هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
@sania-andiravan
خواهش میکنم
ببخشید دیگه دیر به دیر جواب میدم درگیر کلاسا و مهمانسرام وقت نمیکنم زیاد انلاین بشم
سوالی بازم بود بپرسید میام جواب میدم هرچند دیر -
HADAF MAN سلامت باشی
آره سخته
و عشق میخواد که سختیاشو بتونی تحمل کنی
اگر دوسش نداشته باشی نمیتونی ادمه بدی واقعا🥲maryam111
من یه مرغ عشق داشتم
این ترسیده بود سکته ناقص زده بود داشت میمرد
من انقد گریه کردم سراین
4جا دامپزشکی بردمش
انقد بهش اسپرین دادم تا خوب شد بالاخره
اونکه یه مرغ عشق بود فقط
حالا فک کن یه ادم جلو چشمت تلف شه نتونی کاری کنی :_) -
@sania-andiravan
من نمیتونم تحمل کنم شاید خیلی پوکر باشم ولی از درون داغون میشم شاید تو گریه کنی اروم شی ولی من نمیتونم -
@sania-andiravan
من نمیتونم تحمل کنم شاید خیلی پوکر باشم ولی از درون داغون میشم شاید تو گریه کنی اروم شی ولی من نمیتونمHADAF MAN در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@sania-andiravan
من نمیتونم تحمل کنم شاید خیلی پوکر باشم ولی از درون داغون میشم شاید تو گریه کنی اروم شی ولی من نمیتونماقا ولی من این رو خوندم بهش علاقه پیدا کردم
مریضم فک کنم سادیسم دارم :ا -
HADAF MAN
من حتی راز بقا می بینم یه شیری اومده مثلا آهو رو جلو بچه هاش خورده گریم می گیره چه برسه به این
نه گریه میکنم که خالی شم وگرنه تو گلوم گیر میکنه -
@sania-andiravan اوهوم گریه خوبه خیلی خوبه قدرشو بدون
من بعضی ک گلومو میگیره خفم میکنه ولی اشکی نمیاد -
maryam111
من یه مرغ عشق داشتم
این ترسیده بود سکته ناقص زده بود داشت میمرد
من انقد گریه کردم سراین
4جا دامپزشکی بردمش
انقد بهش اسپرین دادم تا خوب شد بالاخره
اونکه یه مرغ عشق بود فقط
حالا فک کن یه ادم جلو چشمت تلف شه نتونی کاری کنی :_)@f-seif-0 دقیقا
تازه نگاه نا امید همراهش که خانومش بود رو دیدم دیگه خیلی دلم رحم اومد
بعدشم پسرش اومد دنبال مامانش وسیله ها رو جمع کردن رفتن خیلی بیشتر دلم واسشون گرفت
نگاهی که به تخت مریضشون میکرد.. به یه امیدی اومده بودن بیمارستان آخه
دقیقه های ۲۰ و خورده ای بود که همراهش اومد تو اتاق سرپرستار گفت برید بیرون .. زنگ بزنید یکی از همراهاتون بیاد پیشتون):
پیرزنه خیلیییی آروم بود ... بعد شنیدن خبر فوت هم فقط رفت یه گوشه آروم گریه کرد .. معلوم بود چقدر حال مریضش بد بود که آمادگی این اتفاق رو داشته
ولی یه وقتایی هست علاوه بر مریض باید سعی کنی همراه رو آروم کنی و هدایتش کنی بیرون اتاق و نذاری بیاد تو(_: -
HADAF MAN در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@sania-andiravan
من نمیتونم تحمل کنم شاید خیلی پوکر باشم ولی از درون داغون میشم شاید تو گریه کنی اروم شی ولی من نمیتونماقا ولی من این رو خوندم بهش علاقه پیدا کردم
مریضم فک کنم سادیسم دارم :ا -
@f-seif-0 دقیقا
تازه نگاه نا امید همراهش که خانومش بود رو دیدم دیگه خیلی دلم رحم اومد
بعدشم پسرش اومد دنبال مامانش وسیله ها رو جمع کردن رفتن خیلی بیشتر دلم واسشون گرفت
نگاهی که به تخت مریضشون میکرد.. به یه امیدی اومده بودن بیمارستان آخه
دقیقه های ۲۰ و خورده ای بود که همراهش اومد تو اتاق سرپرستار گفت برید بیرون .. زنگ بزنید یکی از همراهاتون بیاد پیشتون):
پیرزنه خیلیییی آروم بود ... بعد شنیدن خبر فوت هم فقط رفت یه گوشه آروم گریه کرد .. معلوم بود چقدر حال مریضش بد بود که آمادگی این اتفاق رو داشته
ولی یه وقتایی هست علاوه بر مریض باید سعی کنی همراه رو آروم کنی و هدایتش کنی بیرون اتاق و نذاری بیاد تو(_:maryam111 در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
@f-seif-0 دقیقا
تازه نگاه نا امید همراهش که خانومش بود رو دیدم دیگه خیلی دلم رحم اومد
بعدشم پسرش اومد دنبال مامانش وسیله ها رو جمع کردن رفتن خیلی بیشتر دلم واسشون گرفت
نگاهی که به تخت مریضشون میکرد.. به یه امیدی اومده بودن بیمارستان آخه
دقیقه های ۲۰ و خورده ای بود که همراهش اومد تو اتاق سرپرستار گفت برید بیرون .. زنگ بزنید یکی از همراهاتون بیاد پیشتون):
پیرزنه خیلیییی آروم بود ... بعد شنیدن خبر فوت هم فقط رفت یه گوشه آروم گریه کرد .. معلوم بود چقدر حال مریضش بد بود که آمادگی این اتفاق رو داشته
ولی یه وقتایی هست علاوه بر مریض باید سعی کنی همراه رو آروم کنی و هدایتش کنی بیرون اتاق و نذاری بیاد تو(_: