هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قمر ..
-
زهرا بنده خدا 2 اتفاقا برای اون کسی که پرستاری را ول میکنه میاد سمت دندون و پزشکی داخل ایران بحث درآمد مطرحه...
چون به هر حال حق پرستارا حقوق بالاتری هست
ولی چیزی که من درک نمیکنم اینکه وقتی چنین آپشنی مثل مهاجرت هست چرا پشت کنکور و دردسرهاش؟!
مگه اون عیبی که مهاجرت داره چیه که حاضر شده بیاد بشینه پشت واقعا؟!نوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهنقطه
لابد علاقه نداشتن
تفکرات و شرایط هرکسی متفاوته
همه،همه چیز رو صرفا پول نمیبینن
بحث علاقه هست و هزارتا چیز دیگه
هرچند پول هم خیلی مهمه -
نوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
کاش جور شه بیایم کرمان...
از اواخر تیر دیگه نیومدم اونجا...
یه سال...
دلتنگیم... -
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۲۱ آخرین ویرایش توسط پرستو بابایی انجام شده
دورم از تو
از آنچه بودم...
برگرد و به گذشته ای که گذشت نگاه کن
رویایی تیره
شکاف هایی عمیق
مسیر هایی نا آشنا
میدانم...
دورم از آنچه که بودم.....
اما یادت نرود
دست های گرم من در دروازه ی خروجی این شهر طلسم شده منتظر توست...برای خودم:)
-
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اینو نرگس گفت و چقدر قشنگ گفت
-
دانشجویان درس خون دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ایگنوررر
-
⭐ فارغ التحصیلان آلاء همیارنوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۲۷ آخرین ویرایش توسط f.nalist انجام شده
.......
-
البته امسال
-
دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چه حالی میده با لحن حماسی خوان هشتم خوندن
-
نوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
لشکر کشی ؟
-
دانشجویان پیراپزشکینوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۳۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بعد وسطش یه جارو بد بخونی دیگ جم نمیشه
-
نوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خدایا شکرت=)))
-
نوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۰:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یادمه سال کنکورم که
شوهر دخترعمم باهام صحبت میکرد
خانم دکتر صدام میکرد
من هیچ عکس العمل خاصی نسبت به این واژه نداشتم و صرفا یه لبخند میزدم(تو دلم تنفر داشتم نسبت به این واژه)
یه بار
بهم گفتن ان شاءالله پزشکی تهران و بعد تخصص قلب و فلان...
مامانم: ان شاءالله...
خدایا توبهه
زهرا یه ان شاءالله هم نمیگه
من: نههههنمیخوام...
ایشون: ان شاءالله که خیره
هرچی که خودتون دوست دارید...
ولی زهرا خانم
شما هرهدفی که داشته باشید
لازمه اش پوله...
چه بخواید هوای خانوادهتون رو داشته باشید
چه بخواید برا خودتون یه زندگی ای دست و پا کنید
چه اصلا هدفتون خدمت به مردم باشه
هر کاری بخواید کنید با پول راحت تره...
پن:
زیاد توجه نکردم
درواقع اصلا مهم نبود چی میگن...
ولی الان که اومدم اینجا و خیلی چیزا رو به چشم دیدم
کاملا متوجه شدم...
بازم نه صرف پول
ولی متوجه شدم آدم باید شرایط خودش رو در نظر بگیره...
شخصیت و توان خودش رو...
از روی جو جایی نره...
شرایط من فرق داشت
قدرت انتخابم گسترده نبود
هدف مشخصی هم نداشتم...
ولی الان مسیر روشن تره...
و بخشیش حرفاییه که دوسال پیش نمی فهمیدم... -
فارغ التحصیلان آلاء دانشجویان درس خوننوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۱:۰۷ آخرین ویرایش توسط razie_ انجام شده
دلم گرفته...
فکرم خیلی درگیره...
تمرکز ندارم...
استرس دارم...
خستم...
-
فارغ التحصیلان آلاء دانشجویان درس خوننوشتهشده در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۳، ۲۱:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
و ناراحتم...
-
نوشتهشده در ۱ خرداد ۱۴۰۳، ۲:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Comrade_Bayat نمیدانم
-
نوشتهشده در ۱ خرداد ۱۴۰۳، ۴:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ماجراهای من و سردرد و سوزش معده
-
نوشتهشده در ۱ خرداد ۱۴۰۳، ۵:۱۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قراره برنامه جدید اعلام کنن؟
-
نوشتهشده در ۱ خرداد ۱۴۰۳، ۶:۳۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چرا کسی نمیگه یک شنبه امتحان چیه؟؟؟؟؟