Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. بحث آزاد
  3. خــــــــــودنویس
آموزش markdown و ارسال پست در انجمن
بهارهب
%(#0000ff)[سلام آلایی های عزیز] تو این تاپیک میخوایم نحوه کار با markdown رو قدم به قدم یادبگیریم و با امکانات ادیتور انجمن بیشتر آشنا بشیم که شما عزیزان بتونید پست هاتون رو زیباتر بنویسید :smile: منبع این آموزش سایت: http://alihossein.ir/ با اندکی تغییر %(#1fc710)[Heading] (عنوان نویسی) برای ایجاد heading (عنوان گذاری) در تگ های h1تا h6 قبل از متن مورد نظرمون از # استفاده می کنیم . مثلا اگر تگ h1 لازم داشته باشیم از یک # قبل از متن استفاده می کنیم , اگر تگ h2 لازم داشتیم از دو تا تگ # استفاده می کنیم و الی آخر …. مثال :[image: 1483101376670-untitled-resized.png] خروجی : The largest heading The second largest heading The smallest headin برای Bold کردن کلمه یا متن باید دو طرف آن از ** یا __ استفاده کنیم . برای Italic کردن کلمه یا متن باید دو طرف آن از * یا _ استفاده کنیم . برای Strikethrough (خط خوردگی روی خط ) باید دو طرف آن از~~ استفاده کنیم . [image: 1483101840703-fdtt-resized.png] %(#26cc0c)[Quoting text](نقل قول کردن) برای ایجاد حالت نقل قول یا باید در ابتدای متن یک علامت > قرار دهید . [image: 1483102073483-gdfhdhfghg-resized.png] %(#26cc0c)[Quoting code] (نقل قول و متمایز کردن کد ها) همانند متن ساده , کدهامونم می توانیم داخل نقل قول بگذاریم تا داخل متن از سایر کلمات متمایز بشوند.برای این کار آنها را باید داخل علامت backtick بگذاریم . [image: 1483102831306-gg-resized.png] خروجی : . Use git status to list all new or modified files that haven't yet been committed اگر بخواهیم چند خط را داخل این نقل قول بگذریم باید از 3 تا backtick استفاده کنیم : [image: 1483103097573-gfghj-resized.png] خروجی : : Some basic Git commands are git status git add git commit ادامه دارد ....:smile:
بحث آزاد
👣ردپا👣
اهوراا
Topic thumbnail image
بحث آزاد
خــــــــــودنویس
Dr-aculaD
Topic thumbnail image
بحث آزاد
دوست و رقیب
4
یه دوست و رقیب بیاد بخونیمو بحرفیم
بحث آزاد
کپی جزوه ها
Z
سلام دوستان من میخوام جزوه های آلا رو کپی کنم خیلی زیاده کسی جایی رو سراغ داره ؟
بحث آزاد
یلدا
M.anM
سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه یلداتون مبارک 💛 ما که امسال تا همین یه خورده پیش شرکت بودیم و درگیر کارای سایت که درست بشه میشه چک کنید ببینید سرعتش چطور شده؟ منظورم alaatv.com هست @دانش-آموزان-آلاء @فارغ‌التحصیل
بحث آزاد
دسته گل💐
زهرا بنده خدا 2ز
Topic thumbnail image
بحث آزاد
کارزار
A
«۳۰ نفر تا الان " ۲۵ مهر ۱۴۰۴"از درخواست اصلاح آیین‌نامه حمایت کردن، شما نفر ۳۱ باشید👇» 🔗 https://www.karzar.net/258938
بحث آزاد
کارزار
A
📣 بچه‌ها یه کارزار راه انداختیم برای اصلاح بند تک‌ماده و آیین‌نامه‌های ارزشیابی مدارس کشور. موضوعش خیلی مهمه چون مستقیم به نمره و آینده تحصیلی خودمون مربوط میشه 😐 اگه موافقین، لطفاً برین امضا کنین تا صدامون بیشتر شنیده بشه ❤️https://www.karzar.net/258938
بحث آزاد
دستاورد هایِ کوچکِ من🎈
AinoorA
سلام بچه ها امیدوارم حالتون خوب باشه و خیلی سرحال و شاد باشین✨ خب از عنوان تاپیک یچیزایی مشخصه که قراره در مورد چی اینجا حرف بزنیم ولی بزارین توضیحات بیشتر بدم👀 خیلی از ما یوقتایی هست که ممکنه احساس کنیم هیچ کاری نکردیم یا هیچ کاری ازمون برنمیاد و روزمون رو تلف کردیم و.. و ذهنمون ما رو با این افکار جور واجور و عجیب غریب مورد آزار قرار بده و احساس ناتوانی رو بهمون بده در حالی که در واقعیت اینطوری نیست و ما توانا تر از اون چیزی هستیم که توی ذهنمون هست🐤 اینجا قراره از موفقیت های کوچولومون حرف بزنیم و رونمایی کنیم تا به ذهنمون ثابت کنیم بفرما آقا دیدییی ما اینیم 😎 هر شب از کار های مثبت کوچولوتون بیاین و بگین و این حس مثبت و قشنگ مفید بودن رو به خودتون بدین🍀 مثلا کنکوری ها میتونن تموم شدن یه بخش از برنامه اشون رو بگن ، از انجام دادن کار هایی مثل مرتب کردن اتاق ، از گذروندن امتحانای سخت و آب دادن به گل ها و کلی کار کوچیک و مثبت دیگه منتظرتون هستم آلایی ها موفق باشین🥹❤️ دعوت میکنم از : @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی
بحث آزاد
روز آخر ❤️
_
سلام به همه رفقای کنکوری اومدم یه تاپیک بزنم برای روز آخر کنکور، اینجا بچه‌هایی که می‌خوان روز آخر رو مفید درس بخونن، بیان برنامه‌هاشونو پارت‌بندی شده بزارن ❤️ و هم اونایی که تصمیم گرفتن دیگه درس نخونن و فقط ریلکس کنن، اینجا کنار هم باشیم ، حرف بزنیم ، استرسارو بریزیم دور، انرژی مثبت بدیم و بگیریم😁 ... اگه برنامه‌ریزی برای روز آخر داری، بیا پارت‌هات رو بزار و تا لحظه آخر تلاش کن ( مثل خودم ایده همینه چون مجبورم ) ... اگه تصمیم گرفتی دیگه فقط استراحت کنی که خیلیم عالی ... اگه دکترای پارسالی هستی و تجربه شب قبل کنکور رو داری، لطفا بیا راهنمایی کن، آرامش و انرژی بده :)) ‌ فقط یه خواهش کوچولو دارم لطفا فضای تاپیک آروم و مثبت نگه داریم چون قرار نیست با کارای دیگه اتفاق خاصی بیفته اما با اینکارا اتفاق خاصی میفته ✨ @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا
بحث آزاد
برگ انجیر.... ☘️🍀🌿
______
بِسْم رَبّ النور ☁️ سلام امیدوارم حال دلتون بهترین باشه..... 🎈 برم سراغ حرف اصلی.... در فکر تاپیکی بودم که هر روز توش چند تا پست قشنگ بزارم و با چند تا عکس و متن نوشته و دل نوشته...... حالمون خوب بشه، انرژی بگیریم در طول روز.....❤️☁️ یه جورایی این تاپیک شبیه کانال یا چنل..... البته پست هایی که قرار بزارم برای خودم نیست و صرفا گلچینی از مطالبی که ممکنه توی فضای مجازی یا کتاب ها ببینم و بارگذاری بکنم..... اگر شما هم دوست داشتید خوشحال میشم همراه من بشید.... ☁️🎈🍒 [image: 1686940882701-img_-_.jpg] پ.ن:اسم تاپیک برگرفته از اسم یک کانالِ و در آخر دعا میکنم دلتون ذهنتون ابری باشه(:☁️❤️
بحث آزاد
رقیب
م
کسی هس ساعت مطالعه بالایی داشته باشه بخونیم این 20 روزو؟ ترجیحا دختر باشه تنهایی نمیتونم اگ یکی بود خیلی بهتر پیش میرفتم
بحث آزاد
کنکور1405
M
سلام به همه. من بعد از یه مدت دوباره میخوام کنکور 405 رو شرکت کنم. ولی خب کسی رو پیدا نکردم که برای سال405 باشه. و دوستی پیدا نکردم تو این زمینه. هرکی هست بیاد اینجا حرف بزنیم:relieved_face:
بحث آزاد
تروخدا بیاین
م
دیروز اشتبا کردم سلامت نخوندم الان چیکار کنم جزوه ای میدونین یکم جمعو جور باشه کتاب اصلن خونده نمیشه خیلی زیاده
بحث آزاد
تنهایی حوصله ندارم بیاین با هم نهایی بخونیم
م
سلام بچها هر ساعتی هر درسیو خوندین بیاین بگین این ساعت اینقدر فلان درس رو خوندم انگیزه میگیریم
بحث آزاد
بخدا سوالات اونقد سخت نیستن ولی وقتی میشینم سر جلسه اعداد کوه میشن واسم
م
بچها وقتی میشینم به ارومی حل میکنم سوالاتو میدونم حل میکنم مشکلی ندارم سر جلسه انگار اصن من نخوندم ی جوری میشم میترسم از سوالا مخصوصا سوالاتی ک عدد دارن عددا جلو چشام بزرگ میشن بخدا خنده داره ولی جدی میگم
بحث آزاد
من ِ فارغ 401 هم باید زمین ترمیم کنم؟؟
م
...............
بحث آزاد
شاید شد...چه میدانی؟!
Hg L 0H
مدت هاست که از نشست غبار سرد و تیره به قلبم میگذرد مدت هاست منِ تاریکِ گم شده، در خودم به دنبال روزنه هایی از نور میگردد نفس هایم سخت به جانم می نشینند اشک هایی که سرازیر نمی شوند وجود مرا به ستوه آورده اند دوست دارم بایستم سرم را بالا بگیرم و تا زمانی که صدایم خفه شود فریاد بزنم بماند در پس پرده ی خاکستری غم بماند که چه می شود... شاید شد....چه میدانی؟!
بحث آزاد
بحث آزاد
J
دوستان من تازه وارو سایت شدم میخوام بدونم چطوری باید اسمم رو تغیر بدم درست کردم ولی باز دوباره اینو زده چیکار باید کنم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.........
بحث آزاد

خــــــــــودنویس

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده بحث آزاد
1.7k دیدگاه‌ها 248 کاربران 94.6k بازدیدها 213 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • C آفلاین
    C آفلاین
    Crystal
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #1115

    IMG_20200421_190231.jpg

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    18
    • C آفلاین
      C آفلاین
      Crystal
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #1116

      IMG_20200421_190418.jpg

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      13
      • C آفلاین
        C آفلاین
        Crystal
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #1117

        IMG_20200504_120230.jpg

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        17
        • C آفلاین
          C آفلاین
          Crystal
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Crystal انجام شده
          #1118

          IMG_20200518_135257.JPG
          اینم پروانه پرس شده توسط خودم:slightly_smiling_face:

          Amaryllis HeshmatiA 1 پاسخ آخرین پاسخ
          14
          • uuU آفلاین
            uuU آفلاین
            uu
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #1119
            این پست پاک شده!
            1 پاسخ آخرین پاسخ
            0
            • uuU آفلاین
              uuU آفلاین
              uu
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #1120

              e6424c93-d0bf-436b-bc93-7984bdeb9f77-image.png

              فرق روزای خوب و بد میدونین چیه ؟
              روزای بد رو همون وقت میفهمین که بد اند
              ولی روزای خوب رو متوجه نمیشین همونوقت
              بعد از گذشت مدت هااا
              میفهمین چه روزای خوبی بودن که سپری شدن

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              19
              • uuU آفلاین
                uuU آفلاین
                uu
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #1121

                a933c953-deb7-4689-9445-cd9a0f786595-image.png

                :rose: گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
                که به باغ آمد از این راه و ازآن خواهد شد :seedling:

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                25
                • dlrmD آفلاین
                  dlrmD آفلاین
                  dlrm
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط dlrm انجام شده
                  #1122

                  یادم میاد کلاس شنا که میرفتم
                  جلسه ی سومش گفتن باید برید توو عمیق
                  ما هم آماتور ...
                  من گفتم نمیرم .. مربی گفت نمیری پس برو بگو نمیخوام توو کلاس شنا باشم
                  گفتم باشه !
                  رفتم یه گوشه ایستادم تا زمان کلاس تموم بشه .
                  یک ربع مونده بود به آخر کلاس ، مربی متعجب از این یه دنده بودن من و بی اعتماد بودنم ، اومد دستمو گرفت ، کشید ، پرتم کرد توو عمیق
                  همینقدر جدی !
                  منم رفته بودم تح
                  تنها چیزی ک به ذهنم رسید این بود که پامو فشار بدم کف زمین و بیام بالا ...
                  بالا که اومدم گفت : دیدی ترست ریخت؟
                  دستمُ گرفت کشید بیرون ...
                  جلسه ی 6 اُم بود فکر کنم داشت کرال پشت یاد میداد ...
                  نوبت من که رسید ، پامُ فشار دادم به دیواره ی استخر ، خودمُ هُل دادم و شروع کردم دست کرال رو زدن ...
                  دقیقا
                  دقـــیـــــقـــــا"
                  وسط استخر ، کشیده شدم پایین
                  دستُ پا میزدم...
                  بال بال میزدم ، گریه میکردم ، جیغ میزدم
                  مربی داد میزد آروم باش ! دست و پا نزن ! دراز بکش رو آب !
                  مدام همین سه تا جمله ی دستوری رو میگفت
                  میگفت چیه ؟!
                  داد میزد !!!
                  آروم گرفتم ، دست و پا نزدم ، چرخیدم رو آب دراز کشیدم ....
                  سقف استخر رو نگاه میکردم ... صدای آرومِ آب
                  صدای تپیدنِ محکمِ قلبم
                  گرمیِ اشکای کنارِ چشمام ...
                  آروم که شدم ، شروع کردم به دست کرال زدن و رسیدم به اونور ِ استخر و توو یه حرکت اومدم بالا و نشستم لبه ... فکر میکردم ...
                  الانم دارم فکر میکنم .
                  صدای مربیِ ترم1 شنامون بعدِ حدودا 8 سال یا 9 سال امشب باز پیچید توی گوشم !
                  %(#ff0000)[آروم باش ! دست و پا نزن ! دراز بکش رو آب !]
                  این روزا خیلی دارم دست و پا میزنم ...
                  باید اروم بگیرم ... باید مسلط باشم.
                  من از پسش بر میام . من از پس شنا براومدم ، مربی شدم . از پس اینم بر میام .
                  مطمنم که از پسش بر میام .
                  فقط کافیه آروم باشم . دست و پا نزنم . دراز بکشم رو آب ...
                  همین ...

                    • دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم :seedling:
                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  28
                  • Dr.agonD آفلاین
                    Dr.agonD آفلاین
                    Dr.agon
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #1123

                    باز من و اشفتگی های ذهنم :face_with_hand_over_mouth: :face_with_tears_of_joy: :face_savoring_food: :ear_medium-light_skin_tone: :crossed_fingers:


                    هرشب ب انتظارم
                    برلب رسیده جانم
                    ماتم گرفته این سان
                    این چشم های گریان
                    شوق گریز دارد...اهو ستیز دارد
                    این شهر دلش گرفته
                    اهوی ان اسیر است
                    درپیچ و تاب بند است
                    صیاد در کمینش
                    اهو**********
                    صیاد ولی********
                    صیاد چشم********


                    قسمت های ستاره دار ی جورایی خصوصیه:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy: :face_with_hand_over_mouth: :face_savoring_food: :face_screaming_in_fear: :face_screaming_in_fear: :face_with_tears_of_joy: :eyes: ی دوخط دیگه هم هست ولی باز قابل انتشار نیستش:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:

                    ن ب قشنگی حرفا خودم،ن ب زشتی قضاوت شما،معمولی تر از معمولی=)

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    11
                    • M.FaAM آفلاین
                      M.FaAM آفلاین
                      M.FaA
                      تجربی
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #1124

                      چشمانش برايت_برايم_ترجمه تنهايي است از زيبايي و جلال و جذبه و در نهايت برقي كه مي گيرد و مي خشكاند.خشك مي كند.آدمي را زندگيش را آرزوهايش را ،همان جايي كه هستي نگهت مي دارد و مي گذارد كه همه دور شوند از تو و هيچ كس مرام نمي كند و همه مي روند و در نداشته هايت محو مي شوند و تنها داشته ي واضحت مي شود ياد او و آنقدر شفاف و روشن است كه مي شود تمامت و تو خيره مي ماني به رو به رو و به ياد مي آوري برق چشمانش را و چيزي نمانده كه دوباره خشكت كند ولي تو نمي خواهي تمام تو_كه همان ياد اوست_براي چند دهمين بار بخشكد و اينبار دقيق تر مي شوي در دنيا و به ياد مي آوري دوراني را كه كسي بوده تا از او بگويي و تو تا كسي بوده از او مي گفتي و آنقدر گفتي و ساختي و خواندي كه تكراري شده ياد او براي ديگران و تو اين تكراري شدن را توهين تلقي كردي و به همه كفتي كه بروند كه يادش كه چشمش و برق آن بماند الي الابد در تو و حالا تو هستي و تو نه،تو هستي و يادش كه تمام توست كه تمام جهان و جهانيان را مي ارزد.

                      (اين تو،من بود)و اين تويي كه من است به نظرم دليل كافي است كه تناقض نوشته هايم را و ابهامشان را توجيه كند.

                      پ.ن:فاطمه

                        اف.ميم
                      
                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      6
                      • C آفلاین
                        C آفلاین
                        Crystal
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #1125

                        IMG_20200507_175409.JPG

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        12
                        • AmirbernosiA آفلاین
                          AmirbernosiA آفلاین
                          Amirbernosi
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #1126

                          -چرا نمیخونی؟ -اینجا رو امضا کن -امسال دیگه موفقیتش حتمیه -حواست باشه داریم این همه هزینه میکنیم -چرا نمیخونی؟ -چرا نمیخونی -چرا نمیخونی؟ .....

                          اینا همه ی صداهایی بود که تو سرم میپیچید، مثل یه غار، همش منعکس میشدن و تکرار میشدن، لحظه به لحظه حالم بدتر میشد، تنفرم از خودم بیشتر میشد، ضربان قلبمو حس میکردم که داره به بدنم لرزه میندازه

                          نمیدونسم چیکار کنم، بوی خودم اذیتم میکرد، هیچوقت خودمو نتونسم ببخشم، به خودم اومدم دیدم جای ناخنام تو کف دستام افتاده، تازه داشت دردش شروع میشد

                          دوست داشتم داد بزنم، یجوری داد بزنم که صدام بگیره، تشتو پر از آب کردم، هرچی توان داشتم تو آب داد زدم، چشام قرمز شده بود، از دیدن چشام تو آینه ترسیدم، مثل یه قاتل شده بودم، قاتل کسی که جای التماسش برای زندگی تو کف دستام جا مونده بود

                          میخواستم گریه کنم، اما گریم نمیومد، هر لحظه بیشتر تنفر از خودم مثل ضربان قلبم بیشتر میشد، اما مثل همیشه یه صدایی بهم میگفت همه چی درست میشه

                          به شرایطم نگاه کردم، دیدم هیچی درست بشو نیست، چرا امید الکی به خودم بدم؟ چرا خودمو امیدوار کنم به آینده؟

                          -نمیتونی تو کاری بکنی -چرا نمیخونی؟ -چرا کاری نمیکنی؟ -چرا حالتو خوب نمیکنی؟

                          کلید زندان دستمه، ولی انگار به زندان عادت کردم

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          48
                          • سایه ماهس آفلاین
                            سایه ماهس آفلاین
                            سایه ماه
                            تجربی
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط سایه ماه انجام شده
                            #1127

                            پراز درک نشدن
                            پر از تنهایی
                            پر از بیزاری
                            پر از غم
                            پر از بغض
                            پر از سکوت
                            با چشم های پر از اشک
                            منتظر کمی توجه
                            چه زجری داره روزی هزار بار از خدا بپرسی چرا
                            چه زجری داره ادمای اشتباه زندگیتو نتونی خط بزنی
                            چه زجری داره که یه اغوش گرم منتظرت نباشه
                            چه زجری داره با گریه این متنو بنویسی.............

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            10
                            • amirh_hmyfA آفلاین
                              amirh_hmyfA آفلاین
                              amirh_hmyf
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #1128

                              IMG_2914.JPG
                              گل من گاهی بد اخلاق، گاهی کم حوصله و مغرور بود
                              اما ماندنی بود
                              این بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود
                              شازده کوچولو

                              قرار نیست منو هرجایی پیدا کني
                              فقط میتونی از دور تو اوج ببینی

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              22
                              • M.FaAM آفلاین
                                M.FaAM آفلاین
                                M.FaA
                                تجربی
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #1129

                                +فاطمه ميخواي بفهمي كه ديگه ده سالت نيست؟
                                _ن،ن اصلا ترجيح ميدم ده ساله باشم،كه ديگه نفهميدنامو نفهمم،ترجيح ميدم ده ساله باشم اما دنيا همونقدري باشه....
                                بزرگ به اندازه مهربوني...
                                روشن به اندازه صداقت....
                                پاك به اندازه كودكي...
                                ده ساله باشم تا وقتي از مدرسه ميام خونه باذوق بگم از تشويق شدنام...
                                از ته ته ته دلم گريه كنم به خطر دعوا هاي كودكانه...
                                ده ساله باشم تا نظر بقيه برام مهم نباشه...
                                زندگي كنم به خاطر بازي كردن با جوجه هام...
                                گريه كنم براي لنگيدنشون...
                                اره اصلن من آرزو دارم ده ساله باشم...
                                فاطمه
                                اف.ميم

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                10
                                • GastrointestinalG آفلاین
                                  GastrointestinalG آفلاین
                                  Gastrointestinal
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #1130

                                  IMG_20200524_204043.jpg

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  15
                                  • M.FaAM آفلاین
                                    M.FaAM آفلاین
                                    M.FaA
                                    تجربی
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #1131

                                    امروز حس كردم نياز دارم به يك خواب طولاني،خيلي طولاني...
                                    خوابي با ماهيت و علت خواب زمستاني_كه غذا كم هست و خواب به منظور كاهش مصرف انرژي است،نوعي دفاع انگار!_اما من آرزو دارم بخوابم چون ميبينم هر لحظه نفس كشيدن و بيدار بودن و بودن در اين دنيا سخت تر است از نفس نكشيدن،مي خواهم بخوابم چون انگار كوپن شاد بودن و شاد زيستنم تمام شده بايد آزاد بخرم و من ،آنقدر غني نيستم كه گرانبها ترين كالا و ميراث جهانيان را به رسم اغنيا _آزادانه_داشته باشم ،به قدر كافي نمي دانم و نمي شناسم مغازه هاي منصف اين شهر را،نه تنها اين شهر بلكه من هيچ كجا،در هيچ جهاني _انگار!_آشنايي ندارم كه بداند فقر من را ، و منصف باشد و شادي را ارزان يا حتي به قيمت_بفروشد.
                                    و حالا تنها چيزي كه ميدانم اين است كه يا بايد بخوابم تا بهار، يا بگردم از پي منصفي،يا همينطور زندگي كنم_نفس كشيدن هايي كه سخت تر از نفس نكشيدن است

                                    فاطمه
                                    اف.ميم

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    5
                                    • Kordgirl*K آفلاین
                                      Kordgirl*K آفلاین
                                      Kordgirl*
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #1132

                                      20200524_144344.jpg

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      9
                                      • D D.fateme.r

                                        به نیمکتی که مقابلمان بود اشاره کردم و گفتم : بشینیم اونجا ؟ ، فهمید از قدم زدن بین این همه پیرزن و پیرمرد خسته شده ام ، قبول کرد و به طرف نیمکتِ چوبیِ دو نفره ی رنگ و رو رفته حرکت کردیم ...
                                        ما نقطه ی مقابل هم بودیم ... نه ما متضاد هم بودیم ... ولی خیلی خوب باهم کنار می آمدیم... وقتی باهم بودیم مثل پیرزن های اطرافمان میشدیم! از چرت ترین مسائل ممکن حرف میزدیم ! حتی مثل پیرزن ها دلیل لاغر شدنِ دختر عمه ی جاریِ قمر خاتون را هم تحلیل میکردیم ! منی که همیشه حالم از این مدل بحث ها به هم میخورد حالا همراهی اش میکردم ! میدانید ؟ لاغر شدنِ دختر عمه ی جاریِ قمر خاتون تنها بحثی بود که آخرش به جر و بحث نمیکشید ! آخر ما نقطه ی متضاد هم بودیم ...
                                        همیشه فازِ نصیحت برمیداشت ! البته سعی داشت همه ی عقایدش را هم روی من پیاده کند (هرچند هیچوقت موفق نبود! ) از با صدای آرام خندیدن گرفته تا موزیک و رنگ لباس و و و و ...
                                        دفعه ی قبلی که آمده بودیم پارک خودم نبودم ! آخر میدانید چند روز از اعلام نتایج کنکور گذشته بود و من حوصله ی همه چیز را داشتم به جز خودم ! انگار که با خودم لج کرده باشم ! دفعه ی قبل لباس مشکی پوشیده بودم...دفعه ی قبل اصراری نکردم که به گیتار زدن پسر های توی پارک گوش بدهیم ... دفعه ی قبل مجبورش نکردم که تاب بازی بچه ها را تماشا کنیم ... دفعه ی قبل هیچ تمایلی به بستنی قیفی خوردن نشان ندادم ... بین خودمان باشد اما من دفعه ی قبل آرام آرام میخندیدم...
                                        فقط دو سه سال از من بزرگ تر بود و فکر میکرد زمان ازدواجش رسیده ! من هیچ چیز از ازدواج نمیدانستم ولی به این نتیجه رسیدم که او بیشتر از من هیچ چیز از ازدواج نمیداند و من تصمیم گرفتم که همه ی چیز هایی را که درمورد ازدواج نمیدانم برایش بگویم !
                                        خدای من چه تصورات رویایی داشت ! حالا که دارم فکر میکنم بحث کردن درمورد علتِ لاغر شدنِ دختر عمه ی جاریِ قمر خاتون از بحث ازدواج بهتر بود!
                                        کارم از بلند خندیدن گذشته بود ! بین این همه پیر زن و پیر مرد قهقهه میزدم ! ( البته او هم به قول خودش آرام میخندید و مثلا همراهی ام میکرد ! )
                                        عجیب بود! این دفعه به خندیدنم گیر نمیداد !
                                        نمیدانم چه گفت که نزدیک به یک دقیقه بی وقفه خندیدم ! خنده ام که تمام شد نگاهش کردم ! در چنین مواقعی منتظر اعتراضش بودم ؛ ولی دیدم فقط نگاهم میکند ! پرسیدم خوبی؟ گفت : میشه همیشه بخندی ؟
                                        جا خورده بودم ! گفت : دفعه ی قبلُ یادته ؟ این که نمیخندیدی منو میترسوند !
                                        [ همش میخواستم نگویم که طرف مقابلم دختر بود یا پسر! ولی بیشتر از این در خماری نمیگذارمتان! طرف دختر بود ! خیالتان راحت ! ]
                                        گفتم : تو که مخالف سر سخت خندیدنِ دختر بودی ؟
                                        سکوت کرد... وقت مناسبی بود برای گفتنِ حرف هایی که تمام این مدت زجرم میداد...
                                        گفتم : اصلا حق با توست ! خندیدنِ من ، لباس آبی پوشیدنم (!) ، بی پروا حرف زدنم ، لجبازی کردنم همه و همه با دل و دین مردم بازی میکند ! اصلا قبول ! من همه ی دخترانگی هایم را در خانه میگذارم و بیرون می آیم !
                                        گفتم : مگر من دختر نیستم ؟ مگر دختر بودن هویت من نیست ؟ به من بگو اگر همه ی دختر بودنم را در خانه بگذارم ، موجودی که بیرون می آید نامش چیست ؟ دختر ؟
                                        .
                                        .
                                        .
                                        .
                                        .
                                        هی ! من دخترم ! نمی خواهم مثل پست های تلگرامی خودم را با عکس گل و آبنبات معرفی کنم ! تو جنس مخالف من هستی ! قبول که هر جنسی سختی ها و مشکلات خودش را دارد و همان طور که تو هیچ وقت حرف من را نمیفهمی ، امکان ندارد که من هم مشکلات تو را درک کنم ! فقط چند لحظه به حرف های من گوش کن ! من دخترم ! نفس میکشم ! علاوه بر اکسیژن به حقِ زندگی هم نیاز دارم ! تو میتوانی کمکم کنی ! بله میتوانی ! باور کن وقتی میخندم قصدِ جلب توجهت را ندارم ! باور کن من هم دوست دارم با آرامش و بدون نگرانی از حضور تو در پارک قدم بزنم ! هی ! میشود بفهمی که وقتی از جلویت رد میشودم تیکه های تو حکم بنزین برای ادامه ی راه من را ندارد ؟ باور کن اگر سکوت کنی و فقط چند لحظه سرت را پایین نگه داری خورشید باز هم طلوع میکند ! اصلا میدانی ممکن است وقتی برمیگردم و پشت سرم را نگاه میکنم ، دنبال دوستم میگردم نه تو ! باور کن که من راه خانه ی مان را بلدم و نیازی به همراهیِ تو ندارم !
                                        میدانی ؟ آخرش تو کمی تفریح کرده ای و من مانده ام و نگاه های همسایه ها که دختر فلانی از راه به در شده ! من مانده ام و پچ پچ های پیرزن های کوته فکر اطرافم که دختر های قدیم حیا داشتند و جدیدی ها ندارد !
                                        آخرش تو پسر هستی که این ها برایت ننگ نیست و من دختری هستم با کلی برچسب...
                                        پ.ن 1 : میدونم هر جنسی خوب و بد داره ! شما به دل نگیر!
                                        پ.ن2 : لطفا ریپلای نکنید (:

                                        Nafis GolN آفلاین
                                        Nafis GolN آفلاین
                                        Nafis Gol
                                        دانش آموزان آلاء
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #1133
                                        این پست پاک شده!
                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        0
                                        • 2245Zahra2 آفلاین
                                          2245Zahra2 آفلاین
                                          2245Zahra
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #1134

                                          خدایا میدانم میبینی که گم شده ام در خودم بار الها تنهایی من بزرگ هست اما وسعت تو بیشتر است ... دلم گرفته ای پناه دلشکستگان عالم .... میشود این شب تار را تو سحر باشی!؟

                                          میمیریم ببینیم کسی رو جای هم❤️

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          9
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 55
                                          • 56
                                          • 57
                                          • 58
                                          • 59
                                          • 83
                                          • 84
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع