-
@M-b-b سر درد گرفتم از فکر زیادی
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۰:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شدهفاطمه ـ بوشهر
هومم
به مرز خلی هم میری صبر کن -
فاطمه ـ بوشهر
هومم
به مرز خلی هم میری صبر کننوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۰:۵۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده@M-b-b خیلی وقته اون
-
یه زمانی آلایی خاک تو سرت نیستی حال کنیم
@M-b-b در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
یه زمانی آلایی خاک تو سرت نیستی حال کنیم
خودت باکی بودی؟//
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۰:۵۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نمیبخشمتون
اونایی که پشت درین و تو نمیاین
هیچکدوم -
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۰:۵۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
سرمّ دادخ درد میگیره
من برم شب همگی خوش -
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
رستن از دامت نتوانم
محبوب زیبا.. -
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
طاقت هجرت ندارم محبوب زیبا
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
با ما چه کردی از جفا محبوب زیبا
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۱۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
رحمی کن آخر بی وفا محبوب زیبا
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۱۵ آخرین ویرایش توسط Lotus انجام شده
http://dl2.behmusic.com/music/1394/07/Irani/Taher Ghoreyshi - Mahboube Ziba[128].mp3
- رستن از دامت نتوانم محبوب زیبا
طاقت هجرت ندارم محبوب زیبا
با ما چه کردی جز جفا محبوب زیبا
رحمی کن آخر بی وفا محبوب زیبا
سرتاپا در تاب و تبم
در آتش هر صبح و شبم
دانم که آخر نرسد
کامی از آن لب به لبم
مرغی بی پناهم
عشق تو گناهم
یاری از که خواهم؟
افسون دل ها
گو در درد عشقم
درمان از که جویم
بر زخم دل مرهم محبوب زیبا
فریاد دل زار
راز دل بیمار
بشنو تو این بار
دامن مکش از من
کز روی تو روشن
گردد شب تار
مرغی بی پناهم
عشق تو گناهم
یاری از که خواهم؟
افسون دل ها
گو در درد عشقم
درمان از که جویم
بر زخم دل مرهم محبوب زیبا
- رستن از دامت نتوانم محبوب زیبا
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۲۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
فکر کنم یه خبرایی باشه...هعی خدا
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۲۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
خدا هم دیگه محلمون نمیذاره
چمیدونم
شایدم من محلش نمیذارم
آخرش دیوونش میشم ورمیداره میبردم
پوف -
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۲۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
جا داره بهم بگه انقده دور شدی و مغرور شدی که دیگه کور شدی عشقمو نمیبینی...
.
.
. -
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۳۴ آخرین ویرایش توسط Lotus انجام شده
باید یه حال و هوای بیست سالگی
علاوه بر هوس عشق و عاشقی
یه چیز دیگه هم اضافه کنیم:
گم شدن تو اون حال و هوا... -
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۳۶ آخرین ویرایش توسط Lotus انجام شده
دیگه داره خزونام بیشتر از بهارام میشه
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۳۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
بشینید به تماشا
میخوام برم رو منبر -
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
چه قدر خسته ام از «چرا؟»
از «چه گونه!»
خستهام از سؤال های سخت
پاسخهای پیچیده
از کلمات سنگین
فکرهای عمیق
پیچهای تند
نشانههای بامعنا، بیمعنا
دلم تنگ میشود گاهی،
برای یک «دوستت دارم» ساده
دو « فنجان قهوه ی داغ »
سه « روز تعطیلی در زمستان »
چهار « خنده ی بلند »
و پنج « انگشت » دوست داشتنی!
| مصطفی مستور |
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شده
_گفتم : میگن بیرون بهار اومده
_گفت : باور نکن
_گفتم : چی چیو باور نکن؟! نیگا!
خودت درو وا کن ببین.
_گفت : باور نکن
_گفتم : چته تو؟ یه چیزیت میشه ها!
از پنجره نیگا کن! ببین؛ انگاری سبز پاشیدن رو درختا!
_گفت : باور نکن
_گفتم : نه خیر، اینجوری نمیشه
تقویمو وا کن یه نیگا بنداز شاید سر عقل بیای
_گفت : دیدم، باور نکن
_گفتم : پس کی بهار میاد؟
_گفت : بهار به تقویم و این زرق و برقا نیس که
_گفتم : خیلی ببخشیدا، پس به چیه؟
ول کن این حرفا رو
پاشو، پاشو لباستو عوض کن
یه صفایی بده سر و صورتتو
_گفت : هیچوقت اومدنِ چیزی که قراره بره رو باور نکن
از پنجره کوچه رو نگا کردم
دیدم داره برف میباره| بابک زمانی |
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۴۸ آخرین ویرایش توسط Lotus انجام شده
- نیگا کن
میدونم سخته برات واسه یاد گرفتن یه بهایی بدی
میدونی اگه هرروز در حال یاد گرفتن باشی چی میشه
بیشتر از اون چیزی که نباید میفهمی
انقدر که آرزو میکنی میگی نمیخوام همین قدر بسه
شاید بگی همش بخاطر جاییه که زندگی میکنی
شاید بگی چون اینجا ایرانه
ولی نه
همه جا همینه
همه جا ادما سنشون میره بالا
همه جا ادما اول کلی اشتباه میکنن تا بخوانن یاد بگیرن
همه جا ادما اول زمین میخورن بعد بلند میشن..بلند شدنه هم سخته..
همه جا همینه
همه جا هممون آدمیم
اره
آدم ذاتا اومده که سختی بکشه
ولی دیگه یه جاهایی انقدر طولانی میشه که بابا دیگه جونت در میاد:/
خسته میشی از فهمیدن
خسته میشی از نگاه کردن
خسته میشی از حرف نزدن
خسته میشی از حرف زدن و شنیده نشدن
ولی بدتر از همه اینه که هی خسته بشی
هی حرص بخوری
یهو بیخیال میشیا
ولی بعد یه مدت بیخیالی عذابت میده
با خودت درگیری
خل میشی:/
اونجاس که میزنی به سیم آخر و یه روی دیگت گل میکنه:/
تضاد درونت میزنه بالا
بهت میگن این راه رفتنشم به زوره
هه...
.
.
پاشم بیام پایین..
- نیگا کن
-
نوشتهشده در ۴ دی ۱۳۹۸، ۲۱:۵۱ آخرین ویرایش توسط انجام شده
نبش قبر کنیم
ولی کنیم که چی بشه