هرچی تودلته بریز بیرون7
-
میدونی بد ترین و مسخره ترین نقطه برام کجاست؟
اون جایی که دلم میخواد قبولی بهمن باشم تا حتی درسای دانشگاه رو هم نخونم
نمیدونم این همه فرارم از زندگی تهش میخواد به چی ختم بشه
فرار نمیکنم اما بدم نمیاد انجامش بدم
دلم میخواد تو خلاء باشم
یهو وسط نوشتن یاد بابا افتادم
همین کافیه که برم ادامه بدم
مهم نیس گاهی وقتا قلبم میشکنه
مهم نیس اینا
مهم اینه از خودش گذشته به خاطرمون
کاش خوشحالش کنم یه روز
کاش بخونم همیشه فقط و فقط واسه بابا
چون بعید میدونم تو حالت عادی تا حداقل 8 سال آینده خوشحالی خاصی رو تجربه کنم
من آدم زیاد فکر کردنم
زیاد فکر کردن به هر چی
به این که بگم
عه فلان کار؟
خب تهش چیه؟
به چی میرسم؟
و الان همون حسای خطرناک پارسال دارن برمیگردن
یکم با بابا حرف بزنم برم بشینم بخونم -

یادداشت های اون شب😑😂
۵ آذر بود اونشببب😂در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:

یادداشت های اون شب😑😂
۵ آذر بود اونشببب😂بعد اون شب
تصمیم گرفتم نمایندگی آدمای احمق رو نکنم
دقیقا همین شب بود که به این نتیجه رسیدم چرا یه نفر آدم درست باید از مسئولیت فراری باشه
چون اونقدری که وضعیت رو درست میکنه و همه اجزا رو کنار هم نگه میداره، ارج و قرب نمیشنوه و فقط حرف بیخود میشنوه، اینم امیدشو از دست میده -
😂😂چه برگ ریزون، فکر نمیکردم یه وقت این نوشته هارو به اشتراک بزارم و بخندم بهشون
-

یادداشت های اون شب😑😂
۵ آذر بود اونشببب😂Infinitie. A
چقد نامرد و بیشرفن...
🚶🏻♀️حق داشتی اون زمان عصبی باشی -
میتونید برنامه خودتونو ادامه بدید تو امتحانا چون اهمیتی نداره
حتی یکی بود حساس بود رو نمراتش بهش گفتم حتی اگه لازم شد امتحانت عمدا یکی دو نمره کمتر بنویس یا خیلی خوب نده که این تابو تو ذهنت بکشنه و به فکر کنکور باشی
و این طوری بقیه رقبا هم دیگه حسادت نمب کنن به آدم ولی یهو تو کنکور و آخر سال غافلگیر میشنشما هم برنامه کنکوری خودتونو میتونبد پیش ببرید چون کنکور نزدیکه و امتحانا میان ترم اهمیتی نداره

