Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دانشگاهی
  3. گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
سوال شیمی ۱۱ مبحث آمید
S.ghrmniS
Topic thumbnail image
شیمی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
راه ابریشم الا
M
سلام دوستان وقت بخیر من یازدهم تجربیم باتوجه به اینکه امسال نهایی ها تیر برگزار میشه زمان کمی برای تست دهم و یازدهم هست خواستم بدونم توی دو ماه یا سه ماه میشه دهم یازدهم رو تست زد؟؟ و اینکه راه ابریشم الا رو اینجا کسی داشته؟؟ نظرتون چیه دربارش!
سوال مشاوره ای
شروع از صفر تستی
Kiana 5K
سلام همگی من پایه یازدهم ریاضی هستم و سال ۱۴۰۶ کنکور دارم ، منطقه ۳ هستم، من امسال و سال دهم فقط تونستم در حد امتحانای مدرسه بخونم، و نتونستم خوب و کامل تست کار کنم چون میترسیدم تو امتحان نهایی یهو تستی بنویسم تراز های قلمچیم ما بین ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ هست کتاب تست هم دارم برای پایه یازدهم کلا قلمچی آبی دهم ریاضی و فیزیک و هندسه خیلی سبز یه شیمی جامع نشر الگو هم دارم تورو خدا کمکم کنید دارم از داخل از بین میرم..نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم.. معلممون میگه اگه نهایی ۱۹ به بالا بشین برین کنکور حتی ۳۰ درصد بزنین رشته تاپ قبولی من نمیدونم حرف کیو باور کنم
سوال مشاوره ای
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
سلام مجددا توی درس هفتم سودای عشق وقتی میگیم به رنگ خود گرداند مند و مفعول به چه حالتی هستش؟ میشه خود را به رنگ او گرداند؟ خود مفعول و رنگ متمم اسنادی؟ @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق
HakoH
سلام بازم من😂😭 توی بیت در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست با جان بودن به عشق در سامان نیست نمیتونم درک و دریافتی از کش داشته باشم نقش متمم گرفته بعد کتابم نوشته که برای او ولی چون من خنگ تر از این حرفام نفهمیدم @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
توی جمله وجود عاشق از عشق است وجود عاشق گروه نهادی از حرف اضافه و عشق متمم هست اینجا عشق مسند هم میتونن باشه بگیم متمم اسنادی؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
صبح بخیر ✨ توی درس هفتم سودای عشق ترک خود بکند اینجا گروه مفتولی ترک خود هستش الان بخوایم روات تر بکنیمش میشه خود را ترک بکند خود م. الیه در حالت اولیه متن ولی در حالت تبدیل یافته خود را ترک بکند این حالت اتفاق نمی افته الان دستور این بخش چی میشه @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|نی نامه
HakoH
سلام سلام خانوم خوبین 🦦 توی مصرع لیک کس را دید جان دستور نیست را حرف اضافه هست یا فک اضافه چون هر دو تاش و میشه در نظر گرفت اگه حرف اضافه بگیریم به معنی برای اگه فک اضافه میشه دستور دیدن جان کسی @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
سلام سلام و توی بخش حقیقت عشق از روحانی و جسمانی طالب کمال اند طالب کمال یکجا مسند هست یا گروه مسندی ؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
دبیر
C
سلام بچه ها دبیرای ماز کدوم بهترن برای هر درس برای دانش اموزی که ضعیفه پشت کنکوری تجربی.
سوال مشاوره ای
سوال حسابان
HakoH
میشه اینو حل کنین نقطه ای روی خط y=2xکه مجموع فاصله های ان تا مبدا و نقطه a(2.4)fvhfv 5 fhan
حسابان
!!!لطفا کمکم کنید!!!
00MUZAN000
سلام دوستان.وقتتون بخیر.بنده تازه با آلا آشنا شدم و هنوز با ساختار آلاخونه آشنایی کامل ندارم.بنابراین اگه دیدین جایی سوتی دادم منو ببخشین.اما خب موضوع اصلی این نیست.دلم میخواست از افراد با تجربه یه راهنمایی ای بگیرم .بنده امسال دهم بودم و خب بخاطر وضعیت کشور و دلایل دیگه امسال نتونستم خوب و کامل برا کنکور دهم رو ببندم.معلمام هم خیلی خوب درس نمیدن و من همه جا دنبال فیلم آموزشی بودم تا با آلا آشنا شدم و خب یکم وضعیتم بهتره.معلما هم آروم درس میدن هم بعضی جاهارو درس نمیدن هم خیلی کم نکته میگن و کلا من امسال به نظرم از مدرسه خیلی کم بازدهی داشتم.خودمم یکم تنبلی کردم نخوندم.میخوام تابستون دهم رو مرور کنم و تست بزنم ولی خب دوتا مشکل برام پیش اومد:1.خیلی برای فیلم آموزشی دیدن و فهمیدن مفاهیم وقت کم دارم (چون تابستون دلم میخواد فقط تست بزنم)2.مدرسمون این آخر سالی داره اذیت میکنه و با یه عالمه امتحان و کلاسای بیخود و برنامه و.... خیلی وقتمو گرفته.تازه الان امتحانای نوبت هم یکم دیگه شروع میشه و برا اونا هم باید بخونم.آزمون های آزمایشی هم که انقد مدرسه بد درس داد که یک افت خیلی شدید داشتم . سردرگم شدم.نمیدونم اولویت هامو چطوری بچینم.برنامه ریزیم چطوری باشه.اول از چی شروع کنم تو این تایم کم.مثلا تا میام درس بخونم نمیدونم از چی شروع کنم.یه ربع فکر میکنم از چی شروع کنم فقط.انگیزم و اعتماد به نفسم به شدت پایینه.خیلی از دست خودم عصبانی و ناراحتم.همه اینا هر روز منو سردرگم تر میکنه.لطفا کسایی که تجربه دارن یه کمک ریزی بهم بکنن.ببخشید وقتتونو گرفتم ممنون میشم کمکم کنید.با تشکر.
سوال مشاوره ای
به بچه های تجربی کمک میکنم
ForuharF
سلام دوستان سعید هستم از سال 99 با آلاخونه آشنا شدم و 1403 کنکور دادم الان دانشجو کارشناسی زیست شناسی سلولی و مولکولی دانشگاه مازندران هستم اگه بچه های تجربی نیاز به کمک داشتن، خوشحال میشم کمک کنم @تجربیا
سوال مشاوره ای
کنکور دوباره حین تحصیل
6
سلام عزیزان .من هنرستانی بودم و در امتحانات نهایی شرکت کردم تا سابقه تحصیلی ایجاد شه برام و کنکور بدم و کنکور هم دادم ولی سراسری قبول نشدم. با شرط معدل اومدم شمسی پور تهران کاردانی و ترم ۲ هستم. اگر بخوام دوباره کنکور ریاضی بدم باید چیکار کنم؟
سوال مشاوره ای
چگونه در دوران دانشجویی درس بخوانیم
RoverR
سلام و درود بر همه دانشجویان آلاخونه دوستان من از وقتی کنکورم تموم شده یک بار هم نشده که واقعا درس بخونم اصلا یادم رفته که درس خوندن چه شکلیه ترم اول هم که کلا مجازی شد امتحاناتمون باعث شد بدتر از درس فاصله بگیرم به قول یه دوستی اون قسمت از مغزم که مربوط به درس خوندنه رو از دست دادم اصلا هم هیچی برام مهم نیست انگار نه انگار قراره من امتحان بدم هیچکدوم از تکالیفم رو هم انجام نمی دم از اول ترم یه ذره هم درس نخوندم تو یه کلاس هم حاضر نبودم ( فیزیکی حاضر بودم ) یعنی گوش نمی دادم راهی برای بازگشت به صراط درس و مشق و تکلیف بهم یاد بدین شما چطوری بالاخره درس خوندین فکر نمی کردم یه روزی درس خوندن انقدر برام دشوار بشه @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی @f.nalist @هویججج @Maaah @Nilay @_-Psycho-_ @blue @mahdi.ek @Michael-Vey @Hhh-Hh و باقی دانشجویان درس خوان عزیز
دانشگاهی
گسسته|مربع لاتین
HakoH
Topic thumbnail image
گسسته

گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده دانشگاهی
دانشگاهساعت مطالعهفارغ التحصیل
993 دیدگاه‌ها 90 کاربران 60.5k بازدیدها 86 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • z GheibiZ z Gheibi

    maryam111 فکر کنم بخش طب سنتیه 😁
    اینو خواهشاً روزای دیگه برو ببین چه خبره به ما هم بگو 😍

    maryam111M آفلاین
    maryam111M آفلاین
    maryam111
    فارغ التحصیلان آلاء
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #46

    z Gheibi آره با چند تا از بچه ها هم که صحبت کردم همینو گفتن
    رفتیم تو بخش خالی بود اصلا😑😂
    هیچکس اونجا نبود
    استیشن خالی اتاقا خالی

    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

    z GheibiZ 1 پاسخ آخرین پاسخ
    7
    • maryam111M آفلاین
      maryam111M آفلاین
      maryam111
      فارغ التحصیلان آلاء
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
      #47

      سلااام خوبین؟
      روزم دوم کارآموزی ترم ۳
      چرا انقدر بخش خالیه؟
      تا ما مامون رو گذاشتیم تو بخش خدا همه رو شفا داد😑😂
      بالا سر هر تختی که میرفتیم یا داشت ترخیص میشد یا اتاق عمل بود
      نصف تختا هم که خالی بود/:
      صبح که رفتیم تو بخش استاد گفت هرکی بره بالاسر یکی از تختا ازشون شرح حال بگیره بعدم ببینه جراحی شدن یا نه و مراقبت های قبل و بعد از جراحی رو ازشون بپرسید چیکار کردن بعد بیاید کنفرانس بدید
      خدا رو شکر اون تختی که به من دادن مریض داشت و یه کیس کامل بود و دیروز جراحی شده بود و امروز داشت مرخص میشد:
      بیمار خانم ۴۶ ساله ای بود که با شکایت درد بالای ناف و پهلو به پزشک مراجعه کرده بود. بعد از انجام تست های تشخیصی فتق تشخیص داده شد.
      مراقبت های قبل از عمل: از ساعت ۱۲ شب قبل از عمل NPO ، موهای ناحیه مربوط به جراحی شیو شود ، به منظور جلوگیری از عفونت قبل از عمل بیمار استحمام کند ، به تشخیص پزشک ممکن است سوند ادراری برای بیمار گذاشته شود
      مراقبت های بعد از عمل: ۱۲ ساعت ناشتا ، آموزش های تنفس عمیق به منظور جلوگیری از عفونت ناحیه گلو و جلوگیری از سرفه به بیمار داده شود
      مراقبت بعد از ترخیص: برداشتن پانسمان و شستشوی محل انسزیون (برش جراحی) ، مصرف به موقع آنتی بیوتیک ها ، عدم جا به جایی وسایل سنگین بمدت ۶ هفته ، کشیدن بخیه ها ۷ تا ۱۰ روز پس از عمل
      وای این خانومه خیلی خوب بود (: قشنگ همه چیو واسم توضیح داد و مثل مریضایی نبود که تا دانشجو میبینن فرار میکنن و هیچ همکاری نمیکنن
      گفت فقط از ساعت ۱۰ تا ۳ شب درد داشته و بعدشم بدون هیچ مسکنی خوب شده و وقتی لبنیات میخورده شکمش ورم میکرده و فکر میکرده از چاقی هست و رژیم میگرفته(
      :
      بعدش که اومده دکتر متوجه شده فتق داره و باید جراحی بشه پس نتیجه میگیریم که:
      درد های ناحیه شکمی رو جدی بگیرید!
      بعد میگفت صبح ساعت ۸ عمل شدم و شب وقتی میخواستم شام بخورم سرفه میکردم هی و این به خاطر همین عفونت گلو بود و منم بهش آموزش تنفس عمیق رو گفتم که سرفه هاش کمتر بشه
      خلاصه که اینطوری
      بعد واقعا هیچ کاری تو بخش نبود و ما هم با استاد نشستیم راجب بیماری ها و داروهایی که تو کاردکس نوشته بود صحبت کردیم
      و ساعت ۱۱ و نیم هم دیگه گفتن برید(_:
      ما هم رفتیم یکم بخش گردی😂
      20211117_090818.jpg 20211117_091841.jpg
      بخش های مراقبت های ویژه ورود ممنوعه و پرسنل بخش هر وقت بخوان برن باید پسورد وارد کنن تا در باز بشه
      بعد اینکه یه چی دیدم رو دیوار بخش زده بودن گفتم براتون بذارم شاید دوست داشته باشید بدونید🤔
      20211117_100730.jpg
      البته اینا رو بیشتر پرستارا باید رعایت کنن🤦‍♀️ از نظر پوشش به پزشکا من ندیدم خیلی سخت بگیرن ولی میگن که سخت میگیرن😅
      اما خب کاری به سخت گیری هم نداشته باشیم به نظرم تو محیط کاری اونم بیمارستان که یه محیط کاملا بهداشتی هست باید این نکات رعایت بشه پزشک و غیر پزشک هم نداره
      دیگه همینا بود از امروز😅
      خدافظی👋

      ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      12
      • maryam111M maryam111

        z Gheibi آره با چند تا از بچه ها هم که صحبت کردم همینو گفتن
        رفتیم تو بخش خالی بود اصلا😑😂
        هیچکس اونجا نبود
        استیشن خالی اتاقا خالی

        z GheibiZ آفلاین
        z GheibiZ آفلاین
        z Gheibi
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط z Gheibi انجام شده
        #48

        maryam111 چرا؟!😕

        گزارش های شما عالیه منم علاقه مند شدم👌😁 مثل سفرنامه میمونه🤩
        برا منم خیلی خوبه چند سال دیگه رفتم یه پیش زمینه داشته باشم😅
        عکس از یه در که پشتش هم معلوم نیست حس کنجکاوی و مرموز بودن داره😁😂

        🇵🇸🇮🇷

        maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
        10
        • z GheibiZ z Gheibi

          maryam111 چرا؟!😕

          گزارش های شما عالیه منم علاقه مند شدم👌😁 مثل سفرنامه میمونه🤩
          برا منم خیلی خوبه چند سال دیگه رفتم یه پیش زمینه داشته باشم😅
          عکس از یه در که پشتش هم معلوم نیست حس کنجکاوی و مرموز بودن داره😁😂

          maryam111M آفلاین
          maryam111M آفلاین
          maryam111
          فارغ التحصیلان آلاء
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #49

          z Gheibi خیلی هم عالی🤗
          خوشحالم که دوست داری😍

          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          3
          • maryam111M آفلاین
            maryam111M آفلاین
            maryam111
            فارغ التحصیلان آلاء
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #50

            سلااااام
            روز پنجم کارآموزی جراحی عمومی ترم سه/:
            امروز رفتیم بیمارستان سوار آسانسور که شدیم دیدیم یکی از دانشجوهای ترم ۷ هم اومد
            فکر کردم شاید کارورزی داره این بیمارستان
            بعد رفتیم تو بخش دیدیم با ما اومد😐 بعد از سلام و احوالپرسی متوجه شدیم که استاد امروز نمیاد و همین دانشجوی ترم ۷ بعنوان استاد امروز تو بخش هستن/:
            و مایی که از شدت یه سری بی برنامگی ها داشت دود از سرمون بلند میشد🚶‍♀️
            خلاصه که شروع کرد به توضیح دادن درباره یه سری بیماری های روتین بخش و ناگهان دیدیم یه خانمی از پشت سر وارد صحنه شد و گفت خانم دکتر به من زنگ زدن که امروز به جای استادتون بیام اینجا 😐
            حالا دوتایی با هم میخواستن به ما درس بدن و بخش رو بچرخونن
            دیگه داشتم سر به بیابون میذاشتم از دستشون😑 حالا بمااااند...
            رفتیم به شرح حال گیری و فرآیند و تشخیص پرستاری نوشتن
            بچه هاااا یه نکته ای که خیلی خیلی مهمه تو شرح حال گیری اینه که با روی باز بری سراغ بیمار و اصلا خجالت نکشی و خیلی راحت و خودمونی باهاش حرف بزنی تا راه بیاد باهات و همکاری کنه تو جواب دادن بهتون
            و من خیلی میدوستم این شرح حال گیری رو به جهت اینکه یه ارتباط متعادل و دوستانه ای با بیمار میگیری و یه جورایی ترست از فضا میریزه
            البته در این بین مریضایی هم هستن که همکاری نمیکنن، حالا یا خیلی خسته اند یا دیگه حوصله ندارن هی حرفای تکراری بزنن، یا به هرحال مریضن و روحیه خوبی ندارن برای صحبت کردن، یا مسن هستن و گوش هاشون نمیشنوه🤦‍♀️
            خلاصه که شرح حال گیری و نوشتن فرآیند پرستاری رو کامل برامون توضیح دادن و از هر بیماری که شرح حال میگرفتیم درباره بیماریش هم یکی از بچه ها کنفرانس میداد و استاد توضیحات تکمیلی رو میگفت ... واقعا این case metod بودن آموزش خیلیییی خوبه.. قشنگ تو ذهنت میمونه که از فلان مریض چی پرسیدی چی جواب داد چی یاد گرفتی و کلا بیماریش تو ذهنت میمونه
            بعد از اون استاد رفت و ما موندیم و همون دانشجوی ترم ۷/:
            یکم رفع اشکال کردیم و بعدش رفتیم داروهای ساعت ۱۲ رو بدیم
            همش هم کفلین بود😶 ما قبلا کفلین رو میریختیم تو میکروست و وصل بیمار میکردیم ولی ایندفعه بهمون گفتن IV مستقیم بزنید😐 ینی مستقیم بزنیم تو رگ از طریق آنژیوکت
            و بعدش دیدیم که کفلین ها رو به جای اینکه با ۵ سی سی(یک آب مقطر) رقیق کنن، با ۱۰ سی سی رقیق کردن و چون رقیق تر شده مشکلی نداره آی وی مستقیم هم زده بشه😁
            البته این برای همه داروها نیستااا... روی دارو طریقه مصرفش رو نوشته که آی وی یا آی ام یا فلان...
            به هر حال رفتم بالا سر مریض دیدم تازه از اتاق عمل اومده و اون حالت بیهوشی رو داره هنوز
            اول صداش کردم و بهش گفتم میخوام دارو بزنم بهت بعدش کارم رو شروع کردم
            فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
            خلاصه که دارو رو گرفت
            رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
            آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام😑
            هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم😑😂 دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم
            بعد برگشتم گفتم چرا اینطوری شد؟
            گفت به خاطر اینکه ۱- سرنگ رو کامل تو آنژیوکت فیکس نکردی ۲- سرت رو کامل گرفتی روی آنژیوکت خب معلومه اگه بریزه میریزه تو چشمت و صورتت ۳- عیبی نداره منم زیاد این اتفاق میفتاد واسم.. یه بار تو چشمم یه بار تو بینیم تو دهنم..‌ حالا راه میفتی عیبی نداره
            این مورد ۳ رو که گفت واقعا خیالم راحت شد و آروم تر شدم/: حالا اگر اون استاد دیگه بود میگفت شما ترم ۳ هستین هنوز بلد نیستید یه آی وی مستقیم بزنید/: و سر زنش میکرد
            این ترم بالایی ها درسته کل کل زیاد میکنیم باهاشون ولی خب بعضیاشونم واقعا خوبن و انگیزه میدن به آدم
            نمونه اش همین که اومده بود بخش باهامون، خیلی هوامون رو داشت و کمک میکرد بهمون و هر سوالی هم که داشتیم کامل جواب میداد و اگرم بلد نبود میگفت بلد نیستم میرفت میپرسید و تحقیق میکرد بعد میومد بهمون میگفت
            خلاصه که این روز از کارآموزی هم تموم شد😁✌

            ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

            bahar mohammadi 0B 1 پاسخ آخرین پاسخ
            14
            • maryam111M maryam111

              سلااااام
              روز پنجم کارآموزی جراحی عمومی ترم سه/:
              امروز رفتیم بیمارستان سوار آسانسور که شدیم دیدیم یکی از دانشجوهای ترم ۷ هم اومد
              فکر کردم شاید کارورزی داره این بیمارستان
              بعد رفتیم تو بخش دیدیم با ما اومد😐 بعد از سلام و احوالپرسی متوجه شدیم که استاد امروز نمیاد و همین دانشجوی ترم ۷ بعنوان استاد امروز تو بخش هستن/:
              و مایی که از شدت یه سری بی برنامگی ها داشت دود از سرمون بلند میشد🚶‍♀️
              خلاصه که شروع کرد به توضیح دادن درباره یه سری بیماری های روتین بخش و ناگهان دیدیم یه خانمی از پشت سر وارد صحنه شد و گفت خانم دکتر به من زنگ زدن که امروز به جای استادتون بیام اینجا 😐
              حالا دوتایی با هم میخواستن به ما درس بدن و بخش رو بچرخونن
              دیگه داشتم سر به بیابون میذاشتم از دستشون😑 حالا بمااااند...
              رفتیم به شرح حال گیری و فرآیند و تشخیص پرستاری نوشتن
              بچه هاااا یه نکته ای که خیلی خیلی مهمه تو شرح حال گیری اینه که با روی باز بری سراغ بیمار و اصلا خجالت نکشی و خیلی راحت و خودمونی باهاش حرف بزنی تا راه بیاد باهات و همکاری کنه تو جواب دادن بهتون
              و من خیلی میدوستم این شرح حال گیری رو به جهت اینکه یه ارتباط متعادل و دوستانه ای با بیمار میگیری و یه جورایی ترست از فضا میریزه
              البته در این بین مریضایی هم هستن که همکاری نمیکنن، حالا یا خیلی خسته اند یا دیگه حوصله ندارن هی حرفای تکراری بزنن، یا به هرحال مریضن و روحیه خوبی ندارن برای صحبت کردن، یا مسن هستن و گوش هاشون نمیشنوه🤦‍♀️
              خلاصه که شرح حال گیری و نوشتن فرآیند پرستاری رو کامل برامون توضیح دادن و از هر بیماری که شرح حال میگرفتیم درباره بیماریش هم یکی از بچه ها کنفرانس میداد و استاد توضیحات تکمیلی رو میگفت ... واقعا این case metod بودن آموزش خیلیییی خوبه.. قشنگ تو ذهنت میمونه که از فلان مریض چی پرسیدی چی جواب داد چی یاد گرفتی و کلا بیماریش تو ذهنت میمونه
              بعد از اون استاد رفت و ما موندیم و همون دانشجوی ترم ۷/:
              یکم رفع اشکال کردیم و بعدش رفتیم داروهای ساعت ۱۲ رو بدیم
              همش هم کفلین بود😶 ما قبلا کفلین رو میریختیم تو میکروست و وصل بیمار میکردیم ولی ایندفعه بهمون گفتن IV مستقیم بزنید😐 ینی مستقیم بزنیم تو رگ از طریق آنژیوکت
              و بعدش دیدیم که کفلین ها رو به جای اینکه با ۵ سی سی(یک آب مقطر) رقیق کنن، با ۱۰ سی سی رقیق کردن و چون رقیق تر شده مشکلی نداره آی وی مستقیم هم زده بشه😁
              البته این برای همه داروها نیستااا... روی دارو طریقه مصرفش رو نوشته که آی وی یا آی ام یا فلان...
              به هر حال رفتم بالا سر مریض دیدم تازه از اتاق عمل اومده و اون حالت بیهوشی رو داره هنوز
              اول صداش کردم و بهش گفتم میخوام دارو بزنم بهت بعدش کارم رو شروع کردم
              فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
              خلاصه که دارو رو گرفت
              رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
              آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام😑
              هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم😑😂 دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم
              بعد برگشتم گفتم چرا اینطوری شد؟
              گفت به خاطر اینکه ۱- سرنگ رو کامل تو آنژیوکت فیکس نکردی ۲- سرت رو کامل گرفتی روی آنژیوکت خب معلومه اگه بریزه میریزه تو چشمت و صورتت ۳- عیبی نداره منم زیاد این اتفاق میفتاد واسم.. یه بار تو چشمم یه بار تو بینیم تو دهنم..‌ حالا راه میفتی عیبی نداره
              این مورد ۳ رو که گفت واقعا خیالم راحت شد و آروم تر شدم/: حالا اگر اون استاد دیگه بود میگفت شما ترم ۳ هستین هنوز بلد نیستید یه آی وی مستقیم بزنید/: و سر زنش میکرد
              این ترم بالایی ها درسته کل کل زیاد میکنیم باهاشون ولی خب بعضیاشونم واقعا خوبن و انگیزه میدن به آدم
              نمونه اش همین که اومده بود بخش باهامون، خیلی هوامون رو داشت و کمک میکرد بهمون و هر سوالی هم که داشتیم کامل جواب میداد و اگرم بلد نبود میگفت بلد نیستم میرفت میپرسید و تحقیق میکرد بعد میومد بهمون میگفت
              خلاصه که این روز از کارآموزی هم تموم شد😁✌

              bahar mohammadi 0B آفلاین
              bahar mohammadi 0B آفلاین
              bahar mohammadi 0
              فارغ التحصیلان آلاء
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط bahar mohammadi 0 انجام شده
              #51

              maryam111
              واااو چقد با جزئیات و کامل تعریف میکنین 😍
              من هر بار گزارش هاتون میخونم حس میکنم خودم اونجا بودم و تصویرش تو ذهنم حک میشه😄
              ان شاءالله همیشه موفق باشی 🥰

              خدا رو چه دیدی شاید شد🤍💫
              پ.ن : یک معمار

              maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
              5
              • bahar mohammadi 0B bahar mohammadi 0

                maryam111
                واااو چقد با جزئیات و کامل تعریف میکنین 😍
                من هر بار گزارش هاتون میخونم حس میکنم خودم اونجا بودم و تصویرش تو ذهنم حک میشه😄
                ان شاءالله همیشه موفق باشی 🥰

                maryam111M آفلاین
                maryam111M آفلاین
                maryam111
                فارغ التحصیلان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #52

                bahar mohammadi 0 سلام عزیزم
                ممنونم از بازخوردت😍
                خیلی خوشحالم از اینکه خوشت اومده🤗
                اگه پیشنهادی هم داشتی حتما بهم بگو❤

                ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                5
                • maryam111M maryam111

                  دوباره من اومدم سلام🖐
                  الان که اومدم این تاپیک دیدم که آخرین بار ۸ روز پیش گزارش دادم...! و دیگه اینجا نبودم ینی اینجا بودم ولی اینجا نبودم
                  اصلا دلیل اینکه اینجا نبودم این بود که اینجا بودم😐💔
                  B612_20210509_143500_565.jpg
                  همونطور که دربرنامه هم مستحضر هستید یه چند روزی کلا پلنر خالیه و خب گفتم که همش اینجا بودم .. برنامه ای که امروز انجام دادم هم علامت نزدم اینجا یادم رفت😕
                  به هرحال امروز درس خوندم😅
                  اپیدمیولوژی : درباره انواع بیماری های واگیر و غیر واگیر
                  راستش من خیلی دوست دارم همشو بخونیم ولی خب ما فقط ۱ واحد اپیدمی داریم و استاد طبعا بخش زیادیش رو حذف میکنه .. استاد میگه فقط ۲ واحد کامل برای بیماری های غیرواگیر مطلب هست که بخوایم بگیم اما خب طبق این برنامه نمیشه😕
                  روانشناسی : مبحث احساس و ادراک چند روز پیش گفتم خوندم (همونی که فیزیولوژیا رو ریخته بودن تو روانشناسیا) امروز خلاصه اونو نوشتم
                  مفاهیم پایه : امروز جلسه ۵ رو خوندم درباره استرس بود و مبحث جالبی به نظر میرسید حالا فردا قسمت دومش رو بخونم میام یه سامری ازش میگم.. خلاصه این جلسه رو هم نوشتم .. این یه بخشی از اون خلاصه است
                  B612_20210511_012756_761.jpg
                  ..................
                  بچه ها یه چیزایی یادگرفتم میخوام بهتون بگم
                  اول درباره درس خوندن بگم که خلاصه نویسی خیلی موثره هم باعث میشه وقتی داری میخونی مطلب رو بهتر درک کنی هم اینکه شب امتحان یه نیمچه منبعی تو دستته که کمکت میکنه واسه مرور و نمره بالا گرفتن
                  اما فارغ از درس! اینجا گفتم که اسپم نشه👇
                  https://forum.alaatv.com/post/1955534
                  خب خیلی حرف زدم دیگه به اندازه ۸ روز نبودنم اینجا نوشتم😅
                  روز و روزگار خوش
                  یا حق🖐

                  GaladrielG آفلاین
                  GaladrielG آفلاین
                  Galadriel
                  دانشجویان پزشکی
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #53

                  maryam111
                  چقققققققققققققققققد خطت قشنگه :))

                  مژده ای دل…🌱💚

                  maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  5
                  • GaladrielG Galadriel

                    maryam111
                    چقققققققققققققققققد خطت قشنگه :))

                    maryam111M آفلاین
                    maryam111M آفلاین
                    maryam111
                    فارغ التحصیلان آلاء
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #54

                    @f-seif-0 مرسی لطف داری😅❤

                    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                    1 پاسخ آخرین پاسخ
                    4
                    • AbanA آفلاین
                      AbanA آفلاین
                      Aban
                      فارغ التحصیلان آلاء
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #55

                      سلام خدا قوت😁🖐🏻
                      از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

                      maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                      5
                      • AbanA Aban

                        سلام خدا قوت😁🖐🏻
                        از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

                        maryam111M آفلاین
                        maryam111M آفلاین
                        maryam111
                        فارغ التحصیلان آلاء
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #56

                        Aban خیلی هم عااالی😍💪

                        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        4
                        • maryam111M آفلاین
                          maryam111M آفلاین
                          maryam111
                          فارغ التحصیلان آلاء
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                          #57

                          Screenshot_20211122-135233_Instagram.jpg
                          این دقیقا و کاملا خودِ منم وقتی دارم کاردکس بیمار و اوردر اینترن بخش رو میخونم😂😂😂💔

                          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          11
                          • AbanA آفلاین
                            AbanA آفلاین
                            Aban
                            فارغ التحصیلان آلاء
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #58

                            به نام خدا
                            3 ساعت اصول مشاوره : که البته نصفشو سر کلاس بودم ولی انصافا همه شو فهمیدم از بسکه این درس شیرینه و استادش حرفه ای🥰
                            1 ساعت اصول کتابداری 📚
                            یه کمم روانشناسی عمومی خوندم و تمام🌿

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            6
                            • maryam111M آفلاین
                              maryam111M آفلاین
                              maryam111
                              فارغ التحصیلان آلاء
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                              #59

                              سلام سلاااام
                              حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                              ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                              از امروزش که روز دومش بود
                              صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                              آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                              تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                              بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                              بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                              بعد استاد رست داد
                              رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                              همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                              با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                              دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                              (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                              یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                              بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                              دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                              تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                              اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                              اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                              رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                              و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                              یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                              مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                              و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                              صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                              هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                              ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                              دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                              یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                              ۱۸ دقیقه گذشته بود
                              یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                              سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                              از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                              ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                              ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                              هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                              از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                              هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                              نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                              پرستار: ختم سی پی آر؟
                              سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                              پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                              ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                              سرپرستار: ختم سی پی آر
                              خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                              سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                              پرستار: ۹ تا
                              سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                              زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                              سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                              پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                              ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                              سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                              یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                              پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                              همه به هم خسته نباشید گفتن
                              من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                              آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                              برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                              استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                              اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                              گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                              رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                              از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                              خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                              رفتیم/:
                              ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                              از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                              دلم گرفت به حالش
                              موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                              بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                              خدافظ🚶‍♀️💔

                              ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                              Hhh HhH kosariK 2 پاسخ آخرین پاسخ
                              16
                              • maryam111M maryam111

                                سلام سلاااام
                                حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                                ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                                از امروزش که روز دومش بود
                                صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                                آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                                تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                                بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                                بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                                بعد استاد رست داد
                                رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                                همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                                با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                                دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                                (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                                یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                                بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                                دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                                تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                                اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                                اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                                رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                                و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                                یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                                مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                                و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                                صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                                هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                                ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                                دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                                یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                                ۱۸ دقیقه گذشته بود
                                یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                                سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                                از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                                ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                                ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                                هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                                از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                                هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                                نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                                پرستار: ختم سی پی آر؟
                                سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                                پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                                ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                                سرپرستار: ختم سی پی آر
                                خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                                سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                                پرستار: ۹ تا
                                سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                                زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                                سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                                پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                                ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                                سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                                یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                                پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                                همه به هم خسته نباشید گفتن
                                من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                                آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                                برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                                استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                                اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                                گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                                رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                                از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                                خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                                رفتیم/:
                                ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                                از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                                دلم گرفت به حالش
                                موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                                بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                                خدافظ🚶‍♀️💔

                                Hhh HhH آفلاین
                                Hhh HhH آفلاین
                                Hhh Hh
                                فارغ التحصیلان آلاء
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #60

                                maryam111
                                خدابیامرزتش😔😔
                                چقد سخته که تو بیمارستان بخوایم هرروز با این صحنه ها مواجه بشیم(درآینده)
                                فکر میکردم کادر درمان به اینجور مسائل عادت میکنن. ولی انگار نه. اینطور نیست......

                                أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ✨️

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                4
                                • maryam111M maryam111

                                  سلام سلاااام
                                  حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                                  ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                                  از امروزش که روز دومش بود
                                  صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                                  آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                                  تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                                  بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                                  بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                                  بعد استاد رست داد
                                  رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                                  همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                                  با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                                  دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                                  (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                                  یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                                  بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                                  دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                                  تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                                  اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                                  اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                                  رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                                  و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                                  یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                                  مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                                  و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                                  صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                                  هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                                  ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                                  دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                                  یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                                  ۱۸ دقیقه گذشته بود
                                  یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                                  سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                                  از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                                  ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                                  ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                                  هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                                  از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                                  هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                                  نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                                  پرستار: ختم سی پی آر؟
                                  سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                                  پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                                  ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                                  سرپرستار: ختم سی پی آر
                                  خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                                  سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                                  پرستار: ۹ تا
                                  سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                                  زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                                  سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                                  پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                                  ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                                  سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                                  یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                                  پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                                  همه به هم خسته نباشید گفتن
                                  من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                                  آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                                  برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                                  استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                                  اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                                  گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                                  رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                                  از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                                  خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                                  رفتیم/:
                                  ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                                  از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                                  دلم گرفت به حالش
                                  موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                                  بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                                  خدافظ🚶‍♀️💔

                                  kosariK آفلاین
                                  kosariK آفلاین
                                  kosari
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #61

                                  maryam111 مریمی🤗🤗
                                  گزارش روزانت خیلی خوبه
                                  واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                                  خسته نباشی😍

                                  ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                                  maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  4
                                  • kosariK kosari

                                    maryam111 مریمی🤗🤗
                                    گزارش روزانت خیلی خوبه
                                    واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                                    خسته نباشی😍

                                    maryam111M آفلاین
                                    maryam111M آفلاین
                                    maryam111
                                    فارغ التحصیلان آلاء
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #62

                                    @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                                    خوشحالم که دوست داشتی
                                    ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                                    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                    kosariK 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    4
                                    • maryam111M maryam111

                                      @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                                      خوشحالم که دوست داشتی
                                      ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                                      kosariK آفلاین
                                      kosariK آفلاین
                                      kosari
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #63

                                      maryam111 ❤🤗
                                      هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                                      خعلی خوبن🥺💙

                                      ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                                      maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      4
                                      • GaladrielG آفلاین
                                        GaladrielG آفلاین
                                        Galadriel
                                        دانشجویان پزشکی
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #64

                                        255633624_125187563256079_7341688437891656504_n.jpg

                                        مژده ای دل…🌱💚

                                        maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        7
                                        • kosariK kosari

                                          maryam111 ❤🤗
                                          هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                                          خعلی خوبن🥺💙

                                          maryam111M آفلاین
                                          maryam111M آفلاین
                                          maryam111
                                          فارغ التحصیلان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #65

                                          @kosar-mottaghi خوبی از خودته جانم😍

                                          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          3
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • 49
                                          • 50
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع