هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
بهترین تحلیل سوالات ریاضی:

-
پرستو بابایی از مدرسه خیلی استفاده کن
نمیخام سرزنش کنم ولی ب عنوان کسی ک تجربه داره
از کلاسا خوب استفاده کن و سرکلاس فعال باش
سوال بپرس
سوال ج بده
نگا نکن میخان بگن خودشیرینی درسخون فعالی
مهم نباشه برات
جدای از اون کتاب تست ببر مدرسه و تست بزن
خیلی استفاده کن خیلیی
ی موقعی حسرت همه این وقتا رو میخوریCpR
از من فعال تر نداشتیم سر کلاس که 💔😂
ولی بازم به هر حال هیچ کیفیتی نداشت ،چون من همه اونا رو قبلا خونده بودم -
من بالای چندین صفحه از جزوه فیزیک در مدرسه مینوشتم الان باز کردم دوباره دیدمشون
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خوشا آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
فیزیک که زیاد مهم نبود ولی این شعر تو ذهنم حک شد -
CpR
از من فعال تر نداشتیم سر کلاس که 💔😂
ولی بازم به هر حال هیچ کیفیتی نداشت ،چون من همه اونا رو قبلا خونده بودمپرستو بابایی خوبه .
-
هعیی
از کجا به کجا رسیدم 🚶
شاگرد اول یه مدرسه بودم یه عمر
الان چی -
اکسیژن لاشخور کثافطت
چرا حرصو ولعش تموم نمیشه -
@در-حال-بارگذاری در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
برام میکسه رو بفرس
@ABR_DJ در موسیقی کده🎵 گفته است:

Bargard Bia ( Saya & Arthur).mp3
#علی_صاعقه💔:)@ABR_DJ اخر رپری که خوند کی بود؟
دقیقه 5:15 شروع کرد به خوندن
بعد از علی صاعقه -
@ABR_DJ اخر رپری که خوند کی بود؟
دقیقه 5:15 شروع کرد به خوندن
بعد از علی صاعقه -
قارمامل بر وزن کارامل
-
هعیی
از کجا به کجا رسیدم 🚶
شاگرد اول یه مدرسه بودم یه عمر
الان چیپرستو بابایی فک میکردم فقط خودم حسرت این قضیه رو میخورم
هعی...
روزی که رفتم یه اموزشگاه جدید مشاور بگیرم یکی از بچه های سال بالایی ما در اومد
من دهم بودم اون یازدهم بود
بم گفت اههههه فاطمه تو همیشه رتبه اول بودی فک نمیکردم دوسه سال پشت کنکور بمونی
هونجا زدم زیر گریه💔
واقعا سخته -
اون روز وقتی داشتم دوچرخمو تمیز میکردم دیدم یه قسمتی از رنگ دوچرخه کنده شده رفتم و از انباری رنگ اوردمو شروع کردم به نقاشی ...
وقتی کار تموم شد ازش فاصله گرفتم به نظر خوب می اومد ولی وقتی بهش نزدیک میشدی به طرز عجیبی بدتر از قبل دیده میشد...
هر کاری از دستم بر میاد انجام میدم که بابام ناامیدی که تو چشمام هست و نبینه دیگه چی کار کنم
خب دخترا با این چیزا شاد میشن
برای خودم خرید میکنم نقاشی میکشم شیطونی های دخترونه میکنم
تا جایی که توانشو دارم درس میخونم تا خودمو راضی کنم
من دارم از دور به خودم نگاه میکنم از دور قشنگه
از اونی که اونجا نشسته میترسم
میترسم از نزدیک به خودم نگاه کنم
اون بهم میگه اخر کاره بهم میگه باید تمومش کنم
اون زانوهاشو بغل کرده و به دیوار زل زده میگه برای چی ادامه میدی این دنیا چیز دیگه ای برای تو نداره..
میترسم از روزی که به حرفاش گوش کنم
از روزی که دیگه طلوع افتابو نبینم
از روزی که دیگه نتونم دستای مادرمو بگیرم
از روی که دیگه صدای داداشمو نشنوم
از روزی که بوی گندمو یادم بره
از روزی که یادم بره خدا هست ...یعنی اخرش همینه من باید همینجا زندگی میکردم ؟؟؟
این که فقط بخوای مثل ادمای عادی زندگی کنی سخته ؟
اینکه بخوری و بخوابی و کار کنی و درس بخونی و... سخته ؟ -
Aqua اسمش اپیکوره؟
نشنیده بودم تا حالا

