هرچی تودلته بریز بیرون7
-
قابل باور کردن شاید نباشه، ولی من هیچ وقت سوپرایز نشدم ....
هر چی فکر میکنه به نقطه عطف خاصی نمیرسم.
همیشه یا میفهمیدم یا بهم میگفتن یا حس میکردم قرار فلان اتفاق بیوفته....
و هیچ وقت عمیقا خوشحال نشدم اگر یکی قرار بوده باشه مثلا سوپرایز کنه بهم یه چیزی بده یا یه چیزی بگه یا برام کاری بکنه.
خودمم تازه متوجه این موضوع شدم.
و چقدر عجیب. -
قابل باور کردن شاید نباشه، ولی من هیچ وقت سوپرایز نشدم ....
هر چی فکر میکنه به نقطه عطف خاصی نمیرسم.
همیشه یا میفهمیدم یا بهم میگفتن یا حس میکردم قرار فلان اتفاق بیوفته....
و هیچ وقت عمیقا خوشحال نشدم اگر یکی قرار بوده باشه مثلا سوپرایز کنه بهم یه چیزی بده یا یه چیزی بگه یا برام کاری بکنه.
خودمم تازه متوجه این موضوع شدم.
و چقدر عجیب.______ اونوقت من امسال روز تولدم درحالی که اعصابم از دست بچه های انبار خورد بود و یه اتفاق دیگه هم افتاده بود و داشتم اشکامو پاک میکردم رو بالابر که بیام بالا از انبار یه بچه ها گوشی گرفته بود دستش و من نفهمیدم چرا گوشی گرفته دستش تا موقعی که آقای باقری و خانوم دکتر با کیک از پشت سرم وارد داروخونه شدن
-

ز اعماق قرون از بین جمعیت تو را دیدیم
تو هم ای ناز مطلق از همان بالا ببین ما را -
تا قبل از اینکه همه چیز زندگیمون مجازی بشه
رنگا
دوست داشتنا
سبک زندگیا
بیرون رفتنا
خندیدنا
گریه کردنا
حتی غم و غصه ها
همه چیز خیلی قشنگتر بود، خیلی:) -
کلللل امروز بدون وقفه برنامه نوشتم کل جمعم تموم شد هنوزم برنامه ریزیا تموووم نشده 😔
ولی یه احساس خوب دارم که کار بچهارو راه انداختم خیلیییی احساس خوبیه..🙄🥲

