-
فاطمه ـ بوشهر
تکرارش؟نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Saahaar اره
-
@Saahaar اره
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفاطمه ـ بوشهر
ساعت چن داد
دیگه نمیده؟ -
فاطمه ـ بوشهر
ساعت چن داد
دیگه نمیده؟نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Saahaar نه از نت دیدم
تکرارشو نمیزارن ظاهرا -
فاطمه ـ بوشهر
ساعت چن داد
دیگه نمیده؟نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Saahaar
https://www.telewebion.com/episode/2079226همش در همین حد
-
@Saahaar نه از نت دیدم
تکرارشو نمیزارن ظاهرانوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفاطمه ـ بوشهر
هوم باش پس باید همینکارو کنم -
@Saahaar
https://www.telewebion.com/episode/2079226همش در همین حد
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفاطمه ـ بوشهر
مرسی قشنگم : )
برم ببینم -
@Saahaar
https://www.telewebion.com/episode/2079226همش در همین حد
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفاطمه ـ بوشهر
میگم دقت کردی لایک نمیکنی -
فاطمه ـ بوشهر
میگم دقت کردی لایک نمیکنینوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۰۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Saahaar
لایک نکردن یکی از پروژهای جدیدمه خخخ -
@Saahaar
لایک نکردن یکی از پروژهای جدیدمه خخخنوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفاطمه ـ بوشهر
عجب
لایک گرفتن هم از پروژه ی جدیده منه -
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چقد دوس داشتم آقا سهرابو ببینم
بریم دیه سراغ کار و زندگیمون -
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
گاهی اوقات به این فک می کنم که توو واقعیت چقد رابطم با آدما بهتره
چقد همه دوسم دارن...چقد همه خوبن باهام
همه خودشونن....اینورآبی یا اونورآبی...بداخلاق یا خوش اخلاق...
آدمایی که می فهمنن می شناسن.. آدمایی که هرکاری کردم هیچوقت ننگ تزویر و دورویی بهم نزدن....
چه دعواهایی که کردیم و روز بعدش فراموش کردیم و دوباره خوب شدیم با هم....
بدی کردم بخشیدن رد شدن.....
آدمایی که می دونن هیچی تودلم نیست....
آدمایی که لازم نیست خودمو بهشون توضیح بدم چون همه چیو خودشون می بینن...
با این حال بازم نمیخوام با هیچ کدوم صمیمی شم چون می ترسم......نه از اونا...
از خودم....
#تو_دلی
-
گاهی اوقات به این فک می کنم که توو واقعیت چقد رابطم با آدما بهتره
چقد همه دوسم دارن...چقد همه خوبن باهام
همه خودشونن....اینورآبی یا اونورآبی...بداخلاق یا خوش اخلاق...
آدمایی که می فهمنن می شناسن.. آدمایی که هرکاری کردم هیچوقت ننگ تزویر و دورویی بهم نزدن....
چه دعواهایی که کردیم و روز بعدش فراموش کردیم و دوباره خوب شدیم با هم....
بدی کردم بخشیدن رد شدن.....
آدمایی که می دونن هیچی تودلم نیست....
آدمایی که لازم نیست خودمو بهشون توضیح بدم چون همه چیو خودشون می بینن...
با این حال بازم نمیخوام با هیچ کدوم صمیمی شم چون می ترسم......نه از اونا...
از خودم....
#تو_دلی
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهسلام سارا
صبح بخیر
برنامه ریزی میخواستی پیدا کردی؟
@researcher -
فاطمه ـ بوشهر
عجب
لایک گرفتن هم از پروژه ی جدیده منهنوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده -
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Saahaar
آره -
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۹ آخرین ویرایش توسط Sharllot انجام شده
فاطمه ـ بوشهر
بله
ولی حیف کمه
فقط یدونه -
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۱۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
من اگه ولت کردم تو رهام نکن مهربون ترین....
-
گاهی اوقات به این فک می کنم که توو واقعیت چقد رابطم با آدما بهتره
چقد همه دوسم دارن...چقد همه خوبن باهام
همه خودشونن....اینورآبی یا اونورآبی...بداخلاق یا خوش اخلاق...
آدمایی که می فهمنن می شناسن.. آدمایی که هرکاری کردم هیچوقت ننگ تزویر و دورویی بهم نزدن....
چه دعواهایی که کردیم و روز بعدش فراموش کردیم و دوباره خوب شدیم با هم....
بدی کردم بخشیدن رد شدن.....
آدمایی که می دونن هیچی تودلم نیست....
آدمایی که لازم نیست خودمو بهشون توضیح بدم چون همه چیو خودشون می بینن...
با این حال بازم نمیخوام با هیچ کدوم صمیمی شم چون می ترسم......نه از اونا...
از خودم....
#تو_دلی
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@researcher خوبی؟
-
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
حکیم بزرگ ژاپنی روی شنها نشسته و در حال مراقبه بود ...
مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر.
حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.
حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا.
یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!
مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.
حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا.
سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند.
مرد این بار گفت: نمی دانم و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.
حکیم خط بلندی کنار آن خط کشید و گفت حالا کوتاه شد.
این حکایت، یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد.
نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو، دیگران خود به خود شکست می خورند.
به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را درست انجام بده...با کوتاه کردن دیگران ما بلند نمی شویم و برعکس، بازتاب رفتار ما باعث کوتاهی مان می شود...
-
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
. . .
جنبه محبت نداریم
ظرفیتمان که تکمیل شد
غرورمان سرریزمیشود
و سِیل بی تفاوتیمان
افرادمهربان راغرق میکند
آرام که گرفتیم
هاج و واج دنبال محبت میگردیم
آدمهای عجیبی هستیم[نرگسصرافیان]
-
نوشتهشده در ۶ مرداد ۱۳۹۸، ۴:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
اغلب آدمها همیشه همینطورند
اگر کسی را پذیرفتند ،همه عیوبش را حسن میبینند ! و کوچکترین انتقادی بر شخصِ مورد پسند ایشان وارد نیست ! و اگر از کسی نفرت پیدا کردند ،
از همه خصلتهای نیکوی او چشم پوشی میکنند !
و عیوب او را بزرگ مینمایانند .
در هیچ موردی حد وسط ندارند .جرج اورول
روزهای برمه