هرچی تو دلته بریز بیرون 2
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
reza213 چه سطحی؟
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
reza213 منظورتون ایکیویه از دو جلدی گاج؟
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چه سکوت شگفت انگیزی
-
reza213 منظورتون ایکیویه از دو جلدی گاج؟
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده@اسمان-ابی ن . زیست جامع دوجلدی. (البته امسال شده تک جلدی ولی هنوز دوجلدیشم میفروشن!) .
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@reza213اهان نمیدونم اینی که میگینو ندیدم
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خب چرا هی سکوت پیشه میکنین؟
-
خب چرا هی سکوت پیشه میکنین؟
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهsheydadb37
این سکوت عرفانیه باید مطالب استخراج کنید از این سکوت
-
sheydadb37
این سکوت عرفانیه باید مطالب استخراج کنید از این سکوت
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده_MILAD_ اوووووووووو یس یس
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
_MILAD_ در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
نمیدانم برای قرارم چه بپوشموعده من با تو پای درخت سیب همیشگی
سلام
درخت سیب که گفتید یاد شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد افتادمتو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دیدغضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشتحمید مصدق
«جواب فروغ فرخزاد به حمید مصدق»
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمیدانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت : برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من ارام ارام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد ازارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت -
_MILAD_ در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
نمیدانم برای قرارم چه بپوشموعده من با تو پای درخت سیب همیشگی
سلام
درخت سیب که گفتید یاد شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد افتادمتو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دیدغضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشتحمید مصدق
«جواب فروغ فرخزاد به حمید مصدق»
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمیدانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت : برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من ارام ارام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد ازارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت -
_MILAD_ اوووووووووو یس یس
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۴ آخرین ویرایش توسط _MILAD_ انجام شدهsheydadb37 اوو یس
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
_MILAD_ در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
نمیدانم برای قرارم چه بپوشموعده من با تو پای درخت سیب همیشگی
سلام
درخت سیب که گفتید یاد شعر حمید مصدق و فروغ فرخزاد افتادمتو به من خندیدی و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دیدغضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشتحمید مصدق
«جواب فروغ فرخزاد به حمید مصدق»
من به تو خندیدم
چون که می دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی
پدرم از پی تو تند دوید
و نمیدانستی باغبان باغچه همسایه
پدر پیر من است
من به تو خندیدم
تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و
سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک
دل من گفت : برو
چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را...
و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من ارام ارام
حیرت و بغض تو تکرار کنان
می دهد ازارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشتنوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفااطمه عاااااااااااااااااااالی
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@faezeh-lay آخ گفتی امضات عالی
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-lila در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:
@faezeh-lay آخ گفتی امضات عالی
مرسی نفسی
نظرت عالیه -
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۸ بهمن ۱۳۹۶، ۱۹:۳۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده