-
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکردنوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۰ آخرین ویرایش توسط انجام شدهRAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کنن -
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کنننوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۱ آخرین ویرایش توسط انجام شدهdlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
-
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۲ آخرین ویرایش توسط انجام شدهRAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
از ترسش این کارو میکرد
یعنی چند سال این ترس باهاش بوده
چقدر دردناک
نتونی یشب راحت بخوابی... -
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شده
جالبیش اینه من مردنمو کاملا دیدم چند بار
مردن زیبایی بود حداقلش این بود با لبخند بیدار شدم نه گریه -
melikaaa مرسی امیدوارم موفق باشی
مالیخولیا
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهamir ahmadi در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
melikaaa مرسی امیدوارم موفق باشی
مالیخولیا
اون برگا چیه دیگ
مرسی بیب -
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
از ترسش این کارو میکرد
یعنی چند سال این ترس باهاش بوده
چقدر دردناک
نتونی یشب راحت بخوابی...نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۳ آخرین ویرایش توسط انجام شدهdlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
از ترسش این کارو میکرد
یعنی چند سال این ترس باهاش بوده
چقدر دردناک
نتونی یشب راحت بخوابی...اره روحش شاد خیلی زجر کشید
ولی بنظرم همون مردن بنفعش بود -
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
از ترسش این کارو میکرد
یعنی چند سال این ترس باهاش بوده
چقدر دردناک
نتونی یشب راحت بخوابی...نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۴ آخرین ویرایش توسط انجام شدهdlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
از ترسش این کارو میکرد
یعنی چند سال این ترس باهاش بوده
چقدر دردناک
نتونی یشب راحت بخوابی...ولی تهش راحت شد
-
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۵ آخرین ویرایش توسط انجام شده
مث یه قایق وسط دریا
همونقد خسته
همونقد تنها... -
مث جن و بسم الله...
-
جالبیش اینه من مردنمو کاملا دیدم چند بار
مردن زیبایی بود حداقلش این بود با لبخند بیدار شدم نه گریهنوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۶ آخرین ویرایش توسط انجام شدهRAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
جالبیش اینه من مردنمو کاملا دیدم چند بار
مردن زیبایی بود حداقلش این بود با لبخند بیدار شدم نه گریهفک کنم اون دنیا با فرشتهای خدا اکیپ بزنم مسخره بازی کنیم
منتظره یه کله خراب باشین بیشعورا -
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
dlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
RAMIN1380 در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
میگن هر شب بلند میشد سر و صدا میکرد تا خودشو اروم کنه از مردن میترسید ...
یه چیزی عجیبه چرا سر و صدا میکرداگه فرشته ی قبض روح بالا سرشه و بخواد روحشو بگیره
بقیه بیدار بشن و کمکش کننفکر نکنم اون فرشته چند سال اینکار رو تکرار بکنه نه
از ترسش این کارو میکرد
یعنی چند سال این ترس باهاش بوده
چقدر دردناک
نتونی یشب راحت بخوابی...اره روحش شاد خیلی زجر کشید
ولی بنظرم همون مردن بنفعش بود -
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۷ آخرین ویرایش توسط انجام شده
melikaaa در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
مث یه قایق وسط دریا
همونقد خسته
همونقد تنها...نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها
رها
رها
من -
melikaaa در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
مث یه قایق وسط دریا
همونقد خسته
همونقد تنها...نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها
رها
رها
مننوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شدهdlrm در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
melikaaa در هرچی تو دلته بریز بیرون 4 گفته است:
مث یه قایق وسط دریا
همونقد خسته
همونقد تنها...نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها
رها
رها
مناوهوم:((
-
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۸ آخرین ویرایش توسط انجام شده
دلم نمیخاد بخابم..
-
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-
نوشتهشده در ۲۵ شهریور ۱۳۹۹، ۲۲:۴۹ آخرین ویرایش توسط انجام شده
-