هرچی تودلته بریز بیرون7
-
«آنها» میخواهند افسرده شوی،
یک گوشه کز کنی،
با خشمی که به هر دلیل نمیتوانی ابرازش کنی، بیفتی به جون خودت ،
قرصی شوی،
بنگی و الکلی و بی مصرف بشوی،
کار نکنی،
رشد نکنی،
کتاب نخوانی،
کلاسهایت را رها کنی،
جسمت مثلا زنده بماند اما روحت تماما مرده باشد که
رویا نکنی،
نخندی،
نرقصی،
تا فراموشت بشود لیاقت چه شادیها و زندگیهایی داری،
آنوقت، بی دردسر تر به «دریدگیهایشان» ادامه میدهند؛
پس هر صدایی که تو را به رکود و خمودی و گریستن در خلوت و کارنکردن و کتاب نخواندن و دورهم جمع نشدن دعوت میکند، صدای آن یار شفیق خردمند نیست،
یا تجربه ندارد،
یا کم خرد است
یا شریک «آنها» است.
برخیز و به ابلیس غم سیلی بزن،
«من و تو لیاقت زندگی بهتر، محترمانه تری داریم»،
همین را فریاد بزن که خوابشان را پریشان کنی نه اینکه تو بی خواب شوی و پریشان.خاک پای میهن
-
-
تنها چیزی که این روزا زنده بودنم رو بهم یادآوری میکنه، صدای بارونه
خدایا شکرت -
دلم میخواد برم طبیعت و در سکوت اغواگرش، با مسائلی که نیاز به پذیرش دارن کنار بیام :))
ولی فعلا باید بشینم توی اتاق و از عطر مست کنندهی کتابها مستفیض بشم.
بهبه چه سعادتی! -
مردنکه سیم بیتره
دی زنه منه
قورسونکه سیم بیتره
دی جو کنه
ای فلک
پارچه سیاهی سی تنم دوخت
تو رتی وا رتنت کنج دلم سوختافتاده سر زبونم 😁😂
-
ماه پیش همین روز
حوالی ساعت ۹ شب
صدای شلیک ممتد
از رد تیرهایی که از دوشکا میزدن آسمون قرمز میشد
اول همه فکر میکردن صدای پهپاد و اسرائیل حمله کرده
ولی یهو یکی از اون شلوغی اومد طرفمون با صورت وحشت زده و گفت اون طرف قیامته
همه شوک شده بودن
بچه ها از ترس گریه میکردن
تلفن ها قطع شد
همه از هم بی خبر
صدای جیغ
رد خون تو خیابون های شهر
صدای شلیک که خوابید بعد از چنیدین ساعت
دیگه هیچکس اون آدم قبل نشد -
من این صحنه و این صداها هیچوقت از سرم نمیره بیرون

