هرچی تودلته بریز بیرون7
-
ی تفریحمون دانشگاه بود میرفتیم بیرون اونم داره کنسل میشه
-
فایل اول اتاق عمل تموم شد...
-
۲ تا دیگه مونده
-
بعدش غذا ...
-
کلافه ام
-
هیچی سر جاش نیست هیچی
-
یه چایی بخورم بعد ادامه بدم
-
هعی..
-
نوشته بود که:
مراقب باشیم آدمها رو مجبور به فرورفتن در نقش و ژست همدردی و همدلی نکنیم. همدلی واقعی، نمایش دادن نیست. فرهنگ ما طوریه که حتا اجازه نمیدیم کسی که سوگواره، به صورت طبیعی سوگواریش رو بکنه. تمام این احساسات شبیه roller coaster هستن. گاهی اصلن نیستن، گاهی یههویی غلیان میکنن. آدمی که توی سوگه در لحظاتی نه تنها میتونه کتاب بخونه، باشگاه بره و با دوستانش معاشرت کنه، بلکه حتا میتونه گاهی جک بگه، شاد باشه و بعد یههویی پقی بزنه زیر گریه. هر کسی که سوگ رو تجربه کرده باشه این راز رو میدونه. هرچند قضاوت دیگران ناچارش میکنه که به صورت فیک ژست مغموم خودش رو حفظ کنه.
در مورد همدلی با فجایع زمانه هم همینطوره. با نمایشگری و ادا اطوار و ژست همدلی به سمت ریاکاری و دور شدن از واقعیت میریم و نمیگذاریم احساساتمون به صورت طبیعی حل و فصل بشن. اجازه بدید خودتون و اطرافیانتون در فجایع زمانه زندگیتون رو بکنید و راه خودتون رو برای مقابله با استرس پیدا کنید. با ادبیات دیگری همان مفهوم نخنما که "اگر به قصد لذت باشد حرام است" را تکرار نکنید. حافظ باجغلی، روانپزشک.


