هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
Anzw 18
قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره -
Anzw 18
وسط بیتوترین نقطهٔ زندان بودم
که به یاد تن گرم تو تنم داغ شد -
Anyways من عضو گروه دانشجویان درس خوانم
نامیدت نمیکنم
#تودلی -
Anzw 18
برای من ماجرای مردی را نقل کردند که به زندان افتاده بود
و دوستش شبها بر زمین میخوابید تا لذت نبرد
از آسایشی که دوستش از آن محروم شده است.
چه کسی؟ چه کسی برای ما بر زمین خواهد خوابید؟ -
@AmirBarsam
چرا بارسا باید اسپاتیفای باشه؟ -
Anzw 18
قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره@danial-hosseiny
هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست
تا نگویی که اسیران کمند تو کمند -
@هویججج
من با همون خط اول ناامید شدم. -
ای باغ خوش خندان بی تو دو جهان زندان
آنی تو و صد چندان زنهار مخسب امشب -
چیز دیگه ای از "زندان" خاطرم نیست:)))
-
خوب می دانی که زندان چیست دانیال حسینی
-
عشق اگر افسانه میسازد که در زندانِ دل
چند روزی میهمانم، بشنو و باور مکن!(منم اینو الآن از کانالم تقلب گرفتم)
-
شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق در بند است(و این)
-
عشق اگر افسانه میسازد که در زندانِ دل
چند روزی میهمانم، بشنو و باور مکن!(منم اینو الآن از کانالم تقلب گرفتم)
@danial-hosseiny قشنگه نشنیده بودمش تاحالا:)
-
یک شب به رغم صبح به زندان من بتاب
تا من به رغم شمع سر و جان فشانمت -
تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی
تن همه چشم به هم چشمی روزن کردم -
Anzw 18 در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
تا چو مهتاب به زندان غمم بنوازی
تن همه چشم به هم چشمی روزن کردمآشیانم به سر کنگره افلاک است
گرچه در غم کده خاک نشیمن کردم

