-
نوشتهشده در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۸:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
رفته است و
مهرش از دلم نمیرود
ای ستارهها، چه شد که
او مرا نخواست؟!#فروغ_فرخزاد
-
نوشتهشده در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۱۸:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
ليلا شو
تا دلواپست باشم
مجنون شوم
تنها كست باشم
-
نوشتهشده در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۲۰:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نفسي يار شرابم
نفسي يار كبابم
چو در اين دور خرابم
چه كنم دور زمان را#مولانا
-
نوشتهشده در ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ۲۰:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زندگی برگردنم افتاد بیدل چاره چیست
چاره باید زیستن ناچار باید زیستن -
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۷:۱۴ آخرین ویرایش توسط revival انجام شده
سعی ماچون شمع،بیتاب هوای نیستیست
تا پَر رنگیست ز خود میکَند منقار ماهمچوعکس آب تشویش ازبنای ما نرفت
مرتعش بودهستگویی پنجهٔ معمار ما
«بیدل»
(واقعا مگ میشه بعد خوندن و فهمیدنش woooow نگفت)
-
سعی ماچون شمع،بیتاب هوای نیستیست
تا پَر رنگیست ز خود میکَند منقار ماهمچوعکس آب تشویش ازبنای ما نرفت
مرتعش بودهستگویی پنجهٔ معمار ما
«بیدل»
(واقعا مگ میشه بعد خوندن و فهمیدنش woooow نگفت)
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۷:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۵:۲۱ آخرین ویرایش توسط revival انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۵:۴۲ آخرین ویرایش توسط masoud انجام شده
تو مرا آزردی ...
که خودم کوچ کنم از شهرت ،تو خیالت راحت !
میروم از قلبت ،
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی !
و به خود میگویی: باز می آید و میسوزد از این عشق ولی...
برنمی گردم ، نه !
میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد ...
عشق زیباست و حرمت دارد ...سهراب واقعا بی نظیر بود شعراش
عالی بود این -
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۶:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قاصدک، شعر مرا از بر کن ...
برو آن گوشه باغ، سمت آن نرگسِ مست
و بخوان در گوشش، و بگو باور کن :
یک نفر یادِ تو را، دمی از دل نبرد …#سهراب_سپهری
-
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۶:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خسته ام چون پدری گوشه ی آسایشگاه..
#علی_صفری
-
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۶:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قصه ی روز و شب من سخنی مختصر است
روز در خواب خیالاتم و شب بیدارم...
#اخوان -
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۶:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بر مور و مار جای نفس تنگ گشته است
بردند بس که ادمیان ارزو به خاک...
#صائب -
نوشتهشده در ۱۱ شهریور ۱۳۹۷، ۱۹:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
شکسته در گلویم نوای بی نوایی...
-
نوشتهشده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۲:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
هَر كس كِه غَریب اَست.خَریدار نَدارَد
سَرگَشته وَ تَنهاست.دِگَر یــــــــــار نَدارد
دانی كِه چِــــرانیست زِ ما نام وَ نَشانی!؟
يك فَرد زَمین خورده كِه دیــــــــــدار نَدارد...
-
نوشتهشده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۷:۳۶ آخرین ویرایش توسط revival انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۷:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
احسان هنری نیست به امیدِ تلافی
نیکی به کسی کن که به کارِ تو نیاید
#صائب تبریزی -
نوشتهشده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۱:۱۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
زیباترین شعر مولانا :
️
.
عاقبت خاك شود حسن جمال من و تو،
خوب و بد مي گذرد واي به حال من و تو،
قرعه امروز به نام من و فردا دگري،
مي خورد تير اجل بر پر و بال من و تو،
مال دنيا نشود سد ره مرگ كسي،
گيرم كه كل جهان باشد از آن من و تو....،
هر مرد شتربان اویس قرنی نیست،
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست،
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد،
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست،
بر مرده دلان پند مده خویش میازار،
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست،
جایی که برادر به برادر نکند رحم،
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست ..... -
نوشتهشده در ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گاهی اوقات ، لذتِ نفس کشیدن در میان گندمزار موهایش را از دست می دهیم به بهانه های بی منطق ...
گاهی ، غزلِ چشم هایش، مرثیه ای می شوند که هیچ می انگارند نگاهِ دیگران را ...
بی آنکه سپیدی موهایش را دریابیم ،فراموش می کنیم اندوهِ یخ بسته در دستانِ زنی ، که از طلوع چشم هایش تا غروبِ قلبی که مُرد ، پاسبانی بود برای دل خستگی هایمان .
گاهی کسی چنان از دست می رود ، که می رود ...شروین_دخت_سپهری