کافــه میـــم♡
-
-
-
دیگر به دنبال نور نگشتم، به جای آن تصمیم گرفتم خود نور شوم
-
در ظلماتِ شب، تنها خداست که صدایت را میشنود
️
-
شآد بآشُــ بخَند:(♡بزار بفهمَـنـ قَوۍ تَر از دیروزۍ
□^^
-
هیچ چیز واسه همیشه باقی نمی مونه!!
-
اگہ چیزے گفتمـ ڪ ناراحت شدے...بگو تا دوباره بگمـ
-
جز خدا به کسی متکی نباش که ی روزی پشتت را خالی میکنند
-
اگه کسی قدرتو نمیدونه لیاقتش اینه که تو رو از دست بده، به همین سادگی
-
زندگی مثل سیگار میمونه روشن که شد چه بکشی یا نکشی تا تهش میسوزه ...
-
زندگی ساده اس ولی ما عاشق اینیم که پیچیدش کنیم):
️
-
fateme pouraboli
رفیققققق چقدررر خوشحالم که اومدی انجمن
دوستای خوب بهترین خاطرهها رو برای همدیگه میسازن
من قشنگترین خاطرهها را با تو دارم دوست جانممممم
-
کی گفته بود که تنهام وقتی ترو ندارم
بازم میگم بدونی منم خدایی دارم -
-
گریه ، خلقت شگفت خداست وتنها زبانی ک ادراک غمگنانه را بازگو می کند .
بزرگی هر کس ب بزرگی غمی است ک در دلش پنهان کرده است.
غم شوکت دارد ، ابهت دارد ، هیجان می آفریند و حرارت می بخشد.
هرکس ب اندازه ی ادراکش از حقیقت ، غم دارد.
......
برشی از کتاب "نخل و نارنج "
نوشته ی "وحیدیامین پور" -
رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام
با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام
در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام
رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام
سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام
وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام
بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام
من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام
مقصد من نا کجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام
میروم باواژه ها سر میکنم
دامن از خاک شما بر چیده ام
من تمام گریه هایم را شبی...:)
لا به لای واژه ها خندیده ام
-
-