کافــه میـــم♡
-
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱ دی ۱۴۰۱، ۹:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
My %(#ff0000)[pain] is constant and %(#ff0000)[sharp], and I do not hope for a %(#09ff00)[better] world for anyone. In fact, I want my %(#ff0000)[pain] to be %(#ff0000)[inflicted] on others. I want no one to %(#ff0000)[escape]. But even after admitting this, there is no %(#00ff00)[catharsis]; my %(#ff0000)[punishment] continues to elude me, and I gain no deeper knowledge of myselF
Patrick Bateman - American Psycho
-
چقدر اين نوشتهی نادر ابراهیمی دلگرم کنندهست:
در این روزگار، که ما بیش از هر چیز به امید و ایمان احتیاج داریم، مگذار ناامیدی، روزنی به اندازه ی سر سوزنی در قلبت پیدا کند و از آنجا هجوم بیاورد.
امید را برای روزهای بد، ساختهاند؛ چراغ را برای تاریکی.
انسان اگر با مشقّت و درد و مصیبت روبرو نمیشد، نه به چیزی ایمان میآورد، نه به آیندهای دل میبست، و نه از امید، سلاحی میساخت به پایداری کوه -
نوشتهشده در ۲ دی ۱۴۰۱، ۶:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
توی قصه ای رومئو شدم که ژولیت عاشقش نبود
دزیره شیفته ی ناپلئون نشد
الیزابت چشم روی نگاه های عاشقانه ی دارسی بست
اسکاریت ....دل به رت نبست
من شدم گل پرپر توی سیاره ی غریب .....ک شاهزاده کوچولو هیچ وقت بهش بر نگشت -
توی قصه ای رومئو شدم که ژولیت عاشقش نبود
دزیره شیفته ی ناپلئون نشد
الیزابت چشم روی نگاه های عاشقانه ی دارسی بست
اسکاریت ....دل به رت نبست
من شدم گل پرپر توی سیاره ی غریب .....ک شاهزاده کوچولو هیچ وقت بهش بر نگشت -
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۴ دی ۱۴۰۱، ۲۱:۰۲ آخرین ویرایش توسط Hamid.s انجام شده
پرسید: اندوه دوری را تسکین چیست؟
گفت:خیال -
نوشتهشده در ۵ دی ۱۴۰۱، ۱:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بیادرلابهلایِورقهایاینکتاب
یکدیگرراببوسیم،
نگرانابروهمنباشاینجاکسیکتاب نمیخواند .🤎
#دیزره -
نوشتهشده در ۹ دی ۱۴۰۱، ۸:۴۶ آخرین ویرایش توسط خانوم لوبیا انجام شده
نصحیت یه پیرمرد این بود که میگفت:
«یه زندگی خصوصی همیشه برنده اس !
مخفی نگهش دار تا زمانی که برنده بشی ..!»
چقدر این جمله عمیقه..♡ -
نوشتهشده در ۹ دی ۱۴۰۱، ۸:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هروقت تونستی موقع عصبانیتت هر حرفیو نزنی و دل کسیو که دوستت داره نشکونی اون موقع میتونی ادعا کنی طرفو از ته دلت دوست داری وگرنه موقع خوشحالی و نرمال بودن که عابر پیادهی تو خیابونم مهربونه:)
-
نوشتهشده در ۹ دی ۱۴۰۱، ۸:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هوا؛هوای دیلیت اکانت از همه جاست
هوای انداختن موبایل از شیشه پنجره تو جاده چالوس
هوا؛هوای کرایه کردن یه خونه محلی تو بالاترین پیچِ جاده اسالم به خلخاله^^
هوا؛هوای زدن زیر میز این زندگیه که واسه خودمون ساختیم و هیچی ازش نفهمیدیم...¦-] -
I miss you. I won't admit it every time but yes, I miss you a lot. Sometimes I wait for you to remember it on your own, that I too am a part of your life. I too love talking and sharing all my little things with you. I know you'll make time for me, when I ask for it. But sometimes, I just wish that you take out time for me, on your own without asking.
-
The poor dad looked at a note in his son's drawer:
"List of new year gifts:
New watch, phone and shoes.
Felt sad, until he read the last line:
"For Dad."پدر پیر و فرتوتی اتفاقی نگاهش به کاغذ یادداشتی که تو کشوی پسرش بود افتاد:
«لیست هدایای سال نو:
یه ساعت جدید، گوشی و یه جفت کفش.»
پدر ناراحت شد تا زمانی که به خط آخر یادداشت رسید که نوشته بود:
«برای بابا.»
قدر باباهامون رو بدونیم که از همهچیزشون زدن برای آرامش بچههاشون️
-
نوشتهشده در ۱۱ دی ۱۴۰۱، ۷:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۱۱ دی ۱۴۰۱، ۱۹:۳۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
و گفت: عبادت ده جزء است.
نه جزء گریختن از خلق،
و یک جزء خاموشی.تذکرة الأولیاء
-
نوشتهشده در ۱۴ دی ۱۴۰۱، ۷:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گاهی وقتها یه دردودل ساده یا یک کلمهی آشنا میتونه سرنوشت زندگی، مرگ، نقشه و طرح خیلیها رو عوض کنه.
-
نوشتهشده در ۱۴ دی ۱۴۰۱، ۷:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
امام على عليه السلام:
[جالِسِ العُلَماءَ يَزدَدْ علمُكَ، و يَحسُنْ أدبُكَ، و تَزكُ نَفْسُكَ.]با دانشمندان بنشين تا بر دانشات افزوده گردد، اَدَبت نيكو شود و تزكيه نفس يابى
غررالحكم ۴٧٨۶
-
نوشتهشده در ۱۴ دی ۱۴۰۱، ۱۹:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
برف نگرانم نمیکند...
حصار یخ رنج ام نمیدهد ،
زیرا پایداری می کنم
گاهی با شعر و گاهی با عشق
که برای گرم شدن وسیله ی دیگری نیست...
جز آن که دوستت بدارم یا
برایت عاشقانه بسرایم...نزار قبانی
╟ -
نوشتهشده در ۱۷ دی ۱۴۰۱، ۱۸:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
بعضی آدمها ناخواسته همیشه متهم اند همیشه مقصرند به خاطر سکوتشان به خاطر مهربانیشان به خاطر گذشته شان بی کینه بودنشان بخاطر کمک نخواستنشان بی آزار بودنشان و از همه بدتر اینکه خوبی ها و حتی خودشان زود فراموش میشوند
-
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟ -
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید