-
سلام دوستان خسته نباشیدامتحان زمین تون چطوربود؟؟
hila azizi در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
سلام دوستان خسته نباشیدامتحان زمین تون چطوربود؟؟
سلام، من که خراب کردم درست و حسابی نخونده بودم
ولی قبول میشم 
-
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
زیست داریم بریم زیستو پرقدرت شاخشو بشکونیم

مگ شاخ داره که میخوای بشکونی اگ راست میگی زمین رو میشکوندی:
زیست خودش کم چیزی نیست:/
امتحاناش راحته اونم نهاییش
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
زیست داریم بریم زیستو پرقدرت شاخشو بشکونیم

مگ شاخ داره که میخوای بشکونی اگ راست میگی زمین رو میشکوندی:
زیست خودش کم چیزی نیست:/
امتحاناش راحته اونم نهاییش
شاید راحت باشه ولی ریزه زیاده همش رو باید خوند.
-
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
تا حالا معلمی داشتید که هنگ کنه؟

آره معلم شیمیمون کلا هنگه مطالبو حفظ میکنه میاد سر کلاس :|
-
لحظه اذان مغرب
: -
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
تا حالا معلمی داشتید که هنگ کنه؟

آره معلم شیمیمون کلا هنگه مطالبو حفظ میکنه میاد سر کلاس :|
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
تا حالا معلمی داشتید که هنگ کنه؟

آره معلم شیمیمون کلا هنگه مطالبو حفظ میکنه میاد سر کلاس :|
نه این هنگ که مورد نظر منه با اون هنگ فرق میکنه

مثلا یه بار سر کلاس درسشو داده بود تموم شده بود,میز آخر یه نفر خندید,این داشت با گوشی ور میرفت,بعد گوشی رو گذاشت کنار یه کتاب در آورد از کیفش یکی دو صفحه خوند,تقریبا 10 دقیقه گذشت,پسره بعد اون ده دقیقه سرش رو میز بود اصلا میز آخر جیکشون در نمیومد,یه دفعه پاشد گفت واسه چی میخندی؟
,30 ثانیه تو وسط کلاس واستاده بود زل زده بود به پسره,بعد 30 ثانیه بغل دستیش گفت آقا ما 10 دقیقست ساکتیم ,یهو شترق زد زیر گوش بغل دستیه,پسره مونده بود چی بگه گفت آقا ما واسه چی؟30 ثانیه دیگه هم زل زد باز,بعد 30 ثانیه اون پسره که خندیده بود گفت آقا ما بودیم خندیدیم این نبود,یکی دیگه هم زد زیر گوش بغل دستیش باز
واسه این دومی دیگه کلاس نتونست فشار رو تحمل کنه همه ترکیدن از خنده
-
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
تا حالا معلمی داشتید که هنگ کنه؟

آره معلم شیمیمون کلا هنگه مطالبو حفظ میکنه میاد سر کلاس :|
نه این هنگ که مورد نظر منه با اون هنگ فرق میکنه

مثلا یه بار سر کلاس درسشو داده بود تموم شده بود,میز آخر یه نفر خندید,این داشت با گوشی ور میرفت,بعد گوشی رو گذاشت کنار یه کتاب در آورد از کیفش یکی دو صفحه خوند,تقریبا 10 دقیقه گذشت,پسره بعد اون ده دقیقه سرش رو میز بود اصلا میز آخر جیکشون در نمیومد,یه دفعه پاشد گفت واسه چی میخندی؟
,30 ثانیه تو وسط کلاس واستاده بود زل زده بود به پسره,بعد 30 ثانیه بغل دستیش گفت آقا ما 10 دقیقست ساکتیم ,یهو شترق زد زیر گوش بغل دستیه,پسره مونده بود چی بگه گفت آقا ما واسه چی؟30 ثانیه دیگه هم زل زد باز,بعد 30 ثانیه اون پسره که خندیده بود گفت آقا ما بودیم خندیدیم این نبود,یکی دیگه هم زد زیر گوش بغل دستیش باز
واسه این دومی دیگه کلاس نتونست فشار رو تحمل کنه همه ترکیدن از خنده
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
تا حالا معلمی داشتید که هنگ کنه؟

آره معلم شیمیمون کلا هنگه مطالبو حفظ میکنه میاد سر کلاس :|
نه این هنگ که مورد نظر منه با اون هنگ فرق میکنه

مثلا یه بار سر کلاس درسشو داده بود تموم شده بود,میز آخر یه نفر خندید,این داشت با گوشی ور میرفت,بعد گوشی رو گذاشت کنار یه کتاب در آورد از کیفش یکی دو صفحه خوند,تقریبا 10 دقیقه گذشت,پسره بعد اون ده دقیقه سرش رو میز بود اصلا میز آخر جیکشون در نمیومد,یه دفعه پاشد گفت واسه چی میخندی؟
,30 ثانیه تو وسط کلاس واستاده بود زل زده بود به پسره,بعد 30 ثانیه بغل دستیش گفت آقا ما 10 دقیقست ساکتیم ,یهو شترق زد زیر گوش بغل دستیه,پسره مونده بود چی بگه گفت آقا ما واسه چی؟30 ثانیه دیگه هم زل زد باز,بعد 30 ثانیه اون پسره که خندیده بود گفت آقا ما بودیم خندیدیم این نبود,یکی دیگه هم زد زیر گوش بغل دستیش باز
واسه این دومی دیگه کلاس نتونست فشار رو تحمل کنه همه ترکیدن از خنده
وای معلم زیست مام اینطور بود :| ولی شترق نمیزد

-
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
-
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
محو زیباییت میشه حالا با همین خودتو گول بزن تا بعد
-
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
محو زیباییت میشه حالا با همین خودتو گول بزن تا بعد
-
خدایا این معلما رو از بچه ها نگیر
منم یه معلم زیست داشتم کلا شاس میزد ولی جرات نداشت با هام در بیفته چون ضایعش میکردم یه بار یادمه گفت اگه کلاس براتون سودمند نیست میتونید برید بیرون من تنها کسی بودم که رفتم بعدش دوستم هم اومد خنگ بود اصن به غالب مغلوب میگفت غالب ناغالب
-
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
پینگش بالاست پیام دیر میرسه

-
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
پینگش بالاست پیام دیر میرسه

mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
Reza.Tah در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
امروز سر امتحان شیمی نزدیک ترین مراقب به من همین یارو افتاده بود,یه عدد ناخوانا بود تو برگه من اول دستم رو بردم بالا دیدم سرش تو گوشیشه باز,یاد اون روز افتادم یه لحظه گفتم بیخیال از این نمیشه سوال پرسید,بعد گفتم خب سوال رو چجوری حل کنم پس,صداش کردم باز نشنید
به بچه ها گفتم صداش کنن,سرشو بالا کرد بهش گفتم که این عدد ناخوانا هست,باز هم 30 ثانیه زل زد بهم,بعد گفت ها؟گفتم آقا عدده نیوفتاده واسم تو برگه,دوباره زل زد,گفتم آقا عدد؟همچنان نگاه میکرد دهنشم باز بود موقع نگاه کردن,بچه های اون محوطه که اطرافم بودن زدن زیر خنده این همچنان زل زده بود به من
دیگه نا امید شدم با دست اشاره کردم به برگه دیگه سعی کردم به زیان ناشنوایان باهاش ارتباط برقرار کنم
یه دفعه پاشد از جاش,اون لحظه گفتم با ابالفضل
اومد برگه رو دید عدد رو گفت بعد رفت,یعنی حول3 دقیقه طول کشید این جریان,نمیدونم چرا اینطوریه این یارو,وای فایش ضعیفه؟مقاومت رشته های عصبیش بالاست؟درایو c ش پر شده؟چشه
پینگش بالاست پیام دیر میرسه

گل میزنه بزنی تو گوشش معلوم میشه

-
عجیبه دیشب دعوا نشد

-
عجیبه دیشب دعوا نشد

-
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
عجیبه دیشب دعوا نشد

دوس داریا
من چیزی گفتم؟؟؟؟؟ نه واقعا چیزی گفتم؟
گفتم عجیبه
-
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
عجیبه دیشب دعوا نشد

دوس داریا
من چیزی گفتم؟؟؟؟؟ نه واقعا چیزی گفتم؟
گفتم عجیبه
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
عجیبه دیشب دعوا نشد

دوس داریا
من چیزی گفتم؟؟؟؟؟ نه واقعا چیزی گفتم؟
گفتم عجیبه
اره گفتی دعوا نشد بعدم گفتی عجیبه
من دوست دارم بقیرو بندازم به جون هم خودم نظاره گر باشم

-
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
عجیبه دیشب دعوا نشد

دوس داریا
من چیزی گفتم؟؟؟؟؟ نه واقعا چیزی گفتم؟
گفتم عجیبه
اره گفتی دعوا نشد بعدم گفتی عجیبه
من دوست دارم بقیرو بندازم به جون هم خودم نظاره گر باشم

akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
عجیبه دیشب دعوا نشد

دوس داریا
من چیزی گفتم؟؟؟؟؟ نه واقعا چیزی گفتم؟
گفتم عجیبه
اره گفتی دعوا نشد بعدم گفتی عجیبه
من دوست دارم بقیرو بندازم به جون هم خودم نظاره گر باشم


-
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
عجیبه دیشب دعوا نشد

دوس داریا
من چیزی گفتم؟؟؟؟؟ نه واقعا چیزی گفتم؟
گفتم عجیبه
اره گفتی دعوا نشد بعدم گفتی عجیبه
من دوست دارم بقیرو بندازم به جون هم خودم نظاره گر باشم


mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
akram در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
mohammadhassan در هرچی تو دلته بریز بیرون گفته است:
عجیبه دیشب دعوا نشد

دوس داریا
من چیزی گفتم؟؟؟؟؟ نه واقعا چیزی گفتم؟
گفتم عجیبه
اره گفتی دعوا نشد بعدم گفتی عجیبه
من دوست دارم بقیرو بندازم به جون هم خودم نظاره گر باشم


مریضم نیستم

به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره...
رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد
بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع
پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع
پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب
پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب
مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست
همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید
سبز باشید و سربلند
سلااامممم
هممون گاهی عکس هایی رو میبینیم که شادی برای قلبمون به همراه دارن
گاهی بعضی عکسا یادآور یه خاطره خوبن
بعضی عکسا خنده روی لبمون میارن و بعضی اشک تو چشامون...
بعضی عکسا یادآور آدم هایی هستن که دوستشون داریم
بنظر عکسا روح دارن و حسشون به ما منتقل میشه...
بعضیاشون خیلی کیوت و با نمکن
بعضیاشون غمگینن
بعضیا بی حس و بی حالن
بعضیا خیلیی شادن
اینجا گالریِ عکسایی ک دوسشون داریم یا یه چیزی رو برامون زنده میکنن
دوست داشتین یه متن خوشگلم زیرش بنویسین..
دعوت میکنم از :
@دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا
@بچه-های-تجربی-کنکور-1402
@بچه-های-تجربی-کنکور-1401
@ریاضیا @تجربیا @انسانیا
@بچه-های-تجربی-کنکور-1403 (شما یه سر کوچولو بزنین کافیه خوشحال میشیم)
و هر کس دیگه ای که دوست داره شرکت کنه
منتظر عکس های زیباتون هستم
بعضی وقتها حال آدم اونقدر بد میشه که حتی نمیدونه با چه کلماتی باید توصیفش کنه... دیشب من همینطور بودم اما وقتی چند آیه از قرآن خوندم دیدم واقعا بعضی آیاتش یه آرامش عجیبی به دل میدن
برای همین دوست دارم توی این تاپیک مجموعهای از همین جملات و محتواها بزاریم ، در صدرش آیههایی از قرآن که آرامشبخشن و همینطور فیلمها، عکسها یا جملههایی که میتونن حس خوبی منتقل کنن و آروممون کنن
اینجوری هر وقت حالمون بد شد بیایم اینجا سر بزنیم، بخونیم و ببینیم و حالمون یه کم بهتر بشه امیدوارم توی لحظههای سخت این کلمات و تصاویر بتونن پناه دلمون باشن
راستش بعد از موضوعِ «قشنگترین تعریف»، یهوقتایی میشد که یهچیزی رو میخواستم درونش بنویسم ولی میدیدم این یه «تعریف» نیست. برای همین تصمیم گرفتم این موضوع رو ایجاد کنم.
اینجا بیاین از لحظههاتون بنویسین. از یه «آن». از اون لحظهای که انگار همهچیز در بهجاترین شکل ممکن خودش بود. مثل اون لحظهای که دوتا قطعه رو جا میزنن و صدای جا رفتنش به جون آدم جلا میده. اینجا از اون لحظهای بنویسین که انگار دنیا حتی برای یکلحظه مال شما بود.
از یه خط چشم که امروز درست کشیدی، از اینکه امروز کیک پختی و خوشمزه شده، از اینکه امروز یه لایی تمیز کشیدی و ذوق خودتو کردی، از اینکه توی فیفا رو دستت نیست و امروز همه رو سوسک کردی بگیر، تا کارای گندهگنده، تا قبول شدن توی فلان آزمون و گرفتن گواهینامه و اومدن یه رفیق قدیمیِ مهاجرتکرده به ایران... و هزارتا اتفاق ریز و درشت دیگه.
دلم میخواد این موضوع «بوی امید» بده.
همین
سلام بچه ها
خوبین؟
مطمئنم که توی این سال از ChatGPT استفاده کردی. شاید برای تکالیف، شاید برای سوالات خفن یا شاید حتی برای دقایق خندهدار!
چند روزی هست chatgpt داره برای کاربرها یه پیام میده در مورد سال ۲۰۲۵ که به مرور برای کاربرها فعال میشه
نمیدونم برای شما هم فعال شده یا نه؟
از لینک زیر می تونی بهش دسترسی داشته باشی
https://www.chatgpt.com/?q=YourYearWithChatGPT
ببینید به شما چی میگه؟
از تجربه هاتون بگین و بگین برای چیا استفاده می کنید
اگه دوست داشتی اسکرین شات هم برامون بفرستید
خب با یه چالش خوب اومدم سراغتون
نفر اول ٬ %(#ff0000)[بیست حقیقت] از خودشو میگه و بعد ٬ نام کاربری کسی که میخوادو زیر پستش تگ میکنه .
من ( یا اگه خواست خودش ) به اون کاربر آدرس اینجا رو پ.خ میدیم و باخبرشون میکنیم که شما ازشون چی خواستین ؛ این به این معنیه که به گفتن بیست حقیقتِ خودش دعوت شده(البته امیدوارم تگا برای همه کار کنن )
پس اونم میاد و بیستای خودشو میگه و نام نفر بعدی رو زیر پستش میاره تا دوباره....
حـــــالا موضوع اصلی اینجـاست ؛ خیلیا شاید بگن.. بیست حقیقت از چی ؟
این بیست حقیقت میتونه راجب %(#0099ff)[خودتون] ٬ %(#e100ff)[اعتقاداتتون] به %(#00ccff)[موضوعات مختلف] ٬ %(#9900ff)[علاقتون به جایی]٬ کسی ٬ انجام کاری ٬ چیزی یا شایدم %(#00ff09)[استعدادا و طـــرز فکرو]...... باشه ! در کل چیزایی که فکر میکنید جالبه بقیه راجبتون بدونن....درسته اولش شاید آسون نباشه ٬ اما خوب میشه یه نگاهی به نکته ها وچیزایی که از خودمون میدونیم بندازیم.
**اگه بیشتر از یه بار دعوت شدین میتونین بیستای دیگه بنویسین ( که یکم سخته ) یا فقطـــ بیاین و اسم کاربری رو که میخواین بنویسین یا اصلا کلا کاری نکنین
پس همتون بیست حقیقتِ خودتونو آماده کنین که شاید شما هم به رو کردنش دعوت بشین !
خب به عنوان نفر اول دعوت میکنم از آدمین هامون خب هر کدوم خواستید تشوریف بیارید
@alireza_ysf75 @فااطمه @بهاره @M.an
اخراج نشوم صلوات
داشتم داستان شروع استارتاپهای خارجی رو میخوندم و دیدم اکثرشون با به اشتراک گذاشتن محصول اولیهشون توی Hacker News و Product Hunt خیلی کمک گرفتن: هم بازخورد گرفتن، هم شناخته شدن و مسیرشون سریعتر جلو رفت.
مثل Dropbox وقتی فقط یه ویدئو کوتاه دمو داشت، اون رو توی Hacker News منتشر کرد. هزاران نفر دیدن، عضو لیست انتظار شدن و همین شد جرقهی رشدش.
یا Notion یکی از بزرگترین جهشهاش رو بعد از لانچ در Product Hunt گرفت؛ بازخوردها باعث شد خیلی سریعتر مسیر توسعه رو درست کنن.
.
اون موقع به خودم گفتم: «چرا ما یه جای رایگان نداشته باشیم که هر نفر محصول یا ایدهش رو معرفی کنه و بازخورد واقعی بگیره؟»
برای همین کانال «شروع» رو زدم. صرفاً برام بودن یه جایی مثل Hacker News بودن مهمه و هر کسی که این کارو بهتر بلده میتونه بهم بگه تا من کمکش کنم و کلا قید کانالو بزنم.
این کانال رو زدم تا هر کسی که چیز جدیدی لانچ کرد یا میخواست ایدهای رو تست کنه، سریع بازخورد بگیره از یه جامعه واقعی. من میتونم کمک کنم اعضای کانال زیاد بشن، ولی محتوای واقعی و ارزشمند برمیگرده به شما و فعالیتتون.
لینک کانال :https://t.me/IRstartnews
|
شعردانه




