کنکوریون🤪
-
@mitra-ism-rahmani در کنکوریون🤪 گفته است:
وقتی سنجش کلید بذاره درصد هاتونو حساب میکنید ؟
نع
اصن نگاش نميكنم -
:sparkles: به نام خدایی ک مهربونیش بی نهایت فراتر از مرزاندیشه ی همه ی آدماست:sparkles:
سلام به همه ی اونایی ک الان دارن این نوشته رو میخونن:raised_hand_light_skin_tone: :raised_hand_light_skin_tone:
خب امروز10تیر1400بود
ومن کنکور رو تجربه کردم:beaming_face_with_smiling_eyes:
خب شاید حرفای الانم بیشتر برای پررنگ شدن خاطرات امروزم باشه
ویکم حرف دلی
من همیشه گفتم ک سال کنکور باوجودهمه ی سختی هاوعذاباوناراحتیاش بهترین سال زندگیم بوده وهست
واز دیروز ک مثل امروز بچه های تجربی بود حالم خیلی متفاوت بود...یه جورایی تازه بودوتاحالا اینجوری تجربش نکرده بودم:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
واما امروز.....!
خب من کلن آدم هیجانی ای هستم..:grinning_face_with_sweat:
امروز کلی ذوق و شوق داشتم و حتی شاید بشه گفت هنوز هم دارم
استرس..!!!
اونم داشتم...اماخب بیخیالش میشدم و هنوزم باید بیخیال باشم:face_with_rolling_eyes:
مثل روز اول مدرسه برای آمادگی و کلاس اول(من بدجوری همیشه ذوق داشتم:star-struck: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone: )
توی تمام راه تابرسم به سالن توی ذهنم این بود ک خدایا بازهم مثل همیشه خدایی کن و منو جلوی خودم و والدینم شرمنده نکن
وخب رسیدم به حوزه و صندلیم و عکسی ک اصن شبیه من نبود...:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
نشستم ..رفت وآمدا...حرفای بچه ها....به خودم میگفتم خب زینب!الان دیگه رسمن توی دل کنکورهسی...:star-struck:
دفترچه ها پخش شد و پشت سرش صوت قرآن ک خیلی خوووووووب آرامش داد:relieved_face:
پ.ن:من توقع داشتم پاسخناممون مثل برگه های قلمچی و گاج قرمز باشه ولی سبز بود....خیلی خفن تر وباحال تر بود:neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
عمومی ها ک تموم شد و داشتن میگفتن دفترچه هارو بدین و تخصصی هارو بردارید ک من دیدم عععععع ای دل غافل یه عده ای بلندشدن رفتن!!!!:face_without_mouth: :expressionless_face: :expressionless_face:
این وسط اضافه کنم ک فکرمیکنم یه چندتایی تون منو حلال نکرده بودیناااااااا:expressionless_face: :face_with_tears_of_joy:
صدای آمبولانس اومد:face_without_mouth: (که خب بعدش فهمیدم یکی از پسرای حوزه کناری از ریاضیا حالش بدشده و دیگه بردنش بیمارستان:face_without_mouth: )
دختر دوتا اونطرف تریم زد زیر گریه:expressionless_face: (فکرکنم سر ریاضی بود..توی سوالای حسابانش..چون سوال نامش توی اون صفحه بود:face_without_mouth: )
مراقب هم خو انگاری عاشخم شده بود..هی میومد بیت شعرای کنار سوالنامم رو میخوند -_-:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
دیگه اینکه محیط یکم اذیتم کرد:face_with_tears_of_joy: :grimacing_face: :grimacing_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
اگه نتیجه کنکورم بد اومد همش تقصیر محیطه تقصیرمن خو نیست:grimacing_face: :face_with_tears_of_joy: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
پ.ن:ان شاءلله ک برای همه عالی میاد باو:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
بگذریم....
قبل کنکورم ک کنکورای داخل و خارج98و99 رو میزدم به زهرا میگفتم ایناک خیلی آسون بوده....یعنی اونایی ک اینارووحل میکردن،به اونایی ک قراره بعدن سوالاشون رو تحلیل کنن،توی دلشون حرفی زدن؟!!مثلا زهرا تو خودت چی؟!!
حداقلش اون لحظه تو دلت برای من هیچی نگفتی؟؟!:face_without_mouth:
زهرا هم پوکر فیس نگام کردو گفت:خوش خیلیا!!!کی اون لحظه به همچین چیزی فکرمیکنه؟؟!!!:smirking_face:
تهشم یه طفل دیوونه گفت :neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
ما ساعت12و40دقیقه وقتمون تموم بود و حوالی ساعت 12و25ک بود میخاستم برگردم وسوالایی ک میدونستم وقت بیشتری میخاد رو حل کنم که یادم افتاد به دهم یازدهمی هایی ک قراره یه روزی سوالایی ک من توی اینجا حل کردم رو حل و بررسی کنن:face_without_mouth: (خوش خیالیم به واقعیت پیوست:face_with_tears_of_joy: )
اون لحظه تمام حرفم بهشون این بود
هرکاری دوست داری بکن....
ولی فقط کاری کن ک پشیمون نشی
به خودم گفتم زینب کنکور همین بود..همیــــــن :)وخب ختم کلام
کنکور رو نمیشه توصیفش کرد...باید تجربش کنی...:sparkles: :sparkles:
واونقدری شیرین هست ک بخاطرش سختی بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
بخاطرش خودتو از خیلی چیزا محدود کنی...:flexed_biceps_light_skin_tone:
اونقدر شیرین هست ک براش زحمت بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
ببین باعشق و خنده و لذت همه ی علوم رو یادبگیرو دلت رو به یادگرفتن علم و بافهمیدن عظمت خدا به صاحب اصلیش نزدیکتر کن...:smiling_face_with_halo: :upside-down_face: :victory_hand_light_skin_tone:
دوست من اگه کنکورتو جادادی ک میگم حله ،توکل کن ک نتیجه ی عالی میاد ان شاءالله:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
اگه هم فردا میری کنکور بدی هم بدون ک اون بالاسری هواتو همیشه داشته و داره و خواهد داشت....:smiling_face_with_halo: :seedling:
اگه هم تازه امدی تو وادی کنکور فقط بهت بگم ک با عشــــــق بخون
تلاش فوق العاده و سخت کوشی و استمرار تو،قطعانتیجه ی عالی برات داره:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
سالم و تندرست باشید:herb:
همتتون بلند:dizzy:
موفقیتاتون روزافزون:lollipop:
ارادتمندتان:یکی از داوطلبین کنکورریاضی1400(=
ان شالله بعد نتایج همگی هم شیرینی بدیم هم شیرینی بخوریم:face_with_tears_of_joy: :lollipop: :lollipop:
دانش-آموزان-آلاء
بچه-های-کنکور-ریاضی-1400 خداقوت بهتون(:
بچه-های-کنکور-تجربی-1400 فردا رو میترکونید(: -
آقا شما کارتون ندارن دارید تحلیل نگاه میکنید هنوز
من راس ساعت هفت مامانم با دمپایی بالا سرم بود که جمع بساطتو دیگه 😂 -
آقا شما کارتون ندارن دارید تحلیل نگاه میکنید هنوز
من راس ساعت هفت مامانم با دمپایی بالا سرم بود که جمع بساطتو دیگه 😂 -
:sparkles: به نام خدایی ک مهربونیش بی نهایت فراتر از مرزاندیشه ی همه ی آدماست:sparkles:
سلام به همه ی اونایی ک الان دارن این نوشته رو میخونن:raised_hand_light_skin_tone: :raised_hand_light_skin_tone:
خب امروز10تیر1400بود
ومن کنکور رو تجربه کردم:beaming_face_with_smiling_eyes:
خب شاید حرفای الانم بیشتر برای پررنگ شدن خاطرات امروزم باشه
ویکم حرف دلی
من همیشه گفتم ک سال کنکور باوجودهمه ی سختی هاوعذاباوناراحتیاش بهترین سال زندگیم بوده وهست
واز دیروز ک مثل امروز بچه های تجربی بود حالم خیلی متفاوت بود...یه جورایی تازه بودوتاحالا اینجوری تجربش نکرده بودم:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
واما امروز.....!
خب من کلن آدم هیجانی ای هستم..:grinning_face_with_sweat:
امروز کلی ذوق و شوق داشتم و حتی شاید بشه گفت هنوز هم دارم
استرس..!!!
اونم داشتم...اماخب بیخیالش میشدم و هنوزم باید بیخیال باشم:face_with_rolling_eyes:
مثل روز اول مدرسه برای آمادگی و کلاس اول(من بدجوری همیشه ذوق داشتم:star-struck: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone: )
توی تمام راه تابرسم به سالن توی ذهنم این بود ک خدایا بازهم مثل همیشه خدایی کن و منو جلوی خودم و والدینم شرمنده نکن
وخب رسیدم به حوزه و صندلیم و عکسی ک اصن شبیه من نبود...:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
نشستم ..رفت وآمدا...حرفای بچه ها....به خودم میگفتم خب زینب!الان دیگه رسمن توی دل کنکورهسی...:star-struck:
دفترچه ها پخش شد و پشت سرش صوت قرآن ک خیلی خوووووووب آرامش داد:relieved_face:
پ.ن:من توقع داشتم پاسخناممون مثل برگه های قلمچی و گاج قرمز باشه ولی سبز بود....خیلی خفن تر وباحال تر بود:neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
عمومی ها ک تموم شد و داشتن میگفتن دفترچه هارو بدین و تخصصی هارو بردارید ک من دیدم عععععع ای دل غافل یه عده ای بلندشدن رفتن!!!!:face_without_mouth: :expressionless_face: :expressionless_face:
این وسط اضافه کنم ک فکرمیکنم یه چندتایی تون منو حلال نکرده بودیناااااااا:expressionless_face: :face_with_tears_of_joy:
صدای آمبولانس اومد:face_without_mouth: (که خب بعدش فهمیدم یکی از پسرای حوزه کناری از ریاضیا حالش بدشده و دیگه بردنش بیمارستان:face_without_mouth: )
دختر دوتا اونطرف تریم زد زیر گریه:expressionless_face: (فکرکنم سر ریاضی بود..توی سوالای حسابانش..چون سوال نامش توی اون صفحه بود:face_without_mouth: )
مراقب هم خو انگاری عاشخم شده بود..هی میومد بیت شعرای کنار سوالنامم رو میخوند -_-:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
دیگه اینکه محیط یکم اذیتم کرد:face_with_tears_of_joy: :grimacing_face: :grimacing_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
اگه نتیجه کنکورم بد اومد همش تقصیر محیطه تقصیرمن خو نیست:grimacing_face: :face_with_tears_of_joy: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
پ.ن:ان شاءلله ک برای همه عالی میاد باو:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
بگذریم....
قبل کنکورم ک کنکورای داخل و خارج98و99 رو میزدم به زهرا میگفتم ایناک خیلی آسون بوده....یعنی اونایی ک اینارووحل میکردن،به اونایی ک قراره بعدن سوالاشون رو تحلیل کنن،توی دلشون حرفی زدن؟!!مثلا زهرا تو خودت چی؟!!
حداقلش اون لحظه تو دلت برای من هیچی نگفتی؟؟!:face_without_mouth:
زهرا هم پوکر فیس نگام کردو گفت:خوش خیلیا!!!کی اون لحظه به همچین چیزی فکرمیکنه؟؟!!!:smirking_face:
تهشم یه طفل دیوونه گفت :neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
ما ساعت12و40دقیقه وقتمون تموم بود و حوالی ساعت 12و25ک بود میخاستم برگردم وسوالایی ک میدونستم وقت بیشتری میخاد رو حل کنم که یادم افتاد به دهم یازدهمی هایی ک قراره یه روزی سوالایی ک من توی اینجا حل کردم رو حل و بررسی کنن:face_without_mouth: (خوش خیالیم به واقعیت پیوست:face_with_tears_of_joy: )
اون لحظه تمام حرفم بهشون این بود
هرکاری دوست داری بکن....
ولی فقط کاری کن ک پشیمون نشی
به خودم گفتم زینب کنکور همین بود..همیــــــن :)وخب ختم کلام
کنکور رو نمیشه توصیفش کرد...باید تجربش کنی...:sparkles: :sparkles:
واونقدری شیرین هست ک بخاطرش سختی بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
بخاطرش خودتو از خیلی چیزا محدود کنی...:flexed_biceps_light_skin_tone:
اونقدر شیرین هست ک براش زحمت بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
ببین باعشق و خنده و لذت همه ی علوم رو یادبگیرو دلت رو به یادگرفتن علم و بافهمیدن عظمت خدا به صاحب اصلیش نزدیکتر کن...:smiling_face_with_halo: :upside-down_face: :victory_hand_light_skin_tone:
دوست من اگه کنکورتو جادادی ک میگم حله ،توکل کن ک نتیجه ی عالی میاد ان شاءالله:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
اگه هم فردا میری کنکور بدی هم بدون ک اون بالاسری هواتو همیشه داشته و داره و خواهد داشت....:smiling_face_with_halo: :seedling:
اگه هم تازه امدی تو وادی کنکور فقط بهت بگم ک با عشــــــق بخون
تلاش فوق العاده و سخت کوشی و استمرار تو،قطعانتیجه ی عالی برات داره:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
سالم و تندرست باشید:herb:
همتتون بلند:dizzy:
موفقیتاتون روزافزون:lollipop:
ارادتمندتان:یکی از داوطلبین کنکورریاضی1400(=
ان شالله بعد نتایج همگی هم شیرینی بدیم هم شیرینی بخوریم:face_with_tears_of_joy: :lollipop: :lollipop:
دانش-آموزان-آلاء
بچه-های-کنکور-ریاضی-1400 خداقوت بهتون(:
بچه-های-کنکور-تجربی-1400 فردا رو میترکونید(:zeinab dehghani 😍❤💜
-
:sparkles: به نام خدایی ک مهربونیش بی نهایت فراتر از مرزاندیشه ی همه ی آدماست:sparkles:
سلام به همه ی اونایی ک الان دارن این نوشته رو میخونن:raised_hand_light_skin_tone: :raised_hand_light_skin_tone:
خب امروز10تیر1400بود
ومن کنکور رو تجربه کردم:beaming_face_with_smiling_eyes:
خب شاید حرفای الانم بیشتر برای پررنگ شدن خاطرات امروزم باشه
ویکم حرف دلی
من همیشه گفتم ک سال کنکور باوجودهمه ی سختی هاوعذاباوناراحتیاش بهترین سال زندگیم بوده وهست
واز دیروز ک مثل امروز بچه های تجربی بود حالم خیلی متفاوت بود...یه جورایی تازه بودوتاحالا اینجوری تجربش نکرده بودم:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
واما امروز.....!
خب من کلن آدم هیجانی ای هستم..:grinning_face_with_sweat:
امروز کلی ذوق و شوق داشتم و حتی شاید بشه گفت هنوز هم دارم
استرس..!!!
اونم داشتم...اماخب بیخیالش میشدم و هنوزم باید بیخیال باشم:face_with_rolling_eyes:
مثل روز اول مدرسه برای آمادگی و کلاس اول(من بدجوری همیشه ذوق داشتم:star-struck: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone: )
توی تمام راه تابرسم به سالن توی ذهنم این بود ک خدایا بازهم مثل همیشه خدایی کن و منو جلوی خودم و والدینم شرمنده نکن
وخب رسیدم به حوزه و صندلیم و عکسی ک اصن شبیه من نبود...:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
نشستم ..رفت وآمدا...حرفای بچه ها....به خودم میگفتم خب زینب!الان دیگه رسمن توی دل کنکورهسی...:star-struck:
دفترچه ها پخش شد و پشت سرش صوت قرآن ک خیلی خوووووووب آرامش داد:relieved_face:
پ.ن:من توقع داشتم پاسخناممون مثل برگه های قلمچی و گاج قرمز باشه ولی سبز بود....خیلی خفن تر وباحال تر بود:neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
عمومی ها ک تموم شد و داشتن میگفتن دفترچه هارو بدین و تخصصی هارو بردارید ک من دیدم عععععع ای دل غافل یه عده ای بلندشدن رفتن!!!!:face_without_mouth: :expressionless_face: :expressionless_face:
این وسط اضافه کنم ک فکرمیکنم یه چندتایی تون منو حلال نکرده بودیناااااااا:expressionless_face: :face_with_tears_of_joy:
صدای آمبولانس اومد:face_without_mouth: (که خب بعدش فهمیدم یکی از پسرای حوزه کناری از ریاضیا حالش بدشده و دیگه بردنش بیمارستان:face_without_mouth: )
دختر دوتا اونطرف تریم زد زیر گریه:expressionless_face: (فکرکنم سر ریاضی بود..توی سوالای حسابانش..چون سوال نامش توی اون صفحه بود:face_without_mouth: )
مراقب هم خو انگاری عاشخم شده بود..هی میومد بیت شعرای کنار سوالنامم رو میخوند -_-:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
دیگه اینکه محیط یکم اذیتم کرد:face_with_tears_of_joy: :grimacing_face: :grimacing_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
اگه نتیجه کنکورم بد اومد همش تقصیر محیطه تقصیرمن خو نیست:grimacing_face: :face_with_tears_of_joy: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
پ.ن:ان شاءلله ک برای همه عالی میاد باو:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
بگذریم....
قبل کنکورم ک کنکورای داخل و خارج98و99 رو میزدم به زهرا میگفتم ایناک خیلی آسون بوده....یعنی اونایی ک اینارووحل میکردن،به اونایی ک قراره بعدن سوالاشون رو تحلیل کنن،توی دلشون حرفی زدن؟!!مثلا زهرا تو خودت چی؟!!
حداقلش اون لحظه تو دلت برای من هیچی نگفتی؟؟!:face_without_mouth:
زهرا هم پوکر فیس نگام کردو گفت:خوش خیلیا!!!کی اون لحظه به همچین چیزی فکرمیکنه؟؟!!!:smirking_face:
تهشم یه طفل دیوونه گفت :neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
ما ساعت12و40دقیقه وقتمون تموم بود و حوالی ساعت 12و25ک بود میخاستم برگردم وسوالایی ک میدونستم وقت بیشتری میخاد رو حل کنم که یادم افتاد به دهم یازدهمی هایی ک قراره یه روزی سوالایی ک من توی اینجا حل کردم رو حل و بررسی کنن:face_without_mouth: (خوش خیالیم به واقعیت پیوست:face_with_tears_of_joy: )
اون لحظه تمام حرفم بهشون این بود
هرکاری دوست داری بکن....
ولی فقط کاری کن ک پشیمون نشی
به خودم گفتم زینب کنکور همین بود..همیــــــن :)وخب ختم کلام
کنکور رو نمیشه توصیفش کرد...باید تجربش کنی...:sparkles: :sparkles:
واونقدری شیرین هست ک بخاطرش سختی بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
بخاطرش خودتو از خیلی چیزا محدود کنی...:flexed_biceps_light_skin_tone:
اونقدر شیرین هست ک براش زحمت بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
ببین باعشق و خنده و لذت همه ی علوم رو یادبگیرو دلت رو به یادگرفتن علم و بافهمیدن عظمت خدا به صاحب اصلیش نزدیکتر کن...:smiling_face_with_halo: :upside-down_face: :victory_hand_light_skin_tone:
دوست من اگه کنکورتو جادادی ک میگم حله ،توکل کن ک نتیجه ی عالی میاد ان شاءالله:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
اگه هم فردا میری کنکور بدی هم بدون ک اون بالاسری هواتو همیشه داشته و داره و خواهد داشت....:smiling_face_with_halo: :seedling:
اگه هم تازه امدی تو وادی کنکور فقط بهت بگم ک با عشــــــق بخون
تلاش فوق العاده و سخت کوشی و استمرار تو،قطعانتیجه ی عالی برات داره:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
سالم و تندرست باشید:herb:
همتتون بلند:dizzy:
موفقیتاتون روزافزون:lollipop:
ارادتمندتان:یکی از داوطلبین کنکورریاضی1400(=
ان شالله بعد نتایج همگی هم شیرینی بدیم هم شیرینی بخوریم:face_with_tears_of_joy: :lollipop: :lollipop:
دانش-آموزان-آلاء
بچه-های-کنکور-ریاضی-1400 خداقوت بهتون(:
بچه-های-کنکور-تجربی-1400 فردا رو میترکونید(:zeinab dehghani تاريخو فقط اشتب زدي😂 😂
-
-
81Sobhan در کنکوریون🤪 گفته است:
@mitra-ism-rahmani در کنکوریون🤪 گفته است:
وقتی سنجش کلید بذاره درصد هاتونو حساب میکنید ؟
خیر
@mitra-ism-rahmani در کنکوریون🤪 گفته است:
وقتی سنجش کلید بذاره درصد هاتونو حساب میکنید ؟
نع
اصن نگاش نميكنم@kosar-mottaghi در کنکوریون🤪 گفته است:
@mitra-ism-rahmani در کنکوریون🤪 گفته است:
وقتی سنجش کلید بذاره درصد هاتونو حساب میکنید ؟
نه من اصلا سال قبل هرچی پرسیدن سوالا چی بود گفتم نمیدونم😐
پس فقط منم که مریضم حساب میکنم :/
-
81Sobhan در کنکوریون🤪 گفته است:
@mitra-ism-rahmani در کنکوریون🤪 گفته است:
وقتی سنجش کلید بذاره درصد هاتونو حساب میکنید ؟
خیر
@mitra-ism-rahmani در کنکوریون🤪 گفته است:
وقتی سنجش کلید بذاره درصد هاتونو حساب میکنید ؟
نع
اصن نگاش نميكنم@kosar-mottaghi در کنکوریون🤪 گفته است:
@mitra-ism-rahmani در کنکوریون🤪 گفته است:
وقتی سنجش کلید بذاره درصد هاتونو حساب میکنید ؟
نه من اصلا سال قبل هرچی پرسیدن سوالا چی بود گفتم نمیدونم😐
پس فقط منم که مریضم حساب میکنم :/
-
zeinab dehghani تاريخو فقط اشتب زدي😂 😂
Bio نوچ:face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
-
@kosar-mottaghi مشکلش چیه؟
-
:sparkles: به نام خدایی ک مهربونیش بی نهایت فراتر از مرزاندیشه ی همه ی آدماست:sparkles:
سلام به همه ی اونایی ک الان دارن این نوشته رو میخونن:raised_hand_light_skin_tone: :raised_hand_light_skin_tone:
خب امروز10تیر1400بود
ومن کنکور رو تجربه کردم:beaming_face_with_smiling_eyes:
خب شاید حرفای الانم بیشتر برای پررنگ شدن خاطرات امروزم باشه
ویکم حرف دلی
من همیشه گفتم ک سال کنکور باوجودهمه ی سختی هاوعذاباوناراحتیاش بهترین سال زندگیم بوده وهست
واز دیروز ک مثل امروز بچه های تجربی بود حالم خیلی متفاوت بود...یه جورایی تازه بودوتاحالا اینجوری تجربش نکرده بودم:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
واما امروز.....!
خب من کلن آدم هیجانی ای هستم..:grinning_face_with_sweat:
امروز کلی ذوق و شوق داشتم و حتی شاید بشه گفت هنوز هم دارم
استرس..!!!
اونم داشتم...اماخب بیخیالش میشدم و هنوزم باید بیخیال باشم:face_with_rolling_eyes:
مثل روز اول مدرسه برای آمادگی و کلاس اول(من بدجوری همیشه ذوق داشتم:star-struck: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone: )
توی تمام راه تابرسم به سالن توی ذهنم این بود ک خدایا بازهم مثل همیشه خدایی کن و منو جلوی خودم و والدینم شرمنده نکن
وخب رسیدم به حوزه و صندلیم و عکسی ک اصن شبیه من نبود...:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
نشستم ..رفت وآمدا...حرفای بچه ها....به خودم میگفتم خب زینب!الان دیگه رسمن توی دل کنکورهسی...:star-struck:
دفترچه ها پخش شد و پشت سرش صوت قرآن ک خیلی خوووووووب آرامش داد:relieved_face:
پ.ن:من توقع داشتم پاسخناممون مثل برگه های قلمچی و گاج قرمز باشه ولی سبز بود....خیلی خفن تر وباحال تر بود:neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :face_with_tears_of_joy:
عمومی ها ک تموم شد و داشتن میگفتن دفترچه هارو بدین و تخصصی هارو بردارید ک من دیدم عععععع ای دل غافل یه عده ای بلندشدن رفتن!!!!:face_without_mouth: :expressionless_face: :expressionless_face:
این وسط اضافه کنم ک فکرمیکنم یه چندتایی تون منو حلال نکرده بودیناااااااا:expressionless_face: :face_with_tears_of_joy:
صدای آمبولانس اومد:face_without_mouth: (که خب بعدش فهمیدم یکی از پسرای حوزه کناری از ریاضیا حالش بدشده و دیگه بردنش بیمارستان:face_without_mouth: )
دختر دوتا اونطرف تریم زد زیر گریه:expressionless_face: (فکرکنم سر ریاضی بود..توی سوالای حسابانش..چون سوال نامش توی اون صفحه بود:face_without_mouth: )
مراقب هم خو انگاری عاشخم شده بود..هی میومد بیت شعرای کنار سوالنامم رو میخوند -_-:face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
دیگه اینکه محیط یکم اذیتم کرد:face_with_tears_of_joy: :grimacing_face: :grimacing_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
اگه نتیجه کنکورم بد اومد همش تقصیر محیطه تقصیرمن خو نیست:grimacing_face: :face_with_tears_of_joy: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
پ.ن:ان شاءلله ک برای همه عالی میاد باو:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
بگذریم....
قبل کنکورم ک کنکورای داخل و خارج98و99 رو میزدم به زهرا میگفتم ایناک خیلی آسون بوده....یعنی اونایی ک اینارووحل میکردن،به اونایی ک قراره بعدن سوالاشون رو تحلیل کنن،توی دلشون حرفی زدن؟!!مثلا زهرا تو خودت چی؟!!
حداقلش اون لحظه تو دلت برای من هیچی نگفتی؟؟!:face_without_mouth:
زهرا هم پوکر فیس نگام کردو گفت:خوش خیلیا!!!کی اون لحظه به همچین چیزی فکرمیکنه؟؟!!!:smirking_face:
تهشم یه طفل دیوونه گفت :neutral_face: :face_with_tears_of_joy: :expressionless_face:
ما ساعت12و40دقیقه وقتمون تموم بود و حوالی ساعت 12و25ک بود میخاستم برگردم وسوالایی ک میدونستم وقت بیشتری میخاد رو حل کنم که یادم افتاد به دهم یازدهمی هایی ک قراره یه روزی سوالایی ک من توی اینجا حل کردم رو حل و بررسی کنن:face_without_mouth: (خوش خیالیم به واقعیت پیوست:face_with_tears_of_joy: )
اون لحظه تمام حرفم بهشون این بود
هرکاری دوست داری بکن....
ولی فقط کاری کن ک پشیمون نشی
به خودم گفتم زینب کنکور همین بود..همیــــــن :)وخب ختم کلام
کنکور رو نمیشه توصیفش کرد...باید تجربش کنی...:sparkles: :sparkles:
واونقدری شیرین هست ک بخاطرش سختی بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
بخاطرش خودتو از خیلی چیزا محدود کنی...:flexed_biceps_light_skin_tone:
اونقدر شیرین هست ک براش زحمت بکشی:flexed_biceps_light_skin_tone:
ببین باعشق و خنده و لذت همه ی علوم رو یادبگیرو دلت رو به یادگرفتن علم و بافهمیدن عظمت خدا به صاحب اصلیش نزدیکتر کن...:smiling_face_with_halo: :upside-down_face: :victory_hand_light_skin_tone:
دوست من اگه کنکورتو جادادی ک میگم حله ،توکل کن ک نتیجه ی عالی میاد ان شاءالله:smiling_face_with_heart-eyes: :smiling_face_with_halo:
اگه هم فردا میری کنکور بدی هم بدون ک اون بالاسری هواتو همیشه داشته و داره و خواهد داشت....:smiling_face_with_halo: :seedling:
اگه هم تازه امدی تو وادی کنکور فقط بهت بگم ک با عشــــــق بخون
تلاش فوق العاده و سخت کوشی و استمرار تو،قطعانتیجه ی عالی برات داره:winking_face: :hand_with_fingers_splayed_light_skin_tone:
سالم و تندرست باشید:herb:
همتتون بلند:dizzy:
موفقیتاتون روزافزون:lollipop:
ارادتمندتان:یکی از داوطلبین کنکورریاضی1400(=
ان شالله بعد نتایج همگی هم شیرینی بدیم هم شیرینی بخوریم:face_with_tears_of_joy: :lollipop: :lollipop:
دانش-آموزان-آلاء
بچه-های-کنکور-ریاضی-1400 خداقوت بهتون(:
بچه-های-کنکور-تجربی-1400 فردا رو میترکونید(:zeinab dehghani
خسته نباشی دلاور چقدر طولانی بود 😶😂
مرسی از آرزوهای قشنگ
من فکر میکردم تایم شما از ما کمتره 😶 -
@kosar-mottaghi مشکلش چیه؟
-
@kosar-mottaghi 😂من تحلیل استاد رو دیدم، مشکلی ندیدم
-
بنظرتون الان اینستا رو نصب کنم یا وایسم تا فردا 😂😂
-
81Sobhan اونجا دیگه فالوت نمیکنم 😂😂
-
81Sobhan اونجا دیگه فالوت نمیکنم 😂😂
@infinitie-a نمک ///
