هرچی تو دلته بریز بیرون 5
-
jahad_121 اگه میخواستین برین، بعدا جواب بدید
من پیام شب بخیرتون دیر دیدم -
فارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۱۸:۱۶ آخرین ویرایش توسط Maaah انجام شده
نبازی خودتو ها، ۲۰هزارتا از رتبهت کم کردی که جمعه مث مرد بری کنکور بدی، بعدم پاشی بیای خونه
-
هیچ وقت ازتون چیزی نخواستم 🥹...آخه ی جورایی با امام رضا راحت ترم به اندازه سنم یعنی ۱۹ بار رفتم زیارت شون حتی بارها شده روزانه چندبار باهاشون صحبت میکنم ...ولی شمااا ی ابهت سنگین دارین و ی کم خجالت میکشم ولی این دفه فرق داره و مستقیم از شما همونی که تو ذهنمه رو میخوام
...با تمام وجودم
-
نوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۱۸:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نگو بی ملاحظهس نگو بی ادبه
چون که بعضی وقتا بعضی حرفا میطلبه
مهم اینه که دلتو به یک دنیای واقعی قرص کردی
آدم بیدار حقیقت رو دید -
@AmirBardia
ایشالا زودتر خوب خوب خوب شی
شرایطت هم برگرده به روال سابق و حتی بهتر -
ولی امسال قبل کنکور، برعکس همیشه، نمیام پیشت
حرمت برام تداعی نشدنه، تداعی روزایی که از ته دل ازت خواستم و رو گردوندی ازم! -
پرستو بابایی خب از حقت دفاع کن
حالا که این حرفا ۱۷-۱۸ سالگی اصلا مهم نیست چند سال دیگه کسی یادشم نمیاد ، ولی مهارت اینکه بتونی بدون اینکه بگی چون به من تهمت زدی من قهرم از خودت دفاع کنی خیلی مهمه ، شاید به ناحق موقعیتت به خطر بیفته نمیشه اون موقع بگی چرا به من شک میکنید من باهاتون قهرم باید ثابت کنی آدم درستکاری بودی و این حرفا ناحقه@Silver-ek
دوست دارم بدونم اگه جای من بودید چه نتیجه گیری می کردید ؟
اگه بحث یکی دو نفر بود اصلا برام مهم نبود
ولی حالا .. -
ازم ناراحت نشو که قهرم باهات!
دیگه چیزی تو دنیا خوشحالم نمیکنه. الانم فرقی نمیکنه چی قبول شم، من فقط اونو میخواستم. پس درکم کن -
نوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۱۸:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بغض، یعنی یه فرزند تودار، با یه لبخند رو کار
که از درون شکسته شده با یه حسرت یه طومار حرف
تو خونه ای که یه دم جنگ و طوفان
بعد همه خسته شدن و پدر رفته تو حال
جا انداخت و خوابید، خونه پادگانه
فردا مامان زجه زنان توی دادگاهه
صداش گرفته، دلشکسته، حنجره خشک
طلاق، این کلمه روح بچه رو کشت -
نوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۱۸:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@f-nalist نمیدونم
یا قراره برا همیشه یه رویا بمونه یا اینکه سال دیگه بهش برسم.... -
@AmirBardia
اونی که رخ میده امیدوارم بهترین برات باشه -
نوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۱۸:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@f-nalist ممنون همچنین برای تو
️
-
@AmirBardia یعنی یه سال دیگه پشت؟
️
خیلی سخته بخدا پشت موندن، تراز اردیبهشت من خیلی نسبت به پارسال بهتر شده خب، ولی پشیمونم که پارسال نرفتم دانشگاه -
@AmirBardia یعنی یه سال دیگه پشت؟
️
خیلی سخته بخدا پشت موندن، تراز اردیبهشت من خیلی نسبت به پارسال بهتر شده خب، ولی پشیمونم که پارسال نرفتم دانشگاهنوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۱۸:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@_Mahdieh من فقط گل لگد کردم
با اشتباهاتی که تو دو سال کنکورم داشتم وقت و انرژی و هزینهی خودمو هدر دادم -
توصیه مدیر عامل انویدیا به دانشجویان:
تابآوری در موفقیت نقش دارد. نمیدانم این را چگونه آموزش دهم جز اینکه آرزو کنم که رنج بکشی. عظمت (سرافرازی) از شخصیت میآید و شخصیت در افرادی شکل میگیرد که رنج کشیدهاند. از این رو آرزو میکنم به اندازه کافی درد و رنج نصیبت شود!
و ضمناً عرض کنم که انویدیا برای مدتی با ارزش ترین شرکت دنیا بود(همین چند وقت پیش)
@فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا @دوازدهم -
امروز تقریبا هیچی نخوندم:)
خدایا .. -
-
@AmirBardia
(گیاه دارویی)
-
خب امروزم جلسه سوم شهریم بود
این بابا خیلی باحاله
یه دقه از گوشه چشمم نگاش کردم(صندلی شاگرد بود)، انقدر دست و پاهاش بلنده دیدم همینجوری داره با کمربندش بازی میکنه و تا زانوش کشیده و هی اینور اونورش میکنه
بعدش وسط جاده بودیم، یه مربی دیگه از همون آموزشگاه اشاره کرد به ماشین ما که اقای فلانی(اسم مربیم) بزن بغل
یکی دوتا ماشین دیگه هم از آموزشگاه ما رد شد اونا هم زدن کنار
یه ۱۰ دقیقه ای باهم حرف زدن مربیا
حالا مربی من اومد داخل و جریانو گفت بهم و ۲۰ یا ۲۵ دقیقه داشت پیش من غییت اونارو میکرد
جریان چی بود؟
از روز شنبه، دوتا مربی سر جای پارک(جای پارک توی سایه بوده) دعواشون شده بوده
حالا چیکار با مربی من و بقیه داشت؟ میگفت میخوام نامه بزن به راهبری، شمام بیاید مهر و امضا بزنید
خیلی باحالن اینا، دوتا خرس گنده سر جا پارک دعوا کردن و فوش دادن و اینا، چیزی هم نمونده بود یقه همدیگه رو بگیرن دعوا فیزیکی شه(اینارو فقط شنیدم خودم نبودم اون روز)
حالا این مربی من تا نیم ساعت داشت برا من تعریف میکرد که آقاااااا مگه اینا بچه مهد کودکی ان و عقل تو کله شون نیست و فلان و بهان
و منم دوباره درحالی که همزمان داشتم سرعت و دوتا آینه و بقیه ماشینا رو و کجا راهنما بزنم کجا نزنم رو کنترل میکردم(خب ناشی ام دیگه طبیعیه همه حواسم بره برا اینا) اینم گیر داده بود و منم باید یه چی همینجوری میگفتم://
ولی امروز گذاشت تا ۳۰ یا ۴۰ تا رو پُر کنم:))
البته مدت کوتاهی بود ولی خبفارغ التحصیلان آلاءنوشتهشده در ۱۹ تیر ۱۴۰۳، ۱۸:۲۴ آخرین ویرایش توسط jahad_121 انجام شدهAkito
این طوری دعوا ندیدم بین مربی ها
فقط خب این بین معمولا مربی ها همون آموزشگاه هم دیگه رو ممکنه ببیند
بعضا ماشین اگر پراید باشه و بوق ش روی فرمون باشه یک دفعه ممکنه مربی میزنه روی بوق برای ماشینی مربی دیگهیا مثلا یک بار که گیش اومد داخل 1 خیابان دو تا ماشین آموزشگاه داشتیم دور 1 فرمول و دو اینا کار می کردیم مربی گفت بزنم کنار
برای پارک و ماشین ها کنار هم
دیگه یک احوال پرسی باهم کردند نمی دونم از بین دو تا شیشه بود تخمک هم گرفتندیا مربی هم از ماشین پیاده شد
یکمی خلاصه صحبت کردند
یک اتفاقی جالبی دیگه که دیدم من به عنوان همراه با یکی از همکلاسیام رفته بودم برای اموزشیش
بعد به مربیش یک نفر زنگ زد که فلان جا ماشین به مشکل خورده و...
دیگه رفتیم سمت جای که ماشین بنده خدا اسیب دیده بود فکر کنم تسمه ماشین مشکل داشت درست یادم نیست دیگه براشون درست کردند اینجا مربیشون یک پیرمرد بود خیلیم مربی خوب و باتجربه ای بود دیگه فنی هم که بلد درست کردندبه هر حال با توجه به مسیر ها که برای اموزش می رید و شرایط ممکنه اتفاق ها که خارج از برنامه اموزشی باشه رو ببنید
-
امروز تقریبا هیچی نخوندم:)
خدایا ..پرستو بابایی منم کم خوندم، طبیعیه نسترن
چرا انقد خودتو اذیت میکنی؟ ببین من همهی چیزایی که میگی رو درک میکنم باور کن طبیعیه