هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@kosar-mortazavi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@kosar-mottaghi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@kosar-mortazavi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@kosar-mottaghi
هعییییی... ما همینجا خواب ساحل و دریا میبینیم،شما که جای خود داری🥺
سلام کوثر جان خوبی
سلام خوبم
تو چطوری؟
اینجا داره بارون میباره... یاد دریا افتادم🥺
عجب خوابی دیدی ها
اره
شما هم بودین
عهده اینجا گرمه هوانوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۳:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده@kosar-mottaghi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@kosar-mortazavi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@kosar-mottaghi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@kosar-mortazavi در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@kosar-mottaghi
هعییییی... ما همینجا خواب ساحل و دریا میبینیم،شما که جای خود داری🥺
سلام کوثر جان خوبی
سلام خوبم
تو چطوری؟
اینجا داره بارون میباره... یاد دریا افتادم🥺
عجب خوابی دیدی ها
اره
شما هم بودین
عهده اینجا گرمه هواعهههه چه باحال منم بودم
پس احتمالا منم سر نداشتم -
@roghayeh-eftekhari اره قبول دارم انگار روح ها اومدن
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۳:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهarthur morgan فعالیت یکم کم شده ولی درست میشه امروز رفتم ازمایش ویروس وحشی دادم انگار بی حال شدم
-
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
?wtf
-
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
https://forum.alaatv.com/post/1314027
از سری نشانکای باقی مونده:)
maryam111https://forum.alaatv.com/post/1882237
این یکی دیگه واقعن برام انگیزه ی خیلی خوبی بود.
توی این تاریخ21فروردین توی سالنامم نوشتم ک:
امروز مریم ناظم توی تاپیک انگیزه ی انجمن اینو گذاشته بود ک محتواش این بود. ومنی ک یک لحظه ترسیدم از گذر زمان. اینکه چقدر زود به این نزدیکیِ کنکور رسیده ام و در آینده ای بسیار نزدیک تر؛آیا این شیرینی نصیبم خواهد شد؟!
پ.ن:پایینش کلی باخودم حرف زدم
خیلی حرفام مشتی بوده برای خودم
وخب اون روز هم 324 تا تست حل کرده بودم و 12ساعت مطالعه:)
لعنتی یه این عکس عجب پیشرفتی توی یه روز برای من داشته!!! -
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
https://forum.alaatv.com/post/1760116
ازسری نشانکای باقی موندم:)
@kosar-mottaghi
اعتراف میکنم وقتی این پستت رو خوندم،خیلی حسم عجیب بود. همراه یه ترسِ بزرگ.
اونقدری یهو ترسیدم ک خیلی اروم برای خودم گریه کردم:/
آره واقعنی گریه کردم
میدونی ترسیده بودم ک تهِ روزی ک قبل کنکور من میشه من چجوری ام؟!
حالم چیه؟!
اصن نکنه یوخ کم بیارم؟نکنه راه رو اشتباه انتخاب کردم؟!
کلی فکرکردم ک روز قبل کنکورم وقتی نگام می افته به کتابام،چه حرفی میتونم به کتاباو خودم بگم؟!
وقتی از جلسه برگشتم خونه،شرمنده ام از اینکه نخوندمشون یا خوشحالم ک حقشونو ادا کردم؟!!
پ.ن:اونقدری برام خوب بود این متن ک شب قبل کنکورم،بعد از همه ی حرفا و اتفاقای انجمن و ناراحتی ها و..... یه سر اومدم توی پروفایلت و اینو پیدا کردم و خوندم.
بعداز شام و قبل از اینکه بخوابم،وقتی سالنامم رو برداشتم تا برای خودم یکم بنویسم و بعدش بخوابم،از این حسا نوشتم.
اینکه اون روزی ک اینو دیدم و الانی ک درست شبِ آخره.
وخب فقط حالتم این بود":)"
آره.
حرفامون خیلی مهمن.
خیلی روی آدما تاثیر میزارن.
حالا حرفی ک توی دنیای واقعی میگی رو اینجا تایپ میکنی.
این پستِ کوثر کلی پندواندرز داشت برای من
ممنون کوثر. -
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۴۱ آخرین ویرایش توسط zeinab dehghani انجام شده
https://forum.alaatv.com/post/1768073
@Saghi-Mortazavi
بله اینم یکی دیگه ایی بود ک مونده بود و رو نکرده بودم.
ساقی برات بگم ک من در یکی از لحظات بدم گفتم بیا بریم انجمن با بچه ها حرف بزنیم و بیخیال این مشکل بزرگ لعنتی بشیم.
پامو ک گذاشتم توی انجمن،دیدم ک تاپیک انگیزه جز بالاتریناست.
(من اصن از اینایی نیستم ک همش برم دنبال انگیزه و ایناهااااا. فقط وقتایی میرم ک بهش نیاز اساسی داشته باشم. همه ی اینایی ک امروز رو کردم هم از تاپیک انگیزه بود،اونایی بود ک توی بدی هام دیدم و به دلم نشسته بود؛ا زجمله همین.)
بگذریم.
گفتم یه نگاه میندازم ببینم کدوم آدمی این تاپیکو آورده بالا و چی گفته؟!
اگه قشنگ بود ک خب لایک میکنم و دمش گرم.
اگه چرت و مزخرف بود هم یه دیس لایک میدم و میرم پی کارم.
اینکه اومدم و جنابتان اینو گذاشته بودن:)
دومین نفری هم بودم ک لایکش کردم
اون لحظه به خودم گفتم ببین زینب!
هیچی الکی و اتفاقی نیست.
مگه سخت تر و بدتر از این مشکلی ک الان داغونت کرده رو نداشتی و حل نشده؟؟!
توهم تا اونجایی ک تونستی جنگیدی براش تا درست بشه.
غصه نخور و مطمئن باش ک بالاسری ردیفش میکنه.
همه ی اینو گفتم که بگم:
هنوز اون مشکل هست. هنوز بصورت کامل تموم نشده. همچنان داره پا به پای من همرام میاد جلو. همین الان هم هست.
ولی میدونی اهمیتی نداره برام این مشکل.
چون اونقدرا بزرگ نیست.
خدابزرگتره:)
همین. -
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اوکی.
سه تا نشانک رو کردم.
بسه دیگه
تا نشانک های بعدی
فعلا. -
Sharllot خوبم تو چطوری
چطوریه مگه؟نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهamirh_hmyf در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
Sharllot خوبم تو چطوری
چطوریه مگه؟تهاجمیه
همچین غضبناک طور .. خشمناک
از اینا که نباید کاریش داشته باشی فقط رد شی
منم خوبم -
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
امروز آخرین شنبه از تابستونیه که قرار بود بترکونیم
-
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۴:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
باید فراموش کرد و زندگی کرد
-
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
"مانه برای بار هزارم نشون داد که فحش دادن ما تو عملکردش تاثیر گذاره.
دیگه رضا اینجا نیست"
-
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۰۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
باید فراموش کرد و زندگی کرد
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@amir-bernousi ادما نمی تونن فراموش کنن مخصوصا اون چیزی و که قصد فراموش کردنشوو دارن
-
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۱۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
وقتایی که از صبح تا شبشو غرق کاری ام و وقت نمیکنم به هیچی فکر کنم ُ دوست دارم
-
@amir-bernousi ادما نمی تونن فراموش کنن مخصوصا اون چیزی و که قصد فراموش کردنشوو دارن
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهfatemeh8181 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@amir-bernousi ادما نمی تونن فراموش کنن مخصوصا اون چیزی و که قصد فراموش کردنشوو دارن
فراموش نه
ولی زمان خیلی وقتا کمرنگش میکنه
طوری که میشه یه نقطه ی دور تو ذهنت
شایددهیچ وقت پاک نشه
ولی مثل قدیم دیگ اونقد پررنگ نیست -
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بستنی شکلاتی رو با هیچی تو دنیا نمیشه عوض کرد
-
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
پاییز را دوست دارم…
ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻩ!
ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﻟﺮﺯ ﮐﺮﺩﻩ!
ﺑﻐﻀﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ!
ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ !
ﻣﻦ، ﺳﮑﻮﺕ ﺭﺳﻮﺏ ﮐﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺗﺐ ﻭ ﻟﺮﺯ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﻢ!
ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﻋﺮﻭﺱ ﺗﻤﺎﻡ ﻓﺼﻞ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪ؛ ﻟﻪ ﻧﮑﻨﻢ؛ ﺑﺮﮔﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻧﻔﺲ ﺍﺭﺯﺍﻧﯽ ﺍﻡ ﻣﯽ ﻛﺮﺩﻧﺪ …!!! -
@roghayeh-eftekhari اره قبول دارم انگار روح ها اومدن
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهarthur morgan اهوم اصلا یجوری شده
-
fatemeh8181 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@amir-bernousi ادما نمی تونن فراموش کنن مخصوصا اون چیزی و که قصد فراموش کردنشوو دارن
فراموش نه
ولی زمان خیلی وقتا کمرنگش میکنه
طوری که میشه یه نقطه ی دور تو ذهنت
شایددهیچ وقت پاک نشه
ولی مثل قدیم دیگ اونقد پررنگ نیستنوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهآسِمان آبی شاید
-
arthur morgan فعالیت یکم کم شده ولی درست میشه امروز رفتم ازمایش ویروس وحشی دادم انگار بی حال شدم
نوشتهشده در ۲۷ شهریور ۱۴۰۰، ۱۵:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفاطمه رحیمی کرونا؟ بهتر شی ان شاءالله