Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دانشگاهی
  3. گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
سوال شیمی ۱۱ مبحث آمید
S.ghrmniS
Topic thumbnail image
شیمی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
راه ابریشم الا
M
سلام دوستان وقت بخیر من یازدهم تجربیم باتوجه به اینکه امسال نهایی ها تیر برگزار میشه زمان کمی برای تست دهم و یازدهم هست خواستم بدونم توی دو ماه یا سه ماه میشه دهم یازدهم رو تست زد؟؟ و اینکه راه ابریشم الا رو اینجا کسی داشته؟؟ نظرتون چیه دربارش!
سوال مشاوره ای
شروع از صفر تستی
Kiana 5K
سلام همگی من پایه یازدهم ریاضی هستم و سال ۱۴۰۶ کنکور دارم ، منطقه ۳ هستم، من امسال و سال دهم فقط تونستم در حد امتحانای مدرسه بخونم، و نتونستم خوب و کامل تست کار کنم چون میترسیدم تو امتحان نهایی یهو تستی بنویسم تراز های قلمچیم ما بین ۴۰۰۰ و ۵۰۰۰ هست کتاب تست هم دارم برای پایه یازدهم کلا قلمچی آبی دهم ریاضی و فیزیک و هندسه خیلی سبز یه شیمی جامع نشر الگو هم دارم تورو خدا کمکم کنید دارم از داخل از بین میرم..نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم.. معلممون میگه اگه نهایی ۱۹ به بالا بشین برین کنکور حتی ۳۰ درصد بزنین رشته تاپ قبولی من نمیدونم حرف کیو باور کنم
سوال مشاوره ای
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
شمارشگر رسیدن به آرزوهامون
macrophage Of nahang 0M
سلام.... هر کدوم از ما اگر در مسیر درست استعدادمون باشیم بدون شک آرزو های داریم چون واسه اونا خلق شدیم... تاحالا نمی‌دونم چقدر واسه آرزو و هدفتون تلاش کردید،منم خیلی....نه ماه شده،و نمی‌دونم چقدر دیگه بهش میرسم شیش ماه یسال دو سال نمیدونم اما بهش میرسم،،،می‌خوام اینجا تعهد ایجاد کنیم نه اینک این الزامه شدن باشه بلکه وقتی سرد شدیم بگیم چقدر اومدیم پسر پس پاشو....،هرشب چقدر براش تلاش میکنی...میتونی درمورد ارزوت بگی یا مثل من نگی فقط وقتی رسیدی بگیش، میتونی به این صورت پست بذاری، اسمشو بگی روزشو و مجموع شمارش ساعتشو از اول تا الان ،شمارشگر از الان ؛
مشاوره تحصیلی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
سلام مجددا توی درس هفتم سودای عشق وقتی میگیم به رنگ خود گرداند مند و مفعول به چه حالتی هستش؟ میشه خود را به رنگ او گرداند؟ خود مفعول و رنگ متمم اسنادی؟ @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|در حقیقت عشق
HakoH
سلام بازم من😂😭 توی بیت در عشق کسی قدم نهد کش جان نیست با جان بودن به عشق در سامان نیست نمیتونم درک و دریافتی از کش داشته باشم نقش متمم گرفته بعد کتابم نوشته که برای او ولی چون من خنگ تر از این حرفام نفهمیدم @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
توی جمله وجود عاشق از عشق است وجود عاشق گروه نهادی از حرف اضافه و عشق متمم هست اینجا عشق مسند هم میتونن باشه بگیم متمم اسنادی؟ @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|سودای عشق
HakoH
صبح بخیر ✨ توی درس هفتم سودای عشق ترک خود بکند اینجا گروه مفتولی ترک خود هستش الان بخوایم روات تر بکنیمش میشه خود را ترک بکند خود م. الیه در حالت اولیه متن ولی در حالت تبدیل یافته خود را ترک بکند این حالت اتفاق نمی افته الان دستور این بخش چی میشه @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|نی نامه
HakoH
سلام سلام خانوم خوبین 🦦 توی مصرع لیک کس را دید جان دستور نیست را حرف اضافه هست یا فک اضافه چون هر دو تاش و میشه در نظر گرفت اگه حرف اضافه بگیریم به معنی برای اگه فک اضافه میشه دستور دیدن جان کسی @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
فارسی دوازدهم|حقیقت عشق
HakoH
سلام سلام و توی بخش حقیقت عشق از روحانی و جسمانی طالب کمال اند طالب کمال یکجا مسند هست یا گروه مسندی ؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
ادبیات و زبان فارسی
دبیر
C
سلام بچه ها دبیرای ماز کدوم بهترن برای هر درس برای دانش اموزی که ضعیفه پشت کنکوری تجربی.
سوال مشاوره ای
سوال حسابان
HakoH
میشه اینو حل کنین نقطه ای روی خط y=2xکه مجموع فاصله های ان تا مبدا و نقطه a(2.4)fvhfv 5 fhan
حسابان
!!!لطفا کمکم کنید!!!
00MUZAN000
سلام دوستان.وقتتون بخیر.بنده تازه با آلا آشنا شدم و هنوز با ساختار آلاخونه آشنایی کامل ندارم.بنابراین اگه دیدین جایی سوتی دادم منو ببخشین.اما خب موضوع اصلی این نیست.دلم میخواست از افراد با تجربه یه راهنمایی ای بگیرم .بنده امسال دهم بودم و خب بخاطر وضعیت کشور و دلایل دیگه امسال نتونستم خوب و کامل برا کنکور دهم رو ببندم.معلمام هم خیلی خوب درس نمیدن و من همه جا دنبال فیلم آموزشی بودم تا با آلا آشنا شدم و خب یکم وضعیتم بهتره.معلما هم آروم درس میدن هم بعضی جاهارو درس نمیدن هم خیلی کم نکته میگن و کلا من امسال به نظرم از مدرسه خیلی کم بازدهی داشتم.خودمم یکم تنبلی کردم نخوندم.میخوام تابستون دهم رو مرور کنم و تست بزنم ولی خب دوتا مشکل برام پیش اومد:1.خیلی برای فیلم آموزشی دیدن و فهمیدن مفاهیم وقت کم دارم (چون تابستون دلم میخواد فقط تست بزنم)2.مدرسمون این آخر سالی داره اذیت میکنه و با یه عالمه امتحان و کلاسای بیخود و برنامه و.... خیلی وقتمو گرفته.تازه الان امتحانای نوبت هم یکم دیگه شروع میشه و برا اونا هم باید بخونم.آزمون های آزمایشی هم که انقد مدرسه بد درس داد که یک افت خیلی شدید داشتم . سردرگم شدم.نمیدونم اولویت هامو چطوری بچینم.برنامه ریزیم چطوری باشه.اول از چی شروع کنم تو این تایم کم.مثلا تا میام درس بخونم نمیدونم از چی شروع کنم.یه ربع فکر میکنم از چی شروع کنم فقط.انگیزم و اعتماد به نفسم به شدت پایینه.خیلی از دست خودم عصبانی و ناراحتم.همه اینا هر روز منو سردرگم تر میکنه.لطفا کسایی که تجربه دارن یه کمک ریزی بهم بکنن.ببخشید وقتتونو گرفتم ممنون میشم کمکم کنید.با تشکر.
سوال مشاوره ای
به بچه های تجربی کمک میکنم
ForuharF
سلام دوستان سعید هستم از سال 99 با آلاخونه آشنا شدم و 1403 کنکور دادم الان دانشجو کارشناسی زیست شناسی سلولی و مولکولی دانشگاه مازندران هستم اگه بچه های تجربی نیاز به کمک داشتن، خوشحال میشم کمک کنم @تجربیا
سوال مشاوره ای
کنکور دوباره حین تحصیل
6
سلام عزیزان .من هنرستانی بودم و در امتحانات نهایی شرکت کردم تا سابقه تحصیلی ایجاد شه برام و کنکور بدم و کنکور هم دادم ولی سراسری قبول نشدم. با شرط معدل اومدم شمسی پور تهران کاردانی و ترم ۲ هستم. اگر بخوام دوباره کنکور ریاضی بدم باید چیکار کنم؟
سوال مشاوره ای
چگونه در دوران دانشجویی درس بخوانیم
RoverR
سلام و درود بر همه دانشجویان آلاخونه دوستان من از وقتی کنکورم تموم شده یک بار هم نشده که واقعا درس بخونم اصلا یادم رفته که درس خوندن چه شکلیه ترم اول هم که کلا مجازی شد امتحاناتمون باعث شد بدتر از درس فاصله بگیرم به قول یه دوستی اون قسمت از مغزم که مربوط به درس خوندنه رو از دست دادم اصلا هم هیچی برام مهم نیست انگار نه انگار قراره من امتحان بدم هیچکدوم از تکالیفم رو هم انجام نمی دم از اول ترم یه ذره هم درس نخوندم تو یه کلاس هم حاضر نبودم ( فیزیکی حاضر بودم ) یعنی گوش نمی دادم راهی برای بازگشت به صراط درس و مشق و تکلیف بهم یاد بدین شما چطوری بالاخره درس خوندین فکر نمی کردم یه روزی درس خوندن انقدر برام دشوار بشه @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی @f.nalist @هویججج @Maaah @Nilay @_-Psycho-_ @blue @mahdi.ek @Michael-Vey @Hhh-Hh و باقی دانشجویان درس خوان عزیز
دانشگاهی
گسسته|مربع لاتین
HakoH
Topic thumbnail image
گسسته

گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده دانشگاهی
دانشگاهساعت مطالعهفارغ التحصیل
993 دیدگاه‌ها 90 کاربران 60.4k بازدیدها 86 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • GaladrielG Galadriel

    maryam111
    چقققققققققققققققققد خطت قشنگه :))

    maryam111M آفلاین
    maryam111M آفلاین
    maryam111
    فارغ التحصیلان آلاء
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #54

    @f-seif-0 مرسی لطف داری😅❤

    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    4
    • AbanA آفلاین
      AbanA آفلاین
      Aban
      فارغ التحصیلان آلاء
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #55

      سلام خدا قوت😁🖐🏻
      از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

      maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
      5
      • AbanA Aban

        سلام خدا قوت😁🖐🏻
        از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

        maryam111M آفلاین
        maryam111M آفلاین
        maryam111
        فارغ التحصیلان آلاء
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #56

        Aban خیلی هم عااالی😍💪

        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        4
        • maryam111M آفلاین
          maryam111M آفلاین
          maryam111
          فارغ التحصیلان آلاء
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
          #57

          Screenshot_20211122-135233_Instagram.jpg
          این دقیقا و کاملا خودِ منم وقتی دارم کاردکس بیمار و اوردر اینترن بخش رو میخونم😂😂😂💔

          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          11
          • AbanA آفلاین
            AbanA آفلاین
            Aban
            فارغ التحصیلان آلاء
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #58

            به نام خدا
            3 ساعت اصول مشاوره : که البته نصفشو سر کلاس بودم ولی انصافا همه شو فهمیدم از بسکه این درس شیرینه و استادش حرفه ای🥰
            1 ساعت اصول کتابداری 📚
            یه کمم روانشناسی عمومی خوندم و تمام🌿

            1 پاسخ آخرین پاسخ
            6
            • maryam111M آفلاین
              maryam111M آفلاین
              maryam111
              فارغ التحصیلان آلاء
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
              #59

              سلام سلاااام
              حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
              ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
              از امروزش که روز دومش بود
              صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
              آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
              تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
              بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
              بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
              بعد استاد رست داد
              رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
              همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
              با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
              دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
              (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
              یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
              بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
              دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
              تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
              اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
              اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
              رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
              و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
              یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
              مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
              و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
              صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
              هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
              ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
              دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
              یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
              ۱۸ دقیقه گذشته بود
              یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
              سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
              از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
              ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
              ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
              هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
              از همدیگه میپرسیدن رفت؟
              هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
              نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
              پرستار: ختم سی پی آر؟
              سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
              پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
              ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
              سرپرستار: ختم سی پی آر
              خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
              سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
              پرستار: ۹ تا
              سرپرستار: دهمی رو هم بزن
              زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
              سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
              پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
              ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
              سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
              یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
              پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
              همه به هم خسته نباشید گفتن
              من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
              آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
              برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
              استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
              اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
              گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
              رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
              از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
              خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
              رفتیم/:
              ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
              از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
              دلم گرفت به حالش
              موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
              بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
              خدافظ🚶‍♀️💔

              ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

              Hhh HhH kosariK 2 پاسخ آخرین پاسخ
              16
              • maryam111M maryam111

                سلام سلاااام
                حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                از امروزش که روز دومش بود
                صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                بعد استاد رست داد
                رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                ۱۸ دقیقه گذشته بود
                یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                پرستار: ختم سی پی آر؟
                سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                سرپرستار: ختم سی پی آر
                خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                پرستار: ۹ تا
                سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                همه به هم خسته نباشید گفتن
                من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                رفتیم/:
                ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                دلم گرفت به حالش
                موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                خدافظ🚶‍♀️💔

                Hhh HhH آفلاین
                Hhh HhH آفلاین
                Hhh Hh
                فارغ التحصیلان آلاء
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #60

                maryam111
                خدابیامرزتش😔😔
                چقد سخته که تو بیمارستان بخوایم هرروز با این صحنه ها مواجه بشیم(درآینده)
                فکر میکردم کادر درمان به اینجور مسائل عادت میکنن. ولی انگار نه. اینطور نیست......

                أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ✨️

                1 پاسخ آخرین پاسخ
                4
                • maryam111M maryam111

                  سلام سلاااام
                  حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                  ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                  از امروزش که روز دومش بود
                  صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                  آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                  تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                  بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                  بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                  بعد استاد رست داد
                  رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                  همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                  با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                  دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                  (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                  یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                  بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                  دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                  تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                  اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                  اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                  رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                  و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                  یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                  مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                  و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                  صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                  هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                  ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                  دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                  یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                  ۱۸ دقیقه گذشته بود
                  یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                  سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                  از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                  ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                  ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                  هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                  از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                  هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                  نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                  پرستار: ختم سی پی آر؟
                  سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                  پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                  ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                  سرپرستار: ختم سی پی آر
                  خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                  سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                  پرستار: ۹ تا
                  سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                  زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                  سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                  پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                  ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                  سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                  یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                  پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                  همه به هم خسته نباشید گفتن
                  من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                  آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                  برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                  استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                  اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                  گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                  رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                  از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                  خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                  رفتیم/:
                  ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                  از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                  دلم گرفت به حالش
                  موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                  بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                  خدافظ🚶‍♀️💔

                  kosariK آفلاین
                  kosariK آفلاین
                  kosari
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #61

                  maryam111 مریمی🤗🤗
                  گزارش روزانت خیلی خوبه
                  واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                  خسته نباشی😍

                  ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                  maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                  4
                  • kosariK kosari

                    maryam111 مریمی🤗🤗
                    گزارش روزانت خیلی خوبه
                    واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                    خسته نباشی😍

                    maryam111M آفلاین
                    maryam111M آفلاین
                    maryam111
                    فارغ التحصیلان آلاء
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #62

                    @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                    خوشحالم که دوست داشتی
                    ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                    kosariK 1 پاسخ آخرین پاسخ
                    4
                    • maryam111M maryam111

                      @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                      خوشحالم که دوست داشتی
                      ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                      kosariK آفلاین
                      kosariK آفلاین
                      kosari
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #63

                      maryam111 ❤🤗
                      هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                      خعلی خوبن🥺💙

                      ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                      maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                      4
                      • GaladrielG آفلاین
                        GaladrielG آفلاین
                        Galadriel
                        دانشجویان پزشکی
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #64

                        255633624_125187563256079_7341688437891656504_n.jpg

                        مژده ای دل…🌱💚

                        maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                        7
                        • kosariK kosari

                          maryam111 ❤🤗
                          هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                          خعلی خوبن🥺💙

                          maryam111M آفلاین
                          maryam111M آفلاین
                          maryam111
                          فارغ التحصیلان آلاء
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #65

                          @kosar-mottaghi خوبی از خودته جانم😍

                          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          3
                          • GaladrielG Galadriel

                            255633624_125187563256079_7341688437891656504_n.jpg

                            maryam111M آفلاین
                            maryam111M آفلاین
                            maryam111
                            فارغ التحصیلان آلاء
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                            #66

                            @f-seif-0 😑😂😂👌

                            ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                            1 پاسخ آخرین پاسخ
                            3
                            • AbanA آفلاین
                              AbanA آفلاین
                              Aban
                              فارغ التحصیلان آلاء
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #67

                              سلام شبتون بخیر🌿
                              وی پس از چند روز الان یادش اومده که می بایست گزارش بده😐😂
                              حقیقتا انقدر تو فکر امتحانای میان ترم بودم که یادم رفت(:
                              بنابراین من فقط امروزو میگم 3ساعت کتابداری خوندم که امتحانشو داشتم و با سختی گذروندیمش، وسط امتحانم تایم تموم شد و سایت ما را به بیرون هدایت کرد🥲
                              به امید خدا بریم برا امتحانای بعدی😄

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              5
                              • maryam111M آفلاین
                                maryam111M آفلاین
                                maryam111
                                فارغ التحصیلان آلاء
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #68

                                سلام👀
                                در جریانید که چند روزه گزارش ندادم؟
                                چون بیمار نیست😐😂
                                آقا بخش داخلی که دیگه انقدر کار نبود که رفتیم تو کلاس نشستیم استاد تئوری درس میداد بهمون
                                یکی از مباحث پروتکل انسولین بود، اینکه چند واحد باید بزنیم تو چه شرایطی باید تزریق کنیم روش تزریقش و اینا
                                درباره ماسک های اکسیژن هم بهمون توضیح دادن
                                کلا دانشجوهای ترم یک نگران هیچی نباشید اگر پروسیجری رو تو پراتیک کامل یاد نگرفتید تو بیمارستان دوباره اینا رو استادا تو بیمارستان درس میدن و تکرار میشه واستون
                                بعد از کلاسا هم ما میرفتیم کتابخونه بیمارستان و درس میخوندیم خیلی خوب بود😍 البته شرایط جور نشد که براتون از کتابخونه عکس بگیرم ولی خیلییی خوب بود قشنگ انگیزه میگرفتی واسه درس خوندن😁
                                خلاصه که بخش داخلی این بیمارستان هم تموم شد
                                و ما الان اومدیم بخش جراحی یه بیمارستان دیگه
                                آقا من تو این بیمارستانه همش گم میشم😐 خیلی تو در توعه/:
                                خیلی بزرگتر از بیمارستان قبلی هست و قدیمی تره و از لحاظ پرستیژ کاری و معماری ساختمانش خیلی لول بالایی داره
                                حالا منم سعی میکنم گم نشم😑😂
                                اینجا هم اومدیم همه شفا پیدا کردن😐 ینی تا الان ما فقط قطع عضو رو درمان نکردیم😂
                                این بخش هم همون کارای قبلی مثل خونگیری، تعویض پانسمان، بیرون کشیدن یا DC کردن سوند و درن، رگ گیری و غیره رو انجام دادیم تا الان
                                و روز دوم استاد بهمون گفت پرونده بردارید و از روی اوردر پزشک ، کاردکس دارویی رو بنویسید
                                اوردر پزشک همون نسخه داروها و مراقبت هایی هست که پزشک تجویز کرده و این اوردر باید وارد یه برگه ای بشه به اسم کاردکس که پرستار مینویسه و اوردر پزشک رو (با یه سری خط مخصوص که دو طرف اوردر میکشن) میبندن که کسی نتونه چیزی بهش اضافه کنه و مهر و امضای پرستار هم پای اوردر پزشک زده میشه
                                هر تختی یه کاردکس داره و این کاردکس ها همه با هم تو یه کلاسور گذاشته شده و وقتی پرستار میخواد دارو بده یا مشاوره و مراقبتی قراره انجام بشه از روی این کاردکس نگاه میکنه
                                ولی اوردر پزشک تو پرونده است.
                                بعد از نوشتن کاردکس ما باید یه گزارش پرستاری هم واسه یه شیفت دلخواه مینوشتیم
                                روز بعدش رفتیم که کاردکس و گزارش رو تحویل بدیم
                                بعد که استاد تصحیح کرد فهمیدیم چقدر اسم داروها رو اشتباه خوندیم از اوردر😂 آخه چیکار کنیم خب خیلی بد خطن یه سری پزشکا😕
                                مثلا یکی از ایرادایی که از کاردکس من گرفته شد این بود که تو اوردر نوشته شده بود:
                                Amp Ampotel
                                بعد ampotel رو اینطوری جدا نوشته بود Amp o tel با یه خطی که اصن o هم مشخص نبود و l هم شبیه c خونده میشد
                                بعد من با خودم گفتم چرا دوبار نوشته Amp (آمپول) 🧐 و خب تو کاردکس نوشتم Amp otc😬😂 بعد که سرچ کردم متوجه شدم otc به گروه داروهای بدون نسخه میگن😆😆
                                یکی از پوئن هایی که این بیمارستان داشت این بود که کارورزها و پرستارهای طرحی زیادی تو بخش بودن و بهمون کمک میکردن و خیلی چیزا بهمون یاد میداد
                                و خب باید ازشون کار میدزدیدیم😁 چون اونا خودشون فرز بودن و همه کارا رو انجام میدادن که مبادا سرپرستار بگه آره کارورزا تنبلی میکنن و اینا و ما هم خب ذوق اولیه مون هنوز فروکش نکرده و دلمون میخواد کار کنیم هنوز
                                یکی از پرستارا بهمون میگفت هنوز اولتونه سرتون داغه سعی کنید تا آخر همینطوری داغ بمونه و همینقدر انرژی داشته باشید واسه کار کردن😄
                                یه روز میخواستیم دارو بدیم رفتیم داروها رو آماده کردیم بعد یکی از مریضا یه قرص داشت که باید بهش میدادیم.. یکی از هم گروهیا همیشه دیر میرسه و در نهایت قرص ها واسش میمونه که بده به مریض (بهش میگیم متخصص قرصولوژی😂) پرستار اومد قرص رو داد بهش گفت اینم بده مریض بخوره، بعد این بنده خدا هم هول شد گفت این قرص رو بدم همراه مریض بخوره؟🤣🤣🤣 پرستار بهش گفت: نه همراه مریض قرصاشو با خودش آورده اینو برو بده خود مریض بخوره😂
                                بعد اومد بالا سر بیمار قرص رو داد به همراهش گفت حتما بدید بهش بخوره.. یادتون نره هااا نذارید فراموش کنیدها
                                بعد از ده دیقه ددباره برگشت از همراه پرسید دادی قرص رو؟ خورد؟ مطمئن باشم؟
                                انگار خدمات پس از فروشه😂😂😂
                                ادامه گزارش در پست بعد..😐👋

                                ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                1 پاسخ آخرین پاسخ
                                9
                                • Rima MazaheriR آفلاین
                                  Rima MazaheriR آفلاین
                                  Rima Mazaheri
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #69

                                  امروز صبح جنین دو ساعت الان همچنان جنین و بعدش فیزیک پزشکی ضریب تضعیف و سوال های فیزیو خون اریتروسیت ها

                                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  4
                                  • kosariK آفلاین
                                    kosariK آفلاین
                                    kosari
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط kosari انجام شده
                                    #70

                                    سلااام🖐🏻😃
                                    بالاخره منم اومدم گزارش بدم🤭
                                    امروز صب رفتیم اتاق پراتیک
                                    استاد شروع کرد به گفتن تزریق وریدی(سرم)
                                    یه دونه فرمول گف (واقعا میشنن بیمارستان حساب میکنن
                                    نمیدونم😐🤔)

                                    بعدش یکی فداکاری کرد و داوطلب شد که بهش سرم بزنن
                                    البته فقط آنزژیوکت 😂😂

                                    خلاصه هیچی دیگه وقتم نشد تمرین کنیم قرار فردا بریم✌🏻😂😂

                                    #اولین گزارش دانشجویی(کنکوری چقد راحت بود😐😂)

                                    ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                                    maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    6
                                    • z GheibiZ آفلاین
                                      z GheibiZ آفلاین
                                      z Gheibi
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط z Gheibi انجام شده
                                      #71

                                      سلام
                                      آنقدر گزارش ها جالبن منم اومدم 😅
                                      امروز آزمایشگاه خون
                                      اول تعیین مقاومت غشا گلبول قرمز به فشار اسمزی
                                      و بعد هم تعیین گروه خونی
                                      هر کدوم که حالت لخته ( لخته نیست اتصال آنتی ژن و آنی بادیه)پیدا کنه یعنی دارای اون گروه خونی هست
                                      ببینید 🤩IMG_۲۰۲۱۱۲۲۰_۱۰۵۴۴۲~2.jpg

                                      منظور ازD گروه خونی Rh هست ( یادتونه که ژنشDبود)

                                      هفته دیگه انشاالله نوار قلب و اسپیرومتری را براتون میذارم 😁

                                      🇵🇸🇮🇷

                                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      15
                                      • kosariK kosari

                                        سلااام🖐🏻😃
                                        بالاخره منم اومدم گزارش بدم🤭
                                        امروز صب رفتیم اتاق پراتیک
                                        استاد شروع کرد به گفتن تزریق وریدی(سرم)
                                        یه دونه فرمول گف (واقعا میشنن بیمارستان حساب میکنن
                                        نمیدونم😐🤔)

                                        بعدش یکی فداکاری کرد و داوطلب شد که بهش سرم بزنن
                                        البته فقط آنزژیوکت 😂😂

                                        خلاصه هیچی دیگه وقتم نشد تمرین کنیم قرار فردا بریم✌🏻😂😂

                                        #اولین گزارش دانشجویی(کنکوری چقد راحت بود😐😂)

                                        maryam111M آفلاین
                                        maryam111M آفلاین
                                        maryam111
                                        فارغ التحصیلان آلاء
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                                        #72

                                        @kosar-mottaghi سلااام
                                        عالی بود اولین گزارش😍
                                        اون فرموله واسه سرم.. v تقسیم به ۴t هست که t رو باید برحسب ساعت درنظر بگیریم
                                        اگر میکروست بود همین فرمول رو در ۱۵ ضرب میکنی
                                        البته تو کارت خیلی راحته چون حجم سرمی که وصل میکنی یا ۵۰۰ هست یا ۱۰۰۰ و حجم خیلی تنوع نداره
                                        و اینکه آره حساب میکنن چون خیلی مهمه که تو چند ساعت این سرم و دارو میره
                                        اگه تو زمان کمتری بره ممکنه بیمار عوارض نشون بده و بهش شوک وارد بشه و حالت سر درد و بیحالی و گرگرفتگی و ... بهش دست بده
                                        منتظر بقیه گزارشات هستمااااا😁✌

                                        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        8
                                        • maryam111M آفلاین
                                          maryam111M آفلاین
                                          maryam111
                                          فارغ التحصیلان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                                          #73

                                          سلام سلااام
                                          خب ما تو کارآموزی بهداشتمون ۳ روز باید میرفتیم آزمایشگاه مرکزی👀
                                          اونجا چون ما پرستاری میخوندیم فقط میتونستیم تو بخش خونگیری کار کنیم ولی بچه های علوم آز میتونستن برن لیبل و بخش های مختلف آزمایشگاه
                                          روز اولی که رفتیم کلی گشتیم که ببینیم استاد کیه و کجاست ولی خب اصلا استادی در کار نبود😐
                                          بهمون گفتن برید کنار کسایی که دارن نمونه میگیرن وایستید بهشون کمک کنید اگر هم تونستید خودتون خون بگیرید
                                          وارد سالن شدیم ۱۰ تا صندلی گذاشته بودن برای نمونه گیری و غلغلههه 😑 خیلییی شلوغ بود
                                          به خاطر اینکه آزمایش های ناشتایی و قند و چربی و... رو تا ساعت ۱۱ میگیرن، از ساعت ۷ تا ۱۰ خیلی شلوغه آزمایشگاه و بعدش دیگه خلوت میشه و تقریبا هیچکاری نیست
                                          رفتم دیدم ده تا از پرسنل نشستن و دارن خون میگیرن حالا من مونده بودم که میون این همه خوشگل کیو انتخاب کنم🤔😂
                                          یه خانمی دیدم جوون بود با خودم گفتم این حتما خوبه قیافه اش هم میخوره مهربون باشه.. جوونم که هست حتما درک میکنه و کار میده دستم انجام بدم🧐
                                          خلاصه که رفتم جلو و از پشت پرده پلاستیکی (که برای کرونا زده بودن) خودمو معرفی کردم، یه سری تکون داد به نشانه اینکه بیا اینو پرده وایستا
                                          حالا من هی میام جلو که منو ببینه یادش نره اینجا وایستادم اونم هی پشت سر هم خونا رو میگیره و هیچی نمیگه😐 انقدرم عصبی بود😑💔 یهو برگشت گفت هیچی گرفتی تا حالا؟(خون منظورش بود) گفتم آره چند نمونه تو بیمارستان گرفتم ... ذوق کردم گفتم حتما دیگه میخواد کار بده دستم.. ولی نه بازم خبری نشد😐 ساعت ۸ و نیم بود یهو پاشد رفت/:
                                          دیدم عه همشون پاشدن دارن میرن😐 از یکی پرسنل پرسیدم ببخشید دارید کجا میرید؟😂 گفت شیفت عوض شده و همکارای دیگه باید بیان... هر یک ساعت یکبار شیفت هاشون در گردش بود
                                          خلاصه یه نفر دیگه اومد و شروع کرد به خونگیری.. یکم باهام حرف زد و درباره نحوه خونگیری بهم توضیح داد و یکم لوله ها رو گفت منم گیرش آورده بودم و تا میتونستم سوال پرسیدم ازش😁😂 ولی بازم خیلی اجازه نداد من کار کنم و فقط دو سه تا خون گرفتم
                                          روز دوم وقتی رفتم دیدم همه صندلیا دانشجو کنارش ولیستاده و من و دوستم هیچکس نبود کنارش وایستیم
                                          ماهم رفتیم بخش نمونه گیری اطفاال که بچه های زیر ۶ سال اونجا بودن... یه آقایی اونجا نشسته بود و خون میگرفت و خیلی هم شوخ طبع بود و خوب با بچه ها ارتباط برقرار میکرد .. خیلی حرفه ای بود و سریع کار میکرد.. کلا رگ دو گروه از افراد رو که بتونی بگیری دیگه رگ بگیر ماهری هستی😂 یکی اطفال که رگ های ریز و ضعیفی دارن و یکی هم سالمندا (چون رگ هاشون به شدت شکننده است و تا نیدل وارد رگشون میشه رگ تغییر جهت میده و گم میشه)
                                          وقتی برگشتم دیدم عهه یکی از دانشجوهای علوم آز که میشناسمش نشسته رو صندلی
                                          با کلی ذوق رفتم پیشش و کلی بهم نکته یاد داد از لیبل ها و مقدار خونی که باید تو لوله بریزیم و ... چندتا نمونه هم داد من گرفتم و بسی ذوقیدم و حس استقلال بهم دست داده بود😌😂
                                          وقتی میخواست بره گفت ببین من دارم میرم تو بعد من بشین اینجا که کسی جاتو نگیره و شروع کن به خون گرفتن کسی هم کار به کارت نداشته باشه ... منم خوشحااال گفتم آخ جون پس امروز دیگه کلی نمونه میگیرم و با مردم ارتباط برقرار میکنم ... آقا چشمتون روز بد نبینه😑 نشستم رو صندلی لوله آزمایش های طرف رو ازش گرفتم گارو رو بستم رفتم که بگیرمممم یهو یکی از پرسنل اومد گفت شما پرستاری؟ گفتم بله گفت شما نمیتونی تنهایی بشینی خون بگیری فقط علوم آزمایشگاهیا میتونن😐 گفتم ینی بلند شم؟ شما بگیرید؟ گفت بله بلند شو
                                          با حالت مظلومانه ای گفتم آخه دیگه گارو بستم لوله ها رو هم گذاشتم.. میشه سرنگ رو باز کنم بدم دستتون؟🥺 خندید گفت باشه باز کن سرنگو بده😂 البته بد اخلاق نبود و چند تا نمونه داد من گرفتم😁 ولی خودش با یه سرعتی کار میکرد اصن عجیییب..
                                          روز سوم وقتی رفتم کنار یکی پرسنل وایستادم بهم گفت ببین لیبل کمک میخوان برو اونجا منم که اصلا خوشم نمیومد از این کار😶 برم اونجا وایستم لیبل بزنم رو لوله ها فقط؟😒
                                          باالجبار رفتم اونجا و با خودم گفتم مریم میدونی چیه؟! هروقت این اتفاق افتاد یه کاری کن که کار نکردنت رو ترجیح بدن😌 با ریلکسی تمااام و با آرامش لیبل میزدم و خودشون هی میدیدن داره آروم کار پیش میره و وقت تلف میشه ازم میگرفتن خودشون لیبل میزدن🤣🤣 آخه بلدم نبودم میگفتن یه سری لیبل ها رو باید بالای لوله بزنی یه سریا پایین ... و یه سری اصطلاحات علوم آزمایشگاهی میگفتن که من بلد نبودم چیه😐
                                          خلاصه که خیلی ریز و نرم از اون کنار اومدم بیرون و رفتم به نمونه گیری پیوستم😂
                                          اون روز دیگه قشنگ راه افتاده بودیم و پرسنلم راحت تر کار دستمون میدادن و هر کدوم ۵۰ تا نمونه گرفتیم و ذوق کنان و بای بای گویان آزمایشگاه مرکزی را ترک کردیم😄👋

                                          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          16
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • 6
                                          • 49
                                          • 50
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع