اونایی که پشت کنکور میمونن
-
@s-ein
من رشتم ریاضی بوده مکانیک قبول شدم و یه دوستی هم داشتم که تجربی بود و شرایطش تقریبا شبیه من بود داروسازی دانشگاه دولتی قبول شد -
سلام..
جاش نبود که بگم ولی میگم بلکه تا حدی از نگرانی و ترست کم بشه..من دانش اموز هنرستانی بودم..رشته گرافیک ..از تابستون سال یازدهم که سال 99 بود و کرونا اومد و همه کلاسا انلاین شده بود ،فهمیدم اگه من میخواستم عادی و تئوری درس بخونم که میرفتم یه رشته نظری(تعریف نباشه ولی نمرات خیلی خوب بود)خلاصه اشتبه بود یا تقدیر یا هرچی تغییر رشته ندادم و موندم هنرستان..ولی میدونی چیکار کردم؟از ابان ماه سال 99 شروع کردم درس خوندن برای کنکور تجربی ..از همون موقع به ساعت مطالعه بالا خودم و عادت دادم..کتابای دهم و یازدهم تجربی گرفته بودم و با صفر تا صد های الا پیش میومدم ..انقدر زود زود دیدم همه رو که تا اردیبهشت 1400 همه ندریسارو تموم کرده بودم و دست و پا شیکسته تست زده بودم و کتابای کمک اموزشی خریده بودم..هرکی میرسید بهم میگفت تو ابلهی..خانواده ات و ایسگا کردی رفتی یه رشته پر هزینه(گرافیک خیلی هزینه بر بود..از دوربین بگیر تا مقواهایی که دو سه روز یبار باید بری بخری )..ولی خانواده ام پشتم بودن و من رفتم جلو..سرت و درد نیارم..مهر 1400 مدرسه ها شروع شد و من باید هم کارای هنرستانم و انجام میدادم و درس میخوندم و برای ازمونای دو هفته یبار اماده میشدم..نتیجه ام خوب نبود ولی میگفتم بهترش میکنم هیچوقت به پشت کنکور بودن فکر نمیکردم و میگفتم میشه..عید بود و مشاور گرفتم ..مشاور بی علم منو کشید ته چاه..نتیجه یک سال و نیم بکوب درس خوندنم و نابود کرد..سه هفته پیش رو زمین و اسمون ولم کرد و من یک هفته به معنای واقعی دلم میخواست بمیرم..خیلی دلم میسوخت که میتونستم از بازه عید تا الان اگر مشاوره خوبی داشتم بهترین نتیجه رو بگیرم..از همون موقع دیگه گفتم امسال و که دیگه نمیتونم باشه سال بعد..منی که ساعت مطالعه ام 12 تا 13 ساعت بود دیگه رغبت درس خوندن نداشتم مخصوصا وقتی حرف مصوبه بود..حال خودم از یه طرف خانوادم که بهم امید واهی میدادن یه طرف..ولی با خودم فکر کردم..گفتم:
گذشته رفته و تموم شده و من نمیتونم برش گردونم..الان و برو جلو راهیه که شروعش کردم..نمیتونم نصفه ولش کنم..دوباره شروع کردم..به خودم گفتم اگه شد چه بهتر ..اگه نشد یه سال دیگه..چه لزومی داره ما به ارزومون تو همون سال اول برسیم؟چرا ما هرچی که میخوایم برامون همون موقع باید اتفاق بیوفته؟چرا نباید بیشتر از این سختی بکشیم؟چرا تا دو قدم میریم میبینیم نمیشه باید حسرت بخوریم و بگیم ببین اینبارم نشد؟اینا حرفای الکی و امید الکی نیست..واقعیته..یادمه یبار یه استوری گذاشتم که لا تقنطوا من رحمت الله ..یکی از اشناها گفت شما کنکوریا یاد خدا افتادین..در صورتی که اون نمیدونستین تو این راه فقط خدا پشت ماست و چه بخوایم و چه نخوایم فقط خودش کمک میکنه..همه اینارو گفتم که خدایی که از هنرستان منو تا اینجا اورده و سنگی جلو پام ننداخته،درسته نتیجه خوبی میدونم نمیگیرم،ولی همون خدا پشتت هست..نمیخوام بگم من بدبخت ترم ولی وقتی این پست و دیدم یاد همون یه هفته خودم افتادم..الان نمیگم پاشو تو این سه چهار روزه بیبیدی بابیدی بو کن..کنکورت و بده فک کنم یکی از ازمون های سنجشه..به خودت بگو من جمعه کنکور ندارم..سال دیگه کنکور دارم..جدا از هر نتیجه ای ،یکی دو ماه استراحت کن و دوباره شروع کن...فقط اینو یادت باشه:از همه حتی خودت ناامید شدی،حق نداری از خدا ناامید بشی..paniz pzzz
سلام
الان داشتم متن پیامی که دادین رو میخوندم خیلی جالب بود .
بیشتر اون روحیه و اعتماد به نفسی که داری برام جالب بود
من توی این سالی که کنکور دارم خیلی جاها دوست داشتم روحیه ای که شما دارین رو داشته باشم ولی خب نداشتم و ندارممیدونم که گذشته ها گذشته و دیگه کاریش نمیشه کرد ولی به این که دیگه خودمو سرزنش نکنم از کم کاری هام یا دیگه اون اشتباه نکنم نمیتونستم ،خلاصه یه سال گذشت با این وضعیت.
کلا به نظرم روحیه یکی از مهم ترین رکن هاست توی کنکور . -
paniz pzzz
سلام
الان داشتم متن پیامی که دادین رو میخوندم خیلی جالب بود .
بیشتر اون روحیه و اعتماد به نفسی که داری برام جالب بود
من توی این سالی که کنکور دارم خیلی جاها دوست داشتم روحیه ای که شما دارین رو داشته باشم ولی خب نداشتم و ندارممیدونم که گذشته ها گذشته و دیگه کاریش نمیشه کرد ولی به این که دیگه خودمو سرزنش نکنم از کم کاری هام یا دیگه اون اشتباه نکنم نمیتونستم ،خلاصه یه سال گذشت با این وضعیت.
کلا به نظرم روحیه یکی از مهم ترین رکن هاست توی کنکور .Ali Rajabi 0 سلام..در واقع من تنها چیزی که نداشتم اعتماد بنفسم بود:)ولی خب بقول خودتون گذشته ها تموم شده و نمیتونین برش گردونین..حرفای زرد نمیزنم که بچسبید به اینده و اینده رو بسازین..ولی واقعا حسرت گذشته رو خوردن بیشتر باعث میشه از اون حال در نیای..