شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم
-
خوب شد خدا به حیونا عقل نداد
وگرنه
حتما کلاغا تا یه طاووس میدیدن
میگفتن : ایشششششش منم اینقد آرایش میکردم از این خوشگلتر میشدم
-
شبکه 5G تست کردن با سرعت ۱۴۸۷ مگ
بعد بسته اینترنت ۲ گیگ میفروشن !یعنی دستت اشتباهی بخوره به دانلود بسته تمومه
-
از عجاب كشورى به نام ايران گفته اند كه در آن قيمت اجناس با بالا رفتن ارز نسبت مستقيم و با پايين آمدن آن نسبت عكس دارند
️
-
اونقدر هوا گرمه که کولرمونم از پشت بوم اومده رو مبل نشسته شربت بهش دادیم،
میگه بذار ده دیقه خنک بشم الان میرم بالا -
تنها جای زندگیم که مدیریتش میکنم وقتیه که کیک و آبمیوه میخورم
مدیریت میکنم که آبمیوه م زودتر تموم نشه کیکه بمونه تو گلوم پایین نره
-
رو ﭘﺸﺖ ﺑﻮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﺎﻫﻮﺍﺭﻩ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ
ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﻢ ﺩﺍﺩ ﺯﺩ : ﺑﺴﯿﺞ ﺍﻭﻣﺪﻩ !!!ﻫﺮﭼﯽ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﺒﻮﺩ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ ﺧﻠﻮﺕ ﭘﺮﯾﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻦ
️
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻮﺵ؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﻭﻧﺎﻫﺎﺵ، ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺷﯿﺖ ﺑﺴﯿﺞ ﺍﻭﻣﺪﻩ !!!
کمرم هنوز رگ به رگه بخدا.
-
یه بار عکسمو گذاشتم پروفایلم یکی پیام داد
مسخره کردن انسانهای زشت کار خوبی نیست خواهشا عکس آن بدبخت را بردارید -
پیر ﻣﺮﺩ ﺑﻪ ﻣﻨﺸﻲ ﺍﺵ ﮔﻔﺖ ﻳﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﺮﻳﻢ ﺷﻤﺎﻝ !
ﻣﻨﺸﻲ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻳﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻴﺮﻡ ﻣﺎﻣﻮﺭﻳﺖ!
ﺷﻮﻫﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻳﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻴﻪ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺧﺼﻮﺻﻴﺶ ﮔﻔﺖ ﻳﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﻣﻴﺮﻩ ﻣﺮﺧﺼﻲ !
ﺷﺎﮔﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﯾﻪ ﻫﻔﺘﻪ ﺗﻌﻄﯿﻠﯿﻢ
ﻣﺎﺩﺭﻩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎ ﺟﻮﻥ ﻳﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﭘﺴﺮﻡ ﺗﻌﻄﻴﻠﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﺮﻳﻢ ﺷﻤﺎﻝ؟!
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﻗﺮﺍﺭﻭ ﺑﺎ ﻣﻨﺸﻲ ﮐﻨﺴﻞ ﮐﺮﺩ !
ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺮﺩه...میفهمی گرددد
-
خیلی دوست دارم یکی از استادام رو در حال خنده تو خیابون ببینم، برم پیشش بگم
چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم!
-
اگه کسی رو دوس دارین، رهاش نکنین
بگیرین بندازینش تو زیرزمین انقد با کمربند بزنین سیاهش کنین
تا اعتراف کنه عاشقتونه ! -
داشتم واسه امتحان میان ترم توو خونه تقلب مینوشتم...یهو دیدم مامانم بالا سَرمه...
اومد تقلب رو پاره کرد..
مونده بود چی بگه.......
گفت: ما تو این خونه نماز میخونیم -
یبارم یه خانم توریست چینی یه دوربین عکاسی بهم داد؛ نمی دونم چی گفت، چون چینیم زیاد خوب نیس، ولی نظر لطفش بود—هنوز داریمش
-
یبار بابام عصبانی بود یهو یه مرده خورد بهش بدتر عصبانی شد گفت مردم جلو خودشونم نگا نمیکنن واقعا که حرفش که تموم شد محکم خورد به دکل برق
-
من يبار مهمون داشتم بعد كه شب داشتن اونا ميرفتن باهاشون تا دم در رفتم نميدونم چي شد يهو حواسم پرت شد گفتم خيلي خوشحال شدم با اجازتون من ديگه ميرم خدافظ دور باز كردم رفتم تو كوچه
-
یبار که ایرانسل تازه اومده بود من اصلا هیچ اطلاعاتی درمورد گوشی و سیم کارت و اینا نداشتم بابام و عموم داشتن در مورد گوشی و خط جرف میزدن.منم اومدم بگم مثلا خیلی حالیمه یه دفه گفتم عمو ایرانسل بهتره یا نوکیا...هنوزم دارم فک میکنم اینا چه ربطی بهم داشتن...پاشدم در رفتم
-
یبار که ایرانسل تازه اومده بود من اصلا هیچ اطلاعاتی درمورد گوشی و سیم کارت و اینا نداشتم بابام و عموم داشتن در مورد گوشی و خط جرف میزدن.منم اومدم بگم مثلا خیلی حالیمه یه دفه گفتم عمو ایرانسل بهتره یا نوکیا...هنوزم دارم فک میکنم اینا چه ربطی بهم داشتن...پاشدم در رفتم
این پست پاک شده! -
تو دبیرستان از معلم عربی مون ( آقای احمدی ) بدم میومد یه روز گفت برو برام چایی بیار تو چایش تف کردم بردم
به دوستام هم گفتم
نشست قشنگ نوش جان کرد
زنگ تفریح کلی خندیدیم
نقل از یکی از الایی ها -
این پست پاک شده!
-
به یكی قبل اعدام ميگن حرفي داري ؟
ميگه نه،
ميكشنش بالا؛
دست وپاميزنه كه حرف دارم..
میارنش پایین ميگن بگو:
میگه جناب سروان خونه روبرویی ماهواره داره ازاينجامعلومه !! -
یارو مداح یود، دفترچش شبیه دفترچه زنش بود که خیاط بود
یه بار دفترچه رو برمیداره میره سر مراسم
میگه آقایون هر چی خوندم بگید ابوالفضل
مردم میگن باشه
میخونه
دور کمر شمسی خانوم یه متره
ملت میگن ابوالفضل، ابوالفضل
میگه دور پای حمیده خانوم یه متره
ملت دیگه نمیگن ابوالفضل
دوزاریش که افتاد میاد پایین از یکی میپرسه
حالا من حواسم نبود، شما چرا اولی رو گفتید ابولفضل
یارو میگه آخه داداش دومی با ابوالفضل حل نمیشد، باید متوسل میشدیم به پنج تن