هرچی تودلته بریز بیرون۶
-
ولی میگذره
🚙
هم خوبه هم بد -
این همه با خودم کلنجار رفتم
این همه سعی کردم بپذیرم که گذشته
این همه حرص خوردم
این همه تلاش کردم آروم کنم خودمو
این همه تلاش کردم احساسی با قضیه برخورد نکنمبعد چی...؟! هیچی ... هرچقدرم سعی کنم اهمیت ندم باز چندتا جمله شنیدن از این اون اعصاب و روان منو به هم می ریزه
-
این پست پاک شده!
-
آیناز خانوم بعد بگو چرا ته دلت نمی خواد که قبول بشی
چون از باقی موندن این حسرت می ترسم
چون منتظر یه خوشحالی یه شادی یه رضایت از ته دل بودم و ندیدمش! و می ترسم تجربه اش نکنم -
براتون یه « آخیش بالاخره شد » آرزو می کنم. -
از ی طرف با خودم می گم بیخیال بابا تو این مرحله رو رد کن، باقیش به مرور درست می شه و این چیزا برا یکی دو سال اوله
ولی اگه نشد چی
-
اگه این چیزی ک بیخیالش شدم فرصت بوده باشه و من سوزونده باشمش چی
-
اح برگشتم به حرفای ۳ هفته پیشم
-
بلا تکلیفی همیشه با منه
-
من گفته بودم شب قشنگه؟!
-
بیخیال بابا
۱۲ رو که می گذره دردام یادم میاد تازه -
هعیی ونوس شیشصد و پنجا و پنج
-
هعییی جهاد اندرلاین صد و بیست ویک
-
هعیییی حمید اس
-
هعیییی آری چهارده هعییی


