کافــه میـــم♡
-
برف نگرانم نمیکند...
حصار یخ رنج ام نمیدهد ،
زیرا پایداری می کنم
گاهی با شعر و گاهی با عشق
که برای گرم شدن وسیله ی دیگری نیست...
جز آن که دوستت بدارم یا
برایت عاشقانه بسرایم...نزار قبانی
╟ -
بعضی آدمها ناخواسته همیشه متهم اند همیشه مقصرند به خاطر سکوتشان به خاطر مهربانیشان به خاطر گذشته شان بی کینه بودنشان بخاطر کمک نخواستنشان بی آزار بودنشان و از همه بدتر اینکه خوبی ها و حتی خودشان زود فراموش میشوند
-
دفتر مرا
دست درد میزند ورق
شعر تازهی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف میزنم؟ -
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
-
بعضی آدمها ناخواسته همیشه متهم اند همیشه مقصرند به خاطر سکوتشان به خاطر مهربانیشان به خاطر گذشته شان بی کینه بودنشان بخاطر کمک نخواستنشان بی آزار بودنشان و از همه بدتر اینکه خوبی ها و حتی خودشان زود فراموش میشوند
-
طوفان باشی متوقف شوی
خورشید باشی پنهان شوی
آتش باشی خاموش شوی
دریا باشی قطره شوی
نهال باشی چیده شوی
فولاد باشی خم شوی
چه تناقضی دارد این شهره ی شهر
ح.ص
قطعه ی نهال -
پرپرواز ندارم
امادلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر
در دریاچه ی ماهتاب
پارو می کشند
خوشا رها کردن و رفتن
خوابی دیگر
به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن
خوشا رهایی
خوشا اگر نه رها زیستن
مردن به رهایی!
آه
این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند.
شاملو
-
گاهی واژه ها ناتوانند از بیان حال و احساسات
اصلا شاید حال ما ناتوان است از گفتن حال و احساساتمان
... -
ما بزرگترین معذرت خواهی رو به خودمون بدهکاریم؛ بابت همه ی وابستگیامون،بابت همه ی آدمهایی که اذیتمون کردن،ولی ما نتونستیم رهاشون کنیم بابت همه ی حرفهایی که دلمون شکست،ولی صبر کردیم بابت همه ی دورویی هایی که به روی طرف نیاوردیم،بابت خیلی چیزا..
بابت تحمل خیلی چیزا:)) -
اولش یکم سخته
کم کم اما عادت میکنی،
به صبح هایی که به محض
باز شدن چشمات نخواد
به کسی صبح بخیر بگی!
عادت میکنی به کسیو نداشتن
واسه خریدن نازت
یاد میگیری خیلیا ممکنه بیان،
ولی آخرش بجز خودت
هیچکی برات نمی مونه
خودتو غرق کار میکنی
غرق درس غرق زندگی
میترسی که نکنه یکوقت
بیکار بشی و یادت بیاد
چقدر تنهایی چقدر دنیات خالیه
چقدر هیچکس نیست!
ولی میدونی مهم اینه،
بلاخره عادت میکنی
بلاخره یک روز میاد
که زندگی هرچی مُشت میزنه
تو دیگه دردت نمیاد!
فقط بهش لبخند میزنی...:) -
شبیه باران بر دریا
بیهوده به تو فکر می کنم
و سهم بیشتری
از قدم زدن در پیاده رو را
مال خودم می کنم
مثل یک پدر
دست های دلم را به دست می گیرم
و در کوچه ها تاب می خوریم
به پارک
سینما
به بلندترین نقطه ی شهر
فرقی نمی کند
اصلا به هرجایی که تو بودی باید رفت
دلم
مثل غروب جمعه
همه جا دلگیر است
-
لب دریا… نسیم و آب و آهنگ …
شکسته… ناله های موج … بر سنگ.
مگر دریا دلی … داند … که ما را…
چه توفان ها ست … در این سینه تنگ !
-
کم باش!
اصلا هم نگران کم شدنت نباش
آن کس که اگر کم باشی گمت کند
همانیست که اگر زیاد باشی حیفت میکند!
سعی نکن متفاوت باشی،فقط خوب باش!
این روزها خوب بودن
به اندازه ی کافی متفاوت است!#چارلی_چاپلین
-
غیرت معنیش این نیست که بگی چطوری لباس بپوش، فلان جا نرو، یا با فلانی حرف نزن غیرت یعنی تنهاش نذاری، حمایتش کنی، بهش کمک کنی به خواستههاش برسه، وقتی زمین خورد دستشو بگیری، وقتی تنهاست تو کنارش باشی اصلا تفسیر درست غیرت یعنی اجازه ندی کسی اذیتش کنه! حتی خودت...
-
قیمتِ یه قلبِ سالم هفت میلیارده!
بعد کسی که میاد عاشقت میشه،قلبش رو مجانی در اختیارت میذاره!
بهجای اینکه قلبش رو بذاری تو شیشه و ازش ثانیه به ثانیه مراقبت کنی،خودت یه خنجر برمیداری و محکم درونِ اعماقِ قلبش فرو میکنی!
قلبِ آدمها بازیچهی رفتارایِ نامعلومِ شما نیست! -
من زندگی خودم را میکنم و برایم مهم نیست چگونه قضاوت میشوم
چاقم، لاغرم؛ قد بلندم، کوتاه قدم؛ سفیدم؛ سبزه ام
همه به خودم مربوط است…:_)
مهم بودن یا نبودن رو فراموش کن
روزنامه ی روز شنبه زباله روز یکشنبه است
زندگی کن به شيوه خودت
با قوانين خودت با باورها و ايمان قلبی خودت
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برايشان فرقی نمی کند چگونه هستی
هر جور که باشی،حرفی برای گفتن دارند
شاد باش و از زندگی لذت ببر
چه انتظاری از مردم داری؟
آنها حتی پشت سر خدا هم حرف می زنند … -
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصلهی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمیگم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم میشه چیکارهام
میچرخم و میچرخونم ٬ سیارهام !
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش !
راه دیدم نرفته بود ، رفتمش
جوونهی نشکفته رو ، رستمش
ویروس که بود حالیش نبود ، هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛
جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛
تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛
دویدم !
چشم فرستادی برام تا ببینم؛
که دیدم !
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟
نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟
نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من ، حیرونت نبودم؟
تازه داشتم میفهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر میخواد دنیا بیاد،
آهن و فسفرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقهای از حلقهی زنجیر شدن . . .
عمو زنجیر باف ، زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم . . .حسین پناهی
-
چقدر دلتنگی رو تو یه بیت زیبا گفت
بی تو با قافله ی غصه و غم ها چه کنم
تار و پودم تو بگو با دل تنها چه کنم