هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
اون روز نشد برم پیش مامان بزرگم
احتمالا فردا برم...
ولی باید کلاس رو بهانه کنم و بگم اول صبح برم گردونن
چون اگه بمونم
دیگه نمیارنم
و امتحان چهارشنبه رو میفتم
حتی جزوه هاشم ندارم و نمیدونمم چقدره
ولی در هر حال روز بعد از امتحان رو باید استراحت کنم
پس میرم اونجا -
ولی هر دفعه نگرانم که کسی از دستم ناراحت نشه و این خیلی اذیت کننده است
️
آقا خب از من توقع آداب اجتماعی ۱۰۰از ۱۰۰دارن
مثل دخترای هم سن و سالم که خیلی اجتماعی بودن و الانم ازدواج کردن و اجتماعی تر شدن
خب من واقعا اونقد بلد نیستم
متاسفانه همش سرم تو درس و کتاب بوده...
یا کارای هنری...
آدم اجتماعیای نبودم...
و چون گاهی اشتباه رفتار کردم
دیگه انگار تصورشون همون شده
حس میکنم با کوچیک ترین حرفی ناراحت میشن
️
-
البته خاله بزرگیم اینجوریه
کوچیکه برعکسه... -
کاش مامان بزرگم پیش کوچیکی باشه
️
-
و بزرگیم بیاد همونجا همو ببینیم...
من نصف شب نمیتونم برم اونجا -
نمیدونم
-
ذهن شما دشمن واقعی شماست.
اگر شما آن را کنترل نکنید، شما را کنترل خواهد کرد... -
یه روزی میبینی
یکی که حرف میزد و همیشه یه عالمه چیز واسه تعریف کردن داشت، دیگه حرف نمیزنه، دیگه تعریف نمیکنه
و تو هیچوقت نمیفهمی چرا
چون میترسی بفهمی و انقدر غمش بزرگ باشه که نتونی نزدیکش بشی
شایدم میپرسی ولی نمیتونی تسکینش بدی
یا شاید چون واقعا حوصله شو نداری که حرفاشو بشنوی
حداقل برای خودم اینطوری بوده
Something has changed
But you don't know why
And you can't do anything about it
You can only stand there and watch
Waiting for the time when the thing changes againتودلی
-
GTMUNWFKQUURRFMUKGRNHFZL
تودلیپ.ن:
خداروشکر کامرد هم نمیتونه اینو رمز گشایی کنه -
Akito در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
GTMUNWFKQUURRFMUKGRNHFZL
A ZCEX CQ UW GFKT TW BTTOIAI DUFM