-
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۸:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
تو مو می بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو او اشارت های ابرو -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۹:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
هرکه در این بزم مقرب تر است
جام بلا بیشترش می دهند... -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۱:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
تا دل به مهرت دادهام در بحر فکر افتادهامچون در نماز استادهام گویی به محرابم دری
دیگر نمیدانم طریق از دست رفتم چون غریق
آنک دهانت چون عقیق از بس که خونم میخوری
گر رفته باشم زین جهان بازآیدم رفته روان
گر همچنین دامن کشان بالای خاکم بگذری
-
@dr-saraaa
تا دل به مهرت دادهام در بحر فکر افتادهامچون در نماز استادهام گویی به محرابم دری
دیگر نمیدانم طریق از دست رفتم چون غریق
آنک دهانت چون عقیق از بس که خونم میخوری
گر رفته باشم زین جهان بازآیدم رفته روان
گر همچنین دامن کشان بالای خاکم بگذری
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@njzamin
یا رب این آتش که در جان من است
سرد کن زان سان که کردی بر خلیل -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۰۳ آخرین ویرایش توسط Shame انجام شده
@dr-saraaa
لاف نتوان زد به آسانی ز دلبریهزار نکته در این کار هست تا دانی
-
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۰۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@njzamin
یکی شکسته نوازی کن ای نسیم عنایت
که در هوای تو لرزنده تر ز شاخه بیدم -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
من گدا و تمنای وصل او هیهاتمگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
دل صنوبریم همچو بید لرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست
-
@dr-saraaa
من گدا و تمنای وصل او هیهاتمگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
دل صنوبریم همچو بید لرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست
اگر چه دوست به چیزی نمیخرد ما را
به عالمی نفروشیم مویی از سر دوست
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر دوست
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@njzamin
تو نیکی کن به مسکین و تهی دست
که نیکی خود سبب گردد دعا را! -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین دادصبر و آرام تواند به من مسکین داد
وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به لب شیرین داد
-
@dr-saraaa
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین دادصبر و آرام تواند به من مسکین داد
وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من غمگین داد
من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم
که عنان دل شیدا به لب شیرین داد
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@njzamin
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را:) -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۲۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
آبی که خضر حیات از او یافتدر میکده جو که جام دارد
-
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@njzamin
دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فدای او شد و جان نيز هم -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
ما و می و زاهدان و تقواتا یار سر کدام دارد
-
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۲۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@njzamin
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
بقیش چیه؟ -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۳۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
-
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۳۲ آخرین ویرایش توسط Shame انجام شده
@dr-saraaa
دل از من برد و روی از من نهان کردخدایا با که این بازی توان کرد
-
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@njzamin
دلا در عاشقی ثابت قدم باش
که در این ره نباشد کار بی اجر -
نوشتهشده در ۳۰ فروردین ۱۳۹۷، ۱۲:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@dr-saraaa
روز وصل دوستداران یاد بادیاد باد آن روزگاران یاد باد
کامم از تلخی غم چون زهر گشت
بانگ نوش شادخواران یاد باد