-
این پست پاک شده!
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده! -
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ٫پرشی دارد اندازه عشق.________زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من تو برود
-
تا مرا با نقش دوست اشنایی ٱوفتاد---هر چه میبینم به چشمم نقش دیوار امده است
-
این پست پاک شده!
این پست پاک شده! -
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۵۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
قاصد زبرم رفت که آرد خبر از یار
باز آمد و اکنون خبر از خویش ندارد
-
من نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی ایست کبوتر زیباست
-
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۵۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دلاین غم، که مراست کوه قافست، نه غم
این دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دلرودکی
-
شاعر از کوچه مهتاب گذشت . لیک شعری نسرود.نه که معشوقه نداشت .نه که سرگشته نبود.سال ها بود دگر کوچه مهتاب اتوبان شده بود
-
زندگی صحنه یکتای هنر مندی ماست - هر کس نغمه خود خواند و از صحنه رود
-
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!
-
به حرص ار شربتی خوردم نگیر از من کع بد کردم---- بیابان بود و تابستان و اب و سرد استیضا
-
من نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی ایست کبوتر زیباست
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۴:۵۹ آخرین ویرایش توسط Leily joon انجام شدهhamed137999 در
شعردانه
گفته است:
من نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی ایست کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست …
” سهراب سپهری “
-
hamed137999 در
شعردانه
گفته است:
من نمی دانم چرا می گویند اسب حیوان نجیبی ایست کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست …
” سهراب سپهری “
این پست پاک شده! -
این پست پاک شده!
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۵:۰۱ آخرین ویرایش توسط Leily joon انجام شدهاین پست پاک شده! -
گر بدیدی ناکسان بالا نشینند صبر کن ---روی دریا کف نشیند قعر دریا گوهر است
-
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۵:۰۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
تهی بود نسیمی
سیاهی بود و ستاره ای
هستی بود و زمزمه ای
لب بود و نیایشی
من بود و تویی
نماز و محرابی
-
چو موج محو شدم در محیط وصل و هنوز--- به روی بحر کشم مدّ داستان فراق
-
روزگاری است که سودای بتان دین من است -غم این کار نشاط دل غمگین من است
-
هیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو را ----هیچ مشاطه نیاراید از این خوب ترت
-
هیچ پیرایه زیادت نکند حسن تو را ----هیچ مشاطه نیاراید از این خوب ترت
نوشتهشده در ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۱۵:۰۹ آخرین ویرایش توسط انجام شدهاین پست پاک شده!