه جمله توجه کنیم😃
%(#ff5900)[لای نفی جنس]%(#ff0000)[--->]اینو بالا گفتیم🙌🏻%(#ff5900)[لا]%(#ff0000)[--->] به معنی نه در پاسخ جملات سوالی که با اَ و هَل (یا هر کلمه دیگه ای که معنای آیا رو برسونه)آغاز میشه
%(#00ff04)[مثال)] اَ اَنتِ من قم؟ %(#028888)[لا] ؛ انا من اصفحان%(#ff4d00)[لای عطف]%(#ff0000)[------>]این لا بین ۲ عبارت قرار گرفته و اولی را تایید و دومی را تکذیب میکند و مانند لای نفی روی اعراب عبارت بعد از خودش تغییری ایجاد نمیکنه
%(#00ff04)[مثال])هو صادقُ و %(#028888)[لا] کاذبُ
او راستگو است نه دروغگو -
4_6004964879444738598.pdf
🌸نمونه تست ضمیر اشاره🌸☝🏻
4_6009311940399071838.pdf
🌸تست مضاف الیه و صفت🌸☝🏻 -
دانش-آموزان-آلاء
دهم یازدهم
بچه-های-همخوانی
(بیاید یه نگاه بندازید شاید نکته جدیدی دیدید😃🌸🌸) -
.....
-
این پست پاک شده!
-
Amin Rm چرا پاک کردید؟😅🤣🤣
-
این پست پاک شده!
فاطمه خلیلی من یک تست از مفعول مطلق داشتم.
-
Amin Rm چرا پاک کردید؟😅🤣🤣
فاطمه خلیلی فکر کردم برای دهم و یازدهم هستش.
-
فاطمه خلیلی فکر کردم برای دهم و یازدهم هستش.
Amin Rm مفعول مطلق برا دوازدهمه نه؟
عب نداشت که😅🌸 -
🔹صَدَقَ👈راست گفت
🔸صدَّقَ👈باور کرد
🔹صادقَ👈رو راست بود، به دوستی گرفت
🔸تَصَدِّقَ👈 صدقه داد
🔹قَبِلَ👈 پذیرفت
🔸أقبَلَ علی👈 روی آورد
🔹قبّلَ👈 بوسید
🔸قابَلَ👈رو به رو شد
🔹تقبَّلَ👈 بر عهده گرفت
🔸استَقبَلَ👈 پیشواز رفت، استقبال کرد
🔹دَفَعَ👈 راند
🔸دافَعَ👈 دفاع کرد
🔹إندَفَعَ👈روانه شد
🔸قَتَلَ👈کشت
🔹قاتَلَ👈جنگید با..
🔸سَلَمَ👈سالم ماند
🔹أسلَمَ👈اسلام آورد
🔸سلَّمَک👈سلامتی دهد به تو( در مقام دعا)
🔹سَلَّمَ عَلَ👈 سلام کرد بر
🔸استَلَمَ👈 دریافت کرد
🔹إستسلَمَ👈تسلیم شد
🔸حاوَلَ👈 کوشید، سعی کرد
🔹حَوّلَ👈دگرگون کرد
🔸تَحَوّلَ👈 دگرگون شد، متحول شد
🔹أحالَ إلی👈واگذار کرد به، ارجاع داد به
🔸شَجَّعَ👈 تشویق کرد
🔹رأیَ👈 دید
🔸أرَی👈نشان داد
🔹أتَی و جاءَ👈 آمد
🔸آتَی👈 داد، عطا کرد
🔹أتَی بـ و جاءَ بـ 👈آورد
🔸غَفَرَ👈آمرزید، بخشید
🔹استَغفَرَ👈 طلب آمرزش کرد، آمرزش خواست
🔸صَبَرَ👈 صبر کرد
🔹صابرَ👈پایداری کرد(انسانی)
🔸زادَ 👈افزود
🔹إزدادَ👈 زیاد شد
🔸زَوّدَ👈 مجهز ساخت
🔹حمل👈 حمل کرد، برد
🔸حمّلَ علَی👈تحمیل کرد بر
🔹تَحَمّلَ👈تحمّل کرد
🔸عَلمَ👈دانست
🔹أعلَمَ👈یاد داد، فهماند
🔸علّمَ👈 یاد داد
🔹تَعَلَّمَ👈یاد گرفت، علم آموخت
🔸إستعلَمَ👈 جویا شد
🔹کَبُرَ👈بزرگ شد
🔸کبَّرَ👈بزرگ داشت
🔹تکَبَّرَ👈 خودخواهی
🔸إسْتَكْبَرَ👈سركشی کرد
-
Amin Rm مفعول مطلق برا دوازدهمه نه؟
عب نداشت که😅🌸فاطمه خلیلی بله.
-
🔹صَدَقَ👈راست گفت
🔸صدَّقَ👈باور کرد
🔹صادقَ👈رو راست بود، به دوستی گرفت
🔸تَصَدِّقَ👈 صدقه داد
🔹قَبِلَ👈 پذیرفت
🔸أقبَلَ علی👈 روی آورد
🔹قبّلَ👈 بوسید
🔸قابَلَ👈رو به رو شد
🔹تقبَّلَ👈 بر عهده گرفت
🔸استَقبَلَ👈 پیشواز رفت، استقبال کرد
🔹دَفَعَ👈 راند
🔸دافَعَ👈 دفاع کرد
🔹إندَفَعَ👈روانه شد
🔸قَتَلَ👈کشت
🔹قاتَلَ👈جنگید با..
🔸سَلَمَ👈سالم ماند
🔹أسلَمَ👈اسلام آورد
🔸سلَّمَک👈سلامتی دهد به تو( در مقام دعا)
🔹سَلَّمَ عَلَ👈 سلام کرد بر
🔸استَلَمَ👈 دریافت کرد
🔹إستسلَمَ👈تسلیم شد
🔸حاوَلَ👈 کوشید، سعی کرد
🔹حَوّلَ👈دگرگون کرد
🔸تَحَوّلَ👈 دگرگون شد، متحول شد
🔹أحالَ إلی👈واگذار کرد به، ارجاع داد به
🔸شَجَّعَ👈 تشویق کرد
🔹رأیَ👈 دید
🔸أرَی👈نشان داد
🔹أتَی و جاءَ👈 آمد
🔸آتَی👈 داد، عطا کرد
🔹أتَی بـ و جاءَ بـ 👈آورد
🔸غَفَرَ👈آمرزید، بخشید
🔹استَغفَرَ👈 طلب آمرزش کرد، آمرزش خواست
🔸صَبَرَ👈 صبر کرد
🔹صابرَ👈پایداری کرد(انسانی)
🔸زادَ 👈افزود
🔹إزدادَ👈 زیاد شد
🔸زَوّدَ👈 مجهز ساخت
🔹حمل👈 حمل کرد، برد
🔸حمّلَ علَی👈تحمیل کرد بر
🔹تَحَمّلَ👈تحمّل کرد
🔸عَلمَ👈دانست
🔹أعلَمَ👈یاد داد، فهماند
🔸علّمَ👈 یاد داد
🔹تَعَلَّمَ👈یاد گرفت، علم آموخت
🔸إستعلَمَ👈 جویا شد
🔹کَبُرَ👈بزرگ شد
🔸کبَّرَ👈بزرگ داشت
🔹تکَبَّرَ👈 خودخواهی
🔸إسْتَكْبَرَ👈سركشی کرد
Mahdeh ممنونن😃🌸🌸🌹🌹
-
یکتست چالشی از مبحث مفعول مطلق

-
🔹خَلْق👈آفرینش
🔸خُلُق👈 خوی و منش
🔹تَخَلّقَ👈 آراسته شد
🔸قامَ👈 برخاست.
🔹قام بـ👈 پرداخت
🔸قام علی👈 استوار بود،
🔹قامَ علی الصفا👈 ایستاد
🔸أقامَ👈 برپاداشت
🔹عادَ👈 برگشت
🔸تعوَّدَ👈عادت کرد
🔹وقعَ علی👈 افتاد
🔸أوقَعَ👈انداخت، سرنگون ساخت
🔹وَصَلَ👈 رسید
🔸أوصَلَ👈 رساند
🔹واصَلَ👈 ادامه داد
🔸ألقی👈 انداخت
🔹لقیَ👈 برخورد کرد
🔸تلقَی👈 می بینی
🔹تلقّـَی👈 دریافت کرد
🔸علِمَ👈دانست
🔹علًَّمَ👈 ياد داد
🔸تعلَّمَ👈 ياد گرفت
🔹جلس👈 نشست
🔸أجلس👈 نشاند
🔹جالسه👈 با او نشست
🔸تجالس👈همنشينى كرد
🔹عرف👈 شناخت
🔸تعرّف👈شنا شد
🔹تعارف👈يكديگر را باز شناختن
🔸كتب 👈نوشت
🔹كاتب👈 يكطرفه نامه نگارى كرد
🔸تكاتب👈 دوطرفه نامه نگارى كردند
🔹رجع👈برگشت
🔸راجع👈دوره کرد
🔹استرجع👈پس گرفت
🔸خرج👈بیرون رفت
🔹اخرج👈بیرون آورد
🔸استخرج👈 بیرون آورد، استخراج کرد
🔹تخرّج👈دانش آموخته شد، فارغ التحصیل شد
🔸فَهِمَ👈فهميد
🔹فهّمَ👈فهماند
🔸تفاهم👈درك متقابل داشتن
🔹استفهم👈طلب درك وفهم نمود
🔸نجى👈نجات يافت
🔹نجّى👈نجات داد
🔸استنجى👈 نجات خواست
🔹ناجى وتناجى👈راز ونياز كرد
-
فاطمه خلیلی بله.
این پست پاک شده! -
❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛
💢 سَلِمَ - یَسلَمُ (ثلاثی مجرد)؛
سالم ماند - سالم می ماند♻️ سَلَّمَ - یُسَلِّمُ (باب تفعیل)؛
سلام کرد، تحویل داد - سلام می کند، تحویل می دهد💢 أسلَمَ - یُسلِمُ (باب إفعال)؛
اسلام آورد - اسلام می آورد♻️ اِستَلَم - یَستَلِمُ (باب اِفتعال)؛
دریافت کرد - دریافت می کند💢 اِستَسلَمَ - یَستَسلِمُ (باب اِستفعال)؛
تسلیم شد - تسلیم می شود -
❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛
💢 قَبِلَ - یَقبَلُ (ثلاثی مجرد)؛
پذیرفت - می پذیرد♻️ قَبَّلَ - یُقَبِّلُ (باب تفعیل)؛
بوسید - می بوسد💢 قابَلَ - یُقابِلُ (باب مُفاعَلَة)؛
روبه رو شد - رو به رو می شود♻️ اِستَقبَلَ - یَستَقبِلُ (باب استِفعال)؛
استقبال کرد - استقبال می کند♻️ أقبَلَ - یُقبِلُ (باب إفعال)؛
روی آورد - روی می آورد♻️ تَقَبَّلَ - یَتَقَبَّلُ (باب تفعُّل)؛
به عهده گرفت، پذیرفت - به عهده می گیرد، می پذیرد -
❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛
💢 عَمِلَ - یَعمَلُ (ثلاثی مجرد)؛
کار کرد - کار می کند♻️ عامَلَ - یُعامِلُ (باب مُفاعَلَة)؛
رفتار کرد - رفتار می کند💢 تَعامَلَ - یَتَعامَلُ (باب تفاعُل)؛
داد و ستد کرد - داد و ستد می کند♻️ اِستَعمَلَ- یَستَعمِلُ (باب استِفعال)؛
به کار گرفت - به کار می گیرد❇️ مراقب شباهت ظاهری کلمات باشیم؛💢 صَدَقَ - یَصدُقُ (ثلاثی مجرد)؛
راست گفت - راست می گوید♻️ صَدَّقَ - یُصَدِّقُ (باب تفعیل)؛
باور (تأييد) کرد - باور (تأیيد) می کند💢 صادَقَ - یُصادِقُ (باب مُفاعَلَة)؛
دوستی کرد - دوستی می کند♻️ تَصَدَّقَ - یَتَصَدَّقُ (باب تَفعُّل)؛
صدقه داد - صدقه می دهد -
Mahdeh ممنونن😃🌸🌸🌹🌹
فاطمه خلیلی ❤❤
-
شاه کلید پاسخ به سؤالات ترجمه در يک نگاه:
برای اینکه شما در پاسخ سؤالات ترجمه و تعريب به علت کمبود وقت زودتر به جواب برسید يا دست كم به جواب نزديكتر شويد امروز تست هاى ترجمه و تعريب آزمون سراسرى زبان ١٣٩٩ را با قانون 《 جُمَضَف 》 برايتان تحليل و بررسى مى كنم و ثوابش را به روح مرحومه مادرم كه دار فانى را در عنفوان جوانى وداع كردند ، تقديم مى كنم .
قانون 《 جُمَضَف 》:١_ ج : جمع و مفرد :
السماوات : الف ) آسمان □ ب) آسمان ها ■٢_ م : معرفه و نكره :
نساءٌ : الف ) زنان □ ب) زنانى ■٣_ ض : ضمير :
كلامه :الف ) سخش ، سخن او ، سخن خود ، سخن خويش ، سخن آن ■ ب) سخن □٤_ ف : فعل :
كانَ تُخْرِ جُ: ( ماضى استمراى / سوم شخص مفرد مذكّر / باب إفعال 《 يعنى توجه به تفاوت معانى باب ها )
كانَ تُخْرِجُ :
الف )بيرون مى رود □ ب) بيرون مى رفت □
ج) در مى آورَند □ د ) در مى آورْد ■١_ أَنْزَلَ مِن السّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِه مِن الثَّمراتِ رزْقاً لَكُم :
١) آب را از آسمان نازل كرد و از ميوه ها روزى براى شما قرار داد ! □
٢) از آسمان آب را نازل كرد و از ثمره ها روزى براى شما بيرون آمد ! □
٣) آبى از آسمان فروفرستاد و بوسيله آن ثمره هاى رزق را براى شما خارج ساخت ! □
٤) از آسمان آبى فروفرستاد پس بوسیله آن از میوه ها رزقی را برای شما خارج ساخت ! ■
نَزَلَ ، یَنْزِلُ : پایین آمد ، نازل شد
أَنْزَلَ ، يُنْزِلُ :نازل كرد ، فرو فرستادماءً ، رزقاً : آب ، رزق □ آبی ، رزقی ■
در ترجمه اسم هاى نكره در زبان فارسى از ( ى ، يک ، یک ...ی ) استفاده می شود .
الثّمرات : ثمره های □ ثمره ها ، میوه ها ■مِن الثمرات : ثمره ها □ از ثمره ها ■
به ترجمه حروف جرّ 《 حروف اضافه 》 دقت کنید .۲_ لا تَعِشْ في الماضي و ما وقع فيه حتّى لا يُضيِّعَ مستقبلك !
١) در گذشته و آنچه در آن رخ داده است زندگی مکن تا آینده ات تباه نشود ! ■
۲) در گذشته ها و چیزهایی که در آنها رخ داده بود زندگی مکن تا آینده تو ضایع نگردد ! □
۳) برای اینکه آینده خود را تباه نسازی ، در گذشته و آنچه در آن روی داد ، زندگی مکن ! □
۴) برای تباه نساختن آینده خویش ، در گذشته و چیزی که در آن واقع می شود ، زندگی منمای !□لاتعش : زندگی مکن( لای نهی مضارع ) / وقع : رخ داد ، رخ داده است( ماضی ساده مثبت یا ماضی نقلی مثبت ) / حتّی لا یُضیّع : تا ... تباه نشود ( حتّی ناصبه + لا نفی مضارع + فعل مضارع = معادل مضارع التزامی منفی فارسی )
الماضی : گذشته ■ گذشته ها □
۳_ هُناكَ لا انسانَ بدون خطأ ، و لكنّه يفشل عندما يعدّ نفسه عالما يعرف كلّ شيء! :
١) هيچ انسانی نیست که خطا نکند ، ولی هنگامی که خود را دانای همه چیز بشمار آورد ، شکست خواهد خورد !□
۲) انسان بدون اشتباه ، هیچگاه وجود ندارد ، اما او می بازد هرگاه خود را دانایی فرض کند که هر چیزی را می دانسته است !□
۳) هیچ انسانی بدون خطا وجود ندارد ، ولی زمانی که خودش را عالمی بشمار آورد که همه چیز را می داند ، شکست می خورد !■
۴) انسان هیچگاه بون اشتباه نیست اما زمانی می بازد که نفس خود را عالمی به حساب آورد که بر هر چیزی آگاه است !□
نکته ۱ :
اسم لای نفی جنس به شکل نکره ترجمه می شود . ( لا انسانَ : هیچ انسانی ■ انسان هیچگاه □)
هناك لا انسانَ... :
هيچ انسانی وجود ندارد■ هیچ انسانی نیست □
نکته ۲_ یفشل :
شکست خواهد خورد□ شکست می خورَد ، می بازد ■
نکته ۳: یعرف :
می داند ■ می دانسته است ، آگاه است □
نکته ۴ : اگر بعداز کلمه ( کلّ) اسم مفرد بدون 《ال》 باشد به صورت ( هر ) و اگر بعد از ( کلّ ) اسم جمع دارای 《 ال 》 باشد به صورت ( همه ) ترجمه می شود .
کلّ شيء :هر چیزی ■ همه چیز □
۴_ کان ذلكَ العالمُ يُمضي أوقاته بالمطالعة و الدّراسة و لا يبتعد عن النّشاط لحظةً على رغم الظّروف القاسيّة ! :١) تمام وقت آن عالم در مطالعه و پژوهش می گذشت ، و با وجود شرایط سخت یک لحظه از فعالیّت دور نمی شد ! □
۲) آن دانشمند اوقات خود را به مطالعه و تحقیق می گذرانْد و با وجود شرايط سخت ، لحظه اى از فعاليت دور نمى شد !■
٣) وقت آن دانشمند به مطالعه و تحقيق مى گذشت ، در حالیکه علی رغم شرایط سخت لحظه ای از کار دور نمی شود !□
۴) آن عالم اوقاتش را در مطالعه و پژوهش می گذرانْد ، در حاليكه على رغم شرايط سختش حتّى یک لحظه از کار دور نمی شود !□
نکته ۱: كان + فعل مضارع = ماضى استمرارىکان ...یُمضي ...لا يبتعد :
مى گذشت ...دور نمی شود □ می گذرانْد ...دور نمى شد ■
نكته ٢ :
أوقاته : اوقات خود ■ وقت آن □نكته ٣:
الظروف القاسية :
شرايط سختش □ شرايط سخت ■






