Skip to content
  • دسته‌بندی‌ها
  • 0 نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
  • جدیدترین پست ها
  • برچسب‌ها
  • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
  • دوره‌های آلاء
  • گروه‌ها
  • راهنمای آلاخونه
    • معرفی آلاخونه
    • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
    • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
    • استفاده از ابزارهای ادیتور
    • معرفی گروه‌ها
    • لینک‌های دسترسی سریع
پوسته‌ها
  • Light
  • Brite
  • Cerulean
  • Cosmo
  • Flatly
  • Journal
  • Litera
  • Lumen
  • Lux
  • Materia
  • Minty
  • Morph
  • Pulse
  • Sandstone
  • Simplex
  • Sketchy
  • Spacelab
  • United
  • Yeti
  • Zephyr
  • Dark
  • Cyborg
  • Darkly
  • Quartz
  • Slate
  • Solar
  • Superhero
  • Vapor

  • Default (بدون پوسته)
  • بدون پوسته
بستن
Brand Logo

آلاخونه

  • سوال یا موضوع جدیدی بنویس

  • سوال مشاوره ای
  • سوال زیست
  • سوال ریاضی
  • سوال فیزیک
  • سوال شیمی
  • سایر
  1. خانه
  2. بحث آزاد
  3. غیر درسی
  4. هرچی تو دلته بریز بیرون 2
هرچی تودلته بریز بیرون7
M.anM
به نام خداوند بخشنده مهربان سلام ...اینجا از هرچی اذیتتون میکنه بگید وبزارین تخلیه شین...از موانع درس خوندنتون بگید تاباهم براش راه حل پیداکنیم....برعکس از خوشحالی هاتون هم بگید...از چیز هایی بگید که باعث شده باعلاقه وقتتون رو صرف مطالعه کنید...موفق باشید وامیدوارم تاروز کنکور کلی اتفاقای خوب براتون بیفته که شمارو به سمت پیروزی ببره... رعایت قوانین تاپیک برای همه الزامی می باشد بحث سیاسی، اعتقادی و تنش زا ممنوع پرسیدن سوال درسی و مشاوره ای ممنوع پرهیز از توهین و بی احترامی و استفاده از الفاظ نامناسب پرهیز از قرار دادن متن ، آهنگ و... با محتوای نامناسب مواظب شوخی هاتون باشید هر شوخی مناسب محیط انجمن نیست همه ی گویش ها و زبان ها برای همه ما آلایی ها با ارزش هستند پس برای احترام به هم فقط فارسی صحبت کنید سبز باشید و سربلند
غیر درسی
| گالری روح نواز🫀✨ |
AinoorA
سلااامممم هممون گاهی عکس هایی رو میبینیم که شادی برای قلبمون به همراه دارن✨ گاهی بعضی عکسا یادآور یه خاطره خوبن بعضی عکسا خنده روی لبمون میارن و بعضی اشک تو چشامون... بعضی عکسا یادآور آدم هایی هستن که دوستشون داریم 😍 بنظر عکسا روح دارن و حسشون به ما منتقل میشه... بعضیاشون خیلی کیوت و با نمکن 🐥🐰 بعضیاشون غمگینن 🙁 بعضیا بی حس و بی حالن 😶 بعضیا خیلیی شادن 😄 اینجا گالریِ عکسایی ک دوسشون داریم یا یه چیزی رو برامون زنده میکنن دوست داشتین یه متن خوشگلم زیرش بنویسین..😉🤗 دعوت میکنم از : @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @بچه-های-تجربی-کنکور-1402 @بچه-های-تجربی-کنکور-1401 @ریاضیا @تجربیا @انسانیا @بچه-های-تجربی-کنکور-1403 (شما یه سر کوچولو بزنین کافیه خوشحال میشیم😉♥) و هر کس دیگه ای که دوست داره شرکت کنه منتظر عکس های زیباتون هستم😍🤗♥
غیر درسی
هفته های خوشحالی
M.anM
Topic thumbnail image
غیر درسی
چالش 75 روز سخت 😁🌝
Zahra.tgZ
سلام سلام😍 خب من اومدم با یه چالش سخت 😁 قضیه از این قراره که من قبلاً این چالش خیلی شنیده بودم که بنظر من هم برای نظم شخصی و هم سلامت و پیشرفت خودمون بسیار تاثیر گذار هست ولی با این حال هنوز نتونستم شروع کنم،ولی می خوام از امروز که میشه روز دوم بهمن سال ۱۴۰۴ شروع کنم. این چالش یه سری قوانین داره: ۱)نوشیدن روزی ۴ لیتر آب ۲)روزی دو نوبت ورزش که یکیش باید در فضای باز باشه(مثل پیاده روی) ۳)رژیم غذایی مشخصی رو باید طی این چالش ادامه بدیم بدون فست فود و چیز های سوپرمارکتی مثل چیپس و پفک و ... ۴) مطالعه روزانه حداقل ده صفحه کتاب غیر درسی ولی علمی ۵)گرفتن عکس روزانه برای ثبت پیشرفت یک نکته مهمی که داره اگه یه روز عمل نکنی باید از فرداش از روز یک شروع کنی برای ثبت کار هایی که برای این چالش باید انجام بدیم در واقع انجام قوانین من خودم چک لیست در آوردم از پینترست که پرینت کنم و روی اون خط بزنم متاسفانه اینجا نمیشه آپلودش کرد اگه خواستین می‌فرستم بهتون ولی اگه پرینت نخواین میتونین از یادداشت گوشی هم استفاده کنید ولی هدف این تاپیک این هست که هر روز گزارش بدیم از روزمون که چیکارا کردیم برای این چالش در طول روز. برای رژیم غذایی و ورزش تو خونه می تونین از چت جی پی تی هم استفاده کنید که بر اساس بدن و هدف شما ورزش و برنامه غذایی بده بهتون و حتی میزان کالری و پروتئین و چربی و کربوهیدرات یا هر چیزی لازم دیگه ای که در طول روز باید مصرف کنید هم میده بهتون و میتونین ازش استفاده کنید. 😍😍 از همتون دعوت میکنم تو این چالش منو همراهی کنید و هر روز گزارش کار بدیم تو این تاپیک چه وسط راه نتونستیم ادامه بدیم چه چندین و چند بار از اول شروع کنیم و چه و تا بتونیم در آخر این چالش رو تموم کنیم و اضافه کنیم به لیست موفقیت هامون😍 ولی باید اینم در نظر داشته باشیم این چالش سخت هست و اکثرمون وسط راه ممکنه جا بزنیم یا روی روز اول گیر کنیم ولی مطمئنم آخرش هممون تموم میکنیم این چالش رو😁🤩🤩 ممنونم از الان که همراهیم میکنید😃😍 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @دانشجویان-درس-خون
غیر درسی
موسیقی کده🎵
MmdasnM
از نظر من موسیقیای خوب و آروم میتونن خیلی رو تمرکز تاثیر بزارن موسیقی های خوبتون رو اینجا به اشتراک بزارید تا بقیه هم ازش لذت ببرن
غیر درسی
شــآدکــَــده ی جــوکــیـســـــم
mriawM
سلام دوستااااااااان این تاپیک واسه اینه که تا میتونیم شاد باشیم،هرکی از درس خسته شد یا چیز دیگه،واسه زنگ تفریح بیاد اینجا شاد بشه انرژی بگیره،جوک یا سوتی های خنده دار یا هرچیز خنده دار دیگه رو اینجا بنویسیم :smiling_face_with_open_mouth_smiling_eyes:
غیر درسی
بویِ امید ✨
S.daniyal hosseinyS
راستش بعد از موضوعِ «قشنگ‌ترین تعریف»، یه‌وقتایی می‌شد که یه‌چیزی رو می‌خواستم درونش بنویسم ولی می‌دیدم این یه «تعریف» نیست. برای همین تصمیم گرفتم این موضوع رو ایجاد کنم. ‌ اینجا بیاین از لحظه‌هاتون بنویسین. از یه «آن». از اون لحظه‌ای که انگار همه‌چیز در به‌جاترین شکل ممکن خودش بود. مثل اون لحظه‌ای که دوتا قطعه رو جا می‌زنن و صدای جا رفتنش به جون آدم جلا می‌ده. اینجا از اون لحظه‌ای بنویسین که انگار دنیا حتی برای یک‌لحظه مال شما بود. ‌ از یه‌ خط چشم که امروز درست کشیدی، از اینکه امروز کیک پختی و خوشمزه شده، از اینکه امروز یه لایی تمیز کشیدی و ذوق خودتو کردی، از اینکه توی فیفا رو دستت نیست و امروز همه رو سوسک کردی بگیر، تا کارای گنده‌گنده، تا قبول شدن توی فلان آزمون و گرفتن گواهینامه و اومدن یه رفیق قدیمیِ مهاجرت‌کرده به ایران... و هزارتا اتفاق ریز و درشت دیگه. ‌ دلم می‌خواد این موضوع «بوی امید» بده. همین ❤
غیر درسی
قشنگ‌ترین تعریف
S.daniyal hosseinyS
بیاید بگید ببینم قشنگ‌ترین تعریفی که تاحالا یه شخصی ازتون کرده چی بوده؟ 👀 (امیدوارم تاپیکش پر از جملات جذابِ ذوق‌دار بشه) @دانش-آموزان-آلاء @فارغ-التحصیلان-آلاء
غیر درسی
گلچینی کوتاه از کتاب های معروف
Mr. PerfectM
سلام دوستان هدفم از زدن این تاپیک اینکه: 🕙شبی حداقل یک_دقیقه_کتاب بخوانیم📚 لطفا شما هم در این مسیر یارا باشید. تا حداقل شبی یه قطره از اقیانوس علم را به معلومات خود بیافزاییم.
غیر درسی
♥شعردانه♥
banooB
درود آلایی های خوب راستش من این تاپیک رو مکمل تاپیک قرابت میدونم برای همین امیدوارم اینجا هم حضور پر رنگی داشته باشین و حس خوبی رو از طریق شعر به هم انتقال بدیم .پیشاپیش از همراهی تون سپاسگزارم با احترام بانو پ ن : %(#ff0000)[اینجا فقط شعر بنویسید نه متن ادبی] @دانش-آموزان-آلاء @خیرین-کوچک-دریا-دل
غیر درسی
انجمن انیمه ای :>
Michael VeyM
هاعیییییی به هممه برین تو chat gpt و یه عکس از خودتون رو آپلود کنین و زیرش بنویسین: restyle image in studio ghibli style keep all details بعدشم نتیجه رو بفرستین اینجا تا ببینیم هر کدوممون چه شکلییم👀😂 @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانش-آموزان-آلاء @تجربیا @ریاضیا @انسانیا
غیر درسی
ژنِستوری 🔞
D
خب راستش از اونجا که میخواستم به غیر از دلقک بازی یه میراثی تو آلاخونه واسه خودم باقی گذاشته باشم و مث خیلی از رفقا که در روزای اخیر از آلاخونه بدون خدافظی و میراث درست و حسابی رفتن (نامردای بی خاصیت 😂)، تصمیم گرفتم این تاپیکو بزنم... 🤡 تو این تاپیک به بررسی اتفاقات و زندگی اشخاص مهمی میپردازیم که سهم بسزایی در علم ژنتیک و زیست شناسی داشتن! 🧬 سعی کردم از بین 1500 صفحه کتاب، مطالب رو گلچین کنم و گلشو براتون بزارم... در ضمن، مثبت 18 رو برا این زدم که دوستانی که به شدت درگیر کنکور یا امتحاناتشون هستن و وقت خالی ندارن نیان اینجا... وقت واسه دلقک بازی زیاده برید درستونو بخونید 📚 این فکرو هم نکنید که الان یسری متنو اومدم کپی پیست میکنم و براتون میزارم... بخدا زحمتش زیاد بود... یجوری متنا رو جمع آوری و ساده کردم که دوستانی که غیر از رشته ی تجربی هستن هم بتونن استفاده کنن. به قول یه عزیزی : «مشکل داری مشکل داری ... ما داریم زحمت میکشیم اینجا نمیدونی چه بلایی سر ما اومده ...»😂 هر جمعه ساعت 3 و 35 دقیقه بامداد با یک اپیزود از این تاپیک همراهمون باشید... 😎😂 اگرم دیدید که یه هفته چیزی نزاشتم بدونید که دار فانی رو وداع گفتم. باشد که رستگار شوید. @دانش-آموزان-آلاء @دانش-آموزان-نظام-جدید-آلا @ریاضیا @تجربیا
غیر درسی
بهخوان🌱
Hhh HhH
به نام خدا سلاااام به همگی پس از مدت ها دارم یک تاپیک(موضوع) مینویسم😂 به تازگی با فضایی به نام "بهخوان" آشنا شدم(وقتی واردش شدم اولش یاد انجمن(آلاخونه) افتادم😇) که افراد کتابخوان دور هم جمع شدن و درباره کتاب هاشون باهم گفت و گو میکنن. • وقتی واردش شدم و نظرات و نقد های کتاب ها و یادداشت های افراد رو خوندم ؛ متوجه شدم: چقدر ادبیات شخصی که کتاب میخونه با اشخاص دیگه فرق میکنه. یک جا وارد شدم(موضوع کتب فلسفی و پر تعمق) ؛ بیشتر افرادی که درحال گفت و گو بودن. ادبیاتشون فرق می‌کرد. و احساس کردم من در مقایسه با این دوستان هنوز خیلی راه دارم. خلاصه کیف کردم از بیانشون😇 حتی در موضوعات دیگه • چقدر در بیان نظراتشون(حتی مخالف) نکات نوشتاری و احترام متقابل رو رعایت کردن. با تموم باگ هایی که ممکنه داشته باشه(مخصوصا با سرعت اینترنت پایین) ● داشتم با خودم فکر میکردم چقدر خوب میشد هممون از کوچیک تا بزرگ گوشه ای از زندگیمون(هرچقدر میتونیم) رو به کتاب اختصاص بدیم‌. که همین ما رو خیلی بهتر میکنه: _ در شنیدن و گوش دادن حرف ها _ در گفت‌وگو و بیان نظراتمون و در مجموع _ در روابط و زندگی هامون و جامعه(که واقعا بهش نیاز داره) اینجور که متوجه شدم؛ این برنامه مشابه(تا حدی) خارجی هم داره، به نام گودریدز . جهانیه . با امکانات بیشتر. ولی متاسفانه برای ایرانی ها به راحتی قابل استفاده نیست(این محدودیت از طرف برنامه صورت گرفته) اگر دوست داشتید شما هم واردش بشید یا به دوستانتون معرفی کنید. به عنوان عضوی کوچک؛ دوست داشتم شما رو هم تا حدی با این فضای ساده و قشنگ آشنا کنم. تا قدمی هرچند کم، برداشته باشم برای ترویج فرهنگ مطالعه و گفت و گو=)) اگه واردش شدید بهم بگید(درصورت تمایل) که همدیگه رو اونجا پیدا کنیم🤩😎 یا تو همین آلاخونه؛ درباره کتاب هامون حرف بزنیم. هرسوالی دربارش داشتید بپرسید. باعث افتخار و خوش حالیم هست که تا جایی که میدونم پاسخگو باشم(یا در همین تاپیک یا تودلی یا پیوی) موفق باشید✨ @تجربیا @ریاضیا @دانش-آموزان-آلاء @دانشجویان-پزشکی @فارغ-التحصیلان-آلاء @دانشجویان-مهندسی @دانشجویان-درس-خون @دانشجویان-پیراپزشکی اگر میدونید دوستی علاقمند به کتاب و کتابخوانی هست ، یا دوست دارید بقیه هم باهاش آشنا بشن و عضو گروه های تگ شده نیستن؛ تگشون کنید‌ یا براشون ارسال کنید.
غیر درسی
جرعت حقیقت
Gharibe GomnamG
سلام بچه ها میخوایم جرعت حقیقت بازی کنیم فقط لطفا سوالات درحد انجمن باشه لطفا احترام هم رو حفظ کنید دعوا و بحث نداریم... @yasin-sheibak @سمیه-صادقلو @Felli @sina-bigdeli @Ryhn-E @Reyhaneh-moradi @Miss-joker @دانش-آموزان-آلاء
غیر درسی
نوشته های با ارزش
AmirbernosiA
درود به دوستان ؛) دیدم جای این تاپیک خالی بین بقیه تاپیکا :) بریم سر اصل مطلب! تو این تاپیک جملات ارزش مند بزرگان دنیا و حتی جملاتی که خودتون بهش میرسید رو میگین! همین :) صرفا هم فقط جمله قرار میدیم! اسپمو نقل قول خواهشا نباشه! کمی نظم داشته باشه ؛)
غیر درسی
پناه دل 🌱
_
بعضی وقت‌ها حال آدم اونقدر بد میشه که حتی نمی‌دونه با چه کلماتی باید توصیفش کنه... دیشب من همینطور بودم اما وقتی چند آیه از قرآن خوندم دیدم واقعا بعضی آیاتش یه آرامش عجیبی به دل میدن :) برای همین دوست دارم توی این تاپیک مجموعه‌ای از همین جملات و محتواها بزاریم ، در صدرش آیه‌هایی از قرآن که آرامش‌بخشن و همین‌طور فیلم‌ها، عکس‌ها یا جمله‌هایی که می‌تونن حس خوبی منتقل کنن و آروممون کنن🌱 اینجوری هر وقت حالمون بد شد بیایم اینجا سر بزنیم، بخونیم و ببینیم و حالمون یه کم بهتر بشه امیدوارم توی لحظه‌های سخت این کلمات و تصاویر بتونن پناه دلمون باشن 👀💚
غیر درسی
والیپر دانشگاه تهران🏛
Hhh HhH
Topic thumbnail image
غیر درسی
chatgpt در مورد تو چه فکری می کنه؟
M.anM
سلام بچه ها خوبین؟ مطمئنم که توی این سال از ChatGPT استفاده کردی. شاید برای تکالیف، شاید برای سوالات خفن یا شاید حتی برای دقایق خنده‌دار! 😆 چند روزی هست chatgpt داره برای کاربرها یه پیام میده در مورد سال ۲۰۲۵ که به مرور برای کاربرها فعال میشه نمیدونم برای شما هم فعال شده یا نه؟ از لینک زیر می تونی بهش دسترسی داشته باشی https://www.chatgpt.com/?q=YourYearWithChatGPT ببینید به شما چی میگه؟ از تجربه هاتون بگین و بگین برای چیا استفاده می کنید اگه دوست داشتی اسکرین شات هم برامون بفرستید
غیر درسی
دنبال همیار برای خوندن کنکور فرهنگیان
S
پاسخ: هرچی تودلته بریز بیرون7
غیر درسی
طبیعت
Matin Mousavi 1M
Topic thumbnail image
غیر درسی

هرچی تو دلته بریز بیرون 2

زمان بندی شده سنجاق شده قفل شده است منتقل شده غیر درسی
198.0k دیدگاه‌ها 499 کاربران 1.5m بازدیدها 391 Watching
  • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
  • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
  • بیشترین رای ها
پاسخ
  • پاسخ به عنوان موضوع
وارد شوید تا پست بفرستید
این موضوع پاک شده است. تنها کاربرانِ با حق مدیریت موضوع می‌توانند آن را ببینند.
  • U آفلاین
    U آفلاین
    unuccustoლed
    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
    #137300

    این قلب سرد من همیشه برف روشه
    یه دل که پاک وسادس وکلی حرف توشه
    همینه ثروت من،منی که توی قلبم
    یه جنگل خزون پر ازدرخت زرد پوشه..
    خستم ازین همه درد
    ازین همه ضعف
    چقدر بالاسرببینم یه سقف

    منم یه روزی خنده رو لبام بود.....

    1 پاسخ آخرین پاسخ
    2
    • yagmurY آفلاین
      yagmurY آفلاین
      yagmur
      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
      #137301

      این روزا دارن بد میگذرن گیجو مردد میگذرن
      مثه ماه باش واسه مردمی که مثله جزرو مد میگذرن
      ماه که تو اوجه دریا به ساحل نزدیک تره
      ماهم بتابه امشب هیشکی غمتو نمیخره

      تو یه بار زنده ای پس حالشو ببر
      دل دل نکن پرنده باش پرواز کنو بخند:winking_face: :winking_face:

      1 پاسخ آخرین پاسخ
      2
      • U آفلاین
        U آفلاین
        unuccustoლed
        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
        #137302

        بارون نمیشن ابرا
        دوباره من تک وتنها میرم لب دریا

        منم یه روزی خنده رو لبام بود.....

        ی 1 پاسخ آخرین پاسخ
        0
        • U unuccustoლed

          بارون نمیشن ابرا
          دوباره من تک وتنها میرم لب دریا

          ی آفلاین
          ی آفلاین
          یه زمانی آلایی
          دانش آموزان آلاء
          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
          #137303

          unuccustoლed
          میشه یه لحظه بیای پی وی

          1 پاسخ آخرین پاسخ
          0
          • U unuccustoლed

            @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

            روز میشه این شب.....

            نیس رنگی که بامن گوید
            اندکی صبر....
            سحر نزدیک است

            S آفلاین
            S آفلاین
            Sobhan.1999
            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
            #137304

            unuccustoლed در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

            @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

            روز میشه این شب.....

            نیس رنگی که بامن گوید
            اندکی صبر....
            سحر نزدیک است

            هیچ موفقیتی بدون سختی بدست نمیاد

            U 1 پاسخ آخرین پاسخ
            1
            • S آفلاین
              S آفلاین
              Sobhan.1999
              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sobhan.1999 انجام شده
              #137305

              امروز دانشکده پزشکی دانشگاه تهران همایش داشتم
              عالییییی بود و رویایی
              انگیزمم فول فول شد
              غیر قابل وصف😍😍😍😍😍😍
              فقط وحشتناک خسته شدم کل بدنم درد میکنه

              1 پاسخ آخرین پاسخ
              1
              • S Sobhan.1999

                unuccustoლed در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                روز میشه این شب.....

                نیس رنگی که بامن گوید
                اندکی صبر....
                سحر نزدیک است

                هیچ موفقیتی بدون سختی بدست نمیاد

                U آفلاین
                U آفلاین
                unuccustoლed
                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                #137306

                @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                unuccustoლed در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                روز میشه این شب.....

                نیس رنگی که بامن گوید
                اندکی صبر....
                سحر نزدیک است

                هیچ موفقیتی بدون سختی بدست نمیاد

                البته میدونم....سه ساله پشت کنکورم...لب مرزی میارم قبول نمیشم البته بغیر سال اول

                منم یه روزی خنده رو لبام بود.....

                S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                1
                • U unuccustoლed

                  @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                  unuccustoლed در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                  @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                  روز میشه این شب.....

                  نیس رنگی که بامن گوید
                  اندکی صبر....
                  سحر نزدیک است

                  هیچ موفقیتی بدون سختی بدست نمیاد

                  البته میدونم....سه ساله پشت کنکورم...لب مرزی میارم قبول نمیشم البته بغیر سال اول

                  S آفلاین
                  S آفلاین
                  Sobhan.1999
                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                  #137307

                  unuccustoლed در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                  @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                  unuccustoლed در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                  @sobhan-1999 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                  روز میشه این شب.....

                  نیس رنگی که بامن گوید
                  اندکی صبر....
                  سحر نزدیک است

                  هیچ موفقیتی بدون سختی بدست نمیاد

                  البته میدونم....سه ساله پشت کنکورم...لب مرزی میارم قبول نمیشم البته بغیر سال اول

                  بیدل و تیتم که نو فصل پروتئین سازی کارشون رو میخونیم میدونستی 8 سال طول کشید تا فقط آرژنین رو پیدا کرد!!!
                  8 سال فقط ماده امتحان میکرد تا آرژنین رو پیدا کنه
                  پس هیچ وقت نا امید نشو

                  1 پاسخ آخرین پاسخ
                  0
                  • انتزاعا آفلاین
                    انتزاعا آفلاین
                    انتزاع
                    اخراج شده
                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                    #137308

                    این متنو رو تو انباری انجمن پیدا کردم جالب بود :))
                    اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

                    اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
                    کوسه میگه اما یه شرط دارم.
                    اختاپوس میگه: چی؟

                    کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
                    اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
                    میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

                    کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
                    اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
                    به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
                    اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

                    تا اینکه یک شب،
                    دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

                    اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
                    کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
                    بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
                    خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
                    کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
                    .
                    .

                    ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
                    یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
                    فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
                    کوسه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
                    از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
                    فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
                    دردناکه...
                    اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
                    حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
                    اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه.
                    از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
                    اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
                    احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!
                    این داستان پایان تلخ تر دیگه ای هم میتونه داشته باشه،
                    اینکه کسی که سالها آزار مون داده، برمیگرده و میگه :
                    دلم برات تنگ شده...!

                    به گذشته ها که نگاه کنیم ،
                    کوسه هایی از خاطرات مون سرک میکشن و میگن :

                    " سلام " برگردم؟
                    #miliarderjavan

                    yagmurY S fatemeh110F 3 پاسخ آخرین پاسخ
                    3
                    • انتزاعا انتزاع

                      این متنو رو تو انباری انجمن پیدا کردم جالب بود :))
                      اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

                      اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
                      کوسه میگه اما یه شرط دارم.
                      اختاپوس میگه: چی؟

                      کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
                      اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
                      میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

                      کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
                      اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
                      به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
                      اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

                      تا اینکه یک شب،
                      دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

                      اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
                      کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
                      بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
                      خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
                      کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
                      .
                      .

                      ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
                      یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
                      فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
                      کوسه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
                      از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
                      فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
                      دردناکه...
                      اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
                      حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
                      اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه.
                      از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
                      اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
                      احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!
                      این داستان پایان تلخ تر دیگه ای هم میتونه داشته باشه،
                      اینکه کسی که سالها آزار مون داده، برمیگرده و میگه :
                      دلم برات تنگ شده...!

                      به گذشته ها که نگاه کنیم ،
                      کوسه هایی از خاطرات مون سرک میکشن و میگن :

                      " سلام " برگردم؟
                      #miliarderjavan

                      yagmurY آفلاین
                      yagmurY آفلاین
                      yagmur
                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                      #137309

                      @soheil95s95
                      :pensive_face: :pensive_face:
                      اوهوم..:crying_face:

                      1 پاسخ آخرین پاسخ
                      1
                      • انتزاعا انتزاع

                        این متنو رو تو انباری انجمن پیدا کردم جالب بود :))
                        اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

                        اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
                        کوسه میگه اما یه شرط دارم.
                        اختاپوس میگه: چی؟

                        کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
                        اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
                        میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

                        کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
                        اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
                        به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
                        اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

                        تا اینکه یک شب،
                        دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

                        اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
                        کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
                        بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
                        خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
                        کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
                        .
                        .

                        ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
                        یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
                        فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
                        کوسه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
                        از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
                        فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
                        دردناکه...
                        اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
                        حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
                        اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه.
                        از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
                        اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
                        احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!
                        این داستان پایان تلخ تر دیگه ای هم میتونه داشته باشه،
                        اینکه کسی که سالها آزار مون داده، برمیگرده و میگه :
                        دلم برات تنگ شده...!

                        به گذشته ها که نگاه کنیم ،
                        کوسه هایی از خاطرات مون سرک میکشن و میگن :

                        " سلام " برگردم؟
                        #miliarderjavan

                        S آفلاین
                        S آفلاین
                        Sobhan.1999
                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                        #137310

                        @soheil95s95 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                        این متنو رو تو انباری انجمن پیدا کردم جالب بود :))
                        اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

                        اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
                        کوسه میگه اما یه شرط دارم.
                        اختاپوس میگه: چی؟

                        کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
                        اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
                        میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

                        کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
                        اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
                        به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
                        اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

                        تا اینکه یک شب،
                        دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

                        اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
                        کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
                        بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
                        خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
                        کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
                        .
                        .

                        ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
                        یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
                        فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
                        کوسه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
                        از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
                        فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
                        دردناکه...
                        اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
                        حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
                        اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه.
                        از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
                        اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
                        احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!
                        این داستان پایان تلخ تر دیگه ای هم میتونه داشته باشه،
                        اینکه کسی که سالها آزار مون داده، برمیگرده و میگه :
                        دلم برات تنگ شده...!

                        به گذشته ها که نگاه کنیم ،
                        کوسه هایی از خاطرات مون سرک میکشن و میگن :

                        " سلام " برگردم؟
                        #miliarderjavan

                        فوق العاده بود
                        بیگ لایک

                        yagmurY 1 پاسخ آخرین پاسخ
                        3
                        • S Sobhan.1999

                          @soheil95s95 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                          این متنو رو تو انباری انجمن پیدا کردم جالب بود :))
                          اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

                          اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
                          کوسه میگه اما یه شرط دارم.
                          اختاپوس میگه: چی؟

                          کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
                          اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
                          میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

                          کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
                          اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
                          به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
                          اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

                          تا اینکه یک شب،
                          دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

                          اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
                          کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
                          بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
                          خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
                          کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
                          .
                          .

                          ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
                          یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
                          فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
                          کوسه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
                          از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
                          فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
                          دردناکه...
                          اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
                          حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
                          اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه.
                          از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
                          اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
                          احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!
                          این داستان پایان تلخ تر دیگه ای هم میتونه داشته باشه،
                          اینکه کسی که سالها آزار مون داده، برمیگرده و میگه :
                          دلم برات تنگ شده...!

                          به گذشته ها که نگاه کنیم ،
                          کوسه هایی از خاطرات مون سرک میکشن و میگن :

                          " سلام " برگردم؟
                          #miliarderjavan

                          فوق العاده بود
                          بیگ لایک

                          yagmurY آفلاین
                          yagmurY آفلاین
                          yagmur
                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                          #137311

                          @sobhan-1999
                          خیلیم بد بود:face_with_rolling_eyes:
                          اومدم انجمن دلم باز شه ها.بدتر انرژی منم کور کردین:neutral_face:
                          پاشم برم :face_with_rolling_eyes:

                          S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                          2
                          • yagmurY yagmur

                            @sobhan-1999
                            خیلیم بد بود:face_with_rolling_eyes:
                            اومدم انجمن دلم باز شه ها.بدتر انرژی منم کور کردین:neutral_face:
                            پاشم برم :face_with_rolling_eyes:

                            S آفلاین
                            S آفلاین
                            Sobhan.1999
                            نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط Sobhan.1999 انجام شده
                            #137312

                            yagmur
                            من؟
                            چیزی گفتم؟
                            حرف هاش حق بود

                            yagmurY 1 پاسخ آخرین پاسخ
                            1
                            • U آفلاین
                              U آفلاین
                              unuccustoლed
                              نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                              #137313

                              یروز یه گرگه استخون ممونه توگلوش..دربدر دنبال کسی مگرده ک استخونرو دربیاره خلاصه میره ب لک لک میگه کلیم التماس مکنه واخرم بش مگه اگر دربیاری بهت پاداش میدم...خلاصه لک لک تاگردن میره تودهن گرگه استخونرو درمیاره بععدش مگع خب پاداش من رو بده...گرگه میگ همین که سرت سالم از دهنم درومد خودش یه پاداشه...حکایت خیلی از ادماس...وقتی ب یه نادون کمک مکنی همینک گزندی بهت نرسه خودش پاداشه

                              منم یه روزی خنده رو لبام بود.....

                              1 پاسخ آخرین پاسخ
                              2
                              • S Sobhan.1999

                                yagmur
                                من؟
                                چیزی گفتم؟
                                حرف هاش حق بود

                                yagmurY آفلاین
                                yagmurY آفلاین
                                yagmur
                                نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                #137314

                                @sobhan-1999
                                نه منظورم کلی بود..هر کسی تو زندگیش به اندازه کافی مشکلات داره..بدم میاد ازینا ک فاز منفی و غم میدن:unamused_face:

                                S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                0
                                • yagmurY yagmur

                                  @sobhan-1999
                                  نه منظورم کلی بود..هر کسی تو زندگیش به اندازه کافی مشکلات داره..بدم میاد ازینا ک فاز منفی و غم میدن:unamused_face:

                                  S آفلاین
                                  S آفلاین
                                  Sobhan.1999
                                  نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                  #137315

                                  yagmur
                                  من که امروز فاز منفی ندادم

                                  yagmurY 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                  0
                                  • faaa31F آفلاین
                                    faaa31F آفلاین
                                    faaa31
                                    دانش آموزان آلاء
                                    نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                    #137316

                                    ایها الناس من شنبه امتحان فیزیک دارم .یکمی حرفای خوبم بزنیدددد.من همینجوری هم دلم پره غمه.

                                    وقتی خدا رو دارم تموم دنیا تو مشتمه.

                                    U 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                    0
                                    • faaa31F آفلاین
                                      faaa31F آفلاین
                                      faaa31
                                      دانش آموزان آلاء
                                      نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                      #137317

                                      بچه ها دعا کنید خوب امتحانمو بدم.:disappointed_face: :worried_face: :worried_face: :disappointed_but_relieved_face:

                                      وقتی خدا رو دارم تموم دنیا تو مشتمه.

                                      S 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                      2
                                      • faaa31F faaa31

                                        ایها الناس من شنبه امتحان فیزیک دارم .یکمی حرفای خوبم بزنیدددد.من همینجوری هم دلم پره غمه.

                                        U آفلاین
                                        U آفلاین
                                        unuccustoლed
                                        نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                        #137318

                                        faaa31 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                                        ایها الناس من شنبه امتحان فیزیک دارم .یکمی حرفای خوبم بزنیدددد.من همینجوری هم دلم پره غمه.

                                        نترس ....توحتمن موفق میشی....پیروزی ازان تلاشگرانه...زندگی خوبه...زندگی عالیه...بهترین اتفاقات قراره بیفته

                                        منم یه روزی خنده رو لبام بود.....

                                        faaa31F 1 پاسخ آخرین پاسخ
                                        0
                                        • انتزاعا انتزاع

                                          این متنو رو تو انباری انجمن پیدا کردم جالب بود :))
                                          اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

                                          اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
                                          کوسه میگه اما یه شرط دارم.
                                          اختاپوس میگه: چی؟

                                          کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
                                          اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
                                          میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

                                          کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
                                          اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
                                          به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
                                          اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

                                          تا اینکه یک شب،
                                          دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

                                          اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
                                          کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
                                          بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
                                          خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
                                          کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
                                          .
                                          .

                                          ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
                                          یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
                                          فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
                                          کوسه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
                                          از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
                                          فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
                                          دردناکه...
                                          اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
                                          حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
                                          اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه.
                                          از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
                                          اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
                                          احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!
                                          این داستان پایان تلخ تر دیگه ای هم میتونه داشته باشه،
                                          اینکه کسی که سالها آزار مون داده، برمیگرده و میگه :
                                          دلم برات تنگ شده...!

                                          به گذشته ها که نگاه کنیم ،
                                          کوسه هایی از خاطرات مون سرک میکشن و میگن :

                                          " سلام " برگردم؟
                                          #miliarderjavan

                                          fatemeh110F آفلاین
                                          fatemeh110F آفلاین
                                          fatemeh110
                                          نوشته‌شده در آخرین ویرایش توسط انجام شده
                                          #137319

                                          @soheil95s95 در هرچی تو دلته بریز بیرون ورژن 2 گفته است:

                                          این متنو رو تو انباری انجمن پیدا کردم جالب بود :))
                                          اختاپوس تنهایی در اقیانوس زندگی میکرد. روزی کوسه ای به او نزدیک میشه و میگه: دوست داری با هم دوست شیم؟

                                          اختاپوس خوشحال میشه که قراره دوستی داشته باشه و میگه باشه.
                                          کوسه میگه اما یه شرط دارم.
                                          اختاپوس میگه: چی؟

                                          کوسه میگه: که یکی از بازوهاتو بدی بخورم.
                                          اختاپوس به بازوهاش نگاه میکنه و
                                          میگه من که بازو زیاد دارم خب ایرادی نداره، یکیش مال تو.

                                          کوسه بازوی اختاپوس رو خورد و دوستی اونها شروع میشه.
                                          اونها خیلی با هم شاد بودن ، با سرعت شنا میکردن و خاطره میساختن با هم.
                                          به هر دوشون خیلی خوش میگذشت و اختاپوس خیلی خوشحال بود.
                                          اما هر وقت که کوسه گرسنه میشد، از اختاپوس میخواست یک بازوی دیگه بهش بده و اختاپوس برای حفظ دوستیشون این کار رو میکرد.

                                          تا اینکه یک شب،
                                          دیگه بازویی برای اختاپوس باقی نمونده بود و کوسه بهش گفت من گرسنه ام.

                                          اختاپوس گفت اما بازویی نیست. . .
                                          کوسه گفت حالا همه ی خودتو میخوام. و اختاپوس خورده شد. . .
                                          بعد از اینکه کوسه گرسنگیش رفع شد، یاد خاطراتش با اختاپوس افتاد و دلش تنگ شد.
                                          خیلی خیلی دلش تنگ شد، اون یه دوست واقعی بود.
                                          کوسه غمگین شد و رفت تا یک دوست دیگه پیدا کنه.
                                          .
                                          .

                                          ما هم بعضی وقتا تو رابطه هامون همین کارو میکنیم.
                                          یعنی اختاپوس میشویم ، فقط و فقط برای اینکه احساس کنیم کسی دوستمون داره.
                                          فقط برای اینکه دوست داشتنی دیده شیم.
                                          کوسه هایی وارد زندگیمون میشن و آروم آروم قسمت هایی از آدمِ دوست داشتنی درونمون رو سرکوب میکنیم،
                                          از خودمون تکه هایی رو قطع میکنیم و درد میکشیم،
                                          فقط برای اینکه همون تصویری بشیم که آدم تو رابطه از ما میخواد و این درد داره.
                                          دردناکه...
                                          اما باز هم ادامه میدیم تا جایی که دیگه هیچ احساس خوب و دوست داشتنی نسبت به درونمون. و خودمون نداریم.
                                          حتی شاید از خودمون هم بدمون میاد.
                                          اما برای اینکه کوسه باهامون دوست بمونه.
                                          از خودمون می کنیم و.میدیم بهش.تا اینکه نذاره بره. . . ؛
                                          اما بالاخره خسته میشیم و رابطه رو قطع می کنیم.
                                          احتمالا کوسه میره سراغ طعمه جدیدش و ما میمونیم و این فکر که دیگه قرار نیست رابطه ی صمیمی و درستی با دیگری داشته باشیم...!
                                          این داستان پایان تلخ تر دیگه ای هم میتونه داشته باشه،
                                          اینکه کسی که سالها آزار مون داده، برمیگرده و میگه :
                                          دلم برات تنگ شده...!

                                          به گذشته ها که نگاه کنیم ،
                                          کوسه هایی از خاطرات مون سرک میکشن و میگن :

                                          " سلام " برگردم؟
                                          #miliarderjavan

                                          خیلی جالب بود

                                          1 پاسخ آخرین پاسخ
                                          1
                                          پاسخ
                                          • پاسخ به عنوان موضوع
                                          وارد شوید تا پست بفرستید
                                          • قدیمی‌ترین به جدید‌ترین
                                          • جدید‌ترین به قدیمی‌ترین
                                          • بیشترین رای ها


                                          • 1
                                          • 2
                                          • 6864
                                          • 6865
                                          • 6866
                                          • 6867
                                          • 6868
                                          • 9900
                                          • 9901
                                          • درون آمدن

                                          • حساب کاربری ندارید؟ نام‌نویسی

                                          • برای جستجو وارد شوید و یا ثبت نام کنید
                                          • اولین پست
                                            آخرین پست
                                          0
                                          • دسته‌بندی‌ها
                                          • نخوانده ها: پست‌های جدید برای شما 0
                                          • جدیدترین پست ها
                                          • برچسب‌ها
                                          • سوال‌های درسی و مشاوره‌ای
                                          • دوره‌های آلاء
                                          • گروه‌ها
                                          • راهنمای آلاخونه
                                            • معرفی آلاخونه
                                            • سوال‌پرسیدن | انتشار مطالب آموزشی
                                            • پاسخ‌دادن و مشارکت در تاپیک‌ها
                                            • استفاده از ابزارهای ادیتور
                                            • معرفی گروه‌ها
                                            • لینک‌های دسترسی سریع