Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه | شبکه اجتماعی دانش آموزی آلاء

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. دانشگاهی
  3. گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
صفر تا صد یازدهم شیمی استاد صنیعی
کاربرک
سلام چطوری باید ادامه ویدیو های دوره صفر تا صد شیمی یازدهم استاد صنیعی رو پیدا کرد؟ این دوره دیگه ادامه نداره؟
شیمی
پارت گذاری
Zahra2020Z
سلام خدمت دوستان عزیز....خیلی سریع میرم سر اصل مطلب ممکنه خیلیا تو تایم مطالعه از گوشی استفاده نکنن یا خودشون مجازی نداشته باشن و از گوشی خانواده استفاده کنن (مثل من😭)...ولی بعضی وقتا پیش میاد نمیتونی درست مطالعه کنی یا هرچیز دیگه ای من زیاد با آلا آشنایی ندارم حقیقتا ...ولی دوست دارم بعضی وقتا پارت بذارم هرکسی خواست میتونه همراهی کنه
مشاوره تحصیلی
گزارش ساعت مطالعه برای کنکوری ها (تمامی رشته ها)
M
:handshake: سلام خدمت دوستان %(#ff0000)[دوازدهمی]، داخل این تاپیک میتونید ساعت مطالعه روزانتون رو گزارش بدید. طبیعتا همه دوست داریم فعالیت ها تو یه تاپیک باشه و نه پراکنده پس تاپیک تکراری نخواهیم داشت. :date: تاریخ گزارشات رو هم ذکر کنید (مخصوصا اگر گزارش مربوط به ۱ روز قبل میشه). بازیگران این تاپیک شما هستید پس بترکونید :fire: موفق باشید :rose: :heart: :information_source: اگر کنکوری نیستید میتونید از لینک های زیر وارد تاپیک مخصوص خودتون بشید :linked_paperclips: :point_down: :male-student: :female-student: => :keycap_0: :keycap_1: تاپیک مخصوص دهمی ها :male-student: :female-student: => :keycap_2: :keycap_1: تاپیک مخصوص یازدهمی ها @دوازدهم
مشاوره تحصیلی
گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓
maryam111M
سلام سلاااام🤩 بچه ها تو این تاپیک میخوایم دانشجوها هم مثل کنکوریا ساعت مطالعه شون رو اعلام کنن ✌ هم انگیزه بشه برای فارغ التحصیلای آلاء تا تو محیط دانشگاه هم دست از تلاشِ آلائی برندارن 💪و هم اینکه کنکوریای با درسایی که دانشجوها میخونن یکم آشنا میشن🤗 پس از امشب استارت این تاپیک رو میزنیم و هرشب میایم و میگیم در طول روز چ درسایی رو خوندیم ،چند ساعت و چیکارا کردیم😁 دعوت میکنم از @فارغ-التحصیلان-آلاء که باهامون همراه بشن🤝 خیلی ممنون از @z-gheibi و @M-ba78 بابت پیشنهاد و همراهیشون❤ راستی از @romisa جانم هم دعوت میکنم بهمون سر بزنه و همراهیمون کنه😍
دانشگاهی
چگونه در دوران دانشجویی درس بخوانیم
RoverR
سلام و درود بر همه دانشجویان آلاخونه دوستان من از وقتی کنکورم تموم شده یک بار هم نشده که واقعا درس بخونم اصلا یادم رفته که درس خوندن چه شکلیه ترم اول هم که کلا مجازی شد امتحاناتمون باعث شد بدتر از درس فاصله بگیرم به قول یه دوستی اون قسمت از مغزم که مربوط به درس خوندنه رو از دست دادم اصلا هم هیچی برام مهم نیست انگار نه انگار قراره من امتحان بدم هیچکدوم از تکالیفم رو هم انجام نمی دم از اول ترم یه ذره هم درس نخوندم تو یه کلاس هم حاضر نبودم ( فیزیکی حاضر بودم ) یعنی گوش نمی دادم راهی برای بازگشت به صراط درس و مشق و تکلیف بهم یاد بدین شما چطوری بالاخره درس خوندین فکر نمی کردم یه روزی درس خوندن انقدر برام دشوار بشه @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-پزشکی @دانشجویان-پیراپزشکی @f.nalist @هویججج @Maaah @Nilay @_-Psycho-_ @blue @mahdi.ek @Michael-Vey @Hhh-Hh و باقی دانشجویان درس خوان عزیز
دانشگاهی
Routine Time 💫📒
Michael VeyM
Topic thumbnail image
مشاوره تحصیلی
MD_MPH کسی در مورد چیزی میدونه؟؟
Nrjs DN
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه دانشجوهای پزشکی و دندون و دارو اطلاعی دارین از این دوره؟؟مزایا و معایب خیلی سخت نمیشه؟
دانشگاهی
زیستاز برای جمع بندی؟
wanderingW
آزمون های زیستاز برای جمع بندی و مرور زیست شناسی مبنع خوبیه؟؟ سطح سوالاش چطوره؟ قلم چی برای امسالشو رو طول سال حل کردم از کتاب ای کیو هم تستای tnt رو زدم تستای کنکور چند سال اخیر رو هم حل کردم الان خوبه برم زیستاز یاا پیشنهاد دیگه ای برای جمع بندی زیست دارین؟ باز برم سراغ باقی تستای آی کیو؟ @_-Psycho-_ @تجربیا @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @هرکی میتونه راهنمایی کنه
سوال مشاوره ای
اشباع|در نظر گرفتن تمام حالات
HakoH
Topic thumbnail image
گسسته
نکات و جمع بندی‌ 🦋زیست شناسی 🦋
wanderingW
🧩این تاپیک جهت یکجا بودن نکات مهم و جدول‌های جمع بندی درس زیست شناسی🧬 زده شده 🪄آزاد برای مشارکت عموم🪄 لطفا اسپم ندید تا نکات یکپارچه باشه.🙏
زیست شناسی
هنوز تو رشته ای که می خونم شک دارم
7
سلام خوبید. من یازدهم ریاضیم و با علاقه خودم اومدم این رشته. ولی جدیدا فکر می کنم رشتم به درد نمی خوره و درامد نداره و سگ دو زدنه و تهش هیچه بی انگیزه شدم واسه تلاش کردنش. همش حس می کنم اگه بیشتر درس می خوندم و با زیست خودم رو وفق می دادم و می رفتم تجربی به نفعم بود. الان خیلی بی انگیزم و نمی دونم چیکار کنم واسه تغییر رشته هم حس می کنم دیره:))) چیکار کنم به نظرتون
سوال مشاوره ای
آلاء
S
سلام و عرض ادب من شهریار گنج خانلو هستم کنکوری رشته ریاضی و فیزیک یک انتقاد به موسسه آلاء داشتم اون هم اینکه احساس میکنم دیگه مثل سال های گذشته فعال نیست در حالی که خیلی کارها میتونه انجام بده وقتی فعالیت یک موسسه اینطور سرد میشه روی خیلی از دانش آموز ها از جمله خود من تاثیر میزاره مثلا سال گذشته با اینکه همه چیز آروم بود اومدین و در نوروز فعالیت های خفنی انجام دادین و برای فروش پکیج هاتون تخفیف قرار دادین ازتون انتظار دارم که الان که وضعیت دانش آموز ها بدتر از سال های گذشتست بیشتر هواشون رو داشته باشین و یه مقدار بیشتر حواستون به دانش آموزاتون باشه چون از اونجایی که من شناخت دارم آلایی های اصیل همیشه آلایی میمونن معذرت میخوام پرحرفی کردم
مشاوره تحصیلی
شما هم سردرگم شدین ؟
چیچکچ
سلام رفیق ✋ امیدوارم حالت خوب باشه🌸 چند سال پیش من خودم یه روزی دقیقاً جای تو بودم ، یه دانش‌آموز کنکوری پر از استرس و سوال!😵‍💫 اما حالا دانشجوی پزشکی تبریز‌ام و می‌خوام تجربه‌هامو باهات به اشتراک بذارم😁💞 برای چند تا از بچه‌هایی که تو این شرایط واقعا سردرگمن و دنبال یه مشاوره اصولی و کاربلد و اختصاصی هستن ، ظرفیت مشاوره و تدریس زیست باز کردم تا برا امتحانات پایان ترم و کنکور حسابی آماده بشن . طرح رایگان مشاوره هم برای شروع مسیرمون با هم وجود داره تا با خیال راحت تصمیم بگیری 💬 اگه حس می‌کنی وقتشه یه تغییر واقعی بسازی میتونی رو کمک من حساب باز کنی💞🌟 @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @تجربیا 🌸
مشاوره تحصیلی
شیمی |ضرایب سوختن
HAKOOH
سلام سلام اقا تو واکنش سوختن این ضرایب چطوری بودن/...مخصوصا اکسیژن ..همش از ذهنم پریده @تجربیا @ریاضیا @دانش-آموزان-آلاء
شیمی
فیزیک 3|بازه زمانی شناخته شده در هماهنگ ساده
HAKOOH
جرمی متصل به فنر با بسامد 5 هرتز روی پاره خطی به طول 8 سانتی متر در سطح افقی بدون اصطحکاک حرکت هماهنگ ساده انجام می دهد نوسانگر در لحظه t1از یک سانتی متری نقطه تعادل عبور میکند و حرکتش در این لحظه کند شونده است.در لحظه t1حداقل چند ثانیه طول میکشد تا نوسانگر از یک سانتی متری طرف دیگر نقطه عادل عبور کند؟ ذاتا نفهمیدم چی به چیه.... @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
فیزیک
فیزیک 3|معادله حرکت هماهنگ ساده
HAKOOH
سلام سلام توی این سوال: معادله حرکت هماهنگ ساده در siبه صورت x=AcosWt کمترین زمانی که پس از t=0طول میکشد تا مکان نوسانگر -َA/2(منفی aدوم)شود Tکدام است؟ (Tدوره است) خب توی این سوال ما میدونیم توی توابع مثلثتای در یک دوره دو بار مقدار تابع یکسانه...و جایی کسینوس یک دوم میشه پی سوم و پنج پی سوم هستش ...اما wtرو سوال دو حالت 2پی سوم و 4پی سوم در نظر گرفته...چرا؟متوجهش نشدم پ.ن میدونم خیلی خنگم!!
فیزیک
مشکل محاسباتی |خاستار ضرب و تقسیم شما (ریاضی اول ابتدایی)
HAKOOH
اقاااا من این سوال مشکل محسباتی دارم میشه یکی این محاسبه شو انجام بدههه من یدونه ممیز کم میارممممم.. هوای الوده میتواند شامل ترکیبات الی اکسیژن دار مانند اتانال (همون C2H4Oخودمون ) هم باشد مقدار مجاز این الاینده هوا 320 میلی گرم بر متر مکعب است اگر حجم هوای درون یک خوردو 6000 لیتر باشد مقدار مجاز اتانال درون هوای این خودرو چند مولکول است؟ @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا
شیمی
راهنمایی برای مطالعه و بررسی فرم گزارشکارم، لطفاً بیاید.
E
بسم الله الرحمن الرحیم فرمِ گزارشکارِ گروه ۲۰ نهایی (یازدهم تجربی) 📝 👤 اسم: دانیال مرادپور 🎓 پایه: یازدهم تجربی 🎯 هدف: نمره عالی نهایی 📅 تاریخ: 29 فروردین 📚 دروس مطالعه شده 🟢 زیست‌شناسی: خواندن گفتار ۱ فصل اول 🟠 فیزیک: خواندن مبحث بارالکتریکی، پایستگی و کوانتیده بودن بار 🟣 ریاضی: دیدن فیلم نهایی کرمی تا اتمام تیتر یادآوری و تکمیل معادله خط 🟡 انسان و محیط: اتمام درس اول 🟣 عربی: مرور بخشی از عربی راهنمایی 📊 آمار مطالعاتی ⏳ جمع ساعات مطالعه: در 2 تصویر پایین که پیوست می کنم و اینکه اونجایی که نوشته سلامت بهداشت و هویت، درس انسان و محیط هستش چونکه، کتاب انسان و محیط تو گزینه ها نبود اون رو نوشتم و اون پارت های آخری مرور هستش. 🌟 برنامه‌های فوق‌برنامه: ۱. زبان 🗣️ . مدت زمان: 40 دقیقه · فعالیت انجام شده: خواندن پیش نیاز ها ۲. علم شرعی 📿 . مدت زمان: دیر بیدار شدم نرسیدم انجام بدم، الآن انجامش میدم به مدت ۳۰ مین · فعالیت انجام شده: خواندن کتاب "فرض طلب علم" امام اجری، شرح کتاب توسط ماموستا هه لو 📺 تلویزیون و فضای مجازی 📱 مدت زمان استفاده: 0 😴 وضعیت خواب 🌙 ساعت خواب شب: 22 ☀️ ساعت بیداری صبح: 7.30 📈 ارزیابی روزانه 😊 میزان رضایت از خود: ٪۲۰ ⚠️ مشکلات و موانع روز: دوستان راستش من دهم و یازدهم تجربی رو تقریباً نخوندم و الان میشه گفت سطحم صفره دلیلم هم این بود که اصلاً برنامه‌ریزی درست نداشتم، نمی‌دونستم چطوری باید درس بخونم و کمال‌گرا هم بودم… ولی امروز شروع کردم به خوندن، برنامه‌م اینه دیکع که تا ۳۱ اردیبهشت ان‌شاءالله کتابامو جمع کنم، اما یه مشکلی دارم: موقع خوندن حس می‌کنم کیفیت مطالعه‌م اصلاً خوب نیست😔، مطالب تو ذهنم نمی‌مونه، کند پیش می‌رم، هی وسوسه می‌شم از اول شروع کنم دوباره بخونمش 😓 شما هم اول کار اینطوری بودید؟ چی‌کار کنم بهتر سم؟ یه موضوع دیگه هم اینکه. برای نماز صبح ساعت ۴:۳۰ گوشیمو تنظیم می‌کنم ولی خوابم خیلی سنگینه و بیدار نمی‌شم، معمولاً ۷:۳۰ واینا بیدار می‌شم 😭 اگه راهی بلدید که بتونم بلافاصله با زنگ گوشی بیدار شم، لطفاً راهنماییم کنید🤲 یه مورد دیگه هم هست که یادم رفت بگم قبلاً ویس یک مشاور رو گوش دادم که می‌گفت هر روز بعد از اینکه درستون رو تموم کردید، آخر شب حدود ۱۵ دقیقه همه مطالب خوانده شده همون روز رو روزنامه‌وار مرور کنید. ولی خب، ۱۵ دقیقه خیلی کمه برا مرور همه مطالب! 🤔 من برای هر درس حدود ۱۰-۱۵ دقیقه‌ زمان ازم میبره برا مرور، اونم به صورت روزنامه‌وار و تند، خیلی وقت‌گیره و این مرور باعث از برنامه‌م عقب می‌مونم و دیر بخوابم شما برا مرور چیکار می کنید؟ اگه مطالب رو آخر هر شب مرور نکنم و فقط آخر هفته‌ها مطالب کل هفته رو مرور کنم، مشکلی پیش نمیاد؟ راستش این روش برام منطقی‌تر به نظر می‌رسه. ممنون می‌شم راهنمایی کنید🤲.
سوال مشاوره ای
فیزیک3|فصل3|محاسبه سرعت موج
HAKOOH
در یک تشت موج با یک دیاپازول موج با بسامد 100 هرتز تولید کرده ایم در قسمت عمیق اب فاصله قله تا دره مجاور خود 10سانتی متر در قسمت کم عمیق اب فاصله قله تا دره مجاور خود 5 سانتی متر است سرعت موج در این دو ناحیه رو مقایسه کنین... من مشکلییییی با سوال ندارمااااا ولی مگه فاصله قله تا دره مجاور لاندا دوم نمیشه؟پس چرا پاسخنامه سوال من لاندا چهارم رو با 10 برابر گذاشته و لاندا رو در عمیق 0.4 متر و کم عمق باز به خاطر لاندا چهارم جواب رو 0.2 متر گذاشته؟ @ریاضیا @تجربیا @دانش-آموزان-آلاء
فیزیک
فیزیک3|پدیده رزنانس(تشدید)
HAKOOH
سلام سلام ناز نازیاااااا منظور این جمله رو درک نکردم اصلا... افزایش دامنه نوسانگر در اثر نیروی محرکه ای که با بسامدی برابر بسامد طبعی نوسانگر بر ان وارد میشود.... اصلا نمیتونم این جمله رو درک کنم احساس میکنم ناقصه یا من سردرنمیارممم @دانش-آموزان-آلاء @ریاضیا @تجربیا هلپ می گودی گودیاااا
فیزیک

گزارش مطالعه دانشجویی🤓🎓

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده دانشگاهی
دانشگاهساعت مطالعهفارغ التحصیل
930 دیدگاه‌ها 90 کاربران 54.8k بازدیدها 87 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • maryam111M آفلاین
    maryam111M آفلاین
    maryam111
    فارغ التحصیلان آلاء
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
    #47

    سلااام خوبین؟
    روزم دوم کارآموزی ترم ۳
    چرا انقدر بخش خالیه؟
    تا ما مامون رو گذاشتیم تو بخش خدا همه رو شفا داد😑😂
    بالا سر هر تختی که میرفتیم یا داشت ترخیص میشد یا اتاق عمل بود
    نصف تختا هم که خالی بود/:
    صبح که رفتیم تو بخش استاد گفت هرکی بره بالاسر یکی از تختا ازشون شرح حال بگیره بعدم ببینه جراحی شدن یا نه و مراقبت های قبل و بعد از جراحی رو ازشون بپرسید چیکار کردن بعد بیاید کنفرانس بدید
    خدا رو شکر اون تختی که به من دادن مریض داشت و یه کیس کامل بود و دیروز جراحی شده بود و امروز داشت مرخص میشد:
    بیمار خانم ۴۶ ساله ای بود که با شکایت درد بالای ناف و پهلو به پزشک مراجعه کرده بود. بعد از انجام تست های تشخیصی فتق تشخیص داده شد.
    مراقبت های قبل از عمل: از ساعت ۱۲ شب قبل از عمل NPO ، موهای ناحیه مربوط به جراحی شیو شود ، به منظور جلوگیری از عفونت قبل از عمل بیمار استحمام کند ، به تشخیص پزشک ممکن است سوند ادراری برای بیمار گذاشته شود
    مراقبت های بعد از عمل: ۱۲ ساعت ناشتا ، آموزش های تنفس عمیق به منظور جلوگیری از عفونت ناحیه گلو و جلوگیری از سرفه به بیمار داده شود
    مراقبت بعد از ترخیص: برداشتن پانسمان و شستشوی محل انسزیون (برش جراحی) ، مصرف به موقع آنتی بیوتیک ها ، عدم جا به جایی وسایل سنگین بمدت ۶ هفته ، کشیدن بخیه ها ۷ تا ۱۰ روز پس از عمل
    وای این خانومه خیلی خوب بود (: قشنگ همه چیو واسم توضیح داد و مثل مریضایی نبود که تا دانشجو میبینن فرار میکنن و هیچ همکاری نمیکنن
    گفت فقط از ساعت ۱۰ تا ۳ شب درد داشته و بعدشم بدون هیچ مسکنی خوب شده و وقتی لبنیات میخورده شکمش ورم میکرده و فکر میکرده از چاقی هست و رژیم میگرفته(
    :
    بعدش که اومده دکتر متوجه شده فتق داره و باید جراحی بشه پس نتیجه میگیریم که:
    درد های ناحیه شکمی رو جدی بگیرید!
    بعد میگفت صبح ساعت ۸ عمل شدم و شب وقتی میخواستم شام بخورم سرفه میکردم هی و این به خاطر همین عفونت گلو بود و منم بهش آموزش تنفس عمیق رو گفتم که سرفه هاش کمتر بشه
    خلاصه که اینطوری
    بعد واقعا هیچ کاری تو بخش نبود و ما هم با استاد نشستیم راجب بیماری ها و داروهایی که تو کاردکس نوشته بود صحبت کردیم
    و ساعت ۱۱ و نیم هم دیگه گفتن برید(_:
    ما هم رفتیم یکم بخش گردی😂
    20211117_090818.jpg 20211117_091841.jpg
    بخش های مراقبت های ویژه ورود ممنوعه و پرسنل بخش هر وقت بخوان برن باید پسورد وارد کنن تا در باز بشه
    بعد اینکه یه چی دیدم رو دیوار بخش زده بودن گفتم براتون بذارم شاید دوست داشته باشید بدونید🤔
    20211117_100730.jpg
    البته اینا رو بیشتر پرستارا باید رعایت کنن🤦‍♀️ از نظر پوشش به پزشکا من ندیدم خیلی سخت بگیرن ولی میگن که سخت میگیرن😅
    اما خب کاری به سخت گیری هم نداشته باشیم به نظرم تو محیط کاری اونم بیمارستان که یه محیط کاملا بهداشتی هست باید این نکات رعایت بشه پزشک و غیر پزشک هم نداره
    دیگه همینا بود از امروز😅
    خدافظی👋

    ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    12
    • maryam111M maryam111

      z Gheibi آره با چند تا از بچه ها هم که صحبت کردم همینو گفتن
      رفتیم تو بخش خالی بود اصلا😑😂
      هیچکس اونجا نبود
      استیشن خالی اتاقا خالی

      z GheibiZ آفلاین
      z GheibiZ آفلاین
      z Gheibi
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط z Gheibi انجام شده
      #48

      maryam111 چرا؟!😕

      گزارش های شما عالیه منم علاقه مند شدم👌😁 مثل سفرنامه میمونه🤩
      برا منم خیلی خوبه چند سال دیگه رفتم یه پیش زمینه داشته باشم😅
      عکس از یه در که پشتش هم معلوم نیست حس کنجکاوی و مرموز بودن داره😁😂

      🇵🇸🇮🇷

      maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
      10
      • z GheibiZ z Gheibi

        maryam111 چرا؟!😕

        گزارش های شما عالیه منم علاقه مند شدم👌😁 مثل سفرنامه میمونه🤩
        برا منم خیلی خوبه چند سال دیگه رفتم یه پیش زمینه داشته باشم😅
        عکس از یه در که پشتش هم معلوم نیست حس کنجکاوی و مرموز بودن داره😁😂

        maryam111M آفلاین
        maryam111M آفلاین
        maryam111
        فارغ التحصیلان آلاء
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #49

        z Gheibi خیلی هم عالی🤗
        خوشحالم که دوست داری😍

        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

        1 پاسخ آخرین پاسخ
        3
        • maryam111M آفلاین
          maryam111M آفلاین
          maryam111
          فارغ التحصیلان آلاء
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #50

          سلااااام
          روز پنجم کارآموزی جراحی عمومی ترم سه/:
          امروز رفتیم بیمارستان سوار آسانسور که شدیم دیدیم یکی از دانشجوهای ترم ۷ هم اومد
          فکر کردم شاید کارورزی داره این بیمارستان
          بعد رفتیم تو بخش دیدیم با ما اومد😐 بعد از سلام و احوالپرسی متوجه شدیم که استاد امروز نمیاد و همین دانشجوی ترم ۷ بعنوان استاد امروز تو بخش هستن/:
          و مایی که از شدت یه سری بی برنامگی ها داشت دود از سرمون بلند میشد🚶‍♀️
          خلاصه که شروع کرد به توضیح دادن درباره یه سری بیماری های روتین بخش و ناگهان دیدیم یه خانمی از پشت سر وارد صحنه شد و گفت خانم دکتر به من زنگ زدن که امروز به جای استادتون بیام اینجا 😐
          حالا دوتایی با هم میخواستن به ما درس بدن و بخش رو بچرخونن
          دیگه داشتم سر به بیابون میذاشتم از دستشون😑 حالا بمااااند...
          رفتیم به شرح حال گیری و فرآیند و تشخیص پرستاری نوشتن
          بچه هاااا یه نکته ای که خیلی خیلی مهمه تو شرح حال گیری اینه که با روی باز بری سراغ بیمار و اصلا خجالت نکشی و خیلی راحت و خودمونی باهاش حرف بزنی تا راه بیاد باهات و همکاری کنه تو جواب دادن بهتون
          و من خیلی میدوستم این شرح حال گیری رو به جهت اینکه یه ارتباط متعادل و دوستانه ای با بیمار میگیری و یه جورایی ترست از فضا میریزه
          البته در این بین مریضایی هم هستن که همکاری نمیکنن، حالا یا خیلی خسته اند یا دیگه حوصله ندارن هی حرفای تکراری بزنن، یا به هرحال مریضن و روحیه خوبی ندارن برای صحبت کردن، یا مسن هستن و گوش هاشون نمیشنوه🤦‍♀️
          خلاصه که شرح حال گیری و نوشتن فرآیند پرستاری رو کامل برامون توضیح دادن و از هر بیماری که شرح حال میگرفتیم درباره بیماریش هم یکی از بچه ها کنفرانس میداد و استاد توضیحات تکمیلی رو میگفت ... واقعا این case metod بودن آموزش خیلیییی خوبه.. قشنگ تو ذهنت میمونه که از فلان مریض چی پرسیدی چی جواب داد چی یاد گرفتی و کلا بیماریش تو ذهنت میمونه
          بعد از اون استاد رفت و ما موندیم و همون دانشجوی ترم ۷/:
          یکم رفع اشکال کردیم و بعدش رفتیم داروهای ساعت ۱۲ رو بدیم
          همش هم کفلین بود😶 ما قبلا کفلین رو میریختیم تو میکروست و وصل بیمار میکردیم ولی ایندفعه بهمون گفتن IV مستقیم بزنید😐 ینی مستقیم بزنیم تو رگ از طریق آنژیوکت
          و بعدش دیدیم که کفلین ها رو به جای اینکه با ۵ سی سی(یک آب مقطر) رقیق کنن، با ۱۰ سی سی رقیق کردن و چون رقیق تر شده مشکلی نداره آی وی مستقیم هم زده بشه😁
          البته این برای همه داروها نیستااا... روی دارو طریقه مصرفش رو نوشته که آی وی یا آی ام یا فلان...
          به هر حال رفتم بالا سر مریض دیدم تازه از اتاق عمل اومده و اون حالت بیهوشی رو داره هنوز
          اول صداش کردم و بهش گفتم میخوام دارو بزنم بهت بعدش کارم رو شروع کردم
          فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
          خلاصه که دارو رو گرفت
          رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
          آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام😑
          هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم😑😂 دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم
          بعد برگشتم گفتم چرا اینطوری شد؟
          گفت به خاطر اینکه ۱- سرنگ رو کامل تو آنژیوکت فیکس نکردی ۲- سرت رو کامل گرفتی روی آنژیوکت خب معلومه اگه بریزه میریزه تو چشمت و صورتت ۳- عیبی نداره منم زیاد این اتفاق میفتاد واسم.. یه بار تو چشمم یه بار تو بینیم تو دهنم..‌ حالا راه میفتی عیبی نداره
          این مورد ۳ رو که گفت واقعا خیالم راحت شد و آروم تر شدم/: حالا اگر اون استاد دیگه بود میگفت شما ترم ۳ هستین هنوز بلد نیستید یه آی وی مستقیم بزنید/: و سر زنش میکرد
          این ترم بالایی ها درسته کل کل زیاد میکنیم باهاشون ولی خب بعضیاشونم واقعا خوبن و انگیزه میدن به آدم
          نمونه اش همین که اومده بود بخش باهامون، خیلی هوامون رو داشت و کمک میکرد بهمون و هر سوالی هم که داشتیم کامل جواب میداد و اگرم بلد نبود میگفت بلد نیستم میرفت میپرسید و تحقیق میکرد بعد میومد بهمون میگفت
          خلاصه که این روز از کارآموزی هم تموم شد😁✌

          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

          bahar mohammadi 0B 1 پاسخ آخرین پاسخ
          14
          • maryam111M maryam111

            سلااااام
            روز پنجم کارآموزی جراحی عمومی ترم سه/:
            امروز رفتیم بیمارستان سوار آسانسور که شدیم دیدیم یکی از دانشجوهای ترم ۷ هم اومد
            فکر کردم شاید کارورزی داره این بیمارستان
            بعد رفتیم تو بخش دیدیم با ما اومد😐 بعد از سلام و احوالپرسی متوجه شدیم که استاد امروز نمیاد و همین دانشجوی ترم ۷ بعنوان استاد امروز تو بخش هستن/:
            و مایی که از شدت یه سری بی برنامگی ها داشت دود از سرمون بلند میشد🚶‍♀️
            خلاصه که شروع کرد به توضیح دادن درباره یه سری بیماری های روتین بخش و ناگهان دیدیم یه خانمی از پشت سر وارد صحنه شد و گفت خانم دکتر به من زنگ زدن که امروز به جای استادتون بیام اینجا 😐
            حالا دوتایی با هم میخواستن به ما درس بدن و بخش رو بچرخونن
            دیگه داشتم سر به بیابون میذاشتم از دستشون😑 حالا بمااااند...
            رفتیم به شرح حال گیری و فرآیند و تشخیص پرستاری نوشتن
            بچه هاااا یه نکته ای که خیلی خیلی مهمه تو شرح حال گیری اینه که با روی باز بری سراغ بیمار و اصلا خجالت نکشی و خیلی راحت و خودمونی باهاش حرف بزنی تا راه بیاد باهات و همکاری کنه تو جواب دادن بهتون
            و من خیلی میدوستم این شرح حال گیری رو به جهت اینکه یه ارتباط متعادل و دوستانه ای با بیمار میگیری و یه جورایی ترست از فضا میریزه
            البته در این بین مریضایی هم هستن که همکاری نمیکنن، حالا یا خیلی خسته اند یا دیگه حوصله ندارن هی حرفای تکراری بزنن، یا به هرحال مریضن و روحیه خوبی ندارن برای صحبت کردن، یا مسن هستن و گوش هاشون نمیشنوه🤦‍♀️
            خلاصه که شرح حال گیری و نوشتن فرآیند پرستاری رو کامل برامون توضیح دادن و از هر بیماری که شرح حال میگرفتیم درباره بیماریش هم یکی از بچه ها کنفرانس میداد و استاد توضیحات تکمیلی رو میگفت ... واقعا این case metod بودن آموزش خیلیییی خوبه.. قشنگ تو ذهنت میمونه که از فلان مریض چی پرسیدی چی جواب داد چی یاد گرفتی و کلا بیماریش تو ذهنت میمونه
            بعد از اون استاد رفت و ما موندیم و همون دانشجوی ترم ۷/:
            یکم رفع اشکال کردیم و بعدش رفتیم داروهای ساعت ۱۲ رو بدیم
            همش هم کفلین بود😶 ما قبلا کفلین رو میریختیم تو میکروست و وصل بیمار میکردیم ولی ایندفعه بهمون گفتن IV مستقیم بزنید😐 ینی مستقیم بزنیم تو رگ از طریق آنژیوکت
            و بعدش دیدیم که کفلین ها رو به جای اینکه با ۵ سی سی(یک آب مقطر) رقیق کنن، با ۱۰ سی سی رقیق کردن و چون رقیق تر شده مشکلی نداره آی وی مستقیم هم زده بشه😁
            البته این برای همه داروها نیستااا... روی دارو طریقه مصرفش رو نوشته که آی وی یا آی ام یا فلان...
            به هر حال رفتم بالا سر مریض دیدم تازه از اتاق عمل اومده و اون حالت بیهوشی رو داره هنوز
            اول صداش کردم و بهش گفتم میخوام دارو بزنم بهت بعدش کارم رو شروع کردم
            فکر کنم ترومایی بود چون دوتا دستش تو آتل بود و آنژیوکت وصل شده بود به پاش
            خلاصه که دارو رو گرفت
            رفتم بالا سر یه مریض دیگه و همین دارو رو زدم بهش
            آقا داشتم دارو رو پوش میکردم که یهو دارو پاشید بیرون و ریخت تو صورتم و چشمام😑
            هیچی دیگه استاد همون دانشجو ترم ۷ اونطرف بود صداش کردم بیا که کفلینی شدم😑😂 دیگه اومد کار رو تحویل گرفت من رفتم دست و صورتم رو شستم
            بعد برگشتم گفتم چرا اینطوری شد؟
            گفت به خاطر اینکه ۱- سرنگ رو کامل تو آنژیوکت فیکس نکردی ۲- سرت رو کامل گرفتی روی آنژیوکت خب معلومه اگه بریزه میریزه تو چشمت و صورتت ۳- عیبی نداره منم زیاد این اتفاق میفتاد واسم.. یه بار تو چشمم یه بار تو بینیم تو دهنم..‌ حالا راه میفتی عیبی نداره
            این مورد ۳ رو که گفت واقعا خیالم راحت شد و آروم تر شدم/: حالا اگر اون استاد دیگه بود میگفت شما ترم ۳ هستین هنوز بلد نیستید یه آی وی مستقیم بزنید/: و سر زنش میکرد
            این ترم بالایی ها درسته کل کل زیاد میکنیم باهاشون ولی خب بعضیاشونم واقعا خوبن و انگیزه میدن به آدم
            نمونه اش همین که اومده بود بخش باهامون، خیلی هوامون رو داشت و کمک میکرد بهمون و هر سوالی هم که داشتیم کامل جواب میداد و اگرم بلد نبود میگفت بلد نیستم میرفت میپرسید و تحقیق میکرد بعد میومد بهمون میگفت
            خلاصه که این روز از کارآموزی هم تموم شد😁✌

            bahar mohammadi 0B آفلاین
            bahar mohammadi 0B آفلاین
            bahar mohammadi 0
            فارغ التحصیلان آلاء
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط bahar mohammadi 0 انجام شده
            #51

            maryam111
            واااو چقد با جزئیات و کامل تعریف میکنین 😍
            من هر بار گزارش هاتون میخونم حس میکنم خودم اونجا بودم و تصویرش تو ذهنم حک میشه😄
            ان شاءالله همیشه موفق باشی 🥰

            خدا رو چه دیدی شاید شد🤍💫
            پ.ن : یک معمار

            maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
            5
            • bahar mohammadi 0B bahar mohammadi 0

              maryam111
              واااو چقد با جزئیات و کامل تعریف میکنین 😍
              من هر بار گزارش هاتون میخونم حس میکنم خودم اونجا بودم و تصویرش تو ذهنم حک میشه😄
              ان شاءالله همیشه موفق باشی 🥰

              maryam111M آفلاین
              maryam111M آفلاین
              maryam111
              فارغ التحصیلان آلاء
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
              #52

              bahar mohammadi 0 سلام عزیزم
              ممنونم از بازخوردت😍
              خیلی خوشحالم از اینکه خوشت اومده🤗
              اگه پیشنهادی هم داشتی حتما بهم بگو❤

              ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              5
              • maryam111M maryam111

                دوباره من اومدم سلام🖐
                الان که اومدم این تاپیک دیدم که آخرین بار ۸ روز پیش گزارش دادم...! و دیگه اینجا نبودم ینی اینجا بودم ولی اینجا نبودم
                اصلا دلیل اینکه اینجا نبودم این بود که اینجا بودم😐💔
                B612_20210509_143500_565.jpg
                همونطور که دربرنامه هم مستحضر هستید یه چند روزی کلا پلنر خالیه و خب گفتم که همش اینجا بودم .. برنامه ای که امروز انجام دادم هم علامت نزدم اینجا یادم رفت😕
                به هرحال امروز درس خوندم😅
                اپیدمیولوژی : درباره انواع بیماری های واگیر و غیر واگیر
                راستش من خیلی دوست دارم همشو بخونیم ولی خب ما فقط ۱ واحد اپیدمی داریم و استاد طبعا بخش زیادیش رو حذف میکنه .. استاد میگه فقط ۲ واحد کامل برای بیماری های غیرواگیر مطلب هست که بخوایم بگیم اما خب طبق این برنامه نمیشه😕
                روانشناسی : مبحث احساس و ادراک چند روز پیش گفتم خوندم (همونی که فیزیولوژیا رو ریخته بودن تو روانشناسیا) امروز خلاصه اونو نوشتم
                مفاهیم پایه : امروز جلسه ۵ رو خوندم درباره استرس بود و مبحث جالبی به نظر میرسید حالا فردا قسمت دومش رو بخونم میام یه سامری ازش میگم.. خلاصه این جلسه رو هم نوشتم .. این یه بخشی از اون خلاصه است
                B612_20210511_012756_761.jpg
                ..................
                بچه ها یه چیزایی یادگرفتم میخوام بهتون بگم
                اول درباره درس خوندن بگم که خلاصه نویسی خیلی موثره هم باعث میشه وقتی داری میخونی مطلب رو بهتر درک کنی هم اینکه شب امتحان یه نیمچه منبعی تو دستته که کمکت میکنه واسه مرور و نمره بالا گرفتن
                اما فارغ از درس! اینجا گفتم که اسپم نشه👇
                https://forum.alaatv.com/post/1955534
                خب خیلی حرف زدم دیگه به اندازه ۸ روز نبودنم اینجا نوشتم😅
                روز و روزگار خوش
                یا حق🖐

                GaladrielG آفلاین
                GaladrielG آفلاین
                Galadriel
                دانشجویان پزشکی
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #53

                maryam111
                چقققققققققققققققققد خطت قشنگه :))

                مژده ای دل…🌱💚

                maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                5
                • GaladrielG Galadriel

                  maryam111
                  چقققققققققققققققققد خطت قشنگه :))

                  maryam111M آفلاین
                  maryam111M آفلاین
                  maryam111
                  فارغ التحصیلان آلاء
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #54

                  @f-seif-0 مرسی لطف داری😅❤

                  ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  4
                  • AbanA آفلاین
                    AbanA آفلاین
                    Aban
                    فارغ التحصیلان آلاء
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #55

                    سلام خدا قوت😁🖐🏻
                    از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

                    maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                    5
                    • AbanA Aban

                      سلام خدا قوت😁🖐🏻
                      از فردا انشاالله منم گزارش مطالعه میدم ترم داره تموم میشه و امتحانا نزدیکن باید پر قدرت شروع کرد دیگه😃🌿

                      maryam111M آفلاین
                      maryam111M آفلاین
                      maryam111
                      فارغ التحصیلان آلاء
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #56

                      Aban خیلی هم عااالی😍💪

                      ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      4
                      • maryam111M آفلاین
                        maryam111M آفلاین
                        maryam111
                        فارغ التحصیلان آلاء
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                        #57

                        Screenshot_20211122-135233_Instagram.jpg
                        این دقیقا و کاملا خودِ منم وقتی دارم کاردکس بیمار و اوردر اینترن بخش رو میخونم😂😂😂💔

                        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                        11
                        • AbanA آفلاین
                          AbanA آفلاین
                          Aban
                          فارغ التحصیلان آلاء
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #58

                          به نام خدا
                          3 ساعت اصول مشاوره : که البته نصفشو سر کلاس بودم ولی انصافا همه شو فهمیدم از بسکه این درس شیرینه و استادش حرفه ای🥰
                          1 ساعت اصول کتابداری 📚
                          یه کمم روانشناسی عمومی خوندم و تمام🌿

                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                          6
                          • maryam111M آفلاین
                            maryam111M آفلاین
                            maryam111
                            فارغ التحصیلان آلاء
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط maryam111 انجام شده
                            #59

                            سلام سلاااام
                            حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                            ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                            از امروزش که روز دومش بود
                            صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                            آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                            تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                            بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                            بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                            بعد استاد رست داد
                            رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                            همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                            با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                            دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                            (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                            یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                            بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                            دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                            تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                            اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                            اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                            رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                            و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                            یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                            مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                            و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                            صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                            هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                            ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                            دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                            یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                            ۱۸ دقیقه گذشته بود
                            یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                            سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                            از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                            ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                            ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                            هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                            از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                            هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                            نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                            پرستار: ختم سی پی آر؟
                            سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                            پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                            ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                            سرپرستار: ختم سی پی آر
                            خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                            سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                            پرستار: ۹ تا
                            سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                            زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                            سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                            پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                            ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                            سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                            یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                            پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                            همه به هم خسته نباشید گفتن
                            من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                            آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                            برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                            استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                            اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                            گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                            رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                            از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                            خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                            رفتیم/:
                            ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                            از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                            دلم گرفت به حالش
                            موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                            بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                            خدافظ🚶‍♀️💔

                            ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                            Hhh HhH kosariK 2 پاسخ آخرین پاسخ
                            16
                            • maryam111M maryam111

                              سلام سلاااام
                              حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                              ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                              از امروزش که روز دومش بود
                              صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                              آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                              تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                              بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                              بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                              بعد استاد رست داد
                              رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                              همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                              با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                              دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                              (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                              یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                              بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                              دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                              تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                              اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                              اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                              رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                              و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                              یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                              مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                              و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                              صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                              هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                              ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                              دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                              یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                              ۱۸ دقیقه گذشته بود
                              یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                              سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                              از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                              ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                              ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                              هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                              از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                              هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                              نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                              پرستار: ختم سی پی آر؟
                              سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                              پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                              ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                              سرپرستار: ختم سی پی آر
                              خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                              سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                              پرستار: ۹ تا
                              سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                              زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                              سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                              پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                              ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                              سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                              یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                              پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                              همه به هم خسته نباشید گفتن
                              من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                              آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                              برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                              استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                              اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                              گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                              رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                              از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                              خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                              رفتیم/:
                              ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                              از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                              دلم گرفت به حالش
                              موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                              بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                              خدافظ🚶‍♀️💔

                              Hhh HhH آفلاین
                              Hhh HhH آفلاین
                              Hhh Hh
                              فارغ التحصیلان آلاء
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #60

                              maryam111
                              خدابیامرزتش😔😔
                              چقد سخته که تو بیمارستان بخوایم هرروز با این صحنه ها مواجه بشیم(درآینده)
                              فکر میکردم کادر درمان به اینجور مسائل عادت میکنن. ولی انگار نه. اینطور نیست......

                              أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ✨️

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              4
                              • maryam111M maryam111

                                سلام سلاااام
                                حالا درسته از روز آخر جراحی براتون نگفتم
                                ولی میخوام از بخش داخلی بگمممم
                                از امروزش که روز دومش بود
                                صبح رفتیم تو بخش استاد اومد و قرار شد بریم سرم مریض رو وصل کنیم
                                آقااا قد بلند هم نعمتیه هااا
                                تنها رفتم بالا سر مریض بعد این سرم قبلیش رو میخواستم بردارم خیلی بالا بووود😑 قدم نمیرسید دیگه یکی از همکلاسیام رو صدا زدم گفتم بیا اینو بدش به من😑😂 بعد میخواستم سر سوزن رو از ست سرم جدا کنم که بزنم به آنژیوکت باز زورم بهش نمیرسید😑💔 یکی از دوستامو صدا زدم اومد اونم نتونست بازش کنه
                                بعد همونی که قدش بلند بود سرم رو داد دستم اومد اینو باز کرد گفت بیا انقدر تلاش نمیخواست که😑💔😂 ولی خدایی سفت بود نمیدونم چطوری بازش کرد آخه
                                بعد دوتا نمونه خون گرفتیم و نمونه ها رو گذاشتیم تو ظرف نمونه آزمایشات و فرستادیم آزمایشگاه
                                بعد استاد رست داد
                                رفتیم نشستیم تو همکف داشتم بیسکوییت میخوردم یهو دیدم دارن پیج میکنن کد ۹۹ داخلی!
                                همین الان من از بخش اومدم بیرون و هیچ خبری نبود .. یهو چیشد؟ کدوم مریض بود؟!
                                با خودم گفتم خدا رو شکر وقتی کد خورده که ما تو بخش نیستیم و نمیبینیم و داشتم مقاومت میکردم و نمیخواستم برم تو بخش
                                دوباره پیج کرد کد ۹۹ داخلی! اینبار با صدای بلند تر
                                (کد ۹۹ برای CPR یا احیای قلبی ریوی هست)
                                یه لحظه یخ زدم .. یهو یکی از بچه ها گفت پاشید بریم ببینیم چه خبره .. نمیدونستم چیکار کنم ناخودآگاه بلند شدم رفتم پشت سرشون
                                بالاخره رسیدیم به اتاق بیمار
                                دیدم تخت بغلی اونی که بهش دارو دادمه
                                تیم کد اومده بودن بالا سرش پرستارای بخش همه بالا سرش بود
                                اینترنا و کارورزا هم از بخشای دیگه اومده بودن
                                اتاق شلوغ بود همه با همه حواسشون داشتن مریض رو نگاه میکردن
                                رفتم تو اتاق دیدم آمبوبگ بهش وصله دستگاه مانیتورینگ وصله
                                و دستگاه شوک هم داره نوار قلب میگیره و نوار قلبی که هیچ علامتی نشون نمیده .. صافِ صاف .. ۱۱ دقیقه بود که احیا شروع شده بود
                                یه علامت قرمز روی دستگاه شوک بود... Asystole
                                مریض کلا سیستول نداشت ... ماساژ قلبی رو شروع کرده بودن
                                و cv line وصل بود .. لوله تراشه و کلی وسیله دیگه که اگه بخوام بگم باید کاربرد هر کدومم بگم واستون🤦‍♀️ خلاصه که بریم سر اصل مطلب
                                صداهای اطراف داشت تو سرم میپیچید ... آلارم دستگاه شوک .. صحبتای پرستارا ... امید و انگیزه دادن اینترنا به ما
                                هر چند دقیقه نوار قلب یه موجی میگرفت ولی اون موجی که باید نبود ... موج بود ولی نه اونی که باید..
                                ۴ تا اپی نفرین زده بودن بهش .. سرپرستار گفت پنجمی رو بزن
                                دو نفر مسئول ماساژ قلبی بودن یکی ماساژ میداد خسته میشد میرفت نفر دومی میومد... تو همین جا به جا شدنا دیدم محلی که ماساژ میدن گود شده و بالا نمیاد .. قفسه سینه اش شکسته بود
                                یه نفر بالای سرش بود و هر ۵ ثانیه یکبار آمبوبگ رو فشار میداد (شبیه بادکنکه برای اکسیژن رسانی احتمالا تو فیلما دیده باشید) و حواسش به مانیتور بود
                                ۱۸ دقیقه گذشته بود
                                یهو یه اینترن که نگاهش به دستگاه شوک بود گفت نبضش برگشت rate داره .. گفتم آخیش برگشت بنده خدا
                                سرپرستار: یه اپی نفرین دیگه .. ماساژ رو ادامه بدید ..
                                از پرستار پرسیدم برگشت؟ سر تکون داد و گفت نه هنوز نبضش ضعیفه
                                ادامه ماجرا ‌.. اپی نفرین ، ماساژ قلبی ، آمبوبگ و یه داروی دیگه
                                ۲۰دقیقه گذشته بود .. سرپرستار گفت: دیگه فایده نداره فکر نمیکنم برگرده ... پرستار همون مریض با یه نگاه نا امیدانه ای بهش نگاه میکرد
                                هر لحظه ماساژ با انرژی بیشتری ادامه پیدا میکرد ... اون دو نفر صورتشون سرخ شده بود و دستاشون رو ورزش میدادن و تند تند شیفت عوض میکردن
                                از همدیگه میپرسیدن رفت؟
                                هر کدوم از اعضای تیم احیا سر تکون میدادن و یه نفس عمیق میکشیدن
                                نوار قلب دیگه شده بود یه خط صاف
                                پرستار: ختم سی پی آر؟
                                سرپرستار: آره دیگه فایده نداره
                                پرستاری که ماساژ میداد: بذار یه بار دیگه بریم ماساژ رو
                                ادامه میدادن ۲۵ دیقه گذشته بود
                                سرپرستار: ختم سی پی آر
                                خانم پرستاری که پرستار بیمار بود: نه بذارید من برم ماساژ ...
                                سرپرستار: چند تا اپی نفرین زدین؟
                                پرستار: ۹ تا
                                سرپرستار: دهمی رو هم بزن
                                زد ولی فایده نداشت .. مریض دیگه رفته بود
                                سرپرستار: ختم سی پی آر خسته نباشید
                                پرستارا ادامه میدادن .. یه ماساژ دیگه یه داروی دیگه یه اکسیژن دیگه
                                ادامه دادن ولی دیگه فایده نداشت یکی یکی عقب کشیدن از تخت
                                سرپرستار:ختم سی پی آر خسته نباشید
                                یکی یکی اومدن عقب با یه نگاه غمگین و ناامید ...
                                پرستار خود مریض اومد عقب و گفت من میرم به افسردگیم برسم🚶‍♀️
                                همه به هم خسته نباشید گفتن
                                من ماتم برده بود ... ینی واقعا رفت؟ تموم شد؟
                                آره تموم شد از بخش رفتم بیرون و نشستم رو صندلی همینطوری رو به روم رو نگاه میکردم دستام یخ زده بود اصلا نمیتونستم حرف بزنم
                                برگشتم بخش دیدم دارن دستگاها رو ازش جدا میکنن
                                استاد اومده بود .. و یه ربع منتظر مایی که رفته بودیم سی پی آر ببینیم🤦‍♀️
                                اول دعوامون کرد که چه فاید رفتید اونجا وایستادید؟ بلد که نبودید ... وقتتون تلف شده ... بعد دید حالمون بده دیگه هیچی نگفت
                                گفت برید وسیله های رگ گیری رو بیارید
                                رفتیم بالا سر مریض .. استاد آستین دست چپ رو زده بود بالا که رگ پیدا کنه ... دیدم بالا سر مریض نوشته دست چپ ایزوله است ( ینی به هیچ عنوان هیچ کتتری نباید وارد این دست بشه .. حالا یا فیستول داره یا هرچی..)
                                از پرستار بخش پرسیدیم این واقعا ایزوله است؟ گفت دکتر به صورت دیفالت دست چپ رو ایزوله واسه خودش نگه میداره که اگر یه وقتی نیاز به رگ داشت این دست رو داشته باشه واسه خودش😐 کلا با دست چپ مریضای دکتر فلانی کاری نداشته باشید😂
                                خلاصه که دو سه نمونه خون گرفتیم و آنژیوکت زدیم و استاد گفت میتونید برید
                                رفتیم/:
                                ولی من تا وقتی که گریه نکردم خوب نشدم/:
                                از پرستارش پرسیدیم چش بوده این مریض؟ میگفت من الان مغزم کار نمیکنه نمیتونم حرف بزنم چیزی نپرسید ازم/:
                                دلم گرفت به حالش
                                موقعی که داشتیم میومدیم بیرون دیدیم cv line اش رو درآوردن و داره از شریان خون میپاشه بیرون 😑 با پانسمان فشاری هم مهار نشد خونریزی .. نمیدونم چیکارش کردن دیگه
                                بعدم که گواهی فوتش رو پزشک نوشت و لباساشو درآوردن و گذاشتنش تو کاور و بردن سردخونه
                                خدافظ🚶‍♀️💔

                                kosariK آفلاین
                                kosariK آفلاین
                                kosari
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #61

                                maryam111 مریمی🤗🤗
                                گزارش روزانت خیلی خوبه
                                واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                                خسته نباشی😍

                                ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                                maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                4
                                • kosariK kosari

                                  maryam111 مریمی🤗🤗
                                  گزارش روزانت خیلی خوبه
                                  واقعا من بیشتر انرژی میگرم
                                  خسته نباشی😍

                                  maryam111M آفلاین
                                  maryam111M آفلاین
                                  maryam111
                                  فارغ التحصیلان آلاء
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #62

                                  @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                                  خوشحالم که دوست داشتی
                                  ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                                  ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                  kosariK 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  4
                                  • maryam111M maryam111

                                    @kosar-mottaghi سلامت باشی کوثر جانم😍
                                    خوشحالم که دوست داشتی
                                    ان شاء الله از ترمای بعد خودت بری کارآموزی و گزارش روزانه بنویسی واسمون😁✌

                                    kosariK آفلاین
                                    kosariK آفلاین
                                    kosari
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #63

                                    maryam111 ❤🤗
                                    هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                                    خعلی خوبن🥺💙

                                    ‹‹ اُوِردُوزِ مَغزي دَر اَثَرِ مَصرَفِ زیادِ فِڪر... ››

                                    maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    4
                                    • GaladrielG آفلاین
                                      GaladrielG آفلاین
                                      Galadriel
                                      دانشجویان پزشکی
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #64

                                      255633624_125187563256079_7341688437891656504_n.jpg

                                      مژده ای دل…🌱💚

                                      maryam111M 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      7
                                      • kosariK kosari

                                        maryam111 ❤🤗
                                        هرچی بنویسم به حد تو نمیرسم
                                        خعلی خوبن🥺💙

                                        maryam111M آفلاین
                                        maryam111M آفلاین
                                        maryam111
                                        فارغ التحصیلان آلاء
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #65

                                        @kosar-mottaghi خوبی از خودته جانم😍

                                        ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                        1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        3
                                        • GaladrielG Galadriel

                                          255633624_125187563256079_7341688437891656504_n.jpg

                                          maryam111M آفلاین
                                          maryam111M آفلاین
                                          maryam111
                                          فارغ التحصیلان آلاء
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #66

                                          @f-seif-0 😑😂😂👌

                                          ما را دگر حوصله شرح حال نیست...🤞

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          3
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 3
                                          • 4
                                          • 5
                                          • 46
                                          • 47
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع