هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
فارغ التحصیلان آلاء دانشجویان مهندسینوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۵:۵۸ آخرین ویرایش توسط Akito انجام شده
After that
All that remains is feeling empty
Which can make me cry
But I'm too weak for shedding tears
Crying requires a strong will
I don't have such will
So the only thing i can do is being quiet -
دهکده مخفی کونو ها
-
کجاست
-
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۵:۵۹ آخرین ویرایش توسط Ramos9248 انجام شده
اگه یه روزی نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بیاد که منو مبتلا کنه
به دل میگم کاریش نباشه بذاره درد تو دوا شه
برن توی تموم جونم کن باز برات آواز بخونم -
@f-nalist یه جا توی انیمه ناروتو
یکی از پنج دهکده بزرگ شینوبی
اونجا شینوبی(نینجا) بزرگ میکنن -
البته نینجا توی انیمه ناروتو با تعریفی که ما تو ذهنمون داریم کلا فرق میکنه
-
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ماها شبا دیزی غذا
میزنیم بعدشم ایزی فضا
منم و حیدر و سینی غذا
داریم شب شیکمونو میریم فضا -
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@f-nalist در هرچی تو دلته بریز بیرون 5 گفته است:
این ملعون...
الان نباید این تنبلِ ملعونِ درونم بیدار باشه...
اون خرگوشِ پوست کلفتِ سختکوشِ درونمم بالش گذاشته تخت خوابیده:)))))
بعد جاش این بیداره با این لبخند مسخرهش -
@f-nalist یه جا توی انیمه ناروتو
یکی از پنج دهکده بزرگ شینوبی
اونجا شینوبی(نینجا) بزرگ میکننAkito
یا علی -
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۰۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خیلی وقته که دیگه دلت برام تنگ نمیشه
گل ابریشم من گل که دلش سنگ نمیشه
خیلی وقته که یه پیغومی ندادی واسه من
آخ چقدر قشنگه از عشق تو دیوونه شم -
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
remix by DJ AMIRBARDIA
-
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۱۲ آخرین ویرایش توسط Ramos9248 انجام شده
وقت سحر ناامیدی رو تو شب تیره چال کن
تا ببینی با انتظار یه در دیگه باز شد
بگو باز شکر خدای من
اگه ماه ناقصه نگاه کن یه شب دیگه ماه رو -
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
یه دنیا میجنگه واسه لحظه های فانی
-
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۱۴ آخرین ویرایش توسط Blue28 انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهایی من، اینجا چراغی روشنه
اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه
هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت میکنه -
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
جایی که من تنها شدم شب قبلهگاه آخره
اینجا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره
من ماه میگویم هنوز این کورسوی روشنو
انقدر سوسو میزنم شاید یه شب دیدی منو -
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
میگذره
-
نوشتهشده در ۲ تیر ۱۴۰۳، ۱۶:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
شایدم مشکل منم