-
نوشتهشده در ۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ۱۷:۱۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 یا رب این نوگلِ خندان که سپردی به منش
میسپارم به ننش از دسِ اخلاقِ ....اش -
@reza-a شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت -
-
نوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۱۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 می و میخانه و باده همه در وصف تو باشد
جام و پیمانه همه جمله تو را جار کند
دوش دیدم رخ زیبات ز فلک سیر کند
عشق تو ، معشوقه ام آخر مرا خار کند -
@Rose123 می و میخانه و باده همه در وصف تو باشد
جام و پیمانه همه جمله تو را جار کند
دوش دیدم رخ زیبات ز فلک سیر کند
عشق تو ، معشوقه ام آخر مرا خار کندنوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۲۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده@reza-a در این درگه، که گه گه ، گَه کُه و هر گَه شود گاهی
و گَه گاهی گُهر گویی و گَه گاهی گریزان پایی گردیدی..
گلی گم گشته گوهر باشد انگاه ...
که گویی هرچه گویی در گناهی... -
@reza-a در این درگه، که گه گه ، گَه کُه و هر گَه شود گاهی
و گَه گاهی گُهر گویی و گَه گاهی گریزان پایی گردیدی..
گلی گم گشته گوهر باشد انگاه ...
که گویی هرچه گویی در گناهی...@reza-a یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم
ویران شود این شهر که میخوانه ندارد- با خودتون مشاعره میکنین!
- با خودتون مشاعره میکنین!
-
@reza-a یک نعره مستانه ز جایی نشنیدیم
ویران شود این شهر که میخوانه ندارد- با خودتون مشاعره میکنین!
نوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده@Rose123 دردم، و طُ درمانی ،عهدم و طُ پیمانی. بازا ز کفم یارا مطلوب دل و جانی
مگو چیست پوکیدن حوصلع
- با خودتون مشاعره میکنین!
-
@Rose123 دردم، و طُ درمانی ،عهدم و طُ پیمانی. بازا ز کفم یارا مطلوب دل و جانی
مگو چیست پوکیدن حوصلع
@reza-a یاد روزی که به عشق تو گرفتار شدم
از سر خویش گذر کرده سوی یار شدم -
نوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 منو عشقو دل دیوانه بساطی داریم
عقل هی فلسفه می بافدو ما میخندیم -
@_nazi_ ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم -
نوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۳:۱۴ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123
می نوش که عمر جاودانی این ست
خود حاصلت از دور جوانی این ستخیام
-
@Omid-Rouzegaraan تو مو می بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو او اشارت های ابرو -
نوشتهشده در ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۴:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@Rose123 وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن -
sandiiii نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
باغهای دلگشا در زیر پر باشد مرا -
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ۸:۰۰ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66 ای آفتاب آهسته تر بر بام قصرش زن قدم
ترسم صدای سایه ات خوابست بیدارش کند -
sandiiii دل ز هر نقش گشته ساده مرا
دو جهان از نظر فتاده مرا -
نوشتهشده در ۳۱ مرداد ۱۳۹۸، ۸:۳۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
@saraa-66 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه ی چشمی به ماکنند