هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
نمیدونم چطوری توضیحش بدم
ولی تاحالا حس کردین از لحاظ شخصیتی با خیلیا فرق دارین ؟ حس متفاوت بودن داشتین؟
حس خارج از چهارچوب؟@هویججج اگه بخوایم به چند سال گذشته نگاه کنیم خب ظاهر و شخصیت من همخوانی داشت با اکثریت ولی الان در مقایسه با مد امروز، خب باید بگم شبیه اصحاب کهفم

یعنی یجوری شده که دهه هشتادیا که همدهه خودم هستن برام شدن بچه های نسل جدید


-
-
این برگه های امضا هستن؟ توی حوضه ما داشتن دست به دست میشدن، من اشتباهی بعد از امضا برگه سوالات صفحه اولم رو هم همراهش رد کردم XD. خوبه که حوضه ما اصلا جدی نیستن، مگرنه احتمالا یه تخلف و بعدش هم یه صفر زیبا توی کارنامم ثبت میشد.
-
یهو دیدم برگم نیست، همون لحظه فهمیدم چه غلطی کردم و سریع دستم رو بالا بردم مراقب رو خبر کردم.
-
@هویججج متوجه ام کاملا...
منم از این نسخه خودم خوشم نمیاد. اینکه چرا انقدر زود باید با حقیقت های دنیا مواجه میشدم. من محکوم بودم به پذیرش زودهنگام...
برای همین الان احساس میکنم اون حس شادابی و انرژی در من خشک شده دیگه حتی نمیتونم تظاهر کنم که ارههههه من یه آدم باحالم...
همسن و سالام و که نگاه میکنم چقدررر انرژی دارن، روحیشون زنده هست، یه رگه هایی از خامی، بی تجربگی و تازه نفس بودن در وجودشون پیدا میشه. دنیاشون مثل من پر نشده از واقعیت.
یه سوال...همین تظاهر به خوشحال و پرانرژی بودنه حتی یه درصد هم اون تاریکی که ازش گفتید رو روشن نکرد؟E.B.BUTTERFLY در هرچی تودلته بریز بیرون۶ گفته است:
باید با حقیقت های دنیا مواجه میشدم. من محکوم بودم به پذیرش زودهنگام...
اگه دوست داری میتونی بیشتر برام توضیح بدی؟
-
شیش ساعت مونده به شروع امتحان حسابان و یک پنجم کتابو نخوندم
|
شعردانه






