-
نوشتهشده در ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ۷:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۷ بهمن ۱۳۹۶، ۲۰:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خوب شددردم دوا شد،خوب شد
دل به عشقت مبتلا شد،خوب شد -
نوشتهشده در ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۶:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چشم مست یار من
میخانه میریزد بهم
#حافظ -
نوشتهشده در ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۶:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی ....
-
نوشتهشده در ۲۸ بهمن ۱۳۹۶، ۶:۵۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اگر به خانه ی من آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم#فروغ_فرخزاد
-
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۱:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ببخش خودت را
برایِ تمامِ راه های نرفته
برایِ تمامِ بی راه های رفته
ببخش،
بگذار احساست
قدری هوایی بخورد … -
نوشتهشده در ۲۹ بهمن ۱۳۹۶، ۲:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۶:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تا با تو بوم نخسبم از یاریها
تا بیتو بوم نخسبم از زاریها
سبحانالله که هردو شب بیدارم
توفرق نگر میان بیداریها -
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۱:۵۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من از چَشمــــانِ خود آموختــــم رسم محبّـــت را
که هر عضوی به درد آید، به جایش دیده می گرید
-
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۱۶:۵۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، ۲۲:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من همانم که شبی دست یار وفادارش در دست دگری دید و لبخندش را...... -
دلبرای دلبر خونه خرابم کرد
شعر بلد نیستم. همینو بپذیرین دوستان از من
خیلی شعراتون زیباست. مرسی از تک تکتون -
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۷:۳۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
برای شادی روحم کمی غزل لطفا
دلم پر از غم و درد است، راه حل لطفاهمیشه کام مرا تلخ می کند دنیا
به قدر تلخی دنیای تان، عسل لطفا !مرا به حال خودم ول کنید آدم ها
فقط برای کمی گریه لا اقل، لطفاکسی میان شما عشق را نمی فهمد
ادا،دروغ بس است این همه دغل، لطفاکجاست کوهکنی تا نشان دهد اصلا
به حرف نیست که عاشق شدن،عمل لطفا"به زور آمده بودم، به اختیار مرا"
ببر به آخر دنیا از این محل لطفانمانده راه زیادی، کنار قبرستان
پیاده میشوم آقا... همین بغل، لطفاف.نظافتی
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
فکر کن! حبس ابد باشی و یکبار فقط
به مشامت نَمی از بوی خیابان برسدسال نفرین شده در قرن مصیبت یعنی
هی زمستان برود ، باز زمستان برسد!%(#003cff)[#پویا جمشیدی]
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۶ آخرین ویرایش توسط Sobhan.1999 انجام شده
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آن چنان مات که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قاصدك ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از كجا وز كه خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا كه بود چشمی و گوشی با كس
برو آنجا كه تو را منتظرند
قاصدك
در دل من همه كورند و كرند ...
-
نوشتهشده در ۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۳:۰۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
این منم خسته درین کلبه تنگ
جسم درمانده ام از روح جداست
من اگر سایه ی خویشم ، یا رب
روح آواره ی من کیست ، کجاست ؟