کافــه میـــم♡
-
- تقصیر خودمونه که نمیدونیم اگه همیشه باشیم تکراری میشیم...
-
درنهایت انقدر ازش بت ساختم تو مغزم و باورش کردم که وقتی چهرهی واقعیشو نشونم داد باورم نمیشد اون آدم معصوم و پاکی که میپرسیدمش همچین لجنی که بوئه تحفنش از صدمتر دورترم به مشامم برسه باشه. من همیشه کورکورانه عشق ورزیدم، باور کردم، اعتماد کردم و همهی خودمو واسش گذاشتم، چون میپرستیدمش، بدون فکر به اینکه آیا لایقش هست یا نه؟ آیا خودِ واقعیش همون آدم مقدسیه که تو ذهن منه؟ و وقتی نشونم داد که اون نیست، اولش عصبی شدم، زدم به هردری که نه تو همون آدمی که ساختمش، بعد انکار کردم و گفتم الان واسه شرایط عوض شدی، الان خودتو گم کردی وگرنه درست میشی، و تا مدتها قبول نمیکردم، خودمو گول زدم، انقدر خودمو گول زدم که دیدم نه تنها اونی که تو ذهنم بود و تو ذهنم ندارم فقط یه آدم جدید که نمیشناسمشو زور میزنم بمونه کنارم بلکه خودمم از دست دادم.
-
سعى ميكنيم احساساتمون رو مخفى كنيم، اما يادمون ميره كه چشم ها حرف ميزنن!:)
-
دیگران تنها لبخندهای آبیات را میبینند و من عمق سیاه دردهایی که در پس آنها مخفی کردهای. من تو را با دردهایت دوست دارم؛ زیرا که بخش بیشتری از تو را در خود دارند.
پ.ن: گفته آبی چون این رنگ تو ادبیات اصولا نشونهی خستگی و اینجورچیزاست
-
حال درست حسابی ندارم
شب ها بیدارم
روز ها بی قرارم
چشم به در
عصبی
بی حوصله
تنهام
به در و دیوار گیر میدم
دل تنگ
قلب خرد شده
احساس نابود شده
پر از آرزوی بی پایان
رویاهای زیباست
پر از درد و غم ولی ساکت
خیلی حرف تو دلم دارم
خیلی سوال از خیلیا دارم -
زندگی بدون روز های بد نمی شود !
بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم.
اما روزهای بد همچون برگ های پاییزی باور کن شتابان فرو میریزند و در زیر پاهای تو، اگر بخواهی ، استخوان میشکنند. و درخت، استوار و مقاوم بر جای می ماند!
عزیز من، برگ های پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند.