هرچی تودلته بریز بیرون7
-
استرس دارمم
کاش زودتر امشب بگذره و برهههههه -
«آنها» میخواهند افسرده شوی،
یک گوشه کز کنی،
با خشمی که به هر دلیل نمیتوانی ابرازش کنی، بیفتی به جون خودت ،
قرصی شوی،
بنگی و الکلی و بی مصرف بشوی،
کار نکنی،
رشد نکنی،
کتاب نخوانی،
کلاسهایت را رها کنی،
جسمت مثلا زنده بماند اما روحت تماما مرده باشد که
رویا نکنی،
نخندی،
نرقصی،
تا فراموشت بشود لیاقت چه شادیها و زندگیهایی داری،
آنوقت، بی دردسر تر به «دریدگیهایشان» ادامه میدهند؛
پس هر صدایی که تو را به رکود و خمودی و گریستن در خلوت و کارنکردن و کتاب نخواندن و دورهم جمع نشدن دعوت میکند، صدای آن یار شفیق خردمند نیست،
یا تجربه ندارد،
یا کم خرد است
یا شریک «آنها» است.
برخیز و به ابلیس غم سیلی بزن،
«من و تو لیاقت زندگی بهتر، محترمانه تری داریم»،
همین را فریاد بزن که خوابشان را پریشان کنی نه اینکه تو بی خواب شوی و پریشان.خاک پای میهن
-
دروازه ای به سمت شخصیت واقعیم بود اون اتفاق دیروز :))
البته که اتفاق نبوده خیلی روزا براش زجر کشیدم... -
من واقعی چه شکلیه و کیه….
#تودلی -
من مشکلم با اون معارف وسط روز و تک و تنهاست بااااااا
یه روز فقط بخاطر اون پا شم برم دانشگاه اخه
سایت هم باز نمیکنهههههه

