هرچی تودلته بریز بیرون7
-
نمیدونم ، ولی یکی از کلی شخصیت های فرعی دیگه
یکی دیگه از کلی شخصیت های فرعی این دنیا که سالهاست دیگه نیستن و اصلا برای کسی مهم نیست بودن یه زمانی
نمیدونم کسایی که شخصیت اصلی این دنیا میشن سرنوشت براشون اینطور تقدیر کرده یا خودشون تونستن انتخاب کنن؟
کاش میدونستم این به تقدیر برمیگرده یا انتخاب
ولی خب شخصیت های اصلی همشون یه خصوصیت کاریزماتیک دارن...
میگن خوبه که آدم با اومدنش به دنیا چیزی رو اضافه کنه و اگه رفت چیزی از این دنیا کم بشه ، ولی یه شخصیت فرعی هم به این درجه میتونه برسه ؟
ولی شخصیت های فرعی هیچ وقت به یاد ها نمیمونن ولی اقدام جمعی شخصیت های فرعی همیشه به یاد میمونه...چه اقدام مثبت و چه منفی ، در حالی که هویت این شخصیت های فرعی نامعلومه
شاید ما اشتباه یاد گرفتیم که مهم ها همیشه اصلی ها هستن و کی به غیراصلی ها اهمیت میده ؟
#تودلیmahdi.ek در هرچی تودلته بریز بیرون7 گفته است:
نمیدونم ، ولی یکی از کلی شخصیت های فرعی دیگه
یکی دیگه از کلی شخصیت های فرعی این دنیا که سالهاست دیگه نیستن و اصلا برای کسی مهم نیست بودن یه زمانی
نمیدونم کسایی که شخصیت اصلی این دنیا میشن سرنوشت براشون اینطور تقدیر کرده یا خودشون تونستن انتخاب کنن؟
کاش میدونستم این به تقدیر برمیگرده یا انتخاب
ولی خب شخصیت های اصلی همشون یه خصوصیت کاریزماتیک دارن...
میگن خوبه که آدم با اومدنش به دنیا چیزی رو اضافه کنه و اگه رفت چیزی از این دنیا کم بشه ، ولی یه شخصیت فرعی هم به این درجه میتونه برسه ؟
ولی شخصیت های فرعی هیچ وقت به یاد ها نمیمونن ولی اقدام جمعی شخصیت های فرعی همیشه به یاد میمونه...چه اقدام مثبت و چه منفی ، در حالی که هویت این شخصیت های فرعی نامعلومه
شاید ما اشتباه یاد گرفتیم که مهم ها همیشه اصلی ها هستن و کی به غیراصلی ها اهمیت میده ؟
#تودلیمنم خیلی به این قضیه فک می کنم
مثلا من خودم اگه بمیرم میشم سیاه لشکر
از این سیاهی لشکرای توو فیلما که انگار مرگشون برای هیچکس مهم نیست.....
شاید هم سندرم بازمانده گرفتیم
عذاب وجدان خوشحال بودن یا دووم آوردن یا حتی زنده موندن و نفس کشیدن گرفتیم😶🌫️ -
نمی دونم شاید حالتون رو یه ذره بهتر کنه...
دستورالعمل روانشناختی برای حفظ و بهبود سلامت روان
در شرایط فشار اجتماعیِ طولانیمدت۱. عادی سازی واکنشهای روانی
در شرایط ناپایدار، افزایش اضطراب، تحریکپذیری، کاهش تمرکز، اختلال خواب و افت انگیزه واکنشهای طبیعی سیستم عصبی هستند، نه نشانه ضعف فردی.
اولین گام بهبود، حذف خودسرزنشی و پذیرش این واقعیت است که روان انسان به فشار مزمن، واکنش بقا نشان میدهد.۲. تنظیم مواجهه با اخبار (Information Hygiene)
قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی، سیستم عصبی را در حالت تهدید نگه میدارد.
توصیههای علمی:
پیگیری اخبار را به ۱–۲ بازه زمانی محدود در روز کاهش دهید
از منابع مشخص و قابل اعتماد استفاده کنید
از اسکرول بیهدف و شبانه پرهیز کنید
بلافاصله پس از دریافت خبر سنگین، فعالیت تنظیمکننده (حرکت، نفس عمیق، تماس انسانی) انجام دهید۳. بازگرداندن حس «کنترل حداقلی»
فشار اجتماعیِ مزمن، حس ناتوانی آموختهشده ایجاد میکند.
حتی کنترلهای کوچک، اثر محافظتی جدی دارند.
اقدامات ساده اما مؤثر:
داشتن روتین ثابت خواب، غذا و حرکت
تعیین هدفهای کوچک روزانه (قابل انجام، نه ایدهآل)
تصمیمگیری آگاهانه در امور جزئی زندگی۴. مراقبت از سیستم عصبی، نه فقط «حالِ خوب»
در این شرایط، هدف «شاد بودن» نیست؛ هدف تنظیم سیستم عصبی است.
راهکارهای مؤثر:
تنفس آهسته و عمیق (۴ ثانیه دم، ۶ ثانیه بازدم)
فعالیت بدنی ملایم اما منظم
تماس با طبیعت، نور روز و سکوت
کاهش مصرف کافئین و محرکها۵. حفظ ارتباط انسانی معنادار
انزوا، فشار روانی را تشدید میکند.
گفتوگو، حتی بدون راهحل، اثر درمانی دارد.
توصیهها:
احساسات را بدون قضاوت به فرد امن بیان کنید
شنونده باشید، نه اصلاحگر
لازم نیست «مثبتاندیشی» تحمیل شود؛ همدلی کافیست۶. بازتعریف مفهوم «قوی بودن»
در شرایط بحران اجتماعی، قوی بودن به معنای بیاحساسی یا تحمل بیپایان نیست.
قوت روانی یعنی:
تشخیص حد توان
درخواست کمک
استراحت بدون احساس گناه
انعطافپذیری، نه فرسایش۷. تشخیص زمان نیاز به کمک تخصصی
اگر علائم زیر بیش از چند هفته ادامه داشت، مراجعه به روانشناس یا روانپزشک توصیه میشود:
بیخوابی یا کابوس مداوم
اضطراب یا غم شدید و پایدار
بیحسی عاطفی طولانی
افکار ناامیدی یا بیارزشی
درخواست کمک، نشانه مسئولیتپذیری روانی است، نه ضعف.
جمعبندی
سلامت روان در شرایط ناسالم اجتماعی، به معنای «حال خوب دائمی» نیست؛
به معنای مدیریت فشار، کاهش آسیب و حفظ انسانبودن است.
اگر امروز فقط توانستید دوام بیاورید،
از منظر روانشناسی،
همین یک موفقیت واقعی است.دکتر غلامرضا زمانی متخصص جراحی عمومي
🌿🌹🌿🌹
-
نقاشی میکشم کلیییی سر چهره و چشماش وقت میزارم ولی تهش دلم نمیخواد رنگش کنم
غذا درست میکنم ولی دلم نمیخواد بخورمش
وقتی میفتم دیگه دلم نمیخواد پاشم
😕 -
یعنی رو اعصاب تر از آدم بدقولی که نه از سر فراموشی بلکه از سر تنبلی، بی اهمیت جلوه دادن دغدغهای دیگران و خودخواهی وظیفهای رو که بهش سپرده شده انجام نمیده هم وجود داره؟ خوبه امروز خیلی جدی با هم به توافق رسیدیم که اون فایل (انقدر بهت یادآوردی کردم که دیگه برام بی ارزش شده) رو بفرستی! با «باشه میفرستم، باشه میفرستم چقدر میگی»هات خواستی از سر خودت باز کنی.
هی میخوام روی خودم کار کنم از دست مردم عصبانی نشم و حرص نخورم نمیشه واقعا نمیشه! آخه من چجوری خونسردیم رو حفظ کنم وقتی اون فایل مسخره دست اونه و برام نمیفرسته؟ خب لابد برام مهمه که انقدر تأکید میکنم دیگه...
واقعا نمیدونم با تو یکی چطور باید راه اومد :/// هیچ قلقی نداری! از هر دری وارد میشم بلکه یکم از مواضع پوشالی که برای خودت ساختی پایین بیای، بدتر لجبازی میکنی...
آخه من چه گناهی کردم که هر روز باید از دست حداقل یک نفر اعصابم خورد بشه نمیدونم یا من خیلی حساسم یا هنوز نتونستم خودمو با حیات وحشی که آدمایی مثل این عجیبالخلقه ساختن منطبق کنم؟! نمیدونم واقعا...
از یه جایی به بعد دیگه واقعا ارزش نداره. خودت توی ذهنت این آدما رو از دایرهی ارتباطات حذف میکنی و بیصدا ازشون فاصله میگیری و بله سلامممم به آرامش! -
آخه یکی دو تا نیست که طرف کارگاه برگزار کرده به همه اطلاع داده جز من! مشکلت چیه؟ بگو بهت کمک کنم مشکلی که بی دلیل با من داری رو خودم ده برابر کنم!
-
حالا سال ها قبل فقط یک سال واسه همه نقاشیایی که دور ریخیتم زار زدیم😐
دیگه با دنیای مدادرنگی خیلی وقته خداحافظی کردم
ولی همچنان اگه بهم بگن رنگ مورد علاقت چیه؟
میگم همه رنگا رو دوست دارم
در آینده های دوووور😂
دلم میخواد ظروف اشپزخونه ام از این بشقاب و کاسه هایی باشه که هرکدوم یه رنگن
وقتی در کابینت رو باز میکنی اینهمه رنگ حالتو خوب میکنه
حتی شیشهی خونه قدیمیا که وقتی افتاب میزد انعکاس رنگشون رو فرش خونه میفتاد خیلی قشنگ بودن -
یه جاهایی صرفا «رعایت ادب» و «حفظ احترام ظاهری» و «خویشتن داری» واقعا جواب نیست. حداقل روی اونی که عادت کرده به همه توهین کنه و توهین بشنوه تأثیری نداره. یه جاهایی اتفاقا «باید» اون روی زیبا رو بهشون نشون بدی تا حساب ببرن.
-
ولی یه سری از این دهه نودیا خیلی رو اعصابن تحملشون خیلی سخته😐
-
romisa در هفته های خوشحالی گفته است:

چیزی که عمیقا امروز خوشحالم کرد
توو دانشکدمون بودم، دانشکدمون بام کرجه و یه دره داره
اونجا میشه یه نگاه کلی به شهر انداخت
یادمه از ترم اول هروقت که ناراحت بودم میرفتم اونجا و باد می زد توو صورتم و سروصداهای اطراف کلا حواسمو پرت می کرد و ذهنمو از موضوع باعث ناراحتی، عوض می کردامروز برای آخرین بار دوباره رفتم اونجا
نه از روی غم و غصه و ناراحتی
اتفاقا از روی اشک شوق
برای فراموش کردن و پشت سر گذاشتن همه ی روزای سختی که گذشت
برای عبور کردن از این مرحله و ماراتنمثلا هرکاری می کردم با خودم می گفتم عههه این شاید آخرین بار باشه
مثلا آخرین باره که امروز توو بوفه دانشکده دارم کارامل ماکیاتو رو تنهایی می خورم و .....خیلی سخت گذشت ولی آره تموم شد تموووم🥹😍😍😭😭💖
خداروشکرر😇
حس خیلی خوبی گرفتم از شنیدنش✨️
برات آرزوی موفقیت میکنم🌹 -
ولی من با همه اتفاقا قشنگ احساس میکنم زمان زیادی زود میگذره
بچه که بودم تعطیلات تابستونی فقط سه ماه بود اما وقتی شهریور میشد حس نمیکردم سه ماه گذشته انگار شیشماه گذشته بود خیلی خوب بود
الان نمیدونم چطوریه
انگار همین ده دقیقه پیش بود که ساعت ۱۲ بود
یا دیروز بود که به عنوان یه دانش اموز دوازدهم پا به راهروهای جهنمی مدرسه گذاشتم😂
یه زمانی از بچه ها میپرسیدم ۱۸ سالگی چه حسی داره؟ اون موقع دهم یازدهم بودم تولد ۱۸ سالگیشونو تبریک میگفتم
ولی الان نزدیک ۲۰ سالمه😂😂
یه سالیه مثل همه سال های زندگی ولی قشنگ اون پخته تر شدن رو احساس میکنی تجربه های بیشتر رو و خیلی چیزای دیگه -
همین خوشی های کوچیک
#تودلی -
خدایا بازم شکرت=)))
-
واقعا کدوم خری تو رو مسئول کرده مغول؟
-
ظالم تر از مغولی

