Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دانشگاهی
  3. گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
سوال شیمی ۱۱ مبحث آمید
S.ghrmniS
Topic thumbnail image
شیمی
معدل کنکور ۱۳۸۴
S
سلام.من دیپلم تجربی ۱۳۸۴ هستم ... و سوابق دیپلمم ک اون موقع نهایی بود سال ۱۳۹۳ ک کنکور دادم تو سایت سنجش بود...متاسفانه سال ۹۷ مجبور شدم از دندانپزشکی انصراف بدم...میخوام سال ۱۴۰۶ مجدد کنکور بدم...شرایط معدل و .. چجوریه
سوال مشاوره ای
ترمیم نهایی ها
im_mjgnI
سلام لطفا راهنمایی کنید . من فارغ التحصیل سال 1401 تجربی هستم معدل کلم 18 و خورده ای هست و نهایی 15 و خورده ای با این سوابق شانس قبولی در فرهنگیان رو دارم ؟ اگرنه کف قبولی تراز سوابق تحصیلی برای فرهگیان چقدر هست. آیا میتونم با توجه به اینکه یکبار ترمیم نمره انجام دادم ،امسال ثبت نام کنم و فقط دروسی که نمره بدی دارم رو ترمیم بدم و باقی دروس که نمرم خوب هست رو غایب باشم @مشاوره-تحصیلی @مشاوره-رسمی-آلاء @soleiman-jahan @فارغ-التحصیلان-آلاء
سوال مشاوره ای
دبیر ریاضی جایگزین استاد لکستانی
H
سلام ، خسته نباشید . من ویدیو های ریاضی دهم رو با آقای لکستانی تا فصل ۴ دیدم و واقعااا فوق العاده بودن ، منتهی دیگه ویدیو هارو آپدیت نمی کنند ، خواستم از دوستان مشورت بگیرم ببینم دبیری که سبک تدریسشون مشابه با ایشون باشه کی رو معرفی می کنید؟
ریاضی تجربی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
گزارش هویج
هویجججه
یه هفته مهلت دارم پس فایتینگگگگگگ
سوال مشاوره ای
نکات ریز آقای نصیری چتر نجات 2
F
سلام به همه دوستان امیدوارم بچه های یازدهم نهایی خوبی رو پشت سر بزارن و همچنین بچه های کنکوری به اون نتیجه دلخواهشون برسن و موفق باشن آقا جسارتا کسی نکات ریز و خفنی که آقای نصیری در چتر نجات آلا برای درس حسابان گفتن رو، جمع آوری و یادداشت کرده؟ منظورم از نکات ریز مثل اینه که میگن: اگر جایی شما تابع درجه دوِ کسینوسی یا سینوسی دیدید (مثلا aCos^x + bCosx + c) بیاید یه بار cosx=1 یه بار cosx=-1 و یه بار هم cosx= -b/2a رو حساب کنید که مقادیر بدست اومده کمترینشون به ما min رو میده و بیشترین به ما max مطلق رو میدهد اگر کسی جمع آوری کرده این نکات رو منت بزاره بی زحمت ارسال کنه
حسابان
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
چالش ۲۱ روزه نوشتن to do list📝
maryam111M
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
بیوشیمی و دیگر هیچ
Anzw 18A
سلام قشنگا اومدم با یه تاپیک و سوال خیلی خیلی حیاتی🥲 بچه‌ها من از اول ترم، واقعا چیز درست حسابی‌ای از بیوشیمی نخوندم. همون یه ذره‌ای هم که خوندم، واقعا خوندنی حساب نمی‌شد و الان خیلی راحت می‌تونم بگم که بیوشیمی رو شروع نکردم:)))))! و زنگ خطر اینه که تا سه هفته بعد امتحاناتمون شروع می‌شن و من این درس رو باید کنار باقی درسای نخونده‌م تا آخر خرداد جمع کنم🤦‍♀️! حالا ازتون کمک و مشورت می‌خوام💕 اصلا نمی‌دونم که چجوری باید شروع کنم و چجوری بخونم و خیلی نیاز به تجربه‌هاتون دارم از خوندن این درس زیبااااا🙏🏻 برم سراغ یوتوب؟ اپارات؟ کتاب بخونم براش؟ هوش مصنوعی قراره بتونه این درس رو حل کنه؟ نمونه سوال باید بزنم براش؟ شما چی کار کردین با بیوشیمی؟ کل چیزیم که الان تو دستم دارم، جزوه‌ی بچه‌های ترمای بالاتره که بعید می‌دونم برای فهمیدن کافی و مناسب باشه @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی
دانشگاهی
اطلاعات لیپیدا درستن؟
Anzw 18A
Topic thumbnail image
زیست شناسی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
مشکل من یا دینی؟
Mohammad MoziriM
سلام و عرض ادب. اصل مطلب: سر خوندن دینی خیلی حواسم پرت میشه، مطالعه دینی ام مفید نیست خیلی. ولی بقیه درسای عمومی مثل عربی و فارسی خیلی راحت و سریع میخونم اما دینی خیلی لفتش میدم، نمیدونم چطوریه یازدهم ، ریاضی فیزیک.
سوال مشاوره ای
راه ابریشم الا
M
سلام دوستان وقت بخیر من یازدهم تجربیم باتوجه به اینکه امسال نهایی ها تیر برگزار میشه زمان کمی برای تست دهم و یازدهم هست خواستم بدونم توی دو ماه یا سه ماه میشه دهم یازدهم رو تست زد؟؟ و اینکه راه ابریشم الا رو اینجا کسی داشته؟؟ نظرتون چیه دربارش!
سوال مشاوره ای
شروع از صفر تستی
Kiana 5K
سلام همگی من پایه یازدهم ریاضی هستم و سال ۱۴۰۶ کنکور دارم ، منطقه ۳ هستم، من امسال و سال دهم فقط تونستم در حد امتحانای مدرسه بخونم، و نتونستم خوب و کامل تست کار کنم چون میترسیدم تو امتحان نهایی یهو تستی بنویسم تراز های قلمچیم ما بین ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ هست کتاب تست هم دارم برای پایه یازدهم کلا قلمچی آبی دهم ریاضی و فیزیک و هندسه خیلی سبز یه شیمی جامع نشر الگو هم دارم تورو خدا کمکم کنید دارم از داخل از بین میرم..نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم.. معلممون میگه اگه نهایی ۱۹ به بالا بشین برین کنکور حتی ۳۰ درصد بزنین رشته تاپ قبولی من نمیدونم حرف کیو باور کنم
سوال مشاوره ای
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
سلام مجددا توی درس هفتم سودای عشق وقتی میگیم به رنگ خود گرداند مند و مفعول به چه حالتی هستش؟ میشه خود را به رنگ او گرداند؟ خود مفعول و رنگ متمم اسنادی؟ @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق
HakoH
سلام بازم من😂😭 توی بیت در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست با جان بودن به عشق در سامان نیست نمیتونم درک و دریافتی از کش داشته باشم نقش متمم گرفته بعد کتابم نوشته که برای او ولی چون من خنگ تر از این حرفام نفهمیدم @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
توی جمله وجود عاشق از عشق است وجود عاشق گروه نهادی از حرف اضافه و عشق متمم هست اینجا عشق مسند هم میتونن باشه بگیم متمم اسنادی؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
صبح بخیر ✨ توی درس هفتم سودای عشق ترک خود بکند اینجا گروه مفتولی ترک خود هستش الان بخوایم روات تر بکنیمش میشه خود را ترک بکند خود م. الیه در حالت اولیه متن ولی در حالت تبدیل یافته خود را ترک بکند این حالت اتفاق نمی افته الان دستور این بخش چی میشه @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی

گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده دانشگاهی
دانشگاهساعت مطالعهفارغ التحصیل
1.0k دیدگاه‌ها 90 کاربران 62.6k بازدیدها 86 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • maryam111M آفلاین
    maryam111M آفلاین
    maryam111
    فارغ التحصیلان آلاء
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #50

    سلااااام
    روز پنجم کارآموزی جراحی عمومی ترم سه/:
    امروز رفتیم بیمارستان سوار آسانسور که شدیم دیدیم یکی از دانشجوهای ترم ۷ هم اومد
    فکر کردم شاید کارورزی داره این بیمارستان
    بعد رفتیم تو بخش دیدیم با ما اومد😐 بعد از سلام و احوالپرسی متوجه شدیم که استاد امروز نمیاد و همین دانشجوی ترم ۷ بعنوان استاد امروز تو بخش هستن/:
    و مایی که از شدت یه سری بی برنامگی ها داشت دود از سرمون بلند میشد🚶‍♀️
    خلاصه که شروع کرد به توضیح دادن درباره یه سری بیماری های روتین بخش و ناگهان دیدیم یه خانمی از پشت سر وارد صحنه شد و گفت خانم دکتر به من زنگ زدن که امروز به جای استادتون بیام اینجا 😐
    حالا دوتایی با هم میخواستن به ما درس بدن و بخش رو بچرخونن
    دیگه داشتم سر به بیابون میذاشتم از دستشون😑 حالا بمااااند...
    رفتیم به شرح حال گیری و فرآیند و تشخیص پرستاری نوشتن
    بچه هاااا یه نکته ای که خیلی خیلی مهمه تو شرح حال گیری اینه که با روی باز بری سراغ بیمار و اصلا خجالت نکشی و خیلی راحت و خودمونی باهاش حرف بزنی تا راه بیاد باهات و همکاری کنه تو جواب دادن بهتون
    و من خیلی میدوستم این شرح حال گیری رو به جهت اینکه یه ارتباط متعادل و دوستانه ای با بیمار میگیری و یه جورایی ترست از فضا میریزه
    البته در این بین مریضایی هم هستن که همکاری نمیکنن، حالا یا خیلی خسته اند یا دیگه حوصله ندارن هی حرفای تکراری بزنن، یا به هرحال مریضن و روحیه خوبی ندارن برای صحبت کردن، یا مسن هستن و گوش هاشون نمیشنوه🤦‍♀️
    خلاصه که شرح حال گیری و نوشتن فرآیند پرستاری رو کامل برامون توضیح دادن و از هر بیماری که شرح حال میگرفتیم درباره بیماریش هم یکی از بچه ها کنفرانس میداد و استاد توضیحات تکمیلی رو میگفت ... واقعا این case metod بودن آموزش خیلیییی خوبه.. قشنگ تو ذهنت میمونه که از فلان مریض چی پرسیدی چی جواب داد چی یاد گرفتی و کلا بیماریش تو ذهنت میمونه
    بعد از اون استاد رفت و ما موندیم و همون دانشجوی ترم ۷/:
    یکم رفع اشکال کردیم و بعدش رفتیم داروهای ساعت ۱۲ رو بدیم
    همش هم کفلین بود😶 ما قبلا کفلین رو میریختیم تو میکروست و وصل بیمار میکردیم ولی ایندفعه بهمون گفتن IV مستقیم بزنید😐 ینی مستقیم بزنیم تو رگ از طریق آنژیوکت
    و بعدش دیدیم که کفلین ها رو به جای اینکه با ۵ سی سی(یک آب مقطر) رقیق کنن، با ۱۰ سی سی رقیق کردن و چون رقیق تر شده مشکلی نداره آی وی مستقیم هم زده بشه😁
    البته این برای همه داروها نیستااا... روی دارو طریقه مصرفش رو نوشته که آی وی یا آی ام یا فلان...
    به هر حال رفتم بالا سر مریض دیدم تازه از اتاق عمل اومده و اون حالت بیهوشی رو داره هنوز
    اول صداش کردم و بهش گفتم میخوام دارو بزنم بهت بعدش کارم رو شروع کردم
    فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
    خلاصه که دارو رو گرفت
    رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
    آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام😑
    هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم😑😂 دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم
    بعد برگشتم گفتم چرا اینطوری شد؟
    گفت به خاطر اینکه ۱- سرنگ رو کامل تو آنژیوکت فیکس نکردی ۲- سرت رو کامل گرفتی روی آنژیوکت خب معلومه اگه بریزه میریزه تو چشمت و صورتت ۳- عیبی نداره منم زیاد این اتفاق میفتاد واسم.. یه بار تو چشمم یه بار تو بینیم تو دهنم..‌ حالا راه میفتی عیبی نداره
    این مورد ۳ رو که گفت واقعا خیالم راحت شد و آروم تر شدم/: حالا اگر اون استاد دیگه بود میگفت شما ترم ۳ هستین هنوز بلد نیستید یه آی وی مستقیم بزنید/: و سر زنش میکرد
    این ترم بالایی ها درسته کل کل زیاد میکنیم باهاشون ولی خب بعضیاشونم واقعا خوبن و انگیزه میدن به آدم
    نمونه اش همین که اومده بود بخش باهامون، خیلی هوامون رو داشت و کمک میکرد بهمون و هر سوالی هم که داشتیم کامل جواب میداد و اگرم بلد نبود میگفت بلد نیستم میرفت میپرسید و تحقیق میکرد بعد میومد بهمون میگفت
    خلاصه که این روز از کارآموزی هم تموم شد😁✌

    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

    bahar mohammadi 0B 1 پاسخ آخرین پاسخ
    14
    • maryam111M maryam111

      سلااااام
      روز پنجم کارآموزی جراحی عمومی ترم سه/:
      امروز رفتیم بیمارستان سوار آسانسور که شدیم دیدیم یکی از دانشجوهای ترم ۷ هم اومد
      فکر کردم شاید کارورزی داره این بیمارستان
      بعد رفتیم تو بخش دیدیم با ما اومد😐 بعد از سلام و احوالپرسی متوجه شدیم که استاد امروز نمیاد و همین دانشجوی ترم ۷ بعنوان استاد امروز تو بخش هستن/:
      و مایی که از شدت یه سری بی برنامگی ها داشت دود از سرمون بلند میشد🚶‍♀️
      خلاصه که شروع کرد به توضیح دادن درباره یه سری بیماری های روتین بخش و ناگهان دیدیم یه خانمی از پشت سر وارد صحنه شد و گفت خانم دکتر به من زنگ زدن که امروز به جای استادتون بیام اینجا 😐
      حالا دوتایی با هم میخواستن به ما درس بدن و بخش رو بچرخونن
      دیگه داشتم سر به بیابون میذاشتم از دستشون😑 حالا بمااااند...
      رفتیم به شرح حال گیری و فرآیند و تشخیص پرستاری نوشتن
      بچه هاااا یه نکته ای که خیلی خیلی مهمه تو شرح حال گیری اینه که با روی باز بری سراغ بیمار و اصلا خجالت نکشی و خیلی راحت و خودمونی باهاش حرف بزنی تا راه بیاد باهات و همکاری کنه تو جواب دادن بهتون
      و من خیلی میدوستم این شرح حال گیری رو به جهت اینکه یه ارتباط متعادل و دوستانه ای با بیمار میگیری و یه جورایی ترست از فضا میریزه
      البته در این بین مریضایی هم هستن که همکاری نمیکنن، حالا یا خیلی خسته اند یا دیگه حوصله ندارن هی حرفای تکراری بزنن، یا به هرحال مریضن و روحیه خوبی ندارن برای صحبت کردن، یا مسن هستن و گوش هاشون نمیشنوه🤦‍♀️
      خلاصه که شرح حال گیری و نوشتن فرآیند پرستاری رو کامل برامون توضیح دادن و از هر بیماری که شرح حال میگرفتیم درباره بیماریش هم یکی از بچه ها کنفرانس میداد و استاد توضیحات تکمیلی رو میگفت ... واقعا این case metod بودن آموزش خیلیییی خوبه.. قشنگ تو ذهنت میمونه که از فلان مریض چی پرسیدی چی جواب داد چی یاد گرفتی و کلا بیماریش تو ذهنت میمونه
      بعد از اون استاد رفت و ما موندیم و همون دانشجوی ترم ۷/:
      یکم رفع اشکال کردیم و بعدش رفتیم داروهای ساعت ۱۲ رو بدیم
      همش هم کفلین بود😶 ما قبلا کفلین رو میریختیم تو میکروست و وصل بیمار میکردیم ولی ایندفعه بهمون گفتن IV مستقیم بزنید😐 ینی مستقیم بزنیم تو رگ از طریق آنژیوکت
      و بعدش دیدیم که کفلین ها رو به جای اینکه با ۵ سی سی(یک آب مقطر) رقیق کنن، با ۱۰ سی سی رقیق کردن و چون رقیق تر شده مشکلی نداره آی وی مستقیم هم زده بشه😁
      البته این برای همه داروها نیستااا... روی دارو طریقه مصرفش رو نوشته که آی وی یا آی ام یا فلان...
      به هر حال رفتم بالا سر مریض دیدم تازه از اتاق عمل اومده و اون حالت بیهوشی رو داره هنوز
      اول صداش کردم و بهش گفتم میخوام دارو بزنم بهت بعدش کارم رو شروع کردم
      فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
      خلاصه که دارو رو گرفت
      رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
      آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام😑
      هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم😑😂 دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم
      بعد برگشتم گفتم چرا اینطوری شد؟
      گفت به خاطر اینکه ۱- سرنگ رو کامل تو آنژیوکت فیکس نکردی ۲- سرت رو کامل گرفتی روی آنژیوکت خب معلومه اگه بریزه میریزه تو چشمت و صورتت ۳- عیبی نداره منم زیاد این اتفاق میفتاد واسم.. یه بار تو چشمم یه بار تو بینیم تو دهنم..‌ حالا راه میفتی عیبی نداره
      این مورد ۳ رو که گفت واقعا خیالم راحت شد و آروم تر شدم/: حالا اگر اون استاد دیگه بود میگفت شما ترم ۳ هستین هنوز بلد نیستید یه آی وی مستقیم بزنید/: و سر زنش میکرد
      این ترم بالایی ها درسته کل کل زیاد میکنیم باهاشون ولی خب بعضیاشونم واقعا خوبن و انگیزه میدن به آدم
      نمونه اش همین که اومده بود بخش باهامون، خیلی هوامون رو داشت و کمک میکرد بهمون و هر سوالی هم که داشتیم کامل جواب میداد و اگرم بلد نبود میگفت بلد نیستم میرفت میپرسید و تحقیق میکرد بعد میومد بهمون میگفت
      خلاصه که این روز از کارآموزی هم تموم شد😁✌

      bahar mohammadi 0B آفلاین
      bahar mohammadi 0B آفلاین
      bahar mohammadi 0
      فارغ التحصیلان آلاء
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط bahar mohammadi 0 انجام شده
      #51

      maryam111
      واااو چقد با جزئیات و کامل تعریف میکنین 😍
      من هر بار گزارش هاتون میخونم حس میکنم خودم اونجا بودم و تصویرش تو ذهنم حک میشه😄
      ان شاءالله همیشه موفق باشی 🥰

      خدا رو چه دیدی شاید شد🤍💫
      پ.ن : یک معمار

      maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
      5
      • bahar mohammadi 0B bahar mohammadi 0

        maryam111
        واااو چقد با جزئیات و کامل تعریف میکنین 😍
        من هر بار گزارش هاتون میخونم حس میکنم خودم اونجا بودم و تصویرش تو ذهنم حک میشه😄
        ان شاءالله همیشه موفق باشی 🥰

        maryam111M آفلاین
        maryam111M آفلاین
        maryam111
        فارغ التحصیلان آلاء
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #52

        bahar mohammadi 0 سلام عزیزم
        ممنونم از بازخوردت😍
        خیلی خوشحالم از اینکه خوشت اومده🤗
        اگه پیشنهادی هم داشتی حتما بهم بگو❤

        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        5
        • maryam111M maryam111

          دوباره من اومدم سلام🖐
          الان که اومدم این تاپیک دیدم که آخرین بار ۸ روز پیش گزارش دادم...! و دیگه اینجا نبودم ینی اینجا بودم ولی اینجا نبودم
          اصلا دلیل اینکه اینجا نبودم این بود که اینجا بودم😐💔
          B612_20210509_143500_565.jpg
          همونطور که دربرنامه هم مستحضر هستید یه چند روزی کلا پلنر خالیه و خب گفتم که همش اینجا بودم .. برنامه ای که امروز انجام دادم هم علامت نزدم اینجا یادم رفت😕
          به هرحال امروز درس خوندم😅
          اپیدمیولوژی : درباره انواع بیماری های واگیر و غیر واگیر
          راستش من خیلی دوست دارم همشو بخونیم ولی خب ما فقط ۱ واحد اپیدمی داریم و استاد طبعا بخش زیادیش رو حذف میکنه .. استاد میگه فقط ۲ واحد کامل برای بیماری های غیرواگیر مطلب هست که بخوایم بگیم اما خب طبق این برنامه نمیشه😕
          روانشناسی : مبحث احساس و ادراک چند روز پیش گفتم خوندم (همونی که فیزیولوژیا رو ریخته بودن تو روانشناسیا) امروز خلاصه اونو نوشتم
          مفاهیم پایه : امروز جلسه ۵ رو خوندم درباره استرس بود و مبحث جالبی به نظر میرسید حالا فردا قسمت دومش رو بخونم میام یه سامری ازش میگم.. خلاصه این جلسه رو هم نوشتم .. این یه بخشی از اون خلاصه است
          B612_20210511_012756_761.jpg
          ..................
          بچه ها یه چیزایی یادگرفتم میخوام بهتون بگم
          اول درباره درس خوندن بگم که خلاصه نویسی خیلی موثره هم باعث میشه وقتی داری میخونی مطلب رو بهتر درک کنی هم اینکه شب امتحان یه نیمچه منبعی تو دستته که کمکت میکنه واسه مرور و نمره بالا گرفتن
          اما فارغ از درس! اینجا گفتم که اسپم نشه👇
          https://forum.alaatv.com/post/1955534
          خب خیلی حرف زدم دیگه به اندازه ۸ روز نبودنم اینجا نوشتم😅
          روز و روزگار خوش
          یا حق🖐

          GaladrielG آفلاین
          GaladrielG آفلاین
          Galadriel
          دانشجویان پزشکی
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #53

          maryam111
          چقققققققققققققققققد خطت قشنگه :))

          مژده ای دل…🌱💚

          maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
          5
          • GaladrielG Galadriel

            maryam111
            چقققققققققققققققققد خطت قشنگه :))

            maryam111M آفلاین
            maryam111M آفلاین
            maryam111
            فارغ التحصیلان آلاء
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #54

            @f-seif-0 مرسی لطف داری😅❤

            ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            4
            • AbanA آفلاین
              AbanA آفلاین
              Aban
              فارغ التحصیلان آلاء
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #55

              سلام خدا قوت😁🖐🏻
              از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

              maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
              5
              • AbanA Aban

                سلام خدا قوت😁🖐🏻
                از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

                maryam111M آفلاین
                maryam111M آفلاین
                maryam111
                فارغ التحصیلان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #56

                Aban خیلی هم عااالی😍💪

                ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                4
                • maryam111M آفلاین
                  maryam111M آفلاین
                  maryam111
                  فارغ التحصیلان آلاء
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                  #57

                  Screenshot_20211122-135233_Instagram.jpg
                  این دقیقا و کاملا خودِ منم وقتی دارم کاردکس بیمار و اوردر اینترن بخش رو میخونم😂😂😂💔

                  ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  11
                  • AbanA آفلاین
                    AbanA آفلاین
                    Aban
                    فارغ التحصیلان آلاء
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #58

                    به نام خدا
                    3 ساعت اصول مشاوره : که البته نصفشو سر کلاس بودم ولی انصافا همه شو فهمیدم از بسکه این درس شیرینه و استادش حرفه ای🥰
                    1 ساعت اصول کتابداری 📚
                    یه کمم روانشناسی عمومی خوندم و تمام🌿

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    6
                    • maryam111M آفلاین
                      maryam111M آفلاین
                      maryam111
                      فارغ التحصیلان آلاء
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                      #59

                      سلام سلاااام
                      حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                      ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                      از امروزش که روز دومش بود
                      صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                      آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                      تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                      بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                      بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                      بعد استاد رست داد
                      رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                      همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                      با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                      دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                      (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                      یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                      بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                      دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                      تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                      اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                      اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                      رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                      و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                      یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                      مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                      و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                      صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                      هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                      ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                      دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                      یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                      ۱۸ دقیقه گذشته بود
                      یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                      سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                      از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                      ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                      ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                      هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                      از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                      هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                      نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                      پرستار: ختم سی پی آر؟
                      سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                      پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                      ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                      سرپرستار: ختم سی پی آر
                      خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                      سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                      پرستار: ۹ تا
                      سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                      زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                      سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                      پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                      ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                      سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                      یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                      پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                      همه به هم خسته نباشید گفتن
                      من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                      آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                      برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                      استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                      اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                      گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                      رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                      از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                      خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                      رفتیم/:
                      ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                      از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                      دلم گرفت به حالش
                      موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                      بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                      خدافظ🚶‍♀️💔

                      ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                      Hhh HhH kosariK 2 پاسخ آخرین پاسخ
                      16
                      • maryam111M maryam111

                        سلام سلاااام
                        حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                        ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                        از امروزش که روز دومش بود
                        صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                        آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                        تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                        بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                        بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                        بعد استاد رست داد
                        رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                        همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                        با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                        دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                        (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                        یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                        بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                        دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                        تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                        اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                        اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                        رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                        و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                        یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                        مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                        و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                        صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                        هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                        ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                        دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                        یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                        ۱۸ دقیقه گذشته بود
                        یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                        سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                        از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                        ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                        ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                        هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                        از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                        هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                        نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                        پرستار: ختم سی پی آر؟
                        سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                        پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                        ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                        سرپرستار: ختم سی پی آر
                        خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                        سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                        پرستار: ۹ تا
                        سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                        زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                        سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                        پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                        ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                        سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                        یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                        پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                        همه به هم خسته نباشید گفتن
                        من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                        آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                        برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                        استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                        اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                        گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                        رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                        از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                        خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                        رفتیم/:
                        ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                        از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                        دلم گرفت به حالش
                        موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                        بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                        خدافظ🚶‍♀️💔

                        Hhh HhH آفلاین
                        Hhh HhH آفلاین
                        Hhh Hh
                        فارغ التحصیلان آلاء
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #60

                        maryam111
                        خدابیامرزتش😔😔
                        چقد سخته که تو بیمارستان بخوایم هرروز با این صحنه ها مواجه بشیم(درآینده)
                        فکر میکردم کادر درمان به اینجور مسائل عادت میکنن. ولی انگار نه. اینطور نیست......

                        أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ✨️

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        4
                        • maryam111M maryam111

                          سلام سلاااام
                          حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                          ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                          از امروزش که روز دومش بود
                          صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                          آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                          تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                          بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                          بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                          بعد استاد رست داد
                          رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                          همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                          با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                          دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                          (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                          یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                          بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                          دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                          تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                          اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                          اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                          رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                          و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                          یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                          مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                          و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                          صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                          هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                          ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                          دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                          یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                          ۱۸ دقیقه گذشته بود
                          یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                          سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                          از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                          ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                          ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                          هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                          از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                          هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                          نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                          پرستار: ختم سی پی آر؟
                          سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                          پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                          ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                          سرپرستار: ختم سی پی آر
                          خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                          سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                          پرستار: ۹ تا
                          سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                          زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                          سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                          پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                          ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                          سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                          یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                          پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                          همه به هم خسته نباشید گفتن
                          من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                          آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                          برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                          استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                          اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                          گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                          رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                          از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                          خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                          رفتیم/:
                          ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                          از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                          دلم گرفت به حالش
                          موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                          بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                          خدافظ🚶‍♀️💔

                          kosariK آفلاین
                          kosariK آفلاین
                          kosari
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #61

                          maryam111 مریمی🤗🤗
                          گزارش روزانت خیلی خوبه
                          واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                          خسته نباشی😍

                          ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                          maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                          4
                          • kosariK kosari

                            maryam111 مریمی🤗🤗
                            گزارش روزانت خیلی خوبه
                            واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                            خسته نباشی😍

                            maryam111M آفلاین
                            maryam111M آفلاین
                            maryam111
                            فارغ التحصیلان آلاء
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #62

                            @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                            خوشحالم که دوست داشتی
                            ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                            ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                            kosariK 1 پاسخ آخرین پاسخ
                            4
                            • maryam111M maryam111

                              @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                              خوشحالم که دوست داشتی
                              ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                              kosariK آفلاین
                              kosariK آفلاین
                              kosari
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #63

                              maryam111 ❤🤗
                              هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                              خعلی خوبن🥺💙

                              ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                              maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                              4
                              • GaladrielG آفلاین
                                GaladrielG آفلاین
                                Galadriel
                                دانشجویان پزشکی
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #64

                                255633624_125187563256079_7341688437891656504_n.jpg

                                مژده ای دل…🌱💚

                                maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                7
                                • kosariK kosari

                                  maryam111 ❤🤗
                                  هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                                  خعلی خوبن🥺💙

                                  maryam111M آفلاین
                                  maryam111M آفلاین
                                  maryam111
                                  فارغ التحصیلان آلاء
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #65

                                  @kosar-mottaghi خوبی از خودته جانم😍

                                  ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  3
                                  • GaladrielG Galadriel

                                    255633624_125187563256079_7341688437891656504_n.jpg

                                    maryam111M آفلاین
                                    maryam111M آفلاین
                                    maryam111
                                    فارغ التحصیلان آلاء
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #66

                                    @f-seif-0 😑😂😂👌

                                    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    3
                                    • AbanA آفلاین
                                      AbanA آفلاین
                                      Aban
                                      فارغ التحصیلان آلاء
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #67

                                      سلام شبتون بخیر🌿
                                      وی پس از چند روز الان یادش اومده که می بایست گزارش بده😐😂
                                      حقیقتا انقدر تو فکر امتحانای میان ترم بودم که یادم رفت(:
                                      بنابراین من فقط امروزو میگم 3ساعت کتابداری خوندم که امتحانشو داشتم و با سختی گذروندیمش، وسط امتحانم تایم تموم شد و سایت ما را به بیرون هدایت کرد🥲
                                      به امید خدا بریم برا امتحانای بعدی😄

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      5
                                      • maryam111M آفلاین
                                        maryam111M آفلاین
                                        maryam111
                                        فارغ التحصیلان آلاء
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #68

                                        سلام👀
                                        در جریانید که چند روزه گزارش ندادم؟
                                        چون بیمار نیست😐😂
                                        آقا بخش داخلی که دیگه انقدر کار نبود که رفتیم تو کلاس نشستیم استاد تئوری درس میداد بهمون
                                        یکی از مباحث پروتکل انسولین بود، اینکه چند واحد باید بزنیم تو چه شرایطی باید تزریق کنیم روش تزریقش و اینا
                                        درباره ماسک های اکسیژن هم بهمون توضیح دادن
                                        کلا دانشجوهای ترم یک نگران هیچی نباشید اگر پروسیجری رو تو پراتیک کامل یاد نگرفتید تو بیمارستان دوباره اینا رو استادا تو بیمارستان درس میدن و تکرار میشه واستون
                                        بعد از کلاسا هم ما میرفتیم کتابخونه بیمارستان و درس میخوندیم خیلی خوب بود😍 البته شرایط جور نشد که براتون از کتابخونه عکس بگیرم ولی خیلییی خوب بود قشنگ انگیزه میگرفتی واسه درس خوندن😁
                                        خلاصه که بخش داخلی این بیمارستان هم تموم شد
                                        و ما الان اومدیم بخش جراحی یه بیمارستان دیگه
                                        آقا من تو این بیمارستانه همش گم میشم😐 خیلی تو در توعه/:
                                        خیلی بزرگتر از بیمارستان قبلی هست و قدیمی تره و از لحاظ پرستیژ کاری و معماری ساختمانش خیلی لول بالایی داره
                                        حالا منم سعی میکنم گم نشم😑😂
                                        اینجا هم اومدیم همه شفا پیدا کردن😐 ینی تا الان ما فقط قطع عضو رو درمان نکردیم😂
                                        این بخش هم همون کارای قبلی مثل خونگیری، تعویض پانسمان، بیرون کشیدن یا DC کردن سوند و درن، رگ گیری و غیره رو انجام دادیم تا الان
                                        و روز دوم استاد بهمون گفت پرونده بردارید و از روی اوردر پزشک ، کاردکس دارویی رو بنویسید
                                        اوردر پزشک همون نسخه داروها و مراقبت هایی هست که پزشک تجویز کرده و این اوردر باید وارد یه برگه ای بشه به اسم کاردکس که پرستار مینویسه و اوردر پزشک رو (با یه سری خط مخصوص که دو طرف اوردر میکشن) میبندن که کسی نتونه چیزی بهش اضافه کنه و مهر و امضای پرستار هم پای اوردر پزشک زده میشه
                                        هر تختی یه کاردکس داره و این کاردکس ها همه با هم تو یه کلاسور گذاشته شده و وقتی پرستار میخواد دارو بده یا مشاوره و مراقبتی قراره انجام بشه از روی این کاردکس نگاه میکنه
                                        ولی اوردر پزشک تو پرونده است.
                                        بعد از نوشتن کاردکس ما باید یه گزارش پرستاری هم واسه یه شیفت دلخواه مینوشتیم
                                        روز بعدش رفتیم که کاردکس و گزارش رو تحویل بدیم
                                        بعد که استاد تصحیح کرد فهمیدیم چقدر اسم داروها رو اشتباه خوندیم از اوردر😂 آخه چیکار کنیم خب خیلی بد خطن یه سری پزشکا😕
                                        مثلا یکی از ایرادایی که از کاردکس من گرفته شد این بود که تو اوردر نوشته شده بود:
                                        Amp Ampotel
                                        بعد ampotel رو اینطوری جدا نوشته بود Amp o tel با یه خطی که اصن o هم مشخص نبود و l هم شبیه c خونده میشد
                                        بعد من با خودم گفتم چرا دوبار نوشته Amp (آمپول) 🧐 و خب تو کاردکس نوشتم Amp otc😬😂 بعد که سرچ کردم متوجه شدم otc به گروه داروهای بدون نسخه میگن😆😆
                                        یکی از پوئن هایی که این بیمارستان داشت این بود که کارورزها و پرستارهای طرحی زیادی تو بخش بودن و بهمون کمک میکردن و خیلی چیزا بهمون یاد میداد
                                        و خب باید ازشون کار میدزدیدیم😁 چون اونا خودشون فرز بودن و همه کارا رو انجام میدادن که مبادا سرپرستار بگه آره کارورزا تنبلی میکنن و اینا و ما هم خب ذوق اولیه مون هنوز فروکش نکرده و دلمون میخواد کار کنیم هنوز
                                        یکی از پرستارا بهمون میگفت هنوز اولتونه سرتون داغه سعی کنید تا آخر همینطوری داغ بمونه و همینقدر انرژی داشته باشید واسه کار کردن😄
                                        یه روز میخواستیم دارو بدیم رفتیم داروها رو آماده کردیم بعد یکی از مریضا یه قرص داشت که باید بهش میدادیم.. یکی از هم گروهیا همیشه دیر میرسه و در نهایت قرص ها واسش میمونه که بده به مریض (بهش میگیم متخصص قرصولوژی😂) پرستار اومد قرص رو داد بهش گفت اینم بده مریض بخوره، بعد این بنده خدا هم هول شد گفت این قرص رو بدم همراه مریض بخوره؟🤣🤣🤣 پرستار بهش گفت: نه همراه مریض قرصاشو با خودش آورده اینو برو بده خود مریض بخوره😂
                                        بعد اومد بالا سر بیمار قرص رو داد به همراهش گفت حتما بدید بهش بخوره.. یادتون نره هااا نذارید فراموش کنیدها
                                        بعد از ده دیقه ددباره برگشت از همراه پرسید دادی قرص رو؟ خورد؟ مطمئن باشم؟
                                        انگار خدمات پس از فروشه😂😂😂
                                        ادامه گزارش در پست بعد..😐👋

                                        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        9
                                        • Rima MazaheriR آفلاین
                                          Rima MazaheriR آفلاین
                                          Rima Mazaheri
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #69

                                          امروز صبح جنین دو ساعت الان همچنان جنین و بعدش فیزیک پزشکی ضریب تضعیف و سوال های فیزیو خون اریتروسیت ها

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          4
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • 50
                                          • 51
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع