همه چیز از روزی شروع میشه که به دنیا اومدم😂
اولش اصلا نمیخاستم به دنیا بیام 😐😂
شاید باورتون نشه ولی قرار بود 13 خرداد به دنیا بیام که مادرم 21 خرداد واقعا شک کرد که چرا این بچه انقد خوش و راحت خوابیده و نمیخاد پا به این جهان بزاره 😐😂
بعدم میره دکتر و دکتر با چشم های از حدقه بیرون زده میگه خانوم شما الان حس درد نداری؟!
مادرم خیلی ریلکس میگه نه آقای دکتر 😐☺️
مادرم رو میبرن سونو گرافی میبینن من از بند ناف آویزون شدم و میگم نوموخاممممم بیام نوموخام😂(بی مزه هم ترامپ نه من😐)
بعدش که پا در میونی دکتر ها و پرستاران و مدیریت بیمارستان شرفیاب میشم به این دنیا 😌
وزنم خیلی خیلی خیلی کم بوده😐 2 کیلو و دویست😐😂
چیه توقع داشتین 4 کیلو باشم؟! 😐😂
حالا درسته من ی هفته دیرتر به دنیا اومدم ولی دلیل نمیشه اضافه وزن بگیرم که 😐😂
بعدش طی یک عملیات خیلی خفن با حضور شیر خشک
استعداد من بروز میکنه و شروع میکنم به چاق شدن😂
باور کنید ی لپایی داشتم که نیاز به داربست داشت😂
من نوه ی اول دختری هستم که دخترم بوده!
خب این یعنی سلطنت😐😂😌
خاله هام و دایی هام فداییم بودن البته تا همین 3 تا چهار سالگی داخل تصویر 😌(البته اینجا 1 سالمه 😂😌)
وقتی میگم فداییم بودن یعنی این که مثلا😂
خالم که قبلا ازش حرف زده بودم با من حدود 10 سال تفاوت سنی داره یعنی اون موقع 10 یا 12 سالش بود 😂
وقتی بستنی میخوردیم اون طبیعتا بستنی زودتر تموم میشده و من که نی نی کوشولوی عجوجی مجوجی بیش نبودم بستنی کامل داشتم 😂
نمیدونم دقیقا چ تفکری داشتم ولی از بستنی رو به اتمام خالم بیشترخوشم میومد و اونو طلب میکردم😂
خالمم از خدا خواستهبا مهربانی بستنی من را گرفته و بستنی خود را جایگزین می کرد 😂
بعد 15 سال تو جمع اعتراف کرد هنوز نتونستم باهاش کنار بیام😂
ی بارم مادرم به پدرم میگه که اون قطره فاطمه رو بهش بده اخه گوشم عفونت کرده بوده 😐😂
پدر عزیز تر از جان هم که مشخصه خیلی دوسم داشته با این عملش😂
قطره گوش رو خیلی راحت میده بخورم😐😂
اخه پدر من چرا😐؟!
شما میتونی به چشم های این بچه تو عکس نگاه
کنی بهش قطره گوش بدی بخوره 😐😂؟!
البته من هم خیلی چون شکمو بودم هرچیزی که به سمتم تعارف میشده رو قبول میکردم 😂
چیزیم هم نشده البته میگن الله اعلم😂
پدرربزرگم که عاشقانه دوسش دارم(:
وقتی بچه بودم منو میزاشت جلوش و انواع روش های تغذیه و رژیم های غذایی رو آزمایش میکرد 😂
پسته بادوم رو میجوید (حالتون بد نشه صلوات 😂)
و میزاشت دهن من😐😂
اگر فیلمش رو نمیدیدم میگفتم نه دروغه 😂
شما تصور کن من چ دست و پایی میزنم برای اون پسته ی جویده شده😂 (به روم بیارید بلاکتون میکنم 😂)
یا مثلا بيسکوئيت مادر با چای 😂
فکر کنم حجم لپ ها رو به پدربزرگم مدیونم 😂
خاطره از بچگیم انقد زیاده که وقتی بزرگ شدم دیگ خاطره ای نیست😐😂
بازم از بچگی هام میگم براتون 😂
شاد باشید ☺️😌🌼






































