شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم
-
Dr Aryan 0 در شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم گفته است:

آخرین باری که اومدم این تاپیک بهمن بود و الان که وارد شدم از صفحات بهمن برام اورد و این پست .... انگار که سازمان سنجش از همونایی هم که حذف کرده بود پشیمونه :neutral_face::face_with_tears_of_joy:
-

😂 -

-
شماها وقتی ناراحتین غصه میخورین و بی اشتها میشین؟
من وقتی ناراحتم، در حالیکه دارم زرشکپلو با مرغ رو با زیتون پرورده میخورم، اشکامم با کاهوی سالاد پاک میکنم. -
تو حیاط بیمارستان از خستگی نشسته بودم رو زمین و تکیه داده بودم به دیوار؛ منتظر دوستم بودم یه زنه بابچهاش رد شد زد تو سر بچه گفت درست رو بخون مث این بدبخت نشی
-
چشای رفیقم سبز بود یه سری بهش گفتم گیاهخوار شدی چشات سبز شده ؟
یه لبخنده ملیح زد
یادم افتاد چشام قهوه ایه سکوت کردم -
بش میگم چجوری صبح ها ساعت هفت بیدار میشی؟
میگه شبا یازده میخوابم
میگم خب سوال همینه، چجوری میتونی شبا یازده بخوابی؟
میگه صبح ها هفت بلند میشم -

-
-

-
بمولا که واقعا راست میگن تو اگه خوبی کنی چندبرابرش رو میبینی
امروز هزارتومن به یه گدا کمک کردم، پنج تومن گذاشت روش گفت بیا اینم بگیر برو تو رو خدا زده -
ولی گفتن «ما میریم یه دور بزنیم برگردیم» به مغازه داری که کل جنس هاش رو باز کرده نشونت داده از در جواب دوستت دارم مرسی گفتن هم بدتره
-
رو مخ ترین ویژگی واتسپ اینه که وقتی یکیو سین نمیکنی تا ابد هی نوتیفشو میاره اون بالا تا شرمندت کنه. خود یارو دیگه براش مهم نیست ولی این هی میگه خاک تو سر بیشعورت کنن سین نکردی.
-
هر دفعه یکی میاد بدون اجازم اتاقمو مرتب میکنه 5 6تا از وسیله هام گم میشه. اینا نمیدونن نظمی که تو بی نظمی من وجود داره تو نظم اینا نیست
-
سلام دوستااااااااان این تاپیک واسه اینه که تا میتونیم شاد باشیم،هرکی از درس خسته شد یا چیز دیگه،واسه زنگ تفریح بیاد اینجا شاد بشه انرژی بگیره،جوک یا سوتی های خنده دار یا هرچیز خنده دار دیگه رو اینجا بنویسیم :smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes:

نوشته دیزنی اپل گوگل آمازون همه از گاراژ خونه شون شروع کردن. تو چه بهونه ای داری که تلاش نکنی؟
نوشته: خونه ما گاراژ نداره 😂😂 -
ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﻋﺪﺩ 10 ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻫﻤﻪ ﻋﺪﺩﺍ ﺭﻭ
ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻪ 0,1,2,3,4,5,6,7 ,9 ﺑﻪ ﺟﺰ ﻋﺪﺩ 8
ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻋﺪﺩ 8 ﺍﺻﻦ ﺧﻮﺷﺶ ﻧﻤﯽ ﯾﻮﻣﺪ .
ﺧﻼﺻﻪ ﺷﺐ ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭ ﻋﺪﺩ 10 ﻣﯿﺎﺩ
ﺑﺒﯿﻨﻪ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻢ ﻧﺪﺍﺭﻥ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﭼﺸﻤﺶ ﻣﯿﻮﻓﺘﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻋﺪﺩ 8 ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺳﻂ ﻣﻬﻤﻮﻧﺎ ﻣﯿﺮﻗﺼﻪ.
ﻣﯿﺎﺩ ﻭﺳﻂ ﻭ ﯾﮑﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻮﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﮔﻮﺵ 8 ﻣﯿﮕﻪ:
ﮐﯽ ﺗﻮﺭﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩﻩ؟ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﺗﻮ ﺣﻖ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﯿﺎﯼ؟
ﻋﺪﺩ 8 ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺑﺎ ﺑﻐﺾ ﻋﺪﺩ 10 ﺭﻭ ﺑﻐﻞ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺻﻔﺮﻡ ﺩﺳﺘﻤﺎﻝ ﺑﺴﺘﻢ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﻤﺮﻡ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﺮﻗﺼﻢ ……
“ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﯿﻢ”
-
پوشت ﭼﺮﺍﻍ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘوﻢ : ﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ بِتِم
ﮔﻔﺖ : ﺷﺮﻁ چی
ﮔﻔﺘﻢ : دسر و شام ﻫﺮکه ﺑﺎﺧﺖ
ﮔﻔﺖ : ﺑﺎﺷﻪ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺧﺘﯽ ...
.
.
.
.
.بَیَد بیی ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯾﻢ‼️
خِیلِگَه ﺩﺍﻏﻮﻥ رفتوم... ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩوﻡ
170 ﺗﺎ مِرَفتوم، ﺳﭙﺮ ﺑﻪ ﺳﭙﺮ وِر رَدوم ﺑﻮﺩ‼️ -
ازش میپرسن ده تا جوجه داریم پنج تاشو گربه میخوره ،
چنتا شون میمونن؟
میگه : ای ننه او آموخته( یادگرفته) رفتَه میَه هَمَشار موخره😂✨


