تست قرابت
-
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد
#مولانای_عزیز -
شعرنیس ولی دوسش دارم
حرف آدم ها مانند موج دریاستاگر در مقابلش بایستی خسته ات میکند
و اگر با آن همراهی کنی غرقت میکند
قرار نیست که همه آدمها شما را درک کنند و این اشکالی ندارد
آنها حق دارند نظر دهند و شما کاملا حق دارید آن را نادیده بگیرید.
-
@dr-saraaa در تست قرابت گفته است:
آثار جلال آل احمد رو بگین ببینم
زن زیادی داره
مدیر مدرسه ست
پنج داستان خونده
رنج زیادی برده /:
قمار بازه :|
اسم دخترشم مائده س که سیب زمینی زیاد میخوره :|
بقیش یادم نیسینی تَفت دادن به این میگنا ... اگه تو مدرسه ما بودی، مرتبه ای والا میگرفتی ...
-
این عشق مرا با تو چنان یکتا کرد
کاندر غلطم که تو منی یا من تو ...
#سوال 20 گزینه 2 _ آزمون -
@dr-saraaa در تست قرابت گفته است:
این عشق مرا با تو چنان یکتا کرد
کاندر غلطم که تو منی یا من تو ...
#سوال 20 گزینه 2 _ آزمونآره چه قشنگم بود
-
️زیست شناسی ادبی
یار من آنکه به دنیا ژنوتیپش یکتاست
فنوتیپ خوش او چون فنوتیپ گلهاست
هست در هر نگهش رمز هزاران ژن عشق
که همه، ترجمهی رشتهای از «دی ان آ»ست
دوش از بهر دلم عشوه چنان سنتز کرد
که فغان از همهژنهای وجودم برخاست
این یکی کرد جهش وان دگری شد معیوب
کُدون زندگیَم گشت دچار کم و کاست
گشت مغلوب مرا هر چه ژن غالب بود
حالیا! کار منِ سوختهدل واویلاست
کاریوتیپ منِ زار، چنان قاطی کرد
که گمانم اثرش تا به ابد پابرجاست
گفتم ای یار مکن، شد ژنوتیپم بر باد
خندهای کرد و بگفت از فنوتیپت پیداست (باحال ترین بیت شعر!)
گفتم آخر تو مرا آلل صبری بفرست
که ز عصیان جهش، بند جنونم برپاست
ژن امید مرا نوکلئوتیدیست حقیر
ژن جور تو، ولی نوکلئوتیدش صد تاست
پلیپپتید غمت بس که دراز است ای دوست
بهر آن جان نبود در دلِ تنگی که مراست
️گفت باید که به راهم هموزیگوت گردی
هتروزیگوت، تو مباش، ار به دلت الفت ماست
گفتمش من هموزیگوت نتوانم گشتن
چون نماندهست مرا یک آتوزوم، سالم و راست
عاشقی را که چنان سندرم عشق دهند
تو تعجب مکن ار اشک غمش چون دریاست
حالیا! زین ژنوتیپی که نصیبم گشته
فنوتیپم به میانِ همه، انگشتنماست
من ندانم که چنین سنگدلی، بی انصافی
از کجا آمده و اصل و تبارش ز کجاست
بهر سلول حیات اینهمه،پپتید بلاست
همه زیر سر یک رشته "ام ار ان آ" ست
آری! آخر به یکی دام بلا می افتد
هر که چون مستی ما سر به هواست
ای خدا یار مرا سندرم مرگ بده
که چنین با من عاجز به سر جور وجفاست
همولوگ نیست چو هرگز دل من با دل او
این دو را دادن پیوند فقط کارخداستبرگرفته از شعر سپهر طباطبایی
-
️زیست شناسی ادبی
یار من آنکه به دنیا ژنوتیپش یکتاست
فنوتیپ خوش او چون فنوتیپ گلهاست
هست در هر نگهش رمز هزاران ژن عشق
که همه، ترجمهی رشتهای از «دی ان آ»ست
دوش از بهر دلم عشوه چنان سنتز کرد
که فغان از همهژنهای وجودم برخاست
این یکی کرد جهش وان دگری شد معیوب
کُدون زندگیَم گشت دچار کم و کاست
گشت مغلوب مرا هر چه ژن غالب بود
حالیا! کار منِ سوختهدل واویلاست
کاریوتیپ منِ زار، چنان قاطی کرد
که گمانم اثرش تا به ابد پابرجاست
گفتم ای یار مکن، شد ژنوتیپم بر باد
خندهای کرد و بگفت از فنوتیپت پیداست (باحال ترین بیت شعر!)
گفتم آخر تو مرا آلل صبری بفرست
که ز عصیان جهش، بند جنونم برپاست
ژن امید مرا نوکلئوتیدیست حقیر
ژن جور تو، ولی نوکلئوتیدش صد تاست
پلیپپتید غمت بس که دراز است ای دوست
بهر آن جان نبود در دلِ تنگی که مراست
️گفت باید که به راهم هموزیگوت گردی
هتروزیگوت، تو مباش، ار به دلت الفت ماست
گفتمش من هموزیگوت نتوانم گشتن
چون نماندهست مرا یک آتوزوم، سالم و راست
عاشقی را که چنان سندرم عشق دهند
تو تعجب مکن ار اشک غمش چون دریاست
حالیا! زین ژنوتیپی که نصیبم گشته
فنوتیپم به میانِ همه، انگشتنماست
من ندانم که چنین سنگدلی، بی انصافی
از کجا آمده و اصل و تبارش ز کجاست
بهر سلول حیات اینهمه،پپتید بلاست
همه زیر سر یک رشته "ام ار ان آ" ست
آری! آخر به یکی دام بلا می افتد
هر که چون مستی ما سر به هواست
ای خدا یار مرا سندرم مرگ بده
که چنین با من عاجز به سر جور وجفاست
همولوگ نیست چو هرگز دل من با دل او
این دو را دادن پیوند فقط کارخداستبرگرفته از شعر سپهر طباطبایی
-
️زیست شناسی ادبی
یار من آنکه به دنیا ژنوتیپش یکتاست
فنوتیپ خوش او چون فنوتیپ گلهاست
هست در هر نگهش رمز هزاران ژن عشق
که همه، ترجمهی رشتهای از «دی ان آ»ست
دوش از بهر دلم عشوه چنان سنتز کرد
که فغان از همهژنهای وجودم برخاست
این یکی کرد جهش وان دگری شد معیوب
کُدون زندگیَم گشت دچار کم و کاست
گشت مغلوب مرا هر چه ژن غالب بود
حالیا! کار منِ سوختهدل واویلاست
کاریوتیپ منِ زار، چنان قاطی کرد
که گمانم اثرش تا به ابد پابرجاست
گفتم ای یار مکن، شد ژنوتیپم بر باد
خندهای کرد و بگفت از فنوتیپت پیداست (باحال ترین بیت شعر!)
گفتم آخر تو مرا آلل صبری بفرست
که ز عصیان جهش، بند جنونم برپاست
ژن امید مرا نوکلئوتیدیست حقیر
ژن جور تو، ولی نوکلئوتیدش صد تاست
پلیپپتید غمت بس که دراز است ای دوست
بهر آن جان نبود در دلِ تنگی که مراست
️گفت باید که به راهم هموزیگوت گردی
هتروزیگوت، تو مباش، ار به دلت الفت ماست
گفتمش من هموزیگوت نتوانم گشتن
چون نماندهست مرا یک آتوزوم، سالم و راست
عاشقی را که چنان سندرم عشق دهند
تو تعجب مکن ار اشک غمش چون دریاست
حالیا! زین ژنوتیپی که نصیبم گشته
فنوتیپم به میانِ همه، انگشتنماست
من ندانم که چنین سنگدلی، بی انصافی
از کجا آمده و اصل و تبارش ز کجاست
بهر سلول حیات اینهمه،پپتید بلاست
همه زیر سر یک رشته "ام ار ان آ" ست
آری! آخر به یکی دام بلا می افتد
هر که چون مستی ما سر به هواست
ای خدا یار مرا سندرم مرگ بده
که چنین با من عاجز به سر جور وجفاست
همولوگ نیست چو هرگز دل من با دل او
این دو را دادن پیوند فقط کارخداستبرگرفته از شعر سپهر طباطبایی
-
بچها ها نظرتونو در مورد آزمون قلم چی امروز بگین لطفا
من برای اولین بار آزمون قلم چی دادم. به نظرم عمومی هاش مخصوصا دین و زندگیش خیلی متفاوته با کنکور.
نظرتونو درمورد عمومی ها و اختصاصیهاش بگین -
بچها ها نظرتونو در مورد آزمون قلم چی امروز بگین لطفا
من برای اولین بار آزمون قلم چی دادم. به نظرم عمومی هاش مخصوصا دین و زندگیش خیلی متفاوته با کنکور.
نظرتونو درمورد عمومی ها و اختصاصیهاش بگین -
jelve44 http://forum.alaatv.com/topic/882/هرچی-تو-دلته-بریز-بیرون/97732
سوالتونو اینجا بپرسیدjelve44 http://forum.alaatv.com/topic/882/هرچی-تو-دلته-بریز-بیرون/97732
سوالتونو اینجا بپرسید -
-
آخرین شعر مولانا در حین وفات
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کنماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کناز من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کنماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کنخیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کنبرشا خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کندردیست غیر مردن کانرا دوا نباشد
پس من چگونه گویم کین درد رادواکندر خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کنگر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
از برق این زمرد هین دفع اژدها کن -
آخرین شعر مولانا در حین وفات
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن
ترک من خراب شبگرد مبتلا کنماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کناز من گریز تا تو هم در بلا نیفتی
بگزین ره سلامت ترک ره بلا کنماییم و آب دیده در کنج غم خزیده
بر آب دیده ما صد جای آسیا کنخیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا
بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کنبرشا خوبرویان واجب وفا نباشد
ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کندردیست غیر مردن کانرا دوا نباشد
پس من چگونه گویم کین درد رادواکندر خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کنگر اژدهاست بر ره عشق است چون زمرد
از برق این زمرد هین دفع اژدها کن