هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
@AmirBarsam دقیقا منم یه زمانی بود استقلال دربیو میباخت گریه میکردم شام نمیخوردم چون فردا قرار بود مدرسه اون کل کلایی که قبلش کرده بودمو جواب پس بدم 😂💔 ولی الان چه ببره چه ببازه انگار نه انگار
-
زهرا بنده خدا 2
وای یاد شما افتادم😑💔😂
حق داشتید والا ،این همه می نوشتین 🤧😂پرستو بابایی
😅❤ -
نیستی خانوم بنده خدا
زهرا بنده خدا 2مِهردُخت
سلام خانم مهردخت
برگشتم❤ -
نمیخواستم بیام انجمن...
این چندروزم طبق معمول کلی ماجرا داشتم که زیاد حوصلهشونو ندارم..
ولی دلم نیومد از این استاد جدیدم نگم...
(همون که رفتم برا زبانم باهاشون صحبت کردم و هرجلسه که منو میبینن پیگیرن که به کجا رسیدیم...)
شخصیت فوق العاده ای دارن( :
به شدت مهربون،بااخلاق،مسئولیتپذیر و دوست داشتنی ان...
امروز از ذوقشون برا پدر شدن ذوق کردم و حالم خوبه( : -
خیلی خوبن( :
خیلی... -
مِهردُخت
سلام خانم مهردخت
برگشتم❤زهرا بنده خدا 2
سلام
خوش برگشتی -
دوشنبه باهاشون کلاس داشتیم
کلاس جابهجا شده بود و یه عده خبر نداشتن نشسته بودن تو کلاس قبلیه منتظر استاد...
استاد اومدن و (۱۰دقیقه ام زودتر اومدن،چون نماینده مون پیام یادآوریِ کلاس فرستاده بود و استاد فک کرده بود میخوایم زودتر کلاس روشروع کنیم)
من و ۳تا از دخترا تو کلاس بودیم
یه کم سربهسرمون گذاشتن(داشتن شوخی میکردن که سوال تشریحی میدن و بچه ها هم میگفتن تستی باشه؛منم تو گوشیم بودم و اهمیتی نمیدادم😶😅(معلوم بود شوخی میکنن)
یهو استاد: خانم فلانی شما نظرتون چیه؟
من: استاد تستی
استاد: شما که سرعت تایپتون بالاست باید بگید تشریحی ،تند تند با مداد بنویسید😀😂
من: استاد سرعت تایپم بالاست با خودکار سریع نمی نویسم😁😂
پن: حالا لبخندم میزدم الان فک میکنن داشتم چیکار میکردم😂🚶🏻♀️)
بعد پسرامونم اومدن
(بقیه همچنان نمیدونستن کلاس جابه جا شده با تاخیر اومدن...)
خلاصه
استاد حال و احوال کرد باهاشون و
پسرامون حال روحیشون خیلی خوب نبود(حالا افسرده هم نه...ولی نگران بودن...)
نگران آینده بودن و اینکه قراره چی بشه و چیکار کنن و چه مسیری رو برن...
پسرا: استاد نصیحتمون کنید(یه همچین جمله ای)
استاد:میخواید حرف بزنیم؟
پسرا: آره
استاد: پس درو ببندید تا ببینیم مشکل چیه❤ -
زهرا بنده خدا 2
سلام
خوش برگشتیمِهردُخت
متشکرم🙏🏻 -
کلاسمون با ایشون تا الان نهایتا ۱ساعته بوده
بعد ایشون سر صحبت رو که باز کردن
حدود ۵۰دقیقه گفت و گو بود...
و من چقد پسندیدم...
و وسطشم ضبط کردم که داشته باشم( : -
گفتن بعضیا به یه جایی که میرسن دیگه گذشتهشون رو فراموش میکنن
ولی من فراموش نکردم
بیاید براتون بگم...
و گفتن...
از درس خون بودن و یهویی تغییر رشته دادنشون
سال کنکورشون مشکل پیش اومده و زیست شناسی قبول شدن
اینقد ازشون توقع نداشتن که فامیل میگفتن آرش به این درسخونیش این شد بقیه چی میشن؟
از کارشناسیشون و چند ترم شاگرد اول بودنشون
از یهویی عاشق شدن و معدل ۱۴ شون
از جواب نه شنیدن از طرف
از گارکری کردن و یهویی سربازی رفتنشون...
از خیلی چیزا...
از اینکه، بچه ها!
آره شما هم عاشق میشید و طرف جواب نه میده
میگه برو باببااا! تو چی میگی دیگه!
از خیلی چیزا باهامون حرف زدن...
از اینکه بچه ها:
به خدا ماهم رو همین صندلیا نشسته بودیم
همین نگرانیا رو داشتیم
خیلی جاها سختی هم کشیدیم
ولی زندگی همینه!...
سخت بگیری سخت میگیره... -
نمیخواستن تخریب رشته کنن!
ولی دوست داشتن پزشک بشن که اونم ماجراها داشته... -
میدونید چی بیشتر از همه باعث شد که دوسشون داشته باشم؟
این صحبتاشون:
آدما ۳دسته ان
دسته اول فقط دنبال سود و منفعت خودشونن
یعنی هم اتاقیش پدرش مادرش حالش بده
میگه به من چه! من درس دارم!
این آدما خیلی زود و به سرعت پیشرفت میکنن
به جاهای خوبی هم میرسن
ولی تهش افسرده میشن
چون کسی دور و اطرافشون نیست...
تنهان...
دسته دوم اینجورین که:
من خوبم ولی در عوضی که تو ام خوب باشی
اگه بدی کنی بدی میکنم...
دسته سوم:
آدمایین که هرکاری بتونن برا بقیه میکنن
منتظر تشکر کسی هم نیستن
اینا کندتر پیشرفت میکنن
هرکسی بتونه میاد ازشون سوء استفاده میکنه
ولی نهایتا این آدما
کلی آدم دور و برشونع...
نهایتا همه دوسشون دارن...من اینو دوست دارم
من انتخابم اینه
اینکه خودمو خرررججِ بقیه کنم...(وقتی با دستاشون به خودشون اشاره کردن و دستاشونو به حالت خاصی که نشون بده داری خودتو خرج میکنی و اصلا بدنت مهم نیست،حرکت دادن،خیلی حس قشنگی بود...)
چون خدا هم همینه بچه ها!
خدا هم راحتتت میبخشهههه
بی نهایتتت مهربونه...
پن:
جهان بینیشون خیلی قشنگ بود( :
حقیقتاکیف کردم....( :
حالم خیلی خوب شد... -
من همهتونو دوست دارم بچه ها...
با هر پوششی که دارید
با هر اعتقادی که دارید...
(به نظرم این خیلی حرف سنگینیه...و هرکسی این طوری نیست...
کسی اینجوری میشه که:
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست...
و چقد عاشق او نیستیم....) -
میدونید چی بیشتر از همه باعث شد که دوسشون داشته باشم؟
این صحبتاشون:
آدما ۳دسته ان
دسته اول فقط دنبال سود و منفعت خودشونن
یعنی هم اتاقیش پدرش مادرش حالش بده
میگه به من چه! من درس دارم!
این آدما خیلی زود و به سرعت پیشرفت میکنن
به جاهای خوبی هم میرسن
ولی تهش افسرده میشن
چون کسی دور و اطرافشون نیست...
تنهان...
دسته دوم اینجورین که:
من خوبم ولی در عوضی که تو ام خوب باشی
اگه بدی کنی بدی میکنم...
دسته سوم:
آدمایین که هرکاری بتونن برا بقیه میکنن
منتظر تشکر کسی هم نیستن
اینا کندتر پیشرفت میکنن
هرکسی بتونه میاد ازشون سوء استفاده میکنه
ولی نهایتا این آدما
کلی آدم دور و برشونع...
نهایتا همه دوسشون دارن...من اینو دوست دارم
من انتخابم اینه
اینکه خودمو خرررججِ بقیه کنم...(وقتی با دستاشون به خودشون اشاره کردن و دستاشونو به حالت خاصی که نشون بده داری خودتو خرج میکنی و اصلا بدنت مهم نیست،حرکت دادن،خیلی حس قشنگی بود...)
چون خدا هم همینه بچه ها!
خدا هم راحتتت میبخشهههه
بی نهایتتت مهربونه...
پن:
جهان بینیشون خیلی قشنگ بود( :
حقیقتاکیف کردم....( :
حالم خیلی خوب شد... -
اینکه دختر و پسرا میگن آره ما عاشق فلانی ایم
دوسش داریم
بعد زنگ میزنن طرف جواب نمیده
ناراحت میشن و غر میزنن و دعوا راه میندازن
بابا!
طرف سرکار بوده
مشغول بوده
داشته آشپزی میکرده
نمیتونسته جواب بده...
تو اگه واقعا عاشقی
عاشق واقعی دنبال راحتی و حال خوبِ معشوقشه...
نه اینکه زندانیش کنه و بگه تو فقط برایِ منی...!
اینایی که میگن عاشقیم
اسمش عشق نیست!...
عاشق واقعی فقط معشوقشو میبینه(اینم خیلی حرف سنگینی بود...خیلی زیاد...)

