-
HossEin freedom
رفع اسپم :|
اینا خواهر برادرن:))نوشتهشده در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۸:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@dr-saraaa در
شعردانه
گفته است:
رفع اسپم :|
اینا خواهر برادرن:))رفعِ رفع اسپم
از کجا معلومه خواهر و برادرن ؟ :دی
تازه پسره فقط پَس کله ش معلومه که بگیم از روی چهره شون بشه تشخیص داد -
@dr-saraaa در
شعردانه
گفته است:
رفع اسپم :|
اینا خواهر برادرن:))رفعِ رفع اسپم
از کجا معلومه خواهر و برادرن ؟ :دی
تازه پسره فقط پَس کله ش معلومه که بگیم از روی چهره شون بشه تشخیص دادنوشتهشده در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۸:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهHossEin freedom وایییییی عکسشوووووو HossEin freedom
-
@dr-saraaa در
شعردانه
گفته است:
رفع اسپم :|
اینا خواهر برادرن:))رفعِ رفع اسپم
از کجا معلومه خواهر و برادرن ؟ :دی
تازه پسره فقط پَس کله ش معلومه که بگیم از روی چهره شون بشه تشخیص دادنوشتهشده در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۸:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهHossEin freedom در
شعردانه
گفته است:
@dr-saraaa در
شعردانه
گفته است:
رفع اسپم :|
اینا خواهر برادرن:))رفعِ رفع اسپم
از کجا معلومه خواهر و برادرن ؟ :دی
تازه پسره فقط پَس کله ش معلومه که بگیم از روی چهره شون بشه تشخیص داد:|
با دید مثبت به قضیه نگا کنیم:) -
HossEin freedom در
شعردانه
گفته است:
@dr-saraaa در
شعردانه
گفته است:
رفع اسپم :|
اینا خواهر برادرن:))رفعِ رفع اسپم
از کجا معلومه خواهر و برادرن ؟ :دی
تازه پسره فقط پَس کله ش معلومه که بگیم از روی چهره شون بشه تشخیص داد:|
با دید مثبت به قضیه نگا کنیم:)نوشتهشده در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۸:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده:|
با دید مثبت به قضیه نگا کنیم:)خخخخخ چشم
-
-
-
-
نوشتهشده در ۲۱ شهریور ۱۳۹۶، ۲۱:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
️همه خفتند و منِ دلشده را خواب نبرد
همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خوابِ من زهرِ فراقِ تو بنوشید و بمرد...#جان جانان مولوی جان
-
نوشتهشده در ۲۳ شهریور ۱۳۹۶، ۷:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
با هرچه عشق، نام تو را می توان نوشت / با هر چه رود، راه تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را / با دست های روشن تو، می توان گشود ...
" محمدرضا عبدالملکیان "
هروقت این 2 بیت رو جایی میخونم یا میشنوم فوراً یاد مهدی آقای امینی راد ( ریاضی ) میفتم
اغلب اوقات اول شروع جلسات این 2 بیت رو میخوندند -
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۷:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
آدمی را
توانایی عشق نیست
در عشق می شکند و می میرداحمدرضا احمدی
-
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۷:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است
ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است
سعید بیابانکی -
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۷:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چون بلبل مست راه در بستان یافت
روی گل و جام باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت
خیام -
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۷:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سلام، خداحافظ / چیزی تازه اگر یافتید / بر این 2 اضافه کنید / تا بل / باز شود این در گم شده بر دیوار...
حسین پناهی -
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۷:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ایجام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده اینشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنیخسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکنمرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستمگفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منمسال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختیعشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختمکردمت آوارهء صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشدسوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبتروز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلیمطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنیحال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بودمرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم.– شعر از: مرتضی عبداللهی
-
نوشتهشده در ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ آخرین ویرایش توسط ahmad.mola انجام شده
با هرچه عشق
نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود
راه تو را می توان سرود
بیم از حصار نیست
که هر قفل کهنه را
با دست های روشن تو
می توان گشود
به یاد استاد امینی راد -
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۷:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی
کز کوی دلبر آید...(((حـــافظ)))
-
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، ۳:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اهل نماز میشوم , جمله نیاز میشوم
سوی حجاز میشوم "باز مقابلم تویی"باده ناب میشوم , شعروکتاب میشوم
یکسره خواب میشوم"باز مقابلم تویی"همره موج میشوم , راهی اوج میشوم
فوج به فوج میشوم "باز مقابلم تویی"سایه ماه میشوم , در ته چاه میشوم
راهی راه میشوم "باز مقابلم تویی"توی رواق میشوم , کنج اتاق میشوم
بسته به طاق میشوم "باز مقابلم تویی"اینهمه مردمیشوم , مخزن درد میشوم
ساکت و سرد میشوم "باز مقابلم تویی"از همه دور میشوم ,نقطه کور میشوم
زنده به گور میشوم "باز مقابلم تویی"همدم خوار میشوم ,بی کس و یار میشوم
بر سر دار میشوم "باز مقابلم تویی""مولانا جان
-
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، ۳:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در این درگه که گه گه کُه کَه و کَه کُه شود ناگه / مشو غَرَّه به امروزت که از فردا نِه ای آگه!
در این درگه ( درگاه = استعاره از دنیا ) که گه گه ( گاه گاه ) کُه کَه و کَه کُه شود ناگه ( ناگهان کوه کاه و کاه کوه می شود )
به خودت غره مشو ( مغرور مباش ) که از فردای خود نه ای آگه ( آگاه نیستی )! -
نوشتهشده در ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، ۸:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
همه عیب ِ خلق دیدن ، نه مروت است ُ مردی
نگهی به خویشتن کن ، که تو هم گناه داری!
#%(#201778)[سعدی]