-
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هیچ روزی واسه رفتن به دنبال آرزوهات دیر نیست
شایدتوآرزوهات رو فراموش کنی،
اما،آرزوهات هنوزم منتظرتن
حتی اگه هفتادسالت باشه
پس،برو سراغ آرزوها
و هدف هایی که به دست اوردنشون
منطقیه -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گاهی با دویدن برای
رسیدن به کسی،
نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت!!!
پس با کسی بمان،
که نصف راه را
به سمتت دویده باشد -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هر برنده اى، روزى طعم باختن را چشیده است.
هر قهرمانى روزى، نایب قهرمان بوده است.
تیر ما همیشه به هدف اصابت نمیکند.
گاهى همه ى تیرهایت به خطا مى رود،
اما این دلیل نمیشود که روزى تیرِتو به هدف نخورد -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زندگی بارش عشق است …
بر اندیشه ی ما
تابش دوست برای همه وقت
بودنش در همه حال …
زندگی خاطره ی امروز است … مانده در طاقچه ی فرداها … -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
انسان ها شبیه هم عمر نمی کنند
یکی زندگی می کند
یکی تحمل
انسان ها شبیه هم تحمل نمی کنند
یکی تاب می آورد
یکی می شکند
انسان ها شبیه هم نمی شکنند
یکی از وسط دو نیم می شود
دیگری تکه تکه
تکه ها شبیه هم نیستند
تکه ای یک قرن عمر می کند
تکه ای یک روز … -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اگر به این می اندیشی که دیگران چگونه به تو می اندیشند
یا از دیگران می ترسی یا به خودت باور نداری …! -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت.
گوشت بدن خود را میکند و به جوجه ها میداد.
زمستان تمام شد و کلاغ مرد و جوجه ها نجات پیدا کردند و گفتند خوب شد مرد خسته شدیم از این غذای تکراری. -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اگر پول داشته باشی…
انسانها تو را خواهند شناخت.
اما اگر پول نداشته باشی…
تو انسانها را خواهی شناخت. -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هرچه انسان
وجود ارزشمندتری داشته باشد
به همان اندازه مودب و
فروتن تر است….. -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
انسان امیدوار در جایى که دیگران شکست را مىبینند،
موفقیت را مىبیند و در جایى که دیگران تاریکى و طوفان را مىبینند،
نور خورشید را مىبیند. -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سعی کن
چون یک درخت کهن
ریشه در عمق
خاک داشته باشی
تا اگر شاخه ای از تو شکست
شکسته نشوی -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قرار نیست
من آن طور زندگی کنم
که دنیا دوست دارد،
خب طبعا قرار نیست
دنیا هم آن طور باشد
که من دوست دارم !
پس زندگی کن آنجوری که خودت دوست داری ! -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ... -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ... -
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو
هرکسي مي خواهد وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ به من هديه کند
شرط وارد گشتن شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن يک دل بي رنگ و رياست
بر درش برگ گلي مي کوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مي نويسم اي يار
خانه ي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر"خانه دوست کجاست? "
فریدون مشیری
-
نوشتهشده در ۱۳ مهر ۱۳۹۶، ۲۰:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
از پی دیدن رخت همچو صبا فتادهام
خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو
میرود از فراق تو خون دل از دو دیدهام
دجله به دجله یم به یم، چشمه به چشمه جو به جو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
رشته به رشته نخ به نخ، تار به تار پو به پو
در دل خویش طاهره ، گشت و ندید جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تواقبال لاهوری